انجام هفت دور متوالى و پى در پى
مسأله 239- همان گونه كه قبلًا بيان شد طواف مشتمل بر هفت دور است، و اگر عمداً كمتر يا بيشتر شود باطل است.
مسأله 240- اگر عمداً از ابتدا قصد كند كه كمتر از هفت دور يا بيشتر بجاآورد طواف او باطل است، اگر چه هفت دور انجام دهد. و اگر قصد انجام كمتر يا بيشتر از روى جهل و غفلت و فراموشى نيز باشد به احتياط مستحب طواف را اعاده كند.
مسأله 241- قِران[1]در طوافِ واجب جايز نيست،
[1]- قِران، يعنى دو طواف را بدون فاصله نماز طواف پشت سر هم بجاآوردن.
و در طوافِ مستحب مكروه است.
مسأله 242- اگر از ابتداى طواف قصد قران داشته باشد احتياط در اعاده طواف است. اما اگر بعد از تمام شدن طواف اول قصد قران كند طواف او صحيح است.
مسأله 243- اگر سهواً كمتر از يك دور به طواف اضافه كرده، آن را رها كند و طوافش صحيح است.
مسأله 244- اگر عمداً مقدارى به طواف اضافه كند، مثلًا پس از پايان دور هفتم از حجرالاسود تا مقام ابراهيم را به قصد طواف برود طوافش
باطل است.
مسأله 245- اگر به گمان اينكه مقدارى از طواف را اشتباه انجام داده، همان مقدار را به جاآورد و سپس معلوم شود كه آن مقدار اوليه باطل نبوده طواف او باطل است.
مسأله 246- به احتياط واجب در طواف موالات عرفيه بايد رعايت شود. يعنى بايد هفت دور عرفاً به صورت متوالى و پى در پى انجام شود، به طورى كه يك عمل محسوب شود. بنابراين نبايد بين شوطها و اجزاء طواف آنقدر فاصله ايجاد شود كه عرفاً پى در پى شمرده نشود.
مسأله 247- براى رفع خستگى در بين طواف جايز است بنشيند يا دراز بكشد، مشروط بر اينكه موالات عرفيه بهم نخورد. و اگر استراحت
آن قدر طولانى شد كه موالات عرفيه بهم بخورد طواف را تمام كند و نماز آن را بخواند، سپس احتياطاً يك طواف ديگر بجاآورد.
مسأله 248- شخص تا مطمئن نشده كه موالات عرفيه بهم خورده نمىتواند طواف را از سربگيرد. و بايد همان طواف را ادامه دهد، هر چند قبل از سه دور و نيم باشد.
مسأله 249- احتياط مستحب آن است كه طواف واجب را قطع نكند. و قطع طواف به اين نيست كه قصد قطع طواف را بكند. بلكه به اين است كه موالات را بهم بزند.
مسأله 250- اگر طواف را قطع كند و قبل از فوت موالات عرفيه طواف ديگرى را شروع كند طوافش باطل است، و بايد طواف اول را طبق
احكام قطع طواف انجام دهد، و اعمال پس از آن را بجا آورد.
مسأله 251- اگر سهواً مقدارى از طواف را كم كند و قبل از بهم خوردن موالات متوجه شود بايد آن را تكميل كند. و اگر بعد از بهم خوردن موالات متوجه شود بايد طبق احكام قطع طواف عمل كند. واگر اصلًا متوجه نشود تا به وطن برگردد در صورت امكان بايد خودش وگرنه نايبش طواف را طبق احكام قطع انجام دهد.
مسأله 252- احكام قطع طواف به شرح زير است:
1- بعد از قطع طواف و قبل از بهم خوردن موالات عرفيه مجدداً قصد انجام طواف كند، در اين صورت بايد طواف را تكميل كند، و نمىتواند
طواف را از سربگيرد.
2- قبل از سه دور و نيم طواف را قطع كند، و موالات عرفيه بهم بخورد، در اين صورت طواف قبلى باطل است، و بايد طواف را اعاده كند.
3- بعد از سه دور و نيم و قبل از پايان دور چهارم طواف را قطع كند، و موالات عرفيه بهم بخورد، در اين صورت بايد طواف ناقص را تكميل كند، و پس از خواندن نماز آن، طواف را اعاده كند.
4- بعد از دور چهارم طواف را قطع كند، و موالات عرفيه بهم بخورد، در اين صورت بايد طواف را تكميل كند.
مسأله 253- لازم نيست از همان نقطه كه
طواف را قطع كرده طواف را تكميل كند. بلكه اگر از محاذات آن ادامه دهد كفايت مىكند و صحيح است. همانطور كه مىتواند قبل از نقطهاى كه قطع شده با نيت اين كه محل قطع طواف، ابتداى تكميل طواف او باشد مشغول طواف شود.
مسأله 254- قطع طواف به جهت شركت در نماز جماعت يا خواندن نماز در وقت فضيلت آن مانعى ندارد. و اگر وقت نماز تنگ باشد واجب است طواف را قطع كند. و سپس طواف را طبق احكام قطع بجا آورد.
مسأله 255- اگر از ادامه طواف به دليلى معذور شد- مثلًا محدث يا بيهوش شد، يا نماز جماعت برقرار شد، يا مأموران حرم مشغول شستشوى
مطاف شدند- طبق احكام قطع طواف عمل كند.
مسأله 256- اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص انجام داده بايد سعى را رها كند و طواف را تكميل كند و پس از نماز آن، سعى را تكميل كند، و اگر طواف اول را كمتر از سه دور ونيم بجا آورده، پس از تكميل طواف به احتياط مستحب طواف را اعاده كند.
مسأله 257- كسى كه در بين سعى متوجه شود طواف را بيش از هفت دور انجام داده است، بنابر احتياط سعى را رها كند، سپس طواف و اعمال بعد از آن را اعاده كند.
مسأله 258- كسى كه پياده طواف مىكند بايد قدمها را به اختيار خودش بردارد. لذا اگر او را بىاختيار ببرند- يعنى طورى حركت دهند كه