بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 53

سفر و وطن، قمقمه، ريسمان، سوزن و نخ و قيچى را از خود جدا نمى‌كردند و مى‌گفتند: «اين‌ها مربوط به دنيا نيست».[1]

البته آنچه در اين روايت و نظير آن آمده، نيازمندى‌هاى مسافران در آن زمان بوده و طبيعى است كه در اين دوران نيز بايد مسافر نيازمندى‌هاى اين زمان همچون: مسواك، دمپايى، قيچى، ناخن‌گير و ... را همراه داشته باشد.

17- همراه داشتن خوراكى‌

شايسته است زائران در سفرهاى زياتى، از پاكيزه‌ترين اموال خود بهره گيرند. رسول خدا6فرمود:

«از بزرگوارى مرد اين است كه هنگام رفتن به مسافرت، توشه‌اش پاكيزه باشد.»[2]

نيز امام صادق7فرمود:

«زيادى توشه و پاكيزه بودن و بخشش آن به همراهانى كه در سفر با شما هستند، از

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 73

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 423، ح 15160


صفحه 54

نشانه‌هاى جوانمردى است».[1]

همچنين امام سجاد7هرگاه به قصد حج يا عمره، به مكه مسافرت مى‌كرد، از بهترين و پاكيزه‌ترين خوراكى‌ها، مانند: بادام، شكر، سويق و آرد نرم الك نكرده، همراه خود برمى‌داشت.[2]

گفتنى است، خوراكى‌هايى كه مسافر همراه خود برمى‌دارد، نبايد فاسد شدنى باشد و تنها خوراكى‌هاى خشك و قابل نگهدارى در شرايط آب و هوايى مختلف، براى استفاده در سفر مناسب است.

18- همراه داشتن تربت حسينى‌

يكى از توصيه‌هاى امام صادق7به مسافران همراه داشتن مقدارى تربت امام حسين7است.

روزى از آن حضرت پرسيدند: اى فرزند رسول خدا6، همان‌گونه كه تربت قبر حسين بن على8شفاى هر دردى است، آيا ايمن‌بخش از هر ترس و نگرانى هم هست؟

امام صادق7فرمود: اگر يكى از شما بخواهد از هر ترسى در امان باشد، تسبيحى از تربت حسين7با خود

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 424، ح 15162

[2]- همان، ص 423، ح 15161


صفحه 55

برگيرد و هنگام خفتن در بستر، دعاى وقت خفتن را سه مرتبه بخواند، آن‌گاه آن تربت را بوسيده، بر چشمان خود بگذارد و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ صَاحِبِهَا وَ بِحَقِّ جَدِّهِ وَ بِحَقِّ أَبِيهِ وَ بِحَقِّ أُمِّهِ وَ أَخِيهِ وَ بِحَقِّ وُلْدِهِ الطَّاهِرِينَ اجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ حِفْظاً مِنْ كُلِّ سُوءٍ».[1]

سپس آن تربت را در جيب خود گذارد. اگر در وقت عشا چنين كند تا صبحگاهان در پناه خدا خواهد بود.

همچنين در حديث ديگرى راوى گويد:

امام على بن موسى الرضا7يك بسته لباس از خراسان براى من فرستاد كه داخل آن قدرى خاك آميخته با آب (گِل) وجود داشت، از فرستاده حضرت پرسيدم، اين چيست؟ در جواب گفت:

«اين گل قبر حسين7(تربت حسينى) است.

حضرت لباس و چيزى براى كسى‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 427


صفحه 56

نمى‌فرستند مگر آن كه در آن تربت حسينى قرار مى‌دهد و مى‌فرمايد: اين (تربت) به اذن پروردگار باعث ايمنى و حفاظت است.»[1]

19- بدرقه مسافر

مستحب است مردم مسافر را هنگام سفر بدرقه كنند؛ چراكه مسافر در شرايط روحى خاصى به سر مى‌برد، از فرزندان و خويشان و نزديكان و زندگى و خانه و كاشانه خويش جدا مى‌شود و تا مدتى از آنان دور مى‌ماند. بدرقه مسافر و محبت نسبت به او و دعا كردن در حق او، از آلام سفر مى‌كاهد و روح مسافر را آرام مى‌كند. امام صادق7در اين باره فرمود:

«كَانَ إِذَا وَدَّعَ رَسُولُ اللَّهِ6رَجُلًا قَالَ:

أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَكَ وَ أَمَانَتَكَ وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِكَ وَ وَجَّهَكَ لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ رَزَقَكَ التَّقْوَى وَ غَفَرَ لَكَ الذُّنُوبَ».[2]

«رسول خدا6هر گاه با مردى خداحافظى مى‌كرد، مى‌فرمود: دين و امانتت و سرانجام كارت را به خدا بسپار و به هر كجا مى‌روى،

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 427

[2]- همان، ص 407، ح 15119


صفحه 57

خداوند خير و خوبى را به روى تو بگشايد و تقواى الهى را روزى‌ات كند و گناهانت را بيامرزد.»

و نيز در حديث ديگرى امام باقر7فرمود:

رسول خدا6هرگاه با مسافرى خداحافظى مى‌كرد، دست او را مى‌گرفت و مى‌فرمود:

«خداوند همسفران خوبى نصيبت كند و يارى تو را كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارى‌هايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را به‌روى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند- عزّوجلّ- حركت كن».[1]

در حديث ديگرى آمده است:

رسول خدا6هرگاه با مؤمنان خداحافظى مى‌كرد مى‌فرمود:

«زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15117


صفحه 58

دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ».[1]

«خداوند بر تقواى شما بيافزايد و شما را به سوى كارهاى خير متوجه سازد، نيازهاى شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.»

اين سيره حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مى‌كند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقه‌كنندگان را ياد و دعا خواهد كرد.

امير مؤمنان و ديگر ائمه:نيز بر انجام اين سنّت پايدار بودند. آن‌گاه كه ابوذر، يار صادق و صميمى رسول خدا6توسط خليفه سوم به ربذه تبعيد گرديد، عثمان مقرر كرد تا هيچ كس اباذر را بدرقه نكند، اين خبر به امير مؤمنان على بن ابى‌طالب7رسيد، حضرت گريست آن گونه اشك روى محاسن ايشان جارى شد، سپس فرمود:

«اين چنين با صحابه رسول خدا6عمل مى‌كنند؟ اّنا للَّه‌و انا اليه راجعون»

آنگاه از جا برخاست و در حالى كه حسن و حسين8، عبداللَّه بن عباس، فضل، قثم، عبيداللَّه، عقيل‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15116


صفحه 59

و عمار ياسر آن حضرت را همراهى مى‌كردند، به اباذر رسيد و وى را بدرقه كرد ....[1]

سپس امير مؤمنان7فرمود: با برادرتان [ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آن‌كه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقه‌كننده بايد بازگردد، سپس هر يك از بدرقه‌كنندگان آن‌چه در دل داشت بازگو كرد. حسن بن على8به ابوذر فرمود:

«اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم، تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا تو جلو تعرّض آن‌ها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو فرداى قيامت به آن‌چه آن‌ها را جلوگيرى كردى، بسى نيازمند و از آن چه تو را منع كردند بى‌نيازى».

ابوذر نيز در پاسخ گفت:

«خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مى‌بينم، به ياد جدّتان رسول‌خدا6مى‌افتم.»[2]

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 206

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15115


صفحه 60

بدرقه مسافر، سنّت رسول خدا6است. ابوذر درباره غزوه ذات‌السّلاسل گويد:

«رسول خدا6على7را فراخواند و همراه با سپاهى ايشان را به جنگ گسيل داشت.

سپس هنگام حركت، آن حضرت همراه با على ابن ابى‌طالب7بيرون آمده، على7را بدرقه كرد .... در كنار مسجد احزاب، در حالى كه على7بر اسب سفيدى سوار بود، رسول خدا6‌ به ايشان سفارش‌هايى فرمود. سپس با وى وداع و على7به سوى جبهه حركت كرد ....»[1]

20- پنهان‌كارى ممنوع‌

مرحوم فيض در آداب سفر به نقل از غزالى آورده است:

«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آن‌ها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه در نتيجه باعث‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 207