به همان نماز خود اكتفا كند.
مسأله 315- لباس نمازگزار و اشيايى كه همراه او است بايد پاك باشد. بلى اگر اشياء همراه او به مقدارى باشد كه نتواند با آن ستر عورت كند اگر متنجس باشد اشكالى ندارد. اما اگر عين نجس باشد يا به مقدارى باشد كه بتوان با آن ستر عورت كند اشكال دارد، و بايد به احتياط واجب در نماز از آن اجتناب كند.
مسأله 316- در نماز بايد تقدم مرد بر زن رعايت شود. لذا مرد نمىتواند محاذى يا پشت سر زن نماز بخواند. بلى اگر رعايت اين شرط موجب تأخير نماز طواف و به هم خوردن موالات عرفيه بين طواف و نماز آن شود يا مستلزم عسر و حرج باشد مراعات آن لازم نيست، و همچنين تقدم
زنان اهل سنت اشكالى ندارد.
مسأله 317- شك در ركعات نماز طواف مثل شك در ركعات ساير نمازهاى دو ركعتى موجب بطلان نماز مىشود. ولى ظن در ركعات يا افعال نماز حكم شك را ندارد و مىتواند طبق آن عمل كند.
مسأله 318- قرائت و اذكار نماز را بايد در حال آرامش بدن بگويد. و اگر مىداند كه نمىتواند در حال آرامش بدن اذكار را بگويد مىتواند به قصد رجاء نماز را شروع كند، و اگر در حال آرامش نماز را بجا آورد نمازش صحيح است.
مسأله 319- اگر در حال نماز او را حركت دهند به طورى كه از حالت نمازگزار خارج نشود بايد دقت كند كه هنگام حركت ساكت باشد و ذكر
نگويد. و اگر در حال حركت ذكر گفته پس از آرامش بدن آن را اعاده كند، در اين صورت نماز او صحيح است.
محل نماز طواف
مسأله 320- اظهر آن است كه نماز طواف را در جايى كه عرفاً پشت مقام ابراهيم محسوب مىشود بجا آورد و هر چه به مقام نزديكتر باشد بهتر است.
مسأله 321- اگر به جهت ازدحام جمعيت نتواند پشت مقام نماز بخواند در سمت راست يا چپ مقام بطورى كه عرفاً نزد مقام محسوب شود نماز بخواند.
مسأله 322- اگر نماز را در جاهاى ديگر مسجدالحرام مثلًا داخل حجر اسماعيل بجا آورد. حتى اگر به اعتقاد اينكه آنجا مقام ابراهيم است نماز او باطل است، و بايد آن را پشت مقام اعاده كند.
مستحبات نماز طواف
مسأله 323- در نماز طواف مستحب است بعد از حمد در ركعت اول سوره توحيد و در ركعت دوم سوره حجد را بخواند، و پس از نماز، حمد و ثناى الهى را بجا آورده و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، و از خداوند عالم طلب قبول نمايد و بگويد: «اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي، وَلاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي، الْحَمْدُللَّهِ بِمَحامِدِهِ كُلِّها عَلى نَعْماءِهِ كُلِّها، حَتى يَنْتَهِيَ الْحَمْدُ إلى
مايُحِبُّ وَ يَرْضى، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ تَقَبَّلْ مِنِّي، وَ طَهِّرْ قَلْبِي، وَزَكِّ عَمَلِي». و در روايت ديگر است: «اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي بِطاعَتِي إيَّاكَ، وَ طاعَةِ رَسُولِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، الَّلهُمَّ جَنِّبْنِي أنْ أتَعَدّى حُدُودَكَ، وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ يُحِبُّكَ وَ يُحِبُّ رَسُولَكَ وَمَلائِكَتَكَ وَعِبادَكَ الصَّالِحينَ». و در بعضى روايات است كه حضرت صادق عليه السلام بعد از نماز طواف به سجده رفته و چنين مىگفت: «سَجَدَ لَكَ وَجْهِي تَعَبُّداً وَرِقّاً، لاإلهَ إلَّا أنْتَ حَقّاً حَقّاً، الأوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ،
وَالْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَيْءٍ، وَها أنَاذا بَيْنَ يَدَيْكَ، ناصِيَتِي بَيَدِكَ، فاغْفِرْلِي، إنَّهُ لايَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ، فَاغْفِرْ لِي، فَإنِّي مُقِرٌّ بذُنُوبِي عَلى نَفْسِي، وَلا يَدْفَعُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ غَيْرُكَ».
سعى
مسأله 324- بعد از طواف و نماز طواف واجب است هفت مرتبه از كوه صفا به مروه برود و بازگردد. كه به آن «سعى» مىگويند.
مسأله 325- سعى ركن است و ترك آن حكم ترك طواف را دارد.
مسأله 326- كسى كه از روى جهل سعى را ترك كند چه جهل نسبت به حكم باشد يا موضوع، اگر زمان تدارك آن گذشته باشد، عمره او باطل است.