بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 56

نمى‌فرستند مگر آن كه در آن تربت حسينى قرار مى‌دهد و مى‌فرمايد: اين (تربت) به اذن پروردگار باعث ايمنى و حفاظت است.»[1]

19- بدرقه مسافر

مستحب است مردم مسافر را هنگام سفر بدرقه كنند؛ چراكه مسافر در شرايط روحى خاصى به سر مى‌برد، از فرزندان و خويشان و نزديكان و زندگى و خانه و كاشانه خويش جدا مى‌شود و تا مدتى از آنان دور مى‌ماند. بدرقه مسافر و محبت نسبت به او و دعا كردن در حق او، از آلام سفر مى‌كاهد و روح مسافر را آرام مى‌كند. امام صادق7در اين باره فرمود:

«كَانَ إِذَا وَدَّعَ رَسُولُ اللَّهِ6رَجُلًا قَالَ:

أَسْتَوْدِعُ اللَّهَ دِينَكَ وَ أَمَانَتَكَ وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِكَ وَ وَجَّهَكَ لِلْخَيْرِ حَيْثُمَا تَوَجَّهْتَ وَ رَزَقَكَ التَّقْوَى وَ غَفَرَ لَكَ الذُّنُوبَ».[2]

«رسول خدا6هر گاه با مردى خداحافظى مى‌كرد، مى‌فرمود: دين و امانتت و سرانجام كارت را به خدا بسپار و به هر كجا مى‌روى،

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 427

[2]- همان، ص 407، ح 15119


صفحه 57

خداوند خير و خوبى را به روى تو بگشايد و تقواى الهى را روزى‌ات كند و گناهانت را بيامرزد.»

و نيز در حديث ديگرى امام باقر7فرمود:

رسول خدا6هرگاه با مسافرى خداحافظى مى‌كرد، دست او را مى‌گرفت و مى‌فرمود:

«خداوند همسفران خوبى نصيبت كند و يارى تو را كامل گرداند و مشكلات سفر را بر تو آسان كند، دور را براى تو نزديك و گرفتارى‌هايت را برطرف سازد و دين و امانت و فرجام كارت را حفظ كند و راه هر خيرى را به‌روى تو بگشايد. بر تو باد به رعايت تقواى الهى. خودت را به خدا بسپار و به اميد بركت خداوند- عزّوجلّ- حركت كن».[1]

در حديث ديگرى آمده است:

رسول خدا6هرگاه با مؤمنان خداحافظى مى‌كرد مى‌فرمود:

«زَوَّدَكُمُ اللَّهُ التَّقْوَى وَ وَجَّهَكُمْ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ وَ قَضَى لَكُمْ كُلَّ حَاجَةٍ وَ سَلَّمَ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15117


صفحه 58

دُنْيَاكُمْ وَ رَدَّكُمْ سَالِمِينَ إِلَى سَالِمِينَ».[1]

«خداوند بر تقواى شما بيافزايد و شما را به سوى كارهاى خير متوجه سازد، نيازهاى شما را برآورد و دين و دنياى شما را سالم بدارد و شما را به سلامت بازگرداند.»

اين سيره حسنه، جوّ معنوى خاصى در مسافر و نيز بستگان و دوستان او ايجاد مى‌كند، به شكلى كه زائر در تمامى اماكن مقدس، بدرقه‌كنندگان را ياد و دعا خواهد كرد.

امير مؤمنان و ديگر ائمه:نيز بر انجام اين سنّت پايدار بودند. آن‌گاه كه ابوذر، يار صادق و صميمى رسول خدا6توسط خليفه سوم به ربذه تبعيد گرديد، عثمان مقرر كرد تا هيچ كس اباذر را بدرقه نكند، اين خبر به امير مؤمنان على بن ابى‌طالب7رسيد، حضرت گريست آن گونه اشك روى محاسن ايشان جارى شد، سپس فرمود:

«اين چنين با صحابه رسول خدا6عمل مى‌كنند؟ اّنا للَّه‌و انا اليه راجعون»

آنگاه از جا برخاست و در حالى كه حسن و حسين8، عبداللَّه بن عباس، فضل، قثم، عبيداللَّه، عقيل‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15116


صفحه 59

و عمار ياسر آن حضرت را همراهى مى‌كردند، به اباذر رسيد و وى را بدرقه كرد ....[1]

سپس امير مؤمنان7فرمود: با برادرتان [ابوذر] وداع كنيد؛ زيرا آن‌كه آهنگ سفر دارد بايد برود و بدرقه‌كننده بايد بازگردد، سپس هر يك از بدرقه‌كنندگان آن‌چه در دل داشت بازگو كرد. حسن بن على8به ابوذر فرمود:

«اى ابوذر، خداوند تو را بيامرزد! همانا اين قوم، تو را به رنج و بلا گرفتار كردند؛ زيرا تو جلو تعرّض آن‌ها به دينت را گرفتى، آنان نيز دنياى خويش را از تو منع كردند. تو فرداى قيامت به آن‌چه آن‌ها را جلوگيرى كردى، بسى نيازمند و از آن چه تو را منع كردند بى‌نيازى».

ابوذر نيز در پاسخ گفت:

«خداوند لطفش را به شما اهل بيت ارزانى دارد! من در دنيا جز شما مقصدى ندارم؛ هرگاه شمارا مى‌بينم، به ياد جدّتان رسول‌خدا6مى‌افتم.»[2]

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 206

[2]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 406، ح 15115


صفحه 60

بدرقه مسافر، سنّت رسول خدا6است. ابوذر درباره غزوه ذات‌السّلاسل گويد:

«رسول خدا6على7را فراخواند و همراه با سپاهى ايشان را به جنگ گسيل داشت.

سپس هنگام حركت، آن حضرت همراه با على ابن ابى‌طالب7بيرون آمده، على7را بدرقه كرد .... در كنار مسجد احزاب، در حالى كه على7بر اسب سفيدى سوار بود، رسول خدا6‌ به ايشان سفارش‌هايى فرمود. سپس با وى وداع و على7به سوى جبهه حركت كرد ....»[1]

20- پنهان‌كارى ممنوع‌

مرحوم فيض در آداب سفر به نقل از غزالى آورده است:

«شايسته است مسافر تمامى بار خود را مشخص نموده، آن را به رؤيت صاحب مركب برساند و با قرارداد و عقد صحيح، آن مركب را اجاره كند تا ميان آن‌ها [در طول مسير] درگيرى رخ ندهد كه در نتيجه باعث‌

[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 207


صفحه 61

كدورت و رنجش خاطر گردد. همچنين شايسته است از پرگويى و لجاجت با صاحب مركب پرهيز كند و روا نيست بيش از آن‌چه در قرار داد مشخص كرده بر آن بار زند، هر چند سبك باشد؛ زيرا هر چيزى از كم به زياد كشيده مى‌شود و كسى كه در اطراف منطقه ممنوعه بگردد، ممكن است در درون آن قرار گيرد (يعنى از امورى كه ورود به آن، به نزاع و اختلاف منجر مى‌گردد پرهيز نمايد)».[1]

21- يادآورى نعمت‌هاى خداوند

مستحب است مسافر هنگام سوار شدن بر مركب و وسيله نقليه، نعمت‌هاى الهى را به ياد آورده، از خداوند سپاسگزارى نمايد. امام صادق7فرمود:

«هنگامى كه پا در ركاب نهادى بگو:

بِسْمِ‌اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، بِسْمِ‌اللَّه وَ اللَّه اكْبَر؛ به نام خدا و خدا بزرگ‌تر است‌ [از آن كه به وصف درآيد] و آنگاه كه بر مركب جاى گرفتى و استقرار يافتى بگو:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلامِ وَ عَلَّمَنَا

[1]- محجة البيضاء، ج 4، ص 72


صفحه 62

الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ6، سُبْحَانَ اللَّهِ، سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ، اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلاغاً يَبْلُغُ إِلَى رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ، اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ».[1]

«سپاس خداى را كه ما را به اسلام هدايت كرد و به ما قرآن آموخت و با فرستادن رسولش محمد6بر ما منت نهاد؛ منزه است خدا، منزه است خدايى كه اين مركب را در اختيار ما نهاد و آن را مسخّر ما ساخت؛ ما توان آن را نداشتيم و همانا به سوى پروردگارمان برمى‌گرديم و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.

بار خدايا! تو ما را بر اين مركب سوار نمودى و تو در هر كارى پشتيبان هستى. بار خدايا! ما را به جايى رسان كه به خير و خوبى منتهى گردد، به‌جايى كه به آمرزش و رضوان‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 387، ح 15080.


صفحه 63

تو برسيم. بار خدايا! هيچ امرى جز امر تو و هيچ خيرى جز خير تو و حافظ و نگهدارنده‌اى جز تو نيست.»

همچنين على بن ربيعه اسدى گويد:

امير مؤمنان على بن ابى‌طالب7بر مركب سوار شد، هنگام پا نهادن در ركاب فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ»، و پس از آن كه روى مركب استقرار يافت فرمود:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا وَ حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقَ تَفْضِيلًا سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ».[1]

«سپاس خداوندى كه ما را گرامى داشت و در خشكى و دريا ما را حمل نمود و از غذاهاى پاك و پاكيزه به ما روزى داد و ما را بر بسيارى از آفريده‌هاى خود برترى بخشيد، منزه است خدايى كه اين مركب را مسخّر ما ساخت و ما توان تسخير آن را نداشتيم.»

سپس سه مرتبه «سبحان‌اللَّه» و سه مرتبه «الحمدللَّه» گفت و آن‌گاه فرمود:

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 390