بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 211

85- زيارت مقبول‌

فلسفه هر زيارتى آن است كه زائر با گذشته غلط خود فاصله بگيرد و اصلاح شود. مرحوم شهيد ثانى در دروس گويد:

«... دوازدهمين ادب از آداب زيارت آن است كه زائر پس از زيارت، از وضعيتى كه پيش از آمدن به زيارت داشته، بهتر شود.»[1]

در آستانه ورود به حرم، كنار در ايستادن و اذن دخول خواندن و تلاش در جهت ريزش اشك و رقّت قلب پيداكردن، مقدمه براى اين تغيير و تحول روحى و اخلاقى است، زيرا زائر در حالى اذن دخول مى‌خواند كه احساس مى‌كند هم اكنون صاحب آن مرقد او را مى‌بيند، كلامش را مى‌شنود و به او پاسخ مى‌دهد و درست در همان حال لطف و محبت صاحب آن مرقد نسبت به او و ديگر پيروانشان را ياد مى‌كند و لحظه‌اى نيز به درون خود مى‌نگرد كه با كوله بارى از گناه و نافرمانى به درِ خانه اين عزيز آمده است. طبيعى است كسانى كه به صورت حقيقى به درون خود نگريسته و

[1]- الدروس، ج 2، ص 24؛ آداب زيارت، ص 196


صفحه 212

سابقه اعمال خود را به ياد آورند چه بسا از راه رفتن بازمانند و از خجلت و شرمسارى عقب نشينى كنند!

اگر چنين حالتى بر زائر عارض شد تا حدودى توانسته است به اهداف زيارت دست يابد از اين رو مرحوم شهيد اول در اين باره مى‌گويد:

«... وَ ثانيها: الْوُقُوفُ عَلى‌ بابِهِ وَ الدُّعاءُ وَ الاستِئذانُ بِالْمَأْثُور، فَإنْ وَجَدَ خُشُوعَاً وَ رِقَّةً دَخَلَ وَ إلّا فَالأَفضَل لَهُ تَحَرّي زَمانَ الرِقَّةِ لأَنَّ الْغَرَضَ الأَهَمّ حُضُور القَلبِ لِيَلقَى الرَّحْمَة النّازَلَةِ مِنَ الرَّبّ».[1]

«... دوم: ايستادن بر در آن حرم شريف، و دعا و اذن دخول بخواند؛ آن گونه كه در روايات وارد شده، پس اگر در خود رقّت و خشوعى يافت، داخل شود و گرنه افضل آن است كه درصدد تحصيل زمانى برآيد كه در قلب او رقّت و خشوعى حاصل گردد (و در آن حال به زيارت بيايد) زيرا هدف مهم‌تر، حضور قلب براى دستيابى به رحمتى است كه از

[1]- الدروس الشرعيه، ج 2، ص 23


صفحه 213

ناحيه پروردگار نازل گردد.»

از اين رو در احاديث مربوط به سفر حج نيز، نشانه قبولى اين فريضه الهى را فاصله گرفتن از گناه و بهتر شدن اخلاق و رفتار حاجى ذكر كرده‌اند.

86- دعا در بازگشت‌

رسول خدا6هر گاه از سفر حج يا جنگ و يا سفرى ديگر بازمى‌گشت، به هر بلندى مى‌رسيد سه مرتبه‌ اللَّه اكبر مى‌گفت و مى‌فرمود:

«... لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ، آئِبُونَ تَائِبُونَ عَابِدُونَ سَاجِدُونَ لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، صَدَقَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ ...».[1]

سپس به مسجد مى‌رفت و دو ركعت نماز مى‌گزارد و آن گاه وارد خانه مى‌شد.[2]

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 76

[2]- همان.


صفحه 214

87- اطلاع دادن زمان بازگشت‌

شايسته است مسافر پيش از ورود به خانه، زمان آمدنش را به خانواده خود اطلاع دهد تا آن‌ها براى استقبال آماده باشند.

رسول خدا6در حديثى، از اين كه كسى پس از مدتى غيبت، شبانه بر اهل خود وارد شود نهى فرموده، مگر آن كه پيش از ورود، آنان را باخبر سازد.[1]در محجّة البيضاء آمده است:

«مسافر چون نزديك شهر خود رسيد، بگويد:

الَّلهُمَّ اجْعَلْ لَنا بِها قَراراً وَ رِزْقاً حَسَناً».[2]

سپس كسى را نزد خانواده‌اش بفرستد تا زمان ورودش را به آن‌ها اطلاع دهد و در نتيجه ناگهانى بر آن‌ها وارد نشود تا به چيزى كه مطابق ميلش نيست، برخورد كند.[3]

رسول خدا6هر گاه از مسافرت بازمى‌گشت، ابتدا

[1]- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 197

[2]- محجةالبيضاء، ج 4، ص 76

[3]- همان.


صفحه 215

به مسجد مى‌رفت و دو ركعت نماز مى‌خواند و سپس به خانه مى‌آمد و هنگام ورود به خانه مى‌فرمود:

«تَوْباً تَوْباً لِرَبِّنا أوْباً، لايُغادِرُ عَلَيْنا حَوْباً».[1]

همچنين در روايت آمده كه آن حضرت هنگام بازگشت از خيبر فرمود:

«آئِبُونَ تَائِبُونَ، إِنْ شاءَ اللَّهُ عَابِدُونَ، راكِعُونَ ساجِدُونَ، لِرَبِّنَا حَامِدُونَ، الَّلهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‌ حِفْظِكَ إِيَّايَ فِي سَفَرِي وَ حَضَرِي، الَّلهُمَّ اجْعَلْ أَوْبَتِي هذِهِ مُبارَكَةً مَيْمُونَةً مَقْرُونَةً بِتَوبَةِ نَصُوحٍ تُوجِبُ لِي بِها السَّعادَةَ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».[2]

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 76

[2]- همان.