بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17

«سياحت و گردش كنيد، زيرا آب چون حركت كند پاكيزه و سالم ماند و اگر بايستد دگرگون شده و زرد مى‌شود.»[1]

گرچه هر سفرى بايد با قصد الهى و توكل بر خدا انجام شود، ليكن از مجموعه رواياتى كه در زمينه سفرهاى زيارتى نقل شده، مى‌توان به خوبى دريافت مسافر در اينگونه مسافرت‌ها، بايد با انگيزه‌اى خاص و به منظور تقويت بنيه ايمانى خود و الگوگيرى از چهره‌هاى تابناك دين و ايجاد تغيير و تحوّل روحى و اخلاقى به سفر زيارتى برود، و سفر را با انگيزه‌هاى مادّى و غير دينى آلوده نسازد تا بتواند از سفر خود بهره و نصيبى داشته باشد.

2- تعيين هدف‌

يكى از انگيزه‌هاى سفر، دستيابى به آرامش روحى و روانى و رفع اضطراب و افسردگى و نيز خستگى‌هاى جسمانى است، يكسره كار كردن و تفريح و استراحت نكردن سبب فرسودگى جسم و جان انسان مى‌شود و نشاط كارى را از او مى‌گيرد.

رسول اكرم6در آموزه‌هاى خود به بشريت، اين‌

[1]- امالى شيخ طوسى، ص 389.


صفحه 18

امر مهم را مورد توجه قرار داده و فرموده‌اند:

«سافِروُا تَصِحُّوا ...».[1]

«سفر كنيد تا تندرست شويد.»

در حديثى ديگر نيز فرمود:

«إِذا أَعْسَرَ أَحَدُكُمْ فَلْيَخْرُجْ وَ لَايَغُمَّ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ».[2]

«هنگامى كه يكى از شما در مضيقه و تنگناى زندگى قرار گرفت، پس بايد [از محيطى كه در آن قرار دارد] خارج گردد و خود و خانواده‌اش را غمگين و ناراحت نكند.»

امام صادق7نيز آنگاه كه اوصاف افراد داراى ايمان كامل را بيان مى‌فرمايد، يكى از ويژگى‌هاى آنان را در يك جا نماندن و در روى زمين جابجا شدن و مسافرت كردن برشمرده و مى‌فرمايد:

«الْمُنْتَقِلَةُ دِيارُهُمْ مِنْ أَرْضٍ إِلى‌ أَرْضٍ‌[3]».

همچنين در اشعار منسوب به امير مؤمنان على7،

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 115.

[2]- همان.

[3]- همان.


صفحه 19

يكى از اهداف سفر، غم‌زدايى از روح و جان آدميان معرفى شده است:

تَغَرَّبْ عَنِ الْأَوْطَانِ فِي طَلَبِ الْعُلَى‌

وَ سَافِرْ فَفِي الْأَسْفَارِ خَمْسُ فَوَائِد

تَفَرُّجُ هَمٍّ وَ اكْتِسَابُ مَعِيشَةٍ

وَ عِلْمٌ وَ آدَابٌ وَ صُحْبَةُ مَاجِدٍ[1]

3- اخلاص در نيت‌

اخلاص، شرط اساسى در تمامى عبادات است، هر كس عبادتى را براى خودنمايى و ريا و يا دستيابى به امور مادى و دنيايى انجام دهد، از آن عمل هرگز بهره و نصيبى نخواهد برد.

اين اصل مهم به اندازه‌اى تعيين كننده است كه اگر رزمنده و جهادگرى در ميدان نبرد شركت كند و هدفش دستيابى به غنايم جنگى، انتقام‌گيرى از دشمن و رسيدن به پست و مقام باشد و در اين راه كشته شود، شهيد به حساب نمى‌آيد.

همه چيز در گرو نيّت انسان است و با آن ارتباط مستقيم دارد. رسول خدا6فرمود:

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 115.


صفحه 20

«انَّمَا الأَعْمالُ بِالنّياتِ‌[1].»

«جز اين نيست كه كارها به نيت‌ها است.

[يعنى بر اساس نيت هر كس، بررسى و پاداش يا جزا داده مى‌شود.]»

در حديث ديگرى نيز فرمود:

«اذا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ لِلَّهِ خالِصاً، لأَنَّهُ لا يَقْبَلُ مِنْ عِبادِهِ الأَعْمالَ الّا ما كانَ خالِصاً».[2]

«هرگاه كارى را انجام دادى، آن را فقط براى خدا انجام ده، زيرا خداوند تنها اعمال خالص را از بندگان خود مى‌پذيرد.»

بر اين اساس، سالكان اين طريق بايد با نيتى پاك و خالص در اين راه قدم بگذارند، دل به غير خدا نبندند و در زيارت جز قرب و نزديكى حق تعالى چيز ديگرى نخواهند.

دستيابى به اخلاص نيز از طريق مقابله با هواى نفس حاصل مى‌شود. امير مؤمنان على7فرمود:

«كَيْفَ يَسْتَطيعُ الإخْلاصَ مَنْ يَغْلِبُهُ الْهَوى‌».[3]

[1]- صحيح مسلم، ج 6، ص 46

[2]- بحارالأنوار، ج 77، ص 103

[3]- غررالحكم، ح 6977


صفحه 21

«آن كس كه هوى و هوس بر وى چيره گرديده، چگونه مى‌تواند به اخلاص دست يابد؟»

نتيجه اين كه زائران بايد سفر را با مبارزه با نفس آغاز و پس از غلبه بر آن، قصد زيارت اولياى خدا كنند تا، به پاداشى غير قابل شمارش دست يابند.

امام عسكرى7فرمود:

«لَوْ جَعَلْتُ الدُّنْيا كُلَّها لُقْمَةً واحِدَةً وَ لَقَّمْتُها مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ خالِصاً لَرَأيْتُ انّى مُقَصِّرٌ فى حَقِّهِ».[1]

«اگر همه دنيا را يك لقمه كرده، در دهان كسى گذارم كه خدا را از روى اخلاص پرستش و عبادت مى‌كند، باز مى‌بينم كه در حق او كوتاهى كرده‌ام»

4- زاد و توشه حلال‌

زائر بايد هزينه سفر و زاد و توشه خود را از مال حلال برگيرد تا توفيق عبادت يابد و بتواند در اماكن‌

[1]- بحارالأنوار، ج 70، ص 245، ح 19


صفحه 22

مقدس و زيارتگاه‌ها، شيرينى مناجات با خدا را حسّ و از عبادات خود لذّت ببرد.

خداوند در قرآن كريم، به رسولان خود اين‌چنين دستور مى‌دهد:

«يا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّي بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ».[1]

«اى رسولان، از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آن‌چه انجام مى‌دهيد دانا هستم.»

در آيه‌اى ديگر نيز خطاب به مؤمنان مى‌فرمايد:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ».[2]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از نعمت‌هاى پاك و پاكيزه‌اى كه روزى شما كرده‌ايم بخوريد و خدا را شكر كنيد، اگر تنها او را مى‌پرستيد.»

استفاده از زاد و توشه حلال و بهره‌گيرى از نعمت‌هاى پاك، وظيفه رسولان و همه مؤمنان و

[1]- مؤمنون: 51

[2]- بقره: 172


صفحه 23

دلباختگان به خداوند است. و آن‌ها كه اموالشان را از راه حرام و يا شبهه‌ناك به‌دست آورده‌اند، بايد پيش از سفر، دارايى خود را تزكيه كنند، خمس و زكات و ديگر حقوق مردم را به صاحبان اصلى آن بپردازند، سپس قصد كوى دوست كنند وگرنه، پذيرفته نخواهند شد، گرچه به صورت ظاهر، جسم آنان در چنين اماكن مقدسى در گردش باشد. امام باقر7فرمود:

«مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ أَرْبَعٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي أَرْبَعٍ:

مَنْ أَصَابَ مَالًا مِنْ غُلُولٍ أَوْ رِبًا أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ سَرِقَةٍ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ فِي زَكَاةٍ وَ لا فِي صَدَقَةٍ وَ لا فِي حَجٍّ وَ لا فِي عُمْرَةٍ».[1]

«كسى كه از چهار طريق مالى به‌دست آورد، هزينه كردن آن، در چهار چيز پذيرفته نمى‌شود:

كسى كه مالى را از راه فريب، ربا، خيانت و يا سرقت به‌دست آورد و با آن زكات يا صدقه دهد و يا به حج و عمره رود، خداوند از او نمى‌پذيرد.»

[1]- امالى صدوق، ص 442.


صفحه 24

5- خداحافظى و حلاليت‌طلبى‌

زائر هرگاه تصميم مى‌گيرد به زيارت برود، بر اساس توصيه امام صادق7، شايسته است آن را به اطلاع برادران دينى خود برساند. آن حضرت به نقل از رسول خدا6فرمود:

«حَقٌّ عَلَى الْمُسْلِمِ إِذَا أَرَادَ سَفَراً أَنْ يُعْلِمَ إِخْوَانَهُ وَ حَقٌّ عَلَى إِخْوَانِهِ إِذَا قَدِمَ أَنْ يَأْتُوهُ».[1]

«مسلمانى كه قصد مسافرت دارد، شايسته است برادران خويش را آگاه سازد. بر برادران او نيز لازم است هنگام بازگشت، به ديدن وى بيايند.»

انجام اين دستورالعمل مى‌تواند ثمرات و بركات فراوانى را به‌دنبال داشته باشد؛ يكى از اين بركات، زدودن تيرگى‌ها و كدورت‌ها از دل انسان‌ها است.

افراد بشر به دليل اجتماعى بودن، در زندگى شخصى و اجتماعى خود، گرفتار تضادها و مشكلاتى مى‌شوند كه در نتيجه، رنجش و نارضايتى ديگران را به‌دنبال دارد، همسر، فرزندان، برادران و خواهران، همسايگان، همكاران، مردم كوچه و بازار و ....

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 448، ح 15227