طواف را تكميل كند و پس از نماز آن، سعى را تكميل كند، و اگر طواف اول را كمتر از سهدور ونيم بجا آورده، پس از تكميل طواف به احتياط مستحب طواف را اعاده كند.
مسأله 359- كسى كه در بين سعى متوجه شود طواف را بيش از هفت دور انجام داده است بنابر احتياط سعى را رها كند، سپس طواف و اعمال بعد از آن را اعاده كند.
مسأله 360- كسى كه مىدانسته بايد هفت شوط سعى كند منتهى فكر مىكرده هر رفت و برگشت يك شوط است، لذا 14 شوط بجا آورده، اقوى اين است كه همين سعى كافى است، هر چند احتياط در اعاده آن است.
مسأله 361- اگر از روى جهل بيش از هفت
شوط بجا آورد، اشكال دارد و احتياطاً بايد اعاده كند.
مسأله 362- همانطور كه گذشت سعى عبارت از هفت شوط است، و كسى كه آن را عمداً زياد كند موجب بطلان سعى مىشود.
مسأله 363- اگر از روى فراموشى هفت شوط بيشتر بجا آورد. سعى او صحيح است، و بهتر است زائد را رها كند، هر چند بعيد نيست بتواند آن را به هفت دور برساند.
مسأله 364- اگر به جهت جهل به مسائل مربوطه مقدارى به سعى اضافه كند، مثلًا به جهت اينكه فكر مىكرده وضو لازم است مقدارى از سعى را بعد از وضو گرفتن اعاده كند يا به جهت هروله كردن مقدارى برگشته و
دومرتبه انجام دهد، يا به جهت اينكه فكر مىكرده اشكالى در نيت داشته مقدارى اضافه انجام دهد، اشكال دارد و احتياطاً بايد اعاده كند.
مسأله 365- اگر در مروه شك كند كه شوط هفتم است يا نهم، به شك خود اعتنا نكند و صحيح است. اما اگر قبل از رسيدن به مروه شك كند سعى او باطل است. و همينطور اگر شك كند كه دور هفتم است يا كمتر.
مسأله 366- اگر بعد از تقصير در عدد اشواط سعى شك كند به آن اعتنا نكند، چه شك در نقيصه كند و چه در زياده. و همينطور است اگر بعد از فراغ از سعى و قبل از تقصير شك در زياده كند. اما اگر شك در نقيصه كند احتياط آن است آنچه را احتمال نقص مىدهد تكميل كند.
مسأله 367- اگر در بين اشواط شك كرد نمىتواند در حال ترديد به سعى خود ادامه دهد، بلكه بايد صبر كند و فكر كند، اگر بعد از تأمل مطمئن شد چند مرتبه سعى كرده، بقيه را بجا آورد، والّا سعى او باطل است، و بايد از اوّل شروع كند.
مسأله 368- سعى نيز مانند طواف با نيت قطع، قطع نمىشود. بنابراين اگر بعداز چند دور به هر علتى آن را به هم بزند نمىتواند بلافاصله سعى را شروع كند، و اگر بلافاصله شروع كند، سعى او اشكال دارد و بايد اعاده كند.
مستحبّات سعى
مسأله 369- هنگامسعى، چندچيزمستحب است:
1- طهارت از حدث اكبر و حدث اصغر، بلى حائص مىتواند سعى كند، اگر چه مستحب است در صورت امكان صبر كند تا آنكه بتواند سعى را با طهارت بجا آورد، وگرنه در همان حال حيض بايد سعى كند.
2- انجام سعى پس از نماز طواف، ولى اگر خسته است مىتواند قدرى استراحت كند.
3- استلام و بوسيدن حجرالاسود در
صورت امكان به هنگام رفتن به طرف صفا، و درصورت عدم امكان با دست به حجر اشاره كند.
4- آمدن به چاه زمزم در صورت امكان، و نوشيدن آب زمزم، و بر سر و پشت خود ريختن، و در حالى كه رو به كعبه است بگويد: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ عِلْماً نافِعاً وَ رِزْقاً واسِعاً وَ شِفاءً مِنْ كُلِّ داءٍ وَ سُقْمٍ».
5- پس از نوشيدن آب زمزم به هنگام رفتن به صفا نيز حجر را استلام كند.
6- خارج شدن به طرف صفا از درى كه مقابل حجرالاسود است، و آن درى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از آن خارج مىشدند.
7- رفتن به طرف صفا با آرامش و وقار.
8- طورى بالاى صفا برود كه در صورت
امكان بتواند بيتاللَّه را ببيند، زيرا ديدن خانه كعبه نيز مستحب است.
9- پس از بالا رفتن از كوه صفا رو به ركن حجرالاسود كند.
10- خداوند متعال را حمد و ثنا كند، و نعمتها و عذاب الهى را به ياد آورد، و احسان خداوند را در حق خود، متذكّر شود، و هفت بار بگويد: «اللَّه اكبر» و هفت بار بگويد:
«الحمدللّه» و هفت بار بگويد: «لا اله الا اللّه» و سپس سه بار بگويد: «لا إلهَ إلَّااللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَهُوَ حَيُّ لايَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».
و پس از آن بر پيامبر و خاندانش درود فرستاده، و سه بار بگويد: «اللَّهُ أكْبَرُ عَلى ما هَدانا، وَالْحَمْدُللَّهِ عَلى ما أبْلانا وَالْحَمْدُللَّهِ الْحَيِّ الْقَيُّومِ وَالْحَمْدُللَّهِ الْحَيِّ الدَّائِمِ». و بعد سه بار بگويد: «أشُهَدُ أنْ لا إِلهَ إلّا اللَّهُ وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ، لانَعْبُدُ إلَّا ايَّاهُ، مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». و نيز سه بار بگويد: «اللَّهُمَّ إنِّي أسْألُكَ الْعَفْوَ وَالْعافِيَةَ وَالْيَقِينَ في الْدُّنْيا وَالْآخِرَةِ». و بعد سه بار بگويد: