80- تسليت گويى در مصيبت حسين بن على7
مالك جهنى از امام باقر7مىپرسد كه مردم در مصيبت حضرت حسين بن على7چگونه به يكديگر تسليت بگويند؟
حضرت پاسخ داد بگويند:
«عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ7وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ وَ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ...»[1]
«خداوند پاداشهاى ما را در مصيبت حسين بن على7افزون گرداند و ما و شما را از طلب كنندگان خون آن حضرت، همراه با امام مهدى7از آل محمّد قرار دهد ...»
81- محصول زيارت
محصول زيارت بسيار زيبا و شيرين است، زائر در كنار مرقد معصومان و اولياى خدا، پس از آن كه با آنها
[1]- كامل الزيارات، ص 193
احساس نزديكى كرد دست به دعا برداشته از خدا مىخواهد:
«اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ مُولَعَةً بِذِكْرِكَ وَ دُعَائِكَ مُحِبَّةً لِصَفْوَةِ أَوْلِيَائِكَ مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَ سَمَائِكَ صَابِرَةً عَلَى نُزُولِ بَلَائِكَ مُشْتَاقَةً إِلَى فَرْحَةِ لِقَائِكَ مُتَزَوِّدَةً التَّقْوَى لِيَوْمِ جَزَائِكَ مُسْتَنَّةً بِسُنَّةِ أَوْلِيَائِكَ مُفَارِقَةً لِأَخْلَاقِ أَعْدَائِكَ مَشْغُولَةً عَنِ الدُّنْيَا بِحَمْدِكَ وَ ثَنَائِكَ».[1]
«بار خدايا، جانم را به قَدَر خويش مطمئن و به قضاى خويش راضى گردان، و روحم را به ذكر و دعايت حريص گردان، و آن را دوستدار اولياى برگزيده خويش بگردان و محبوب در زمين و آسمان ساز، خداوندا روح مرا در برابر بلاهايت صبور و بر نعمتهايت شاكر گردان، و مرا به گونهاى قرار ده كه شكرگزار نعمتهاى بىكران تو باشم و همواره مشتاق ديدار تو بوده و پيوسته براى
[1]- مفاتيح الجنان، زيارت اميناللَّه
روز قيامت، توشه تقوى فراهم سازم، و جانم را به روشها و سنن اولياى الهى آراسته كنم و از اخلاق زشت دشمنان الهى دور نمايم. و به جاى مشغول دنيا شدن، به حمد و ثناى تو سرگرم باشم.»
اين سيزده نعمت الهى كه در اين زيارت مورد درخواست زائر قرار گرفته، زمينهساز كمال انسانها است كه با دستيابى به آن، به جامع خوبىها و پاكىها دست خواهند يافت. همچنين از خدا مىخواهد:
«اغْفِرْ لِاوليائِنا، وَ كُفَّ عَنَّا اعدائَنا وَاشغَلْهُمْ عَنْ اذانا وَ اظهِرْ كَلِمَةَ الحَقِّ وَاجْعَلهَا العُلْيا وَ ادْحِضْ كَلِمَةَ الْباطِلِ وَ اجْعَلْهَا السُّفلى انَّكَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ».[1]
بار خدايا دوستان ما را بيامرز و دشمنان ما را از دشمنى با ما بازدار، و آنان را سرگرم خود كن تا زيانى به ما نرسانند، بار پروردگارا، حق را آشكار ساز و آن را برترين قرار ده، و باطل را از ميان بردار و آن
[1]- مفاتيح الجنان، زيارت امين اللَّه
را پست گردان، كه تو همواره بر هر چيز قادر و توانايى.
82- پاداش زيارت امير مؤمنان على7
رسول خدا6در پاسخ حسن بن على7كه پرسيد:
«يا ابَتِ ما جَزاءُ مَنْ زارَكَ؟»؛ پدر، پاداش آن كه شما را زيارت كند، چيست؟» فرمود:
«مَنْ زارَنى أوْ زارَ اباكَ أوْ زارَكَ، أوْ زارَ اخاكَ كانَ حَقّاً عَلَىَّ انْ ازْورَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتّى اخَلِّصَهُ مِنْ ذُنُوبِهِ.»
هر كس مرا يا پدرت را، يا تو و يا برادرت را زيارت كند بر من لازم شود كه در روز قيامت از او ديدار كنم و او را از گناهانش برهانم.»[1]
83- پاداش زيارت ساير ائمه مدفون در عراق
حسسن بن علىّ وشّاء گويد: به حضرت رضا7عرض كردم: ثواب آن كس كه قبر يكى از امامان را زيارت كند چيست؟ فرمود:
«لَهُ مِثْلُ ما لِمَنْ اتى قَبْرَ ابى عبداللَّه7؛
[1]- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه مرحوم غفارى، ص 188.
ثوابش مانند پاداش زيارت قبر حسين7است.»
به آن حضرت عرض كردم: پاداش كسى كه قبر موسى بن جعفر7را زيارت كند، چيست؟
فرمود:
«لَهُ مِثْلُ مَنْ زارَ قَبْرَ ابى عَبْدِاللَّه7؛ براى او پاداشى همانند پاداش كسى است كه قبر حسين بن على7را زيارت كند.»[1]
84- هديه سفر
مستحب است مسافر هنگام بازگشت به خانه، هديهاى براى خانوادهاش بياورد. ابن سنان از امام صادق7نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
«هنگامى كه يكى از شما به مسافرت برود، هنگام برگشتن به هر مقدار كه براى او امكان دارد، هر چند يك سنگ، براى خانواده خود هديه بياورد ...»[2]
ليكن بايد توجه داشت كه تهيه سوغات، نبايد
[1]- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 220.
[2]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 459، ح 15259
زائران را از وظايف حسّاس و خطيرشان بازدارد و به جاى حضور در حرمها، بيشترين وقت خود را در خيابانها و بازارها سپرى كنند و به دليل خستگى، از توفيق عبادت محروم شوند.
از اين رو بايد براى خريد هدايا، برنامهريزى نموده، وقت خاصى را براى آن در نظر بگيرند و كالاهاى مورد نياز خود را بخرند، و ديگر به بازار نروند.
شيطان نيز در اين گونه موارد در كمين زائران است.
تنوّع كالاها و بازارها كه بخشى از آن در مسير زائران قرار دارد، موجب مىشود تا در ميان راه، مسير خود را تغيير داده، به جاى حضور در محضر ائمه:، از اين مغازه به آن مغازه رفته و در پايان خسته، خود را به محل اقامت مىرسانند و به استراحت مىپردازند.
نكته ديگر اين كه بايد توقّعات ديگران را نسبت به ميزان هدايا كاهش داد؛ زيرا همان گونه كه خويشان زائران عتبات عاليات، جز يك مهر و تسبيح معمولى توقّعى از زائر ندارند، در سفرهاى زيارتى ديگر نيز نبايد به دنبال خريد هداياى متنوّع و رنگارنگ بود، بلكه بايد با خريد هداياى مختصر، ضمن عمل به اين وظيفه اخلاقى، زمينه را براى بهرهبردارى معنوى هر چه بيشتر، فراهم ساخت.
85- زيارت مقبول
فلسفه هر زيارتى آن است كه زائر با گذشته غلط خود فاصله بگيرد و اصلاح شود. مرحوم شهيد ثانى در دروس گويد:
«... دوازدهمين ادب از آداب زيارت آن است كه زائر پس از زيارت، از وضعيتى كه پيش از آمدن به زيارت داشته، بهتر شود.»[1]
در آستانه ورود به حرم، كنار در ايستادن و اذن دخول خواندن و تلاش در جهت ريزش اشك و رقّت قلب پيداكردن، مقدمه براى اين تغيير و تحول روحى و اخلاقى است، زيرا زائر در حالى اذن دخول مىخواند كه احساس مىكند هم اكنون صاحب آن مرقد او را مىبيند، كلامش را مىشنود و به او پاسخ مىدهد و درست در همان حال لطف و محبت صاحب آن مرقد نسبت به او و ديگر پيروانشان را ياد مىكند و لحظهاى نيز به درون خود مىنگرد كه با كوله بارى از گناه و نافرمانى به درِ خانه اين عزيز آمده است. طبيعى است كسانى كه به صورت حقيقى به درون خود نگريسته و
[1]- الدروس، ج 2، ص 24؛ آداب زيارت، ص 196
سابقه اعمال خود را به ياد آورند چه بسا از راه رفتن بازمانند و از خجلت و شرمسارى عقب نشينى كنند!
اگر چنين حالتى بر زائر عارض شد تا حدودى توانسته است به اهداف زيارت دست يابد از اين رو مرحوم شهيد اول در اين باره مىگويد:
«... وَ ثانيها: الْوُقُوفُ عَلى بابِهِ وَ الدُّعاءُ وَ الاستِئذانُ بِالْمَأْثُور، فَإنْ وَجَدَ خُشُوعَاً وَ رِقَّةً دَخَلَ وَ إلّا فَالأَفضَل لَهُ تَحَرّي زَمانَ الرِقَّةِ لأَنَّ الْغَرَضَ الأَهَمّ حُضُور القَلبِ لِيَلقَى الرَّحْمَة النّازَلَةِ مِنَ الرَّبّ».[1]
«... دوم: ايستادن بر در آن حرم شريف، و دعا و اذن دخول بخواند؛ آن گونه كه در روايات وارد شده، پس اگر در خود رقّت و خشوعى يافت، داخل شود و گرنه افضل آن است كه درصدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقّت و خشوعى حاصل گردد (و در آن حال به زيارت بيايد) زيرا هدف مهمتر، حضور قلب براى دستيابى به رحمتى است كه از
[1]- الدروس الشرعيه، ج 2، ص 23