كاروان را برآورده سازند.
در سفرى كه حضرت با گروهى همراه شد، مردى آن حضرت را ديد و شناخت، سپس به كاروانيان گفت:
آيا مىدانيد اين مرد كيست؟ گفتند: نه.
گفت: او على بن الحسين8است!
آن جمع بهطرف آن حضرت آمده، دست و پاى ايشان را بوسه زدند و گفتند:
فرزند رسول خدا! آيا مىخواستى آتش دوزخ، به دليل رفتار نادرست با شما، ما را فرا گيرد؟ و در پايان عمر به هلاكت گرفتار شويم؟ چه باعث شده تا شما اينچنين عمل كنيد؟
حضرت فرمود: زمانى با گروهى كه مرا مىشناختند همسفر شدم؛ آنها به خاطر رسول خدا6بيش از حدّ به من احترام و كمك كردند و من نگران تكرار آن توسط شما بودم، بنابراين مخفى بودن كارم را بيشتر دوست دارم![1]
پيامبر6فرمود:
«كسى كه مؤمنِ مسافرى را يارى دهد، خداوند هفتاد و سه ناراحتى را از وى دفع كند و در دنيا و آخرت او را از همّ و غم پناه دهد و
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177
بلاى بزرگى را كه در روز اجتماع مردم [فرداى قيامت]، با آن روبهرو است مرتفع سازد».[1]
در حديث ديگرى به نقل از رسول خدا6آمده است:
«كسى كه مسافر مؤمنى را در نيازى كه دارد يارى رساند، خداوند هفتاد و سه گرفتارى او را برطرف خواهد كرد، يكى از آنها در دنياست كه از همّ و غم آن رهايى خواهد يافت و هفتاد و دو گرفتارى نيز هنگام اندوه و گرفتارى بزرگ [در قيامت] است.»
گفته شد اى رسول خدا، گرفتارى بزرگ چيست؟
فرمود:
«آن زمان كه مردم به خود مشغول و سرگرم مىشوند، تا آنجا كه ابراهيم خليل- درود خدا بر او- مىگويد:
أَسْأَلُكَ بِخُلَّتِي لَا تُسَلِّمْنِي إِلَيْهَا».[2]
در روايت ديگرى آمده است:
«گروهى كه با يكديگر به سفر رفته بودند، هنگام
[1]- وسائلالشيعه، ج 11، ص 430، ح 15177
[2]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 219
بازگشت به رسول خدا6گفتند:
ما برتر از فلانى كسى را نديديم، او روزها را روزه مىگرفت و هر كجا منزل مىكرديم، تا هنگام حركت به نماز مشغول مىشد و مرتب نماز مىگزارد.
رسول خدا6فرمود: چه كسى كارهاى او را انجام مىداد و مخارج او را تأمين مىكرد؟
گفتند: ما
پيامبر6فرمود: همه شما از او برتريد![1]
اسماعيل خَثْعَمى مىگويد: به امام صادق7عرض كردم: وقتى ما [در سفر حج] به مكه مىرسيم، همراهان ما مرا نزد اثاثيه گذاشته، خود به طواف مىروند.
حضرت فرمود: «انْتَ اعْظَمُ اجْراً»؛ «پاداش و اجر تو از آنها بيشتر است».[2]
شخص ديگرى بهنام مُرازِم بن حكيم گويد:
با محمد بن مُصادِف همراه بودم، وقتى به مدينه رسيديم بيمار شدم، وى نيز مرتب مرا تنها مىگذاشت و به مسجد مىرفت، از او به پدرش مصادف شكايت كردم، او نيز مسأله را به امام صادق7خبر داد، حضرت براى محمد بن مصادف پيغام فرستاد و فرمود:
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 219
[2]- همان.
«قُعُودُكَ عِنْدَهُ أَفْضَلُ مِنْ صَلاتِكَ فِي الْمَسْجِدِ».[1]
«نشستن تو در كنار او، از نماز خواندنت در مسجد بالاتر و برتر است.»
روشن است كه اين توصيهها اختصاص به حج نداشته، ديگر سفرها را هم دربر مىگيرد.
بنابراين زائران در طول سفر، همسفران به ويژه افراد مسن و بيمار را يارى دهند تا با اين عمل، پاداش آنها مضاعف گردد.
31- ناسازگارى ممنوع
افراد بشر، هر چه از خوبىها بهرهمند باشند، باز ممكن است در برخى شرايط گرفتار كمحوصلهگى، بهانهگيرى و ناسازگارى شوند و به همين دليل، هم خود و هم ديگران را ناراحت كنند. رسول خدا6در سفرى كه به حج مشرف مىشدند فرمودند:
«مَنْ كانَ سَيِّىءُ الْخُلْقِ وَ الْجِوارِ فَلا يَصْحَبُنا».[2]
«كسى كه بد اخلاق است و به همسايه خود
[1]- مستدرك الوسائل، ج 8، ص 217
[2]- بحارالأنوار، ج 73، ص 273
بدى مىكند، با ما همراه نشود.»
دليل اين سخن واضح است؛ زيرا كسى كه در وضعيت عادى كجخلق بوده و همسايهآزارى مىكند، هنگام سفر و برخورد با سختىها و مشكلات، رفتارى به مراتب نامناسبتر با ديگران خواهد داشت.
على بن ابىطالب7كمىِ ناسازگارى با همسفران را از نشانههاى جوانمردى در سفر برشمرده است.[1]
سعدى نيز گويد:
يكى خوبكردار خوش خوى بود
كه بدسيرتان را نكوگوى بود
به خوابش كسى ديد چون درگذشت
كه بارى حكايت كن از سرگذشت
دهانى به خنده چو گُل باز كرد
چو بلبل به صوتى خوش آغاز كرد
كه بر من نكردند سختى بسى
كه من سخت نگرفتمى با كسى[2]
روشن است كه سفر، همراه با تلخىها و كمبودها است، بنابراين صبر و شكيبايى بيشترى لازم است. امام صادق7فرمود:
[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 266، ح 1.
[2]- بوستان سعدى: باب چهارم، ص 232.
«مسافرت و سير منازل، توشه انسان را تمام، اخلاق را بد و لباس را فرسوده مىكند ....»[1]
در مسافرت، نظم زندگى عادى مردم بههم مىخورد و در غذا و استراحت و مسكن آنان تغييراتى ايجاد مىشود. اين امور موجب تغيير در روحيه و اخلاق مسافران مىگردد، لذا بايد آنان تلاش كنند تا در چنين وضعيتى، همسفران خود را خسته و دلآزرده نكنند. ناسازگارى آنچنان مذموم است كه امام باقر7به نقل از رسول خدا6فرمود:
«اگر ناسازگارى در برابر چشم [مردم] مجسّم شود، هيچ آفريدهاى از مخلوقات خداوند از آن زشتتر نخواهد بود.»[2]
زخاك آفريدت خداوند پاك
پس اى بنده افتادگى كن چو خاك
حريص و جهانسوز و سركش مباش
زخاك آفريدندت آتش مباش
چو گردن كشيد آتش هولناك
به بيچارگى تن بيانداخت خاك
[1]- بحارالأنوار، ج 73، ص 277
[2]- كافى، ج 2، ص 321، ح 2
چو آن سرفرازى نمود، اين كمى
از آن ديو كردند، از اين آدمى[1]
32- آزار نرساندن به همسفران
زائران، در جلسات، هنگام شركت در نمازهاى جماعت، ورود و خروج به مساجد، سوار شدن به اتوبوس و ... تلاش كنند تا ديگران را آزار ندهند. به مكانهايى كه وارد مىشوند، هر كجا جاى خالى بود بنشينند و از راه رفتن ميان جمعيّت فشرده زائران اجتناب نمايند.
سيره رسول خدا6اينگونه بود كه هروقت به محلى وارد مىشد، در نزديكترين جا به ايشان (نزديك در ورودى) مىنشست.[2]
آن حضرت در حديثى فرمود:
«هرگاه يكى از شما به مجلسى وارد شد، در كنار آخرين نفرى كه نشسته، بنشيند.»[3]
نيز در حديث ديگرى فرمود:
[1]- بوستان سعدى، ص 189.
[2]- كافى، ج 2، ص 662.
[3]- بحارالأنوار، ج 16، ص 240.
«هر گاه كسى وارد مجلسى شود كه تعدادى آنجا حضور دارند، اگر شخصى از ميان آنان، برادر دينى خود را دعوت نموده و براى وى در كنار خود جا باز كند، بايد دعوت او را بپذيرد؛ زيرا اين احترامى است كه برادر دينى او براى وى قائل شده و بدينوسيله او را گرامى داشته است. ولى اگر كسى براى وى جا باز نكرد، در مجلس بنگرد، هر كجا جاى راحتى براى نشستن بود، همانجا بنشيند.»[1]
33- ناديده گرفتن لغزشها
در مسافرت، گاهى آگاهانه و گاهى از روى غفلت، ممكن است يكى از همسفران دچار لغزش شده، كار خلافى انجام دهد. سيره اهل بيت عصمت و طهارت:در اين زمينه آن بوده كه اين لغزشها را يا ناديده مىگرفتند و يا با تذكّر، رفتار فرد خطاكار را اصلاح مىكردند. زراره از امام باقر و امام صادق8نقل كرده كه فرمودند:
«نزديكترين موضع بنده به كفر آن است كه
[1]- بحارالأنوار، ج 72، ص 465