شرط سوم
شرط سوم اينستكه مرد طوافكننده ختنه شده باشد پس اگر ختنه نكرده باشد طواف او باطل است و بنابر اين طواف نساء غير مختون باطل است پس اگر پسر بچهاى كه ختنه نشده طواف نساء بجا آورد يا او را طواف دهند طوافش باطل است و تا وقتيكه بعد از ختنه كردن خودش يا نائبش طواف نساء را بجا نياورد زن بر او حلال نميشود و اين شرط در زنها نيست. و ختان شرط است در مطلق طواف
شرط چهارم
پوشانيدن عورت است با چيزى كه مباح باشد و غصبى
نباشد بلكه احتياط آنستكه در آن تمام شرايط لباس نماز گذار رعايت شود.
شرط پنجم
نيت كند كه براى اطاعت فرمان خداوند عالم هفت دور طواف عمره مفرده يا طواف عمره تمتع بجا مىآورم.
واجبات طواف
هفت چيز در طواف معتبر است
اول- آنكه ابتداء كند به حجر الاسود.
دوم- آنكه ختم نمايد طواف را به حجر الاسود و شرح اين دو واجب در ضمن چند مسئله بيان ميشود.
(مسئله) بعض فقهاء فرمودهاند در ابتداء كردن به حجر الاسود لازم نيست كه تمام اجزاء بدن طواف كننده بتمام اجزاء حجر الاسود عبور كند بلكه واجب آنستكه انسان از حجر الاسود هر جاى آن باشد شروع كند و به همانجا ختم نمايد پس آنچه واجب است آنستكه در عرف گفته شود از حجر الاسود شروع بطواف كرد و ختم كرد به حجر الاسود چه از ابتداء آن شروع كند چه از وسط و چه از آخر ولى اقوى بنظر حقير شروع بطواف است از اول جزء حجر
(مسئله) از هر جاى حجر الاسود كه شروع كرد بايد در دور هفتم بهمانجا ختم كند پس اگر از اولش شروع كرد بايد باولش ختم شود و همچنين اگر از وسط يا آخر شروع تمود بهمانجا ختم نمايد ولى دانستيكه اقوى از جزء اولست
(مسئله) وقت شروع بطواف كمى قبل از حجر الاسود قرار مىگيرد و نيت مىكند و مشغول طواف ميشود و در دورهاى بعد لازم نيست توقف نمايد و دقتهاى اهل وسوسه لازم نيست بلكه همانطور كه همه مسلمين محاذى حجر
نيت مىكنند و طواف مىنمايند رفتار نمايد و دقتهاى خارج از متعارف لازم نيست.
مسئله بايد در دور هفتم بهمانجا كه شروع كرده ختم نمايد و توقف و ايستادن در هر دور لازم نيست.
(سوم) آنكه طورى طواف كند كه در تمام مدتيكه مشغول بطواف است خانه كعبه طرف دست چپ او باشد پس اگر در بين طواف رو بكعبه نمايد براى بوسيدن اركان آن يا جهت ديگرى و يا آنكه پشت بكعبه نمايد آنمقدار جزء طواف محسوب نميشود بايد برگردد قهقرى و آن مقدار را بطوريكه خانه در جانب دست چپش باشد بجا آورد و اگر نميتواند برگردد آن موضع را نشان كند و بدون نيت دور بزند تا بآن موضع كه رسيد از آنجا قصد طواف كند و طواف را تمام كند.
(مسئله) در طواف خانه احتياج بگرداندن شانه و بدن بجانب چپ در مقابل ركنها نيست بلكه همين قدر كه بطور متعارف طواف كند كافى است و از دقتهائى كه
موجب انگشتنما شدن است خوددارى شود.
(مسئله) اگر كثرت جمعيت و فشار آنها موجب شود كه انسان بىاختيار شود و بفشار جمعيت برده شود نه باختيار خود بايد آن دور را از سر بگيرد اگر در تمام دور بىاختيار بوده و بعض دور را اگر در بعض بىاختيار بوده
(مسئله) در طواف كردن هر طور برود مانع ندارد مىتواند آهسته برود و ميتواند تند برود و ميتواند سواره طواف كند يا با چرخ دور بزند لكن بهتر آنستكه بطور ميانهروى برود و ماشيا طواف كند.
(چهارم) آنستكه حجر حضرت اسماعيل عليه السّلام كه مدفن مادر آنحصرت بلكه مدفن بسيارى از انبياء عليهم السلام است در طواف خود داخل كند يعنى در خارج حجر طواف كند و داخل آن نشود و چنانچه عمدا يا جهلا از داخل حجر طواف كرد آن دور از طواف او باطل ميشود و اعاده؟؟؟ موضعى كه داخل حجر شده كافى نيست بلكه بايد آن
دور را از سر بگيرد و اگر اعاده نكند طواف او باطل است و با اعاده چون احتمال باطل شدن اصل طواف نيز مىرود احتياط لازم آنستكه پس از تمام كردن طواف و خواندن نماز دوباره طواف كند و نماز را بخواند و همچنين جايز نيست روى ديوار حجر برود.
(پنجم) آنكه در حال طواف بيشتر از بيست و شش ذراع و نيم از كعبه دور نشود و اين مقدار فاصله بين خانه كعبه و مقام ابراهيم عليه السّلام است پس در تمام اطراف خانه نبايد زيادتر از اين مقدار دور شود.
(مسئله) بعيد نيست كه وسعت مطاف در مقابل حجر اسماعيل عليه السّلام نيز بيست و شش ذراع و نيم باشد بنابراين طواف در مقابل حجر در تمام بيست و شش ذراع و نيم مانعى ندارد.
(ششم) آنكه طوافكننده در حال طواف خارج باشد از خانه و آنچه از خانه محسوب ميشود.
(مسئله) در اطراف خانه كعبه يك پيشآمدگى
است كه آنرا (شاذروان) گويند و آن جزء خانه كعبه است و طوافكننده بايد آنرا داخل طواف قرار دهد.
(مسئله) اگر كسى در وقت طواف روى شاذروان برود آن مقدار از طواف باطل است و بايد آن مقدار را بجا آورد.
(مسئله) در وقت طواف دست روى شاذروان يا حجر اسماعيل عليه السّلام گذاشتن خلاف احتياط است
(هفتم) آنكه هفت شوط يعنى هفت دفعه دور بزند نه كمتر و نه بيشتر.
(مسئله) اگر عمدا يك شوط يا بيشتر كم كند واجب است آنرا تمام كند در صورتيكه كارى كه موالات طواف را بهم مىزند بجا نياورده باشد و اگر تمام نكند تا موالات بهم بخورد حكم قطع عمدى را دارد پس در عمره تمتع اگر وقت آن فوت شود، طواف او باطل است و
بايد با همان احرام حج افراد بجا آورد و سال بعد حج تمتع كند، و در عمره مفرده بايد در هر حال بجا آورد
(مسئله) اگر سهوا كمتر از هفت دور طواف كند پس اگر از سه دور ونيم نگذشته بايد طواف را از سر بگيرد و اگر از سه دور و نيم گذشته و فقط يكدور كم كرده آنرا تمام كند و اگر بيشتر از يكدور كم كرده بنابر احتياط لازم آنرا تمام كند و نماز طواف بخواند و دوباره هفت دور طواف و نماز آنرا بجا آورد ولى در طواف مستحب تمام كردن كافيست.
(مسئله) اگر عمدا يكدور يا بيشتر از يكدور زياد كند بقصد آنكه جزء طواف ديگر باشد قران بين طوافين است كه در طواف مستحب مكروه و در طواف واجب حرام است بلكه بنابر احتياط لازم سبب باطل شدن طواف مىشود چه از اول طواف اين قصد را داشته باشد يا در بين يا در آخر.
(مسئله) اگر از روى فراموشى بر هفت شوط