حسن ظنّ و خوش بينى نسبت به ديگران، از برترين ارزشهاى اخلاقى و بزرگترين عطيّهها است.[1]
براى حل مشكل سوء ظن، پيشوايان اسلام تا آنجا جلو رفتهاند كه رسول خدا6فرمود:
«اطْلُبْ لِأَخِيكَ عُذْراً فَانْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذراً».[2]
«براى گفتار و كردارى كه از برادر تو سر مىزند عذرى بجوى و اگر نيافتى عذرى بساز!»
بنابراين، از آنجا كه زائران در اينگونه سفرها، به عبادت خدا روى آورده و در صدد كسب معارف و آمرزش الهى برآمدهاند، شايسته است به شدت از سوء ظن و بدبينى نسبت به ديگران خوددارى كنند؛ زيرا گمان بد، عبادت را تباه مىكند.[3]
44- رازدارى
زائران معمولًا در طول سفر، يك زندگى جمعى دارند، گاهى هم هر چند نفر در يك اتاق اسكان داده
[1]- غرر الحكم، ح 4834
[2]- بحارالأنوار، ج 72، ص 197
[3]- غرر الحكم، ح 5574
مىشوند، در چنين وضعيتى طبيعى است كه ميان آنان گفت و گوهايى ردّ و بدل شود كه چه بسا بعضى از آنها دوست ندارند اين سخنان جاى ديگرى بيان شود، از اين رو پيشوايان دينى ما به ما دستور دادهاند تا سخنان محرمانه اشخاص را براى كسى بازگو نكنيم.
امام صادق7در اين باره فرمود:
«آنچه درمجالس گفته مىشود امانت است و كسى حق ندارد، سخن همصحبت خود را براى ديگرى بازگو كند مگر با اجازه او و يا اين كه نقل آن، بيان خوبى او باشد.»[1]
رسول خدا6نيز در اين زمينه مىفرمايد:
«مجالس امانتاند و فاش كردن راز برادر دينى، خيانت است، پس، از اين كار دورى كن.»[2]
و در حديث ديگرى فرمود:
«وقتى دو نفر با يكديگر در جلسهاى صحبت مىكنند، آنچه با يكديگر در ميان مىگذارند امانت خدا است، پس جايز نيست يكى از آنها بر خلاف ميل برادر دينىاش،
[1]- كافى، ج 2، ص 660
[2]- بحار الأنوار، ج 74، ص 89
آنچه كه او ميل به افشاى آن ندارد را بازگو كند.»[1]
45- مواعظ لقمان به مسافران
در حديثى به نقل از امام صادق7آمده است كه:
لقمان به پسرش گفت:
هر گاه با گروهى همسفر شدى، در كارهاى خود و آنان، بسيار با آنها مشورت كن و با لبخند با آنان برخورد كن (وخنده رو باش) و در زاد و توشهاى كه همراه دارى، نسبت به آنها كريم و بخشنده باش، هرگاه تو را دعوت كردند بپذير و اگر از تو كمك خواستند آنان را يارى ده، بيشتر ساكت و خاموش باش و فراوان نماز بخوان و در آنچه با خود دارى، از مركب و مال و توشه، بسيار بخشنده باش.
هر گاه در امر حقى از تو شهادت خواستند، شهادت ده و هر گاه از تو مشورت خواستند، با دقت نظر به آنان پاسخ ده، و پيش از آن كه درباره چيزى فكر كنى و چگونگى آن بر تو روشن شود، تصميم نگير و در مشورتدهى به ديگران با شتاب پاسخ نده، مگر آن كه
[1]- تنبيه الخواطر، ج 1، ص 98
در حال برخاستن، نشستن، غذا خوردن و ... فكرت را در رابطه با آن امر به كار اندازى. همانا كسى كه براى طرف مشورت خيرخواهى نكند، خداوند رأى و انديشه او را مىگيرد و (لباس) امانت را از او دور كند.
هر گاه ديدى همراهان تو حركت مىكنند، با آنها حركت كن و اگر ديدى كار مىكنند تو هم با آنان كاركن و اگر صدقه و يا وامى به كسى دادند تو نيز به ايشان اعطا كن و از آن كه از تو بزرگتر است، حرف شنوى داشته باش.
هر گاه همراهانت تو را به چيزى فرمان دادند و از تو چيزى پرسيدند، به آنها آرى بگو و نگو خير؛ زيرا «نه» گفتن عيب و نقص است.
هر گاه در راه سرگردان مانديد، از مركب فرود آييد و آن گاه كه ترديد داشتيد، بايستيد و مشورت كنيد ...
فرزندم هرگاه وقت نماز فرا رسيد، براى هيچ كارى نماز را به تأخير ميانداز، نماز را بخوان و خود را از اين دَيْنى كه به عهده دارى راحت كن، نماز را به جماعت بگزار، اگرچه بر سرِ نيزه باشد[1]...
هر گاه خواستيد جايى منزل كنيد، در مكانى فرود
[1]- كنايه از تنگى مكان است.
آييد كه خوش منظرتر و خاكش نرمتر و پرعلفتر باشد.
آنگاه كه فرود آمدى، پيش از آن كه بنشينى، دو ركعت نماز بگزار و هر گاه نياز به رفع حاجت داشتى از آنجا فاصله بگير و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بگزار، و با زمينى كه در آن فرود آمده بودى وداع كن و بر آن سرزمين و مردم آن جا درود فرست؛ زيرا هر سرزمينى، ساكنانى از فرشتگان دارد.
اگر مىتوانى غذا نخور مگر آن كه نخست بخشى از آن غذا را انفاق كرده باشى و تا زمانى كه سوار بر مركبى، بر تو باد به تلاوت قرآن و تا زمانى كه مشغول كارى هستى، بر تو باد به تسبيح خداگفتن و هر وقت كار خاصى ندارى، بر تو باد به دعا ...[1]
46- راهنماى گمشدگان
امام صادق7فرمود: اگر در راه گم شدى فرياد كن و بگو:
«يَا صَالِحُ أَوْ يَا أَبَا صَالِحٍ أَرْشِدُونَا إِلَى الطَّرِيقِ يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ».[2]
[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 440، ح 15208 و 15209
[2]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 195، ح 885 و 886
«اى صالح و اى ابا صالح لطف و عنايت خداوند بر شما باد، ما را راهنمايى كنيد.
همچنين نقل شده كه خداوند صالح را بر بيابان و حمزه را بر دريا گمارده است.
عبيداللَّه گويد:
چنين مشكلى براى ما پيش آمد و ما [در سفرى] راه را گم كرديم، برخى از همراهان از ما خواستند تا صداى خود را بلند كرده و اين جمله را بگوييم، پس از آنكه صدا زديم، دو نفر به سوى ما آمده ما را راهنمايى كردند و گفتند: راه از سمت راست است (يا آن كه گفتند سمت چپ) و ما در همان جهت حركت كرده، راه را يافتيم.
او همچنين از قول پدرش نقل كرده كه در بيابان راه را گم كرديم پس بلند صدا زديم (يا صالح و يا اباصالح) آنگاه ما را راهنمايى كردند. رفيق همراه ما گفت: صداى ضعيفى را شنيدم كه مىگفت:
راه در سمت راست است و ما خيلى راه نرفته بوديم كه به مسير اصلى رسيديم.[1]
[1]- محاسن، ص 363
47- زينت تشيّع
زائران ايرانى، سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در ديگر كشورها هستند و مسلمانان ساير بلاد، شيعه بودن و ويژگىهاى تشيع را در رفتار و كردار ايرانيان مىبينند، بنابراين بايد به شكلى عمل كنند كه باعث زينت و افتخار پيشوايان خود باشند.
هشام كندى مىگويد: از امام صادق7شنيدم كه فرمود:
«شما را برحذر مىدارم از اين كه كارى انجام دهيد كه به خاطر آن، ما را سرزنش كنند؛ زيرا فرزندِ بد، با عمل خود پدر را بدنام مىكند. شما براى آن كس كه خود را به او بسته و از ديگران به خاطر او گسستهايد آبرو و زينت باشيد، در ميان عشاير آنان نماز بگزاريد (يعنى در نماز جماعت آنان شركت كنيد) بيماران آنها را عيادت كنيد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد و مبادا آنها در كار خير بر شما سبقت گيرند، شما در انجام كارهاى خير از آنها سزاوارتريد[1]...
[1]- كافى ج 2، ص 219
معاوية بن وهب گويد: خدمت امام صادق7آمده، گفتم:
ما (پيروان شما) با هممذهبان خود و نيز مردم ديگرى كه با آنان معاشرت داريم، چگونه رفتار كنيم؟
حضرت در پاسخ فرمود:
«امانت آنان را به آنها برگردانيد، بيمارانشان را عيادت كنيد و در تشييع جنازههاى آنان حضور يابيد.»[1]
همچنين معاوية بن وهب در حديث ديگرى گفته است:
از امام صادق7پرسيدم، ما با هم مذهبان و نيز كسانى كه هم مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟
حضرت فرمود:
«به امامان خود كه از آنها پيروى مىكنيد بنگريد و هر كارى كه آنها مىكنند، شما نيز انجام دهيد. پس به خدا سوگند پيشوايان شما از بيماران آنها عيادت مىكنند، درتشييع جنازههاى آنان حاضر مىشوند و به سود و زيان آنان شهادت مىدهند و امانت آنان را به آنان باز مىگردانند.»[2]
[1]- كافى، ج 2، ص 635.
[2]- همان، ص 136.