بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 75

حضرت ضمن سفارش‌هايى به او فرمود: با مردم دوستى كن و آنان را دوست بدار تا تو را دوست بدارند».[1]

27- احترام به سالخوردگان‌

در هر كاروانى معمولًا تعدادى از افراد سال‌خورده وجود دارند كه نيازمند كمك همسفران خويش‌اند. هنگام سوار شدن و پياده شدن از اتوبوس و رفتن و برگشتن به حرم، سزاوار است ديگر زائران، آنان را بر خود مقدم داشته، يارى دهند.

امام صادق7فرمود:

«احترام به سالخورده، احترام به خدا است».[2]

در حديثى ديگر رسول خدا6فرمود:

«هر كس، سالمندى را كه در اسلام موى خود را سپيد كرده احترام كند، خداوند او را از هراس روز قيامت آسوده سازد».[3]

[1]- كافى، ج 2، ص 642

[2]- همان، ص 658

[3]- همان.


صفحه 76

28- سلام به همسفران‌

انس و علاقه ميان برادران و خواهران دينى، يكى از زيباترين هديه‌هاى دين مقدس اسلام به مردم است. از جمله امورى كه مى‌تواند اين پيوند را استوار سازد، سلام كردن به يكديگر است. بنابراين در برخوردهاى داخل كاروان و نيز در ديدار با ديگر مسلمانان، سخن را با سلام آغاز كنيد. رسول خدا6فرمود:

«پيش از سخن گفتن سلام كنيد و كسى كه بدون سلام سخن را آغاز كرده، پاسخش را ندهيد».[1]

همچنين در حديث ديگرى فرمود:

«نزديك‌ترين مردم به خدا و رسولش كسى است كه در سلام كردن پيش‌قدم باشد.»[2]

در سلام كردن نيز با صداى بلند سلام دهيد تا طرف مقابل صداى شما را بشنود. امام باقر7فرمود:

«خداوند، آشكار سلام كردن را دوست مى‌دارد».[3]

امام صادق7نيز فرمود:

[1]- كافى، ج 2، ص 644

[2]- همان.

[3]- همان، ص 645


صفحه 77

«هرگاه يكى از شما به ديگرى سلام دهد، صدا به سلام بلند كند و نگويد: من سلام كردم، آن‌ها جوابم را ندادند. شايد سلام كرده و آن‌ها نشنيده باشند! هر يك از شما نيز كه جواب سلام را مى‌دهد، بلند جواب دهد تا مسلمانى نگويد: من سلام كردم و پاسخ من را ندادند ...».[1]

پيشوايان دينى، روش اجرايى سلام كردن را نيز به ما آموخته‌اند. امام صادق7فرمود:

«كوچك بر بزرگ، رهگذر بر كسى كه نشسته و آنان كه تعدادشان كم است بر كسانى كه تعدادشان بيشتر است، سلام كنند.»[2]

همچنين اگر تعدادى در مجلسى نشسته‌اند، آنان كه تازه به مجلس وارد مى‌شوند، به آنان كه قبلًا در آن مجلس حضور يافته‌اند، سلام كنند.[3]

اما اگر جمعى نشسته‌اند و گروهى به مجلس وارد شده و سلام كنند، كافى است يك نفر آن را پاسخ دهد.[4]

[1]- كافى، ج 2، ص 645.

[2]- همان، ص 646.

[3]- همان، ص 647.

[4]- همان.


صفحه 78

29- لبخند به همسفران‌

زائران در طول سفر تلاش كنند تا در برخورد با همسفران، به روى آنان لبخند بزنند. امام باقر7فرمود:

«تَبَسُّمُ الرَّجُلِ فِي وَجْهِ أَخِيهِ حَسَنَةٌ وَ صَرْفُ الْقَذَى عَنْهُ حَسَنَةٌ وَ مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْ‌ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ مِنْ إِدْخَالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ».[1]

«لبخند هر مردى به روى برادر مؤمن خود حسنه است و پاداش دارد و برگرفتن خار و خاشاك از چشم او [و برداشتن مانع از سر راه او] حسنه است و خدا به چيزى محبوب‌تر از مسرور ساختن مؤمن پرستش نشده است.»

امام صادق7نيز فرمود:

«كسى از شما گمان مبرد كه اگر مؤمنى را شاد كند فقط او را خوشحال كرده، بلكه به خدا ما را شاد كرده و بلكه به خدا سوگند رسول خدا6را شادمان كرده است».[2]

[1]- كافى، ج 2، ص 188.

[2]- همان، ص 189


صفحه 79

30- كمك به همسفران‌

مستحب است مسافر به همراهان خود در طول سفر كمك كند و بار خويش را به دوش ديگران نياندازد. در حضور رسول خدا6سخن از مردى به ميان آمد و برخى گفتند:

او آدم خوبى است. سپس به اوصاف وى اشاره كرده، اظهار كردند:

او با ما به حج آمد، هر زمان در مكانى منزل مى‌كرديم، پيوسته ذاكر خدا بود و «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مى‌گفت و آن‌گاه كه حركت مى‌كرديم، پيوسته خدا را ياد مى‌كرد و ذكر خدا مى‌گفت تا باز در منزلى ديگر فرود مى‌آمديم.

رسول خدا6فرمود:

پس چه كسى به شترش علوفه مى‌داد و غذايش را آماده مى‌كرد؟

پاسخ دادند: همه ما.

رسول خدا6فرمود: همه شما از او بهتريد![1]

پيامبر6در اين زمينه، براى اصحاب و ياران‌

[1]- مكارم‌الأخلاق، ج 1، ص 564، ح 1955؛ ميزان‌الحكمة، ح 8614


صفحه 80

خويش الگو بود. در روايت آمده است آن حضرت در سفرى به اصحاب خود فرمود تا گوسفندى قربانى كنند، يكى از مردان همراه گفت: ذبح گوسفند به عهده من؛ ديگرى گفت: پوست‌كندن آن نيز با من؛ سوّمى گفت:

قطعه قطعه كردن گوشت‌ها با من و چهارمى گفت: پختن آن نيز با من.

رسول خدا6نيز فرمود: فراهم كردن هيزم با من! اصحاب گفتند: يا رسول‌اللَّه، پدران و مادران ما فداى شما باد! نبايد شما به زحمت بيفتيد، ما به‌جاى شما كارها را انجام مى‌دهيم!

حضرت فرمود: مى‌دانم شما به جاى من انجام مى‌دهيد، ليكن خداوند عزّوجل دوست ندارد بنده‌اى را كه اگر با گروهى مسافرت كرد، گوشه‌اى بنشيند [و كار نكند]. حضرت اين سخن را فرمود و برخاست تا براى آن‌ها هيزم جمع‌آورى كند.[1]

بنابراين، گرچه هم‌اكنون كارها به مدير كاروان و كاركنان هتل‌ها واگذار گرديده، ليكن زائر نبايد خود را از فيض خدمتگزارى به همسفران محروم سازد.

امام سجاد7مسافرت نمى‌رفتند مگر با كسانى كه آن حضرت را نمى‌شناختند و از همان آغاز نيز با آن‌ها شرط مى‌كردند كه در طول سفر كار كنند و نيازهاى‌

[1]- بحارالأنوار، ج 76، ص 273، ح 31


صفحه 81

كاروان را برآورده سازند.

در سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:

آيا مى‌دانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.

گفت: او على بن الحسين8است!

آن جمع به‌طرف آن حضرت آمده، دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند:

فرزند رسول خدا! آيا مى‌خواستى آتش دوزخ، به دليل رفتار نادرست با شما، ما را فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار شويم؟ چه باعث شده تا شما اين‌چنين عمل كنيد؟

حضرت فرمود: زمانى با گروهى كه مرا مى‌شناختند همسفر شدم؛ آن‌ها به خاطر رسول خدا6بيش از حدّ به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم![1]

پيامبر6فرمود:

«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177


صفحه 82

بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم‌ [فرداى قيامت‌]، با آن روبه‌رو است مرتفع سازد».[1]

در حديث ديگرى به نقل از رسول خدا6آمده است:

«كسى كه مسافر مؤمنى را در نيازى كه دارد يارى رساند، خداوند هفتاد و سه گرفتارى او را برطرف خواهد كرد، يكى از آنها در دنياست كه از همّ و غم آن رهايى خواهد يافت و هفتاد و دو گرفتارى نيز هنگام اندوه و گرفتارى بزرگ‌ [در قيامت‌] است.»

گفته شد اى رسول خدا، گرفتارى بزرگ چيست؟

فرمود:

«آن زمان كه مردم به خود مشغول و سرگرم مى‌شوند، تا آنجا كه ابراهيم خليل- درود خدا بر او- مى‌گويد:

أَسْأَلُكَ بِخُلَّتِي لَا تُسَلِّمْنِي إِلَيْهَا».[2]

در روايت ديگرى آمده است:

«گروهى كه با يكديگر به سفر رفته بودند، هنگام‌

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177

[2]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 219