بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 41

وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ آفَةٍ وَ عاهَةٍ وسُوءٍ مِمَّا أَخافُ و احْذَرُ، وَ طَهِّرْ بِهِ قَلْبِي وَجَوَارِحِي وَ عِظَامِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَشَعْرِي وَ بَشَرِي وَ مُخِّي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّي».[1]

«به نام و به يارى خدا، و هيچ حول و نيرويى جز با كمك او نيست و بر آيين رسول خدا6و آن‌ها كه صادقانه از خدا سخن گفته‌اند، درود خدا بر همه آنان.

بار خدايا! به وسيله اين غسل قلبم را پاك و سينه‌ام را گشاده و قبرم را نورانى كن.

بار خدايا! اين غسل را [براى من‌] نور و پاكى و نگاهبان و شفاى هر آفت و درد و بيمارى و هر بدى كه از آن بيم دارم قرار ده و قلب و اعضاى بدنم و استخوان‌هايم و خون و موى و پوست و مغز و اعصابم و تمام وجودم را پاك گردان.»

همچنين در حديث ديگرى فرموده‌اند: مستحب است پس از غسل بگويد:

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 369، ح 15038؛ امان الاخطار، ص 33


صفحه 42

«اللّهُمَّ طَهِّرنى و طَهِّر قَلْبى وَاشْرَح لى صَدْرى، وَاجْر عَلى‌ لِسانى‌ ذِكْرَكَ وَ مِدْحَتَكَ والثَّناءَ عليك، فانَّهُ لا قُوَّةَ الّا بِكَ، قَدْ عَلِمْتُ انَّ قِوامَ دينى‌، التَسليمُ لِأَمْرِكَ وَالاتِّباعُ لِسَنَّةِ نَبيِّكَ وَالشَّهادَةُ عَلى جَميعِ انبيائِكَ وَ رُسُلِكَ الى‌ جَميعِ خَلْقِكَ، اللّهمَّ اجْعَلْهُ نُوراً وَطَهُوراً وَحِرْزاً وَشِفاءً مِن‌ كُلِّ داءٍ وَسُقْمٍ وآفَةٍ وَعاهَةٍ وَ مِنْ شَرِّ ما أَخافُ وَاحْذَرُ».[1]

«بار خدايا من را و قلبم را پاك كن، سينه‌ام را گشاده گردان، ذكر خود و ستايش و درود بر خودت را بر زبانم جارى ساز، پس همانا هيچ نيرويى نيست مگر به عنايت تو، همانا من به يقين دريافتم كه اساس و قوام دين من، تسليم بودن در برابر امر تو و پيروى از سنت نبىّ تو (رسول اكرم6) و گواهى دادن به همه انبياء و رسولان تو است كه آنان را به سوى همه مردم فرستادى.

بار خدايا اين غسل را براى من نور و وسيله‌

[1]- كامل الزيارات، باب 79، ح 23، ص 393 و 394


صفحه 43

نورانيت و پاكى و محفوظ ماندن و شفا از هر درد و بيمارى و ناخوشى و ضرر و نقص و هر آنچه كه از آن بيمناك و نگرانم قرار ده.»

زائر با اين غسل جسمش را و با دعا و توبه جانش را شستشو مى‌دهد تا هنگام حضور در محضر معصومان:، از هر گونه آلودگى پاك و پيراسته باشد.

12- صدقه‌

مستحب است مسافر هنگام حركت صدقه دهد و با نيكى به مردم، سفر را آغاز كند. امام صادق7در اين زمينه فرموده‌اند:

«تَصَدَّقْ وَاخْرُجْ اىَّ يَوْمٍ شِئْتَ».[1]

«صدقه بده و هر روزى خواستى حركت كن.»

همچنين زيد زرّاد مى‌گويد: از امام صادق7شنيدم كه فرمود:

«هرگاه يكى از شما از منزل خارج شود، پس صدقه دهد و بگويد:

اللَّهُمَّ أَظِلَّنِي تَحْتَ كَنَفِكَ وَ هَبْ لِي السَّلَامَةَ فِي وَجْهِي هَذَا ابْتِغَاءَ السَّلَامَةِ وَ الْعَافِيَةِ وَ

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 375، ح 15051


صفحه 44

الْمَغْفِرَةِ وَ اصْرِفْ عَنِّي أَنْوَاعَ الْبَلَاءِ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْهُ لِي أَمَاناً فِي وَجْهِي هَذَا وَ حِجَاباً وَ سِتْراً وَ مَانِعاً وَ حَاجِزاً مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مَحْذُورٍ وَ جَمِيعِ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ إِنَّكَ وَهَّابٌ جَوَادٌ مَاجِدٌ كَرِيمٌ‌

صدقه و اين دعا موجب مى‌شود تا خداوند شما را از بلاهاى زمينى و آسمانى حفظ كند.»[1]

صدقه، بركات فراوانى دارد كه يكى از آنها پيش‌گيرى از مرگ بد است. رسول خدا6فرمود:

«الصَّدَقةُ تَمْنَعُ مَيتَةَ السُّوْء».[2]

«صدقه از مرگ بد و دلخراش جلوگيرى مى‌كند.»

همچنين هفتاد نوع بلا را دفع مى‌كند[3]و هفتاد در از بلا را به روى انسان مى‌بندد.[4]

به اين نكته مهم نيز بايد توجه داشت كه گرچه‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 126

[2]- وسائل الشيعه، ج 9، ص 393

[3]- كنزالعمال، ح 15982

[4]- بحارالأنوار، ج 62، ص 269


صفحه 45

صدقه گيرنده فرد فقير و مسكين است، ليكن گيرنده اصلى خداوند است و صدقه دهنده در حقيقت، با خدا معامله كرده و چند برابر آن در دنيا و آخرت، پاداش دريافت خواهد كرد. امام صادق7فرمود:

«همانا خداوند تبارك و تعالى مى‌فرمايد:

هيچ چيزى نيست مگر آن كه، كسى را مأمور كرده‌ام تا آن را بگيرد، جز صدقه كه آن را خود دريافت مى‌كنم.[1]

13- آغاز سفر با نماز

مستحب است مسافر، سفر خود را با نماز، كه ياد خدا است، آغاز نمايد.

امام صادق7از طريق پدران بزرگوارشان، از رسول خدا6نقل كرده‌اند كه فرمود:

مردى كه عازم سفر است، هيچ چيزى براى خانواده‌اش از خود باقى نمى‌گذارد. بهتر است هنگام رفتن دو ركعت نماز بخواند و بگويد:

«اللَّهُمَّ انّي أَسْتَودِعُكَ نَفْسي وَ اهْلي وَ مالي وَ ذُرِّيَتي وَ دُنْياىَ وَ آخِرَتي وَ أَمانَتي وَ خاتِمَةَ عَمَلي، الّا اعْطاهُ اللَّه‌

[1]- بحارالأنوار، ج 80، ص 329، ح 2


صفحه 46

عَزَّ وَ جَلَّ ما سَأَلَ».[1]

«بارخدايا! خود و خانواده و مال و اولاد و دنيا و آخرت و امانت و پايان كارم را نزد تو به امانت مى‌گذارم. [اين دعا را كسى نمى‌خواند] مگر اين‌كه آن‌چه را از خدا خواسته، به او عنايت مى‌كند.»

14- دعا هنگام خروج‌

صباح حذاء گويد: از موسى بن جعفر8شنيدم كه فرمود:

اگر يكى از مردان شما قصد مسافرت كرد، هنگام خروج از منزل رو به سمتى كه به قصد آن در حركت است بايستد و سوره حمد را در چهار سوى خود بخواند، همچنين «معوّذتين» [سوره‌هاى فلق و ناس‌] و «قل هواللَّه احد» و «آيةالكرسى» را در پيش رو و سمت راست و پشت‌سر بخواند و سپس بگويد:

«اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلاغِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ».[2]

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 379، ح 15064

[2]- همان، ص 381، ح 15067


صفحه 47

«بار خدايا! مرا و هر چه همراه من است را نگهدار و من و هر چه با من است را سالم بدار و من و هر چه با من است را به مقصد برسان، به گونه‌اى شايسته و زيبا.»

[آن‌گاه‌] خداوند او را با آن‌چه همراه خود دارد محفوظ داشته و به سلامت به مقصد مى‌رساند.

همچنين امام صادق7در حديث ديگرى فرمود:

«هركس هنگام بيرون رفتن از خانه، ده مرتبه سوره «قُل هُوَ اللَّهُ احَد» (توحيد) را بخواند، پيوسته در پناه و حمايت خداوند است تا به خانه برگردد».[1]

همچنين به نقل از ابوحمزه ثمالى هرگاه امام باقر7از خانه بيرون مى‌رفت مى‌فرمود:

«بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».[2]

«به نام خدا خارج شدم و بر او توكل كردم، هيچ توانايى و نيرويى نيست جز به نيروى خدا.»

[1]- كافى، ج 4، ص 333

[2]- همان.


صفحه 48

نيز امير مؤمنان على7، هنگام بيرون رفتن از خانه براى مسافرت، اين دعا را مى‌خواند:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَالْوَلَدِ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ وَ لا يَجْمَعُهُمَا غَيْرُكَ لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لايَكُونُ مُسْتَصْحَباً وَالْمُسْتَصْحَبُ لا يَكُونُ مُسْتَخْلَفاً»[1]

«بار خدايا! به تو پناه مى‌برم از سختى‌هاى سفر و اندوهناك برگشتن و بد نگرى‌ [مردم‌] در جان و خانواده و مال و فرزندم؛ بار خدايا! تو در سفر همراه منى و جانشين من در خانواده‌ام و جز تو كسى نيست كه بتواند ميان اين دو جمع كند [و در سفر همراه و در وطن جانشين باشد] زيرا آن‌كه بازمانده و [در وطن‌] جانشين در خانواده باشد [در سفر] همراه و رفيق نيست و آن‌كه رفيق سفر است، جانشين در خانواده نيست.»

پيمودن راه و طىّ مسير در زمين و آسمان، همراه با فراز و نشيب و اوج و فرود است. اتومبيل وقتى به مناطق‌

[1]- نهج‌البلاغه: خ 46