تبرّج و شهوت بازدارند، لباس حيا به تن كنند و روبند عفّت زنند، در ميان راه كه تداخل با مردان دارد، راه نروند، از كنار ديوار بگذرند، پوشيدن لباس نازك را ترك كنند، از هر چه مايه شهرت آنها مىشود دورى كنند، در معابر سرمه و عطر نزنند ...»[1]
63- رعايت وقار در زيارت
مرحوم علامه امينى در «ادب الزائر»[2]مىنويسد:
مرحوم شيخ محمد طه نجف، به حرم حضرت عسكريين8وارد شد، در حالى كه صداها به اذان بلند بود، [و هر كس در گوشهاى براى خود اذان مىگفت آنگاه ايشان] آنها را از آن كار نهى كرد و اين آيه شريفه را خواند:
ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً.[3]
مرحوم محدث نورى در تحيّة الزائر، پس از نقل حديثى كه مرحوم مجلسى در بحارالأنوار آورده، گويد:
[1]- آداب زيارت، ج 2، ص 2 و ادب الزائر، صص 47- 50
[2]- ادب الزائر، ص 26
[3]- نوح: 13
مرحوم مجلسى در كتاب «بحار»[1]و «تحفه» از اين آيه و روايت استظهار فرموده كه:
«بلند نمودن آواز در حرم مطهّر نبوى و مشاهد شريفه (صلوات اللَّه عليهم اجمعين) چه در زيارت و چه در غير آن، منهى و مذموم است.»
سپس محدث نورى مىنويسد:
«و چه نيك فرموده و اين ادبى است خاص، كه در مرحله احترام و تعظيم، رسول خدا6و ذريه طاهرهاش:را به آن امتياز اختصاص داده و پرده ناموس براى تكريم و توقير ايشان درميانشان گذاشته، پس هر كه آواز را بلند كند، هر چند در عبادتى باشد كه بلند نمودنِ آن صدا در آن ممدوح باشد، پرده ناموس الهى را دريده است ...»[2]
و از اين جا معلوم مىشود قباحت و شناعت آنچه متعارف و مرسوم شده در حرمِ مطهر علوى و بقعه منوره حسينى8كه در اوقات نماز، خصوص در صبح
[1]- بحار الأنوار، ج 100، ص 125
[2]- تحفة الزائر.
و شام، جماعت بسيارى كه گاه عدد ايشان زياده باشد از عدد گوش كنندگان، به غايت بلندى آواز، برخيزند و اذان بگويند و دعا كنند و صداها درهم پيچد، و فقرات اذان در يكديگر مخلوط شود، عُبّاد آن محل را، از زائران و نمازگزاران و متضرّعين و گريه كنندگان، از كار خود باز دارند و داخل در زمره صادّين عن سبيل اللَّه شوند، و پاس حرمت نبوت و امامت را از هم درند و حكايت اذان را كه از مستحبات اكيده است، از ميان برند، چه سامع نداند كه كدام را حكايت كند.
با اين مفاسد و غير آن، گمان دارد ثوابى برده و به فيض رسيده است و حال آن كه بايست از منكرات شرع شمرده شود، نه عبادات و در موبقات داخل شود، نه در قربات![1]
64- زيارت عارفانه
زيارت زمانى ثمربخش است و براى زائر بركات دارد كه عارفانه و همراه با شناخت باشد، آن كس كه حسين بن على7را درست نمىشناسد و از اهداف
[1]- آداب زيارت، علّامه محدّث نورى، تحقيق و تصحيح محمدحسين صفاخواه- عبدالحسين طالعى، ص 186.
قيام آن حضرت بى اطلاع است، چگونه انتظار دارد از بركات اين سفر بهرهمند شود؟
فائد حنّاط از امام كاظم7نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
«مَنْ زارَ الحُسَين7عارِفَاً بَحَقِّهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ».[1]
«كسى كه حسين7را زيارت كند و به حق او عارف و نسبت به آن حضرت شناخت داشته باشد، خداوند گناهان گذشته و حال او را مىبخشد.»[2]
هارون بن خارجه نيز گويد:
به امام صادق7عرض كردم مردم روايت مىكنند اگر كسى حسين بن على7را زيارت كند، پاداش يك حج و يك عمره به او داده خواهد شد.
امام7فرمود:
«مَنْ زارَهُ- وَاللَّه- عارِفَاً بِحَقِّهِ غَفَرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ».[3]
[1]- كامل الزيارات، ص 149
[2]- دانشمند فرزانه، مرحوم آقاى على اكبر غفارى رحمه الله، در حاشيه كتاب« ثواب الأعمال» مىنويسد: ما تقدم و ما تأخر هر دو فعل ماضى هستند و معناى آنها قديم و جديد است، نه گناهان گذشته و آينده.
[3]- كامل الزيارات، ص 149
«كسى كه او را زيارت كند و به خدا سوگند او را بشناسد و عارف به حق او باشد، خداوند گناهان گذشته و حال او را خواهد بخشيد.»
در حديثى ديگر حسين بن محمد قمى از امام موسى بن جعفر7نقل مىكند كه فرمود:
أَدنى ما يُثاب بِهِ زائِرُ الْحُسين7بِشَطِّ الْفُراتِ إِذا عرف بِحَقِّهِ وَ حُرْمَتِهِ وَ وِلايَتِهِ أَنْ يغفر لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ».[1]
«كمترين پاداشى كه در شطّ فرات به زائر حسين بن على7مىدهند آن است كه گناهان گذشته و حال او آمرزيده شود، مشروط به آن كه به حقّ آن حضرت و حرمت و ولايت او عارف بوده و شناخت داشته باشد.»
امام صادق7نيز معرفت به امام و پيروى از آن حضرت را شرط دستيابى به مغفرت معرفى مىكند.
فائد حنّاط گويد: از امام صادق7شنيدم كه فرمود:
«مَنْ زارَ الْحُسَين7عارِفَاً بِحَقِّهِ يَأتَمَّ بِهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأَخَّرَ».[2]
[1]- كامل الزيارات، ص 149 و 150.
[2]- همان، باب 54، ص 150، ح 6
شناخت حسين بن على7و اعتقاد و پيروى از آن حضرت، شرط اساسى در موفقيت سفر زيارت به كربلاى معلّى است. كسى كه نداند حسين بن على7براى چه و با چه هدفى قيام نمود و در برابر ظالمان ايستاد و اين كه چرا شهادت در راه خدا را آگاهانه انتخاب كرد؟ طبيعى است كه از اين سفر سودى و بهرهاى نخواهد داشت.
موضوع به اندازهاى اهميت دارد كه تنها در كتاب كامل الزيارات، در بيش از بيست روايت، روى كلمه «عارفاً بحقّه» تاكيد شده است.[1]
اگر اين معرفت حاصل شود، پاداشى بزرگ براى زائر به ارمغان مىآورد. امام صادق7مىفرمايد:
«مَنْ أَتى قَبْرَ الْحُسَين7عارِفَاً بِحَقِّهِ كانَ كَمَنْ حَجَّ ثَلاثَ حُجَج مَعَ رَسولِ اللَّه6».[2]
«آن كس كه قبر حسين7را زيارت كند و به حق آن حضرت عارف و آگاه باشد [پاداشش] همانند كسى است كه سه مرتبه با
[1]- كامل الزيارات، ص 148 تا 152
[2]- همان، ص 152
رسول خدا6حج انجام داده باشد.»
65- زيارت عاشقانه
زيارت حسين بن على7بايد عاشقانه و از روى محبت به رسول خدا6و خاندان عصمت و طهارت انجام شود، تا اين محبت جاذبه ايجاد كرده، زائر را به پيروى از آنان وادار نمايد كه در نتيجه هر كه از اهلبيت پيامبر:پيروى كند، نجات يافته به سعادت نائل مىگردد؛ «مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا وَ مَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ».[1]
امام صادق7فرمود:
«روز قيامت كه فرا مىرسد، نداكنندهاى ندا مىكند كه زائران حسين بن على7كجا هستند؟
جمعى از مردم كه تعداد آنان را جز خدا كسى نمىداند، به پا مىخيزند. پس به آنان گفته مىشود: هدف شما از زيارت حسين بن على7چه بود؟
گويند: پروردگارا، به دليل علاقمندى به پيامبر و على و فاطمه و دلسوزى و رحمت نسبت به
[1]- زيارت جامعه كبيره.
آنچه كه بر حسين7گذشته، به زيارت آن حضرت رفتيم.
آنگاه به آنان گفته مىشود:
... هذا مُحَمَّدٌ وَ عَلِىٌ وَ فاطِمَة وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ فَالْحَقُوا بِهِمْ، فَأَنْتُمْ مَعَهُمْ في دَرَجَتِهِمْ، الْحَقُوا بِلِواءِ رَسُولِ اللَّهِ، فَيَنْطَلِقُونَ الى لِواءِ رَسُولِ اللَّهِ فَيَكُونُونَ في ظِلِّهِ- وَاللِّواءُ في يَدِ عَلىٍّ7- حَتّى يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ فَيَكُونُونَ امامَ اللِّواءِ وَ عَنْ يَمينِهِ وَ عَنْ يَسارِهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ.[1]
اينان محمد و على و فاطمه و حسن و حسين [:] اند، پس به آنان بپيونديد، شما در كنار آنان هستيد، برويد و به پرچم رسول خدا [6] ملحق گرديد، پس آنان به سوى پرچم رسول خدا [6] حركت كرده، و در حالى كه پرچم در دست على [7] است، زير سايه آن قرار مىگيرند، على [7] نيز در حالى كه زائران حسينى در چهار سوى پرچم قرار گرفتهاند، آنان را حركت داده و بدين ترتيب وارد بهشت مىشوند.»
[1]- كامل الزيارات، ص 152