بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 110

آييد كه خوش منظرتر و خاكش نرم‌تر و پرعلف‌تر باشد.

آنگاه كه فرود آمدى، پيش از آن كه بنشينى، دو ركعت نماز بگزار و هر گاه نياز به رفع حاجت داشتى از آنجا فاصله بگير و چون خواستى كوچ كنى دو ركعت نماز بگزار، و با زمينى كه در آن فرود آمده بودى وداع كن و بر آن سرزمين و مردم آن جا درود فرست؛ زيرا هر سرزمينى، ساكنانى از فرشتگان دارد.

اگر مى‌توانى غذا نخور مگر آن كه نخست بخشى از آن غذا را انفاق كرده باشى و تا زمانى كه سوار بر مركبى، بر تو باد به تلاوت قرآن و تا زمانى كه مشغول كارى هستى، بر تو باد به تسبيح خداگفتن و هر وقت كار خاصى ندارى، بر تو باد به دعا ...[1]

46- راهنماى گمشدگان‌

امام صادق7فرمود: اگر در راه گم شدى فرياد كن و بگو:

«يَا صَالِحُ أَوْ يَا أَبَا صَالِحٍ أَرْشِدُونَا إِلَى الطَّرِيقِ يَرْحَمُكُمُ اللَّهُ».[2]

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 440، ح 15208 و 15209

[2]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 195، ح 885 و 886


صفحه 111

«اى صالح و اى ابا صالح لطف و عنايت خداوند بر شما باد، ما را راهنمايى كنيد.

همچنين نقل شده كه خداوند صالح را بر بيابان و حمزه را بر دريا گمارده است.

عبيداللَّه گويد:

چنين مشكلى براى ما پيش آمد و ما [در سفرى‌] راه را گم كرديم، برخى از همراهان از ما خواستند تا صداى خود را بلند كرده و اين جمله را بگوييم، پس از آنكه صدا زديم، دو نفر به سوى ما آمده ما را راهنمايى كردند و گفتند: راه از سمت راست است (يا آن كه گفتند سمت چپ) و ما در همان جهت حركت كرده، راه را يافتيم.

او همچنين از قول پدرش نقل كرده كه در بيابان راه را گم كرديم پس بلند صدا زديم (يا صالح و يا اباصالح) آنگاه ما را راهنمايى كردند. رفيق همراه ما گفت: صداى ضعيفى را شنيدم كه مى‌گفت:

راه در سمت راست است و ما خيلى راه نرفته بوديم كه به مسير اصلى رسيديم.[1]

[1]- محاسن، ص 363


صفحه 112

47- زينت تشيّع‌

زائران ايرانى، سفيران مذهب تشيع و انقلاب اسلامى در ديگر كشورها هستند و مسلمانان ساير بلاد، شيعه بودن و ويژگى‌هاى تشيع را در رفتار و كردار ايرانيان مى‌بينند، بنابراين بايد به شكلى عمل كنند كه باعث زينت و افتخار پيشوايان خود باشند.

هشام كندى مى‌گويد: از امام صادق7شنيدم كه فرمود:

«شما را برحذر مى‌دارم از اين كه كارى انجام دهيد كه به خاطر آن، ما را سرزنش كنند؛ زيرا فرزندِ بد، با عمل خود پدر را بدنام مى‌كند. شما براى آن كس كه خود را به او بسته و از ديگران به خاطر او گسسته‌ايد آبرو و زينت باشيد، در ميان عشاير آنان نماز بگزاريد (يعنى در نماز جماعت آنان شركت كنيد) بيماران آن‌ها را عيادت كنيد، در تشييع جنازه آنان حاضر شويد و مبادا آن‌ها در كار خير بر شما سبقت گيرند، شما در انجام كارهاى خير از آن‌ها سزاوارتريد[1]...

[1]- كافى ج 2، ص 219


صفحه 113

معاوية بن وهب گويد: خدمت امام صادق7آمده، گفتم:

ما (پيروان شما) با هم‌مذهبان خود و نيز مردم ديگرى كه با آنان معاشرت داريم، چگونه رفتار كنيم؟

حضرت در پاسخ فرمود:

«امانت آنان را به آن‌ها برگردانيد، بيمارانشان را عيادت كنيد و در تشييع جنازه‌هاى آنان حضور يابيد.»[1]

همچنين معاوية بن وهب در حديث ديگرى گفته است:

از امام صادق7پرسيدم، ما با هم مذهبان و نيز كسانى كه هم مذهب ما نيستند چگونه رفتار كنيم؟

حضرت فرمود:

«به امامان خود كه از آن‌ها پيروى مى‌كنيد بنگريد و هر كارى كه آن‌ها مى‌كنند، شما نيز انجام دهيد. پس به خدا سوگند پيشوايان شما از بيماران آن‌ها عيادت مى‌كنند، درتشييع جنازه‌هاى آنان حاضر مى‌شوند و به سود و زيان آنان شهادت مى‌دهند و امانت آنان را به آنان باز مى‌گردانند.»[2]

[1]- كافى، ج 2، ص 635.

[2]- همان، ص 136.


صفحه 114

ابواسامه، زيد شحّام گويد: امام صادق7به من فرمود:

به هر يك از آنان كه مى‌بينى از من اطاعت كرده و به گفته من عمل مى‌كند سلام برسان، من شما را به تقواى خداوند و ورع در دين، كوشش و تلاش براى خدا و راست گويى و امانت دارى و سجده‌هاى طولانى و نيكى به همسايه دعوت و سفارش مى‌كنم.

رسول خدا6مأمور به ابلاغ چنين برنامه‌هايى بوده و اينها را آورده است، بنابراين، امانت هركه به شما امانت سپرده را، به او بازگردانيد، خواه خوش كردار بوده و يا بدكار، همانا رسول خدا6پيوسته دستور مى‌داد حتى نخ و سوزنى را هم اگر امانت سپرده‌اند، به صاحبش برگردانند.

[امام سپس فرمودند:] با عشاير آنان نماز بگزاريد و در تشييع جنازه ايشان حاضر شويد، بيماران آن‌ها را عيادت كنيد، حقوق ايشان را بپردازيد، پس هر مردى از شما اگر در دين خود ورع داشته باشد و راست گويد و امانت را بپردازد و با مردم خوش رفتارى كند، گفته مى‌شود اين مرد جعفرى است و اين، موجب خشنودى و شادى من مى‌شود و گفته مى‌شود:

اين است تربيت جعفر [بن محمد الصادق7‌].

به خدا سوگند، پدرم [امام باقر7‌] براى من نقل‌


صفحه 115

كرد كه مردى از شيعيان على‌بن ابى‌طالب7، در ميان قبيله‌اى زندگى مى‌كرد كه زينت آنان به شمار مى‌آمد، او از همه امانت‌دارتر بود و حقوق را بيش از ديگران مراعات مى‌كرد. از همه راستگوتر بود؛ به گونه‌اى كه همگان وصايا و امانت‌هاى خود را به وى مى‌سپردند، [اگر] از همه مردم آن قبيله مى‌پرسيدى، مى‌گفتند:

«مَنْ مِثْلُ فُلان»؛ «چه كسى مثل فلانى است؟»

يعنى او از همه ما امانت‌دارتر و راستگوتر است.[1]

اين گونه رفتار و عمل با مخالفان و خوش‌رفتارى و سلوك اسلامى با ديگر مسلمانان، موجب ايجاد جاذبه براى تشيع بوده، آنان را به مذهب شيعه و اهل‌بيت عصمت و طهارت:علاقه‌مند مى‌كند. لذا تمامى زائران، بايد كاملًا مراقب رفتار و كردار خود باشند تا خشنودى امامان معصوم:را بر ديگر دستاوردهاى اين سفر معنوى بيافزايند.

48- ايجاد جاذبه‌

بسيارى از زائران مى‌پرسند: ما براى ايجاد جاذبه بيشتر نسبت به اهل‌بيت عصمت و طهارت و تشيع در مكان‌هاى زيارتى چگونه رفتار كنيم؟

[1]- كافى، ج 2، ص 636


صفحه 116

پاسخ اين پرسش، در بيان امام صادق7آمده است:

«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الاجْتِهَادَ وَ الصَّلاةَ وَ الْخَيْرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِيَةٌ».[1]

«شما با غيرزبانتان (يعنى در عمل) مردم را (به اسلام و تشيع) دعوت كنيد، بايد از شما ورع، كوشش، نماز و كار خير ببينند، اينها دعوت كننده بوده (و جاذبه ايجاد مى‌كند).»

امام صادق7در حديث ديگرى فرمود:

«همانا ما هيچ مردى را مؤمن نمى‌شماريم، مگر آن كه از تمامى دستورات ما اطاعت و پيروى كند، آگاه باشيد يكى از نشانه‌هاى پيروى از دستورات و ارادت‌ورزى به ما، داشتن ورع است، پس خود را به آن بياراييد، خداوند بر شما رحمت آورد، دشمنانِ ما را با آن در تنگنا قرار دهيد، خداوند شما را رهايى بخشد.»[2]

[1]- كافى، ج 2، ص 78

[2]- همان.


صفحه 117

پيام اين حديث و احاديث مشابه آن به شيعيان اين است كه آنان نبايد تنها به شيعه بودن دل خوش كرده قانع باشند، بلكه بايد در عمل، پيرو راستين اهل بيت:بوده، در همه جا الگوى رفتارى پيشوايان خود را پياده كنند و به نمايش بگذارند.

امام باقر7در روايتى، ويژگى‌هاى شيعيان خود را براى جابر بن عبداللَّه انصارى اين گونه بيان فرموده‌اند:

اى جابر كسى كه خود را منتسب به ما مى‌دارد، آيا او را همين بس است كه گويد ما اهل بيت را دوست داريم؟

به خدا سوگند شيعه ما نيست جز كسى كه از خدا بترسد و فرمانبردار او باشد، اين گونه كسان شناخته نمى‌شوند جز با تواضع و خشوع، امانتدارى، كثرت ياد خدا، روزه‌دارى، اقامه نماز، نيكى به پدر و مادر، رسيدگى به حال همسايگان فقير و مسكين و بدهكار و رسيدگى به يتيمان، راستگويى، خواندن قرآن، كنترل زبان از (تعرض به) مردم مگر با خير و خوبى، و اين گونه كسان در ميان قوم خود، امين و مورد اعتماد مى‌باشند.

جابر گويد: عرض كردم: فرزند رسول خدا! من امروزه كسى را با اين خصوصيت‌ها- كه بيان فرموديد- نمى‌شناسم!