بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27

تشديد نگردد و بتوانند به‌راحتى تصميم‌گيرى نموده، به اهداف سفر نائل شوند. رسول خدا6در اين باره فرمود:

«إذا خَرَجَ ثَلاثَةٌ في سَفَرٍ، فَلْيُؤَمِّروا احَدَهُمْ».[1]

«هنگامى كه سه نفر با يكديگر به قصد مسافرت خارج مى‌شوند، بايد يك‌نفر را از ميان خود، به سرپرستى برگزينند.»

اصحاب رسول خدا6نيز چنين عمل مى‌كردند و درباره فرد منتخب مى‌گفتند: «اين سرپرستى است كه رسول خدا6تعيين كرده است.»[2]

نافع مى‌گويد: در سفرى كه با ابوسلمه و افراد ديگرى همراه بوديم، به او گفتم: امير ما در اين سفر تويى.[3]

همچنين از عبداللَّه مروزى نقل شده كه ابوعلى الرِّباطى در سفرى با او همراه شد. عبداللَّه به او گفت: تو فرمانده مى‌شوى يا من؟

ابوعلى گفت: تو فرمانده باش.

[1]- سنن ابى‌داوود، ج 3، ص 36، ح 2608

[2]- محجةالبيضاء، ج 4، ص 58

[3]- سنن ابى‌داوود، ج 3، ص 36، ح 2609


صفحه 28

از آن پس عبداللَّه توشه سفر خود و ابوعلى را بر دوش حمل مى‌كرد، تا آن كه شبى باران شروع به باريدن كرد و عبداللَّه در تمام شب، بالاى سر رفيق و همراهش ايستاد و عبايى روى سر او گرفت تا باران روى او نريزد.

ابوعلى بارها مى‌گفت: براى خدا، براى خدا، اين كار را نكن و عبداللَّه پاسخ داد: مگر نگفتى فرماندهى از آن تو است؟ پس از گفته خود برنگرد و مرا مجبور مكن. ابوعلى مى‌گويد:

دوست داشتم مى‌مردم و به او نمى‌گفتم تو امير باش.[1]

انتخاب فردى بااخلاق، مدبّر، باحوصله و پركار براى مديريت و اداره كارها در مراحل مختلف سفر، همچون زمان حركت، تقسيم اتاق‌ها، كيفيت پخت و تقسيم غذا، و برنامه‌ريزى براى كارهاى ديگر تا بازگشت به وطن، مى‌تواند از مشكلات و درگيرى‌ها و نزاع‌هاى احتمالى جلوگيرى كند و سفر را براى مسافران شيرين سازد.

فرد منتخب نيز بايد خود را خدمتگزار مردم بداند و با تمام وجود، در خدمت زائران باشد. پيامبر6فرمود:

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 59


صفحه 29

«سيِّدُ الْقَوْمِ خادِمُهُمْ فِي السَّفَرِ».[1]

«بزرگ هر قوم و ملّتى، خدمتگزار آن‌ها در سفر است.»

7- انتخاب همراه‌

رسول خدا6و اهل بيت:به مسافران سفارش كرده‌اند كه تنها به مسافرت نروند و پيش از سفر، براى خود همراهى انتخاب كنند تا همديگر را در لحظات حساس سفر يارى داده، از خستگى و تنهايى به درآيند و مددكار يكديگر باشند. رسول خدا6فرمود:

«الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ».[2]

«اوّل‌ [انتخاب‌] رفيق و همراه، سپس مسافرت.»

همچنين امام صادق7به نقل از پدران خود، از على بن ابى‌طالب7نقل مى‌كند كه فرمود:

مردى نزد رسول خدا6آمده و عرض كرد:

مى‌خواهم خانه‌اى بخرم، چه دستور مى‌دهيد؟ در ميان كدام يك از قبيله «جهينه»، «مزينه»، «ثقيف» و يا «قريش» خانه تهيه كنم؟ حضرت به او فرمود:

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 61

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 408، ح 15123


صفحه 30

«الْجَوارُ ثُمَّ الدَّارُ وَالرَّفيقُ ثُمَّ السَّفَر».[1]

«ابتدا همسايه سپس خانه، و اول رفيق سپس سفر.»

على بن ابى‌طالب7در نهج البلاغه به امام مجتبى7مى‌فرمايد:

«سَل عَنِ الرَّفيق قَبلَ الطَّريق».[2]

«پيش از راه و حركت، از همراه پرسش كن.»

لقمان حكيم نيز همين توصيه را به فرزندش دارد.[3]

همچنين به نقل از امام كاظم7، يكى از وصاياى رسول خدا6به على بن ابى‌طالب7اين بود:

«لا تَخْرُجْ فِي سَفَرٍ وَحْدَكَ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ مَعَ الْوَاحِدِ، وَ هُوَ مِنَ الاثْنَيْنِ أَبْعَدُ ...».[4]

«به تنهايى مسافرت مكن؛ زيرا شيطان همراه فردِ تنها است و او [شيطان‌] از دو نفر دورتر است.»

نيز در حديث ديگرى، رسول خدا6سه نفر را لعنت كرده است:

[1]- مستدرك، ج 8، ص 210

[2]- همان.

[3]- همان.

[4]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 410، ح 15127


صفحه 31

«الْآكِلَ زَادَهُ وَحْدَهُ وَ النَّائِمَ فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ وَ الرَّاكِبَ فِي الْفَلاةِ وَحْدَهُ».[1]

«كسى كه تنها غذا بخورد، و آن‌كس كه تنها در خانه‌اى بخوابد و كسى كه در دشت، به تنهايى سفر كند.»

همچنين اسماعيل بن جابر مى‌گويد:

در مكه خدمت امام صادق7بودم كه مردى از اهالى مدينه وارد شد.

حضرت از وى پرسيد: چه كسى همراه تو بود؟

پاسخ داد: هيچ كس همراه من نبود!

امام صادق7فرمود: اگر همراهى مى‌داشتى، من ادب تو را مى‌ستودم. سپس فرمود: يك‌نفر شيطان است، دو نفر نيز شيطانند[2]و سه نفر همراه و چهار نفر رفيقان‌اند.

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 410، ح 15127

[2]- امير مؤمنان على7در نهج البلاغه تعبيرى دارند كه مى‌توانداين سخن را به خوبى معنا كند، آن حضرت مى‌فرمايد:

« ايّاكم و الفرقة فانَّ الشاذ من النّاس للشيطان كما انّ الشاذ من الغنم للذّئب»؛ همانگونه كه گوسفندِ تنها طعمه گرگ مى‌شود، انسانى هم كه تنها به مسافرت مى‌رود، در معرض حوادث و بلاها و توطئه‌هاى شيطانى قرار مى‌گيرد.( نهج البلاغه، صبحى صالح، ص 184؛ بحارالأنوار، ج 33، ص 372)


صفحه 32

از مجموع اين روايات به‌خوبى مى‌توان فهميد كه پيشوايان دينى، مردم را از تنها سفر كردن منع و آنان را به مسافرت دسته‌جمعى ترغيب نموده‌اند. بديهى است كسى كه بر اساس ضرورت، گاهى مجبور مى‌شود تنها غذا بخورد يا در خانه‌اى تنها بخوابد و يا تنها سفر كند، هرگز مورد لعن قرار نمى‌گيرد. بلكه تنها كسانى كه مى‌توانند و چنين نمى‌كنند، مخاطبان اين روايت‌اند.

اگر نگاهى گذرا به مسافرت در گذشته داشته باشيم، به خوبى مفهوم اين توصيه‌ها را درك مى‌كنيم؛ زيرا درگذشته عوامل بسيارى مانند بدى آب و هوا، نبود جاده‌هاى مناسب، ناامنى در جاده‌ها، نبود امكانات رفاهى و آب و غذا در طول مسير، نبود مركب مناسب و ... جان مسافرانِ تنها را تهديد مى‌كرد، علاوه بر آن، ايجاد اضطراب و وحشت و در نهايت افسردگى، از ديگر نتايج سفرهاى فردى بود. بنابراين پيشوايان معصوم:براى پيشگيرى از اين‌گونه عوارض، به مردم توصيه كرده‌اند تنها مسافرت نكنند.

8- همراهان شايسته و هم‌شأن‌

انتخاب همسفران شايسته و هم‌شأن، يكى ديگر از آداب سفر است. بنابراين مناسب است كسانى كه از نظر


صفحه 33

سلوك و خصوصيات رفتارى و سطح زندگى با يكديگر همگون هستند، در يك كاروان ثبت‌نام نموده و با هماهنگى مدير كاروان، آن‌ها كه با هم سنخيت بيشترى دارند، در يك اتاق جاى گيرند. امام باقر7در اين باره فرمود:

«إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ، وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَكْفِيكَ فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ».[1]

«هنگامى كه با كسى همراه و همسفر شدى، پس با مثل خودت همراه شو و با آن‌كس كه زندگى تو را اداره مى‌كند همسفر مشو كه اين كار، موجب ذلت مؤمن است.»

همچنين براى اين‌كه زائر در جمع همراهان تحقير نشود، نبايد با كسانى كه براى او قدر و منزلتى قائل نيستند همسفر شود. امام على7در اين زمينه فرمود:

«لا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ».[2]

«با كسى كه در تو فضيلتى نسبت به خود احساس نمى‌كند و تو نيز در او فضيلتى‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 412/ 15135

[2]- كافى، ج 4، ص 286


صفحه 34

نسبت به خود نمى‌بينى، در سفر همراه مشو.»

امام صادق7نيز فرمود:

«إصْحَبْ مَنْ تَتَزَيَّنُ بِهِ وَ لا تَصْحَبْ مَنْ يَتَزَيَّنُ بِكَ».[1]

«با كسى همسفر شو كه موجب افتخار و زينت تو باشد و با آن‌كس كه تو باعث افتخار او باشى همراه مشو.»

فردى به نام شهاب بن عبدربّه مى‌گويد: به امام صادق7عرض كردم:

شما از حال من آگاهيد و دست و دل‌بازى و بذل و بخششم را نسبت به برادران دينى‌ام مى‌دانيد، آيا مى‌توانم با بعضى از آن‌ها در راه مكه همراه شوم و به آنان بذل و بخشش كنم؟ حضرت فرمود:

«اى شهاب، چنين مكن. اگر تو آن‌چه دارى بر آنان ببخشايى و آنان نيز در هزينه كردن زياده‌روى كنند، به آنان ستم كرده‌اى، و [اگر تو ببخشايى‌] و آنان از خرج كردن خوددارى كنند، آن‌ها را ذليل كرده‌اى، پس با امثال خود همسفر شو.»[2]

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 412، ح 15133

[2]- همان، ص 413، ح 15137