مسأله 381- كسى كه سر مىتراشد به احتياط واجب بايد تمام سر را بتراشد، و تراشيدن قسمتى از سر كفايت نمىكند.
مسأله 382- در تقصير بايد مقدارى از موى سر يا صورت را كوتاه كند، يا ناخن بگيرد. هر چند بهتر است فقط به ناخن گرفتن اكتفا نكند.
مسأله 383- اگر به قصد تقصير يك مو يا چند مو از بدن خود كند، هر چند از جهت كندن مو گناه نكرده ولى از احرام خارج نشده است.
وقت حلق يا تقصير
مسأله 384- حلق يا تقصير بايد بعد از سعى انجام شود، و اگر جهلًا يا سهواً قبل از سعى حلق
يا تقصير كند بايد پس از سعى، حلق يا تقصير را اعاده كند و كفاره ندارد.
مسأله 385- اگر به هر جهت حلق يا تقصير نكرد و طواف نساء را انجام داد بايد حلق يا تقصير كند، و بعد طواف نساء و نماز آن را اعاده كند.
طواف نساء
مسأله 386- بعد از حلق يا تقصير، واجب است طواف نساء انجام شود، كه از لحاظ احكام و شرايط همانند طواف عمره مىباشد، بجز نيت كه بايد با قصد طواف نساء انجام شود.
مسأله 387- لازم نيست طواف نساء را بعد از حلق يا تقصير فوراً بجا آورد، و تأخير آن مانعى ندارد. ولى تا آن را بجا نياورده بايد زن و شوهر از يكديگر اجتناب كنند.
مسأله 388- طواف نساء اختصاص به مردان
ندارد، بلكه بر زنان، كودكان و افراد خنثى نيز واجب است. و همچنين بر پيرمردان و پيرزنانى كه قادر به عمل زناشويى نيستند، و ازدواج هم نمىكنند واجب است طواف نساء بجا آورند.
مسأله 389- زنان و كودكان نيز بايد نيت طواف نساء كنند و زنان تا طواف نساء نكردهاند مرد بر آنان حلال نمىشود، و كودكان اگر طواف نساء نكنند بعد از بلوغ نمىتوانند ازدواج كنند.
مسأله 390- مجنون را اگر محرم كردهاند بايد او را طواف نساء بدهند، والا بعد از خوب شدن همسر بر او حلال نمىشود.
مسأله 391- اگر طواف نساء يا نماز آن را سهواً يا عمداً بجا نياورد بايد خودش بجا آورد و اگر به وطن بازگشته و امكان انجام آن توسط خودش
نيست يا براى او مشقت دارد نايب بگيرد. و در صورت فوت وى ولى او نيابتاً انجام دهد يا استنابه كند.
مسأله 392- اگر بعد از مراجعت شك كند كه آيا طواف نساء را انجام داده يا خير، بايستى خودش يا در صورت عدم امكان نايبش انجام دهد.
مخصوصاً اگر توجهى به وجوب طواف نساء نداشته است.
مسأله 393- نايب بايد طواف نساء را به نيت منوب عنه بجا آورد، و اگر بجا نياورد ذمه نايب مشغول است، و علاوه بر اينكه همسر بر او حلال نمىشود بايد خودش يا نايبش تدارك كند.
مسأله 394- كسى كه چندين عمره مفرده بجا مىآورد، بايد براى هر بار يك طواف نساء بجا آورد.
نماز طواف نساء
مسأله 395- بعد از طواف نساء نماز طواف نساء واجب است. و احكامى كه در نماز طواف عمره معتبر است در اين نماز هم معتبر است، بجز نيت. يعنى اين نماز را به قصد نماز طواف نساء بخواند.
مسأله 396- بعد از نماز طواف نساء زن و مرد بر يكديگر حلال مىشوند، و چيزى از محرمات احرام باقى نمىماند، بلى همانطور كه گذشت هيچ كس در حرم نمىتواند شكار كند يا درختان حرم را بكند.
مسأله 397- اگر از روى جهل به مسأله طواف عمره را انجام ندهد و به وطن برگردد، بنابر احتياط بايد يك شتر قربانى كند، حتى اگر با همسر نزديكى نكرده باشد.
مسأله 398- اگر از روى فراموشى طواف عمره يا نساء را بجا نياورد و بعد متوجه شود و دوباره فراموش كند و با همسر نزديكى كند بايد يك قربانى بدهد. و احتياط مستحب آن است كه يك شتر باشد. و اگر بطور كلى فراموش كند و يادش نيايد كفاره ندارد.
مسأله 399- در فرض سابق اگر مىتواند بايد خودش برگردد و طواف و نماز آن را بجا آورد، و اعمال بعد از آن را هم اعاده كند. و اگر نمىتواند برگردد يا مشقت دارد نايب بگيرد.
مصدود و محصور
مسأله 400- كسى كه محرم شد، واجب است اعمال عمره را تمام كند، و اگر مصدود يا محصور شد احكام خاصى دارد كه در اين قسمت بيان مىشود.
مسأله 401- به كسى كه براى عمره محرم شود و سپس از انجام اعمال وى جلوگيرى شود «مصدود» مىگويند. و اگر در اثر بيمارى قادر به انجام اعمال نشود وى را «محصور» مىگويند.
مسأله 402- اگر بعد از احرام توسط مأمورين يا
دشمن از ورود وى به مكه جلوگيرى شود، مىتواند در همان محل يك شتر يا گاو يا گوسفند قربانى كند و از احرام خارج شود. و احتياط واجب آن است كه به نيت تحليل قربانى كند. و به احتياط واجب حلق يا تقصير هم بكند.
مسأله 403- كسى كه مصدود مىشود حتى با اميد به برطرف شدن مانع مىتواند طبق احكام مصدود عمل كند، و از احرام خارج شود.
مسأله 404- اگر بعد از احرام عمره مفرده به جهت بيمارى نتوانست وارد مكه شود و اعمال عمره را انجام دهد مخير است كه در همان محلى كه بيمار شده قربانى كند يا يك قربانى به مكه بفرستد.
احكام كفارات
مسأله 405- احتياط اين است كه كفاره محرمات احرام عمره در مكه ذبح شود. ولى در شرايط فعلى كه گوشت آن مصرف فقراى مؤمن نمىشود، جايز بلكه مطابق احتياط است كه آنرا در وطن ذبح كنند، و به مصرف فقراى مؤمن برسانند.
مسأله 406- حيوانى كه به عنوان كفاره ذبح مىشود لازم نيست داراى شرايط حيوان قربانى باشد.
مسأله 407- مصرف كفارات فقرا و مساكين هستند. و احتياط اين است كه خود كفاره دهنده از آن نخورد. و اگر خورد بنابر احتياط واجب قيمت آن مقدار را كه خورده صدقه بدهد، و نزديكان او نيز اگر فقير نيستند از آن نخورند.
مسأله 408- كفاره را بايد به مؤمن غيرسيد بدهند، بلى اگر كفاره دهنده سيد باشد مىتواند كفاره را به سيد فقير بدهد.
مسأله 409- فرزندان و كسانى كه نفقه آنها بر كفاره دهنده واجب است هر چند خود آنها و كفاره دهنده فقير باشند نمىتوانند از گوشت كفاره مصرف كنند.
مسأله 410- پوست و كله و پاچه حيوانى كه به عنوان كفاره ذبح مىشود نيز بايد به مصرف فقرا
برسد. لذا نمىتوان آنها را به عنوان اجرت به ذابح داد، بلى اگر ذابح فقير باشد مىتوان به عنوان مصرف به او داد.
مسأله 411- جايز نيست حيوان زنده را به عنوان كفاره به فقير بدهند. بلكه بايد ذبح كنند وآن را به صورت خام بين فقرا تقسيم كنند، يا بپزند و آنها را اطعام كنند.
مسأله 412- پرداختن پول كفاره به فقرا يا خريدن گوشت به مقدار كفاره و توزيع آن بين فقرا كفايت نمىكند، بلكه بايد كفاره ذبح و بين فقرا تقسيم شود.
متفرقات
مسأله 413- بر مؤمنين مستحب است در نماز جماعت اهل سنت شركت كنند، و فضيلت نماز جماعت در مسجدالحرام و مسجدالنبى را از دست ندهند. و جايز نيست هنگام نماز جماعت از مسجد خارج شوند، يا مشغول كار ديگرى شوند.
مسأله 414- اگر در نماز جماعت به صورتى شركت كند كه حتى شرايطى را كه اهل سنت لازم مىدانند رعايت نشود بايد نماز خود را اعاده كند.
مسأله 415- در مسجدالحرام كه نماز جماعت به صورت استدارهاى برگزار مىشود مؤمنين بايد جايى بايستند كه عرفاً پشت سر امام قرار گيرند.
بنابر اين اگر در غير مورد تقيه روبرو يا دو طرف امام قرار گيرند بايد نماز خود را اعاده كنند.
مسأله 416- چون در طبقه بالاى مسجدالحرام و پشت بام مسجدالنبى اتصال براى نماز جماعت برقرار نيست، لذا هنگام نماز اختياراً به آنجا نروند. ولى اگر چنانچه هنگام اقامه جماعت اتفاقاً آنجا بودند همانجا اقتدا كنند، و نماز صحيح است.
مسأله 417- اقامه جماعت در هتلها و منازل اگر خلاف تقيه مداراتى باشد، جايز نيست.
مسأله 418- سجده برانواع سنگها كهدرمسجدالحرام ومسجدالنبى بهكار رفتهاست، جايز است.
مسأله 419- سجده كردن روى فرشهاى مسجدالنبى مانعى ندارد، ولى اگر مخالف تقيه نباشد و موجب هتك و انگشت نما شدن نشود، بايد به جايى برود كه بتواند به جايى كه سجده بر او صحيح است سجده كند.
مسأله 420- شخصى كه براى خواندن نماز وارد مسجد شود و ببيند جماعت اهل سنت تمام شده ولى هنوز صفها به هم نخورده است، مستحب است براى نمازش اذان و اقامه بگويد و همچنين است، اگر بعد از خواندن جماعت با آنها بخواهد نماز را احتياطاً اعاده كند.
مسأله 421- اگر امر دائر شود بين خواندن نماز فرادى در مسجدالحرام بدون شرايط صحت، و نماز فرادى در منزل و هتل با كليه شرايط صحت، چنانچه تقيه اقتضا نكند بايد در منزل و هتل با تمام شرايط نماز بخواند.
مسأله 422- سجده بر حصيرهايى كه فعلًا در بازار وجود دارد هرچند با نخ دوخته شده، صحيحاست.
مسأله 423- سجده كردن بر مهر، حصير، باد بزن، كاغذ و امثال آن در مسجد مكه و مدينه چنانچه موجب انگشتنما شدن و سبب وهن و اتهام به شيعيان شود جايز نيست.
مسأله 424- در داخل حجر اسماعيل خواندن نماز واجب يا مستحب اشكال ندارد، چون حجر
داخل بيت نمىباشد.
مسأله 425- اطراف مكه و محلههاى جديدالاحداث آن اگر عرفاً جزء مكه محسوب شود، قصد اقامه در آنها صحيح است، و رفت و آمد از آنجا به مسجدالحرام مضر به قصد اقامت نيست، اما اگر خارج از حدود مكه منزل كنند كه عرفاً آنجا جزء محلههاى مكه محسوب نشود بلكه دو محل باشد، در اين صورت قصد اقامت در دو محل محقق نمىشود، و نماز در آنجا از جهت تخيير بين قصر و اتمام حكم مكه را ندارد.
مسأله 426- مسافرى كه در مكه و مدينه مخير بين قصر و اتمام است، اگر تمام را اختيار كند در اين صورت نيز نوافل نهاريه ساقط است.
مسأله 427- استفاده از قرص يا تزريق آمپول براى جلوگيرى از عادت ماهانه هنگام اعمال، چنانچه براى بانوان ضرر نداشته باشد، مانعى ندارد.
مسأله 428- برداشتن قرآن از مسجدالحرام و مسجدالنبى و ساير مساجد جايز نيست، و اگر كسى بردارد ضامن است، و بايد آن را برگرداند.
مسأله 429- اگر در حرم چيزى پيدا كرد به احتياط واجب آن را برندارد، و اگر برداشت احكام لقطه را دارد، و بايد طبق مسأله بعد عمل كند.
مسأله 430- لقطهاى را كه از حرم برداشته اگر كمتر از يك درهم باشد مىتواند قصد تملك آن را بكند، ولى اگر بدون قصد تملك نگاه داشت و در نگهدارى آن كوتاهى كرد و تلف شد، ضامن است. و اگر آن را تملك كرد و قبل از تلف صاحبش پيدا شد بايد آن را به صاحبش رد كند.
مسأله 431- اگر ارزش لقطه يك درهم يا بيشتر باشد نمىتواند آن را تملك كند، بلكه تا يكسال اعلان كند، و اگر صاحبش پيدا نشد مىتواند آن را براى صاحبش نگهدارد، يا اينكه از طرف صاحبش به فقير صدقه بدهد. ولى اگر صاحبش پيدا شد و راضى به صدقه نشد، بايد عوضش را به او بدهد.
مسأله 432- هنگام نظافت حرمين شريفين مشاهده مىشود مأموران حرم كفشهاى فراوانى را كه صاحبان آن معلوم نيست جمعآورى كرده و دور مىريزند، برداشتن آنها چنانچه شخص بداند صاحبان كفش از آن اعراض كردهاند، يا راضى هستند، اشكالى ندارد. والّا برداشتن آنها محل اشكال است.
مسأله 433- برداشتن ريگ و سنگ از صفا و مروه جايز نيست و بايد برگرداند. و از عرفات و مشعر و منى اشكالى ندارد، ولى بطور كلى لازم است مؤمنين از اين قبيل اعمال پرهيز كنند.
مسأله 434- بر مؤمنين لازم است از انجام امورى كه موجب وهن مذهب و بىاحترامى و تحقير شيعيان، پيشوايان دين، اهل بيت عصمت و طهارت و ائمه اطهار عليهم السلام مىشود، و بيگانگان آن را براى حقانيت خويش و سركوب شيعه دستاويز قرار مىدهند جداً بپرهيزند. و اگر برخى از مردم عوام از روى غفلت مرتكب آن مىشوند دوستانه با آرامش و مهربانى آنها را نصيحت و ارشاد كنند. بعضى از آن امور عبارتند از: