بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 172

و آن را زيارت مى‌كرد. آيا دوست نمى‌دارى خداوند تو و اطرافيانت را از كسانى قرار دهد كه رسول خدا6، على بن ابى‌طالب7، فاطمه3و ائمه:براى آنان دعا مى‌كنند؟ ....»[1]

70- دعاى امام صادق7براى زائران حسينى‌

معاوية بن وهب گويد: خدمت امام صادق7رسيدم در حالى كه ايشان در محراب به نماز ايستاده بودند، من گوشه‌اى نشستم تا آن حضرت نمازشان پايان يافت، سپس به سجده رفته و به دعا پرداختند، و به خداى خويش چنين گفتند:

«اى آن كه كرامت و بزرگى را به ما اختصاص دادى، و به ما وعده شفاعت دادى، و رسالت را در خاندان ما نهادى، و ما را وارث پيامبران قرار دادى، و سلسله امّت‌ها و نبوّت را به ما پايان بخشيدى، و منصب وصايت و جانشينى رسول خدا را ويژه خاندان ما ساخته‌اى و علم گذشته و آينده را

[1]- كامل الزيارات، ص 127


صفحه 173

به ما ارزانى نموده‌اى، و دل‌هاى مردم را به سوى ما متمايل كرده‌اى، مرا و برادران دينى من را و نيز زائران قبر پدرم حسين بن على را ببخشاى، آنان كه هزينه‌هايى را تحمّل نموده و به سوى ما كوچ كرده‌اند، به خاطر ميل و علاقه‌اى كه در نيكى به ما دارند و به اميد اجر و پاداشى كه در محبّت و دوستى با ما، نزد تو است، و براى شادى قلب پيامبرت محمد6و پذيرش امر و دستور و ولايت ما، و خشمگين ساختن دشمنان ما، و هدف آنها در تمامى اين كارها، رضايت و خشنودى تو است، پس آنان را از سوى ما به بهشت و مقام رضا و خنشودى‌ات پاداش ده و آنها را در شب و روز مصون و محفوظ دار، و خانواده و فرزندانشان را در نبود ايشان، به بهترين شكل سرپرستى نما و ياورشان باش و شرّ و فساد هر سركش بدكردارِ مخالفِ حق را از آنان دور گردان و شرّ هر ناتوان و يا توانا و هر شيطانى از انس و جنّ را از آنها بگردان، و بيش از آنچه كه آنها انتظار و آرزو دارند، در اين غريبى و دورى از وطن كه به دليل مقدّم‌


صفحه 174

داشتن ما بر فرزند و خانواده و خويشانشان صورت گرفته، به آنها ارزانى دار.

بارالها دشمنان ما، اين سفر را بر زائران ما عيب گيرند و آن را غير منطقى و نادرست برشمرند و آنان را سرزنش كنند، ليكن اين كارها نه تنها هرگز مانع و جلوگير دوستان ما از اقدام به اين عمل و آمدن آنها به سوى ما نشد، بلكه على‌رغم دشمنان ما، بدان تصميم گرفته و مبادرت به زيارت ما مى‌كنند.

بار پروردگارا، به اين رخسارها كه در اين راه از تابش آفتاب رنگش تغيير يافته، و بر اين گونه‌ها كه به قبر حسين7ساييده گرديد، و بر اين چشمانى كه از سوز دل براى ما اشك ريخته، و بر اين دل‌ها كه در مصيبت ما بى تاب گشته و سوخته، و بر اين فغان و خروش‌ها كه براى مظلوميت ما بركشيده شده، رحمت آور.

بارالها من اين جان‌ها و اين جسم‌ها را به تو مى‌سپارم تا در آن روز كه تشنگى همه را فرا مى‌گيرد، از حوض كوثر سيرابشان فرمايى.»

معاوية بن وهب مى‌گويد، امام7همچنين اين دعا


صفحه 175

را در حال سجده تكرار مى‌فرمود ... سپس به من فرمود:

«دعا كنندگانِ زائران آن حضرت در آسمان، بيشتر از دعا كنندگانِ آنها در روى زمين‌اند، پس زيارت آن حضرت را از ترس هيچ كس ترك مكن، زيرا هر كس آن را از روى ترس ترك كند، آن قدر پشيمان شود كه همواره آرزو مى‌كند اى كاش قبر حسين بن على7در دسترس او و كنار او بود.

[اى معاويه‌] آيا دوست نمى‌دارى كه خداوند تو و وجودت را در ميان گروهى قرار دهد كه رسول خدا6براى آنان دعا مى‌كند؟ آيا خوش ندارى فرداى قيامت، در آن گروهى باشى كه فرشتگان با آنان دست داده و مصافحه مى‌كنند؟

آيا مايل نيستى در قيامت از زمره كسانى باشى كه وارد شوند در حالى كه بار گناهى بر دوش ندارند تا به عقوبت آن گرفتار آيند؟

آيا ميل ندارى در قيامت از گروهى باشى كه، به رسول خدا6دست مى‌دهند و با آن حضرت مصافحه مى‌نمايند؟»[1]

[1]- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، مرحوم شيخ صدوق، ص 213.


صفحه 176

71- محل رفت و آمد فرشتگان‌

اسحاق بن عمار گويد: امام صادق7فرمود:

«مَا بَيْنَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ7إِلَى السَّمَاءِ السَّابِعَةِ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ»[1].

«ميان قبر حسين بن على7تا آسمان هفتم، محل رفت و آمد فرشتگان است.»

در حديثى ديگر اسحاق بن عمّار مى‌گويد: از امام صادق7شنيدم كه فرمود:

«لَيْسَ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَوَاتِ إِلَّا وَ هُمْ يَسْأَلُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَنْ يَأْذَنَ لَهُمْ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ7فَفَوْجٌ يَنْزِلُ وَ فَوْجٌ يَعْرُجُ.»[2]

«هيچ فرشته‌اى در آسمان‌ها نيست مگر آن كه از خداوند مى‌خواهد تا قبر حسين بن على7را زيارت كند، پس گروهى از آنها پايين آمده و گروهى به آسمان‌ها برمى‌گردند.»

[1]- كامل الزيارات، ص 223

[2]- همان، ص 223


صفحه 177

72- شيوه زيارت ابى عبداللَّه7‌

زيارت ابى عبداللَّه الحسين7بايد به گونه‌اى انجام شود كه غم و حزن جانكاه آن زمان را در خاطره‌ها زنده كند و زائران را به ادامه راه آن حضرت تشويق نمايد.

امام صادق7فرمود:

«اذا ارَدتَ زِيارَةَ الحُسَين فَزُرهُ وَ أَنتَ كَئِيتٌ حَزينٌ مَكرُوبٌ، شَعثاً مُغبراً جائِعاً عَطشاناً، فَانَّ الحُسَينَ7قُتِلَ حَزيناً مَكرُوباً شَعثاً مُغبراً جائِعَاً عَطشاناً، و سَلْهُ الحَوائِجَ وَانصَرِف عَنهُ، وَلاتَتَّخِذهُ وَطَناً».[1]

«هر گاه خواستى حسين7را زيارت كنى، آن حضرت را با حالتى غمگين، اندوهناك، ژوليده، پريشان، گرسنه و تشنه زيارت نما، زيرا حسين بن على7در حالتى غمين، گرد و خاك بر صورت نشسته، و تشنه و گرسنه به شهادت رسيد، آن‌گاه نيازهاى خود را بخواه و برگرد و آنجا را وطن قرار مده.»

كرام بن عمرو، در حديثى ديگر همين نكات را از

[1]- كامل الزيارات، ص 142


صفحه 178

امام صادق7نقل كرده است.[1]شايد بتوان از ذيل حديث، استفاده كرد كه هدف از زيارت، آمدن زائر به اين ديار، و آشنايى با مصائب و اهداف حسين بن على7است، تا پس از آن به وطن خويش بازگشته، براى تحقّق اهداف آن امام همام تلاش كند و راه و رسم آن حضرت را ادامه دهد تا مظلومان احساس امنيت كنند و ظالمان از تجاوز و ستم بازداشته شوند. [فَيَأمَن المَظلُومُونَ مِن عِبادِك ...]

امام صادق7از مفضّل بن عمر مى‌خواهد تا با حالى افسرده و غمين و غبارآلوده به زيارت حسين بن على7برود.[2]

زيارت حسين بن على7همچنين بايد شرايط عاشورا و كربلاى حسينى، و گرسنگى و تشنگى آن حضرت و اهل بيت:و يارانش را در خاطره‌ها زنده كند و الهام‌بخش براى كسانى باشد كه مى‌خواهند در مسير قيام حسينى حركت نموده، اهداف آن حضرت را محقق سازند. از امام صادق7نقل شده كه فرمود:

[1]- كامل الزيارات، ص 147

[2]- همان، ص 140


صفحه 179

«به من خبر داده‌اند جمعى به قصد زيارت حسين7حركت نموده، سفره‌هايى كه در آن شيرينى و حلوا و امثال آن هست، با خود برمى‌دارند [تا از آنها استفاده كنند]. اين كسان اگر به زيارت قبور آنان كه دوستشان دارند بروند، چنين چيزهايى را با خود برنمى‌دارند.»[1]

امام صادق7از مردى از اهالى رقّه پرسيد: آيا به زيارت قبر ابى عبداللَّه7مى‌رويد؟ پاسخ داد: آرى.

امام7فرمود: آيا براى اين سفر با خود سفره‌هايى برمى‌داريد؟

جواب داد: آرى.

امام7فرمود: شما به زيارت قبور پدران و مادران خود كه مى‌رويد چنين نمى‌كنيد.

گفتم: [يابن رسول‌اللَّه‌] چه چيزى بخوريم؟

پاسخ فرمود: نان و شير ...[2]

روشن است مقصود از سفره غذا، غذاهاى لذيذ است، نه مطلق سفره.

[1]- كامل الزيارات، ص 139

[2]- همان، ص 140