«لايُصلّى على شىء من الطعام، فإنمّا هو رزق الله لخلقه ونعمته عليهم، فعظّموه ولاتهاونوا به، فإنّ قوماً ممن كان قبلكم وَسَّعَ الله عليهم فى أرزاقهم، فاتخذوا من الخبز النقى مثل الأفهار فجعلوا يستنجون به، فابتلاهم الله عزوجل بالسنين والجوع فجعلوا يتتبعون ما كانوا يستنجون به فياكلونه، وفيهم نزلت هذه الآيه:
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ «النحل، 112.»
«نمى توان بر چيزى از خوراكيها نماز گزارد.، زيرا روزى خدا براى آفريده ها ونعمت او بر ايشان است، پس «غذاها را» بزرگ داريد وآنها را خوار نداريد، چه خداوند به يكى از گروههايى كه پيش از شما زندگى مى كردند، در روزى وسعت بخشيد، «رفاه آنجا به جايى رسيد كه» اجسام كوچكى از خمير نان درست مى كردند وبا آنها بدن خود را از غائط پاك مى كردند، پس خداوند ايشان را به خشكسالى وگرسنگى دچار ساخت، به طوريكه به جستجوى همان مواد غذايى آلوده مى پرداختند واز همانها تغذيه مى كردند ودر موردشان اين آيه نازل شد: «خداوند (براى آنان كه كفران نعمت مى كنند) مثل زده است: منطقه آبادى كه امن وآرام ومطمئن بود وهمواره روزيش از هرجا مى رسيد، اما به نعمتهاى خدا ناسپاسى كردند وخداوند به خاطر اعمالى كه انجام مى دادند، لباس گرسنگى وترس را بر اندامشان پوشانيد».
7- بدينسان روح وروان مؤمنان از طعام لذت مى برد. از همين رو ايشان نيز خداوند را پيش از خوردن، در اثناى خوردن وپس از آن بر غذايى كه مى خورند وبر تندرستى وآرامشى كه بديشان ارزانى داشته سپاس مى گويند وهمچنين نعمتهايى را كه خداوند به ايشان ارزانى داشته، ولى براى ديگران فراهم نياورده، به ياد مى آورند وبراى آنها نيز خداوند را سپاس مى گويند.
دوم: تغذيه، لذت وتندرستى
چه بسا اصطلاح «گواراى وجود» يا «نوش جان»[1]كه به هنگام غذا خوردن به كار مى رود، نياز انسان به لذّت زودهنگام وتندرستى پس از آن را نشان مى دهد. در واقع هر كس بايد غذاى خود را به دقّت برگزيند؛ نخست، به اين دليل كه از غذا بهره اى
[1]- در زبان عربى هنيئاً مريئا- مترجم
گرفته شود وغذا، چون حيوانات، بى هدف وتنها براى پركردن شكم وانجام وظايف فيزيولوژيكى خورده نشود ودوم، به اين دليل كه در آينده به واسطه اين غذا تندرستى وتوان ونشاط انسان تأمين شود.
بدينسان مؤمنان در انتخاب اصل غذا، چيدمان سفره وظروف غذا بدون اينكه به ورطه تجمل گرايى يا اسراف گرفتار آيند، تنوّع، آراستگى وزيبايى را رعايت مى كنند:
1- مؤمنان با دست راست غذا مى خورند، چرا كه شرف واحترام هر كس متعلق به دست راست اوست. در اين باره از امام جعفر بن محمد عليهما السلام روايت شده كه فرمودند:
«لا يأكل الرجل بشماله ولايشرب بها ولايتناول بها إلا من علة.».[1]
«انسان با دست چپ نه چيزى مى آشامد ونه چيزى مى خورد مگر اينكه بيمارى اى در ميان باشد».
2- مؤمنان دسته جمعى با خانواده يا دوستان وبرادرانشان به خوردن غذا مى پردازند، زيرا غذاخوردن به صورت دسته جمعى دلنشين تر وگواراتر است. پيامبر اكرم (ص) مى فرمايند:
«أحبُ الطعام إلى الله ما كَثُرَت عليه أيدى المؤمنين.»
«دوست داشتنى ترين غذا در نزد خدا آن است كه مؤمنان بيشترى در آن سهيم شوند».
وهمچنين از اميرمؤمنان (ع) روايت شده كه فرمودند:
«أكثرُ الطعام بركةً ما كَثُرَت عليه الأيدى.».[2]
«با بركت ترين غذا آن است كه دستان بيشترى به سويش دراز شود».
3- مؤمنان از خوردن غذا در بازارها خوددارى مى كنند، چه، پيامبر اكرم (ص) مى فرمايند:
«الأكل فى السوق دناءة
.»[3]
[1]- مستدرك الوسائل، ج 3، ص 83، أبواب آداب المائده، باب 10، ح 2.
[2]- همان، باب 12، ص 84، ح 5 و 6.
[3]- همان، باب 77، ص 98، ح 1.
«خوردن غذا در بازار، از فرومايگى است».
4- مؤمنان از خوردن غذاى داغ امتناع مى ورزند. از امير مؤمنان على (ع) روايت شده كه فرمودند:
«أُتى النبى (ص) بطعام حار جداً، فقال (ص): ما كان الله لِيُطعمنا النار، اقروه حتى يسكن «ظ» فإن الطعام الحار جداً ممحوق البركة، للشيطان فيه شرك.»[1]
«غذاى بسيار گرمى براى پيامبر (ص) آورده شد، پس «پيامبراكرم» (ص) فرمودند: خداوند ما را از آتش اطعام نمى كند، آن را نگه داريد تا سرد شود.، زيرا غذاى بسيار گرم بى بركت است، «و» شيطان در آن سهمى دارد.»
همچنين امير مؤمنان (ع) مى فرمايند:
5- غذا خوردن مؤمنان به نيكوترين وجه است. از امام صادق (ع) نقل شده كه آن حضرت به يكى از يارانشان كه با ايشان هم غذا شده بود، فرمودند:
«يُعرف مودّةُ الرجل لأخيه بجَودة أكله، وأنه لَيُعجبنى الرجل يأكل من طعامى فَيُجيد فى الأكل، يسرّنى بذلك.».[2]
«دوستى كسى نسبت به برادرش از نيكويى غذا خوردنش مشخص مى شود، مرا خوش مى آيد كه وقتى كسى از غذاى من مى خورد، آن را به وجهى نيكو بخورد، «زيرا»، با اين كار مرا خوشحال خواهد كرد».
آموزه هاى ديگرى در لذّت بردن از غذاهاى پاكيزه نيز وجود دارد كه جملگى در اين گفته الهى جمع شده اند:
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِى الْحَيَاةِ الدُّنْيَا خَالِصَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ «اعراف، 32»
«بگو: چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده وروزيهاى پاكيزه را حرام كرده است. «بگو»: اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آورده اند، «اگرچه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند، ولى» در قيامت، خالص «براى مؤمنان» خواهد بود. اين گونه آيات «خود» را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى دهيم.»
[1]- همان، باب 81، ص 98، ح 1.
[2]- همان، باب 22، ص 86، ح 1.
پس زينتهاى الهى وروزيهاى پاكيزه از آن مؤمنان است وآنها حق دارند تمام وكمال از آنها بهره مند شوند.
واما درباره آنچه به تندرستى انسان مربوط مى شود بايد گفت كه در دين مبين اسلام وآموزه هاى قرآن وسنّت سفارشهاى فراوانى در اين باب آمده است كه ما در اينجا تنها به پاره اى از آنها به عنوان نمونه اشاره خواهيم كرد:
الف- سير شدن وزياد خوردن كراهت دارد، همچنين خوردن غذا پس از سير شدن نيز كراهت دارد. رسول اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«لاتمُيتوا القلوب بكثرة الطعام والشراب، فإنّ القلوب تموت كالزرع إذا كثر عليه الماء.».[1]
«دلهاى خود را با زياده روى در خوردن وآشاميدن نميرانيد، زيرا دلها، همچون نهالى كه زياد به آن آب دهند، خواهند مرد».
همچنين آن حضرت مى فرمايند:
«إيّاكم والبِطنة، فإنّها مفسدة البطن ومورثة للسقم، ومكسلة عن العبادة.».[2]
«از شكم بارگى برحذر باشيد، چرا كه تباه كننده شكمها است، وموجب بيمارى مى شود، وانسان را نسبت به عبادت كسل وبى حال ميكند».
پيامبر اكرم (ص) همچنين مى فرمايند:
«من تعوَّد كثرة الطعام والشراب قسى قلبه.».[3]
«هركس به زياد خوردن وزياد آشاميدن عادت كند، سنگدل مى شود».
اميرمؤمنان حضرت على (ع) نيز در اين باره مى فرمايند:
«من كَثُرَ أكله، قَلّت صحته، وثَقُلَت على نفسه مؤنته.».[4]
«هركس در غذا خوردن زياده روى كند، از تندرستى اش كاسته مى شود، وهزينه هايش سنگين مى شود.»
ب- مستحب است به غذاى صبح در اول صبح وغذاى شب در اول شب بسنده كرد.
[1]- همان، باب 1، ص 80، ح 4.
[2]- همان، ح 6.
[3]- همان، ح 16.
[4]- همان، ح 19.
از على بن ابى صلت ابن ابى شهاب بن عبد ربه نقل شده كه گفت: نزد ابو عبدالله (ع) از دردها وسوء هاضمه خود شكايت كردم، پس فرمودند:
«تَغَدَّ وتَعَشَّ ولا تأكل بينهما، فإنّ فيه فساد البدن، أما سمعت الله عزوجل يقول:
وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَ عَشِيّاً «مريم، 62».»[1]
«تنها صبحانه وشام بخور ودر ميان اين دو وعده غذايى، چيزى نخور،، زيرا در آن تباهى بدن نهفته است، آيا نشنيده اى كه خداوند عزوجل مى فرمايد: «وهر صبح وشام روزى آنها در بهشت مقرر است».
همچنين نخوردن شام به ويژه براى پيران وميان سالان، كراهت دارد. از امام صادق (ع) در اين باره روايت شده كه فرمودند:
«وينبغى للرجل إذا سَنّ أن لايبيت إلا وجوفه مملوء طعاماً».[2]
«هرگاه سن وسالى از انسان گذشت نمى بايست شب را بخوابد، مگر اينكه شكمش پر از غذا باشد».
غذا خوردن پيش از ترك خانه «در صبح» مستحب است، اگر چه به نان ونمكى بسنده شود. از امام صادق (ع) در اين باره روايت شده كه فرمودند:
«إذا صليت الفجر فَكُل كسرة تُطيِّب به نكهتك، وتُطفى بها حرارتك، وتقوِّم بها أضراسك، وتشدَّ بها لثتك، وتجلب بها رزقك، وتحُسن بها خلقك.».[3]
«پس از نماز صبح، تكه اى نان بخور تا بوى دهانت دلپذير شود، وحرارتت خاموش شود، ودندانهايت استوار شوند، ولثه ات محكم شود، وروزيت را بدين وسيله فراهم آورى، واخلاقت را بهبود بخشى.»
ج- اما درباره سفره غذا ومحتويات آن روايات فراوانى وارد شده است:
1- نيكويى غذا از مستحبات است. از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند:
«لو أن رجلًا أنفق على طعام ألف درهم وأكل منه مؤمن، لم يعد سرفاً».[4]
«اگر مردى براى غذايى هزار درهم بدهد ومؤمنى از آن غذا بخورد، اين كار ولخرجى محسوب نمى شود».
[1]- همان، باب 39، ص 90. ح 1.
[2]- همان، باب 41، ص 90، ح 1.
[3]- همان، باب 54؛ ص 93، ح 1.
[4]- همان، باب 25، ص 87، ح 3.
2- مستحب است بر سر سفره از انواع سبزى خوراكى آماده كرد. امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند:
«لكل شىء حلية، وحلية الخوان البقل».[1]
«براى هر چيز زينتى است، وزينت سفره سبزى هاى خوراكى است».
3- همچنين نيكو است كه بر سر سفره گوشت آماده شود. پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«سيد طعام الدنيا والآخرة اللحم».[2]
«سرور خوراكيهاى دنيا وآخرت گوشت است.»
4- مستحب است تا به جاى نان گندم از نان جو استفاده كرد. در اين باره از امام رضا (ع) روايت شده كه فرمودند:
«فضل خبز الشعير على البرُ كفضلنا على النّاس، ما من نبى إلا وقد دعا لأكل الشعير وبارك عليه، وما دخل جوفاً إلا وقد خرج كل داء فيه، وهو قوت الأنبياء وطعام الأبرار، أبى الله أن يجعل قوت الأنبياء للأشقياء».[3]
«برترى نان جو بر نان گندم همچون برترى ما بر مردم است، پيامبرى نبوده كه به خوردن جو نخوانده باشد وبه آن بركت نداده باشد، وجو به درون كسى وارد نشده مگر اينكه در پى آن هر درد وبيمارى اى از آن رخت بر بسته باشد، جو قوت انبيا وغذاى ابرار است، خداوند از اينكه غذاى انبيا را براى اشقيا وستمكاران قرار دهد ابا كرده است.»
5- همچنين نيكوست گوشت گوسفند را برگزيند، چه روايت شده كه:
«كُلِ اللحم النضيج من الضأن الفتى أسمنه، لا القديد ولا الجزور ولا البقر».[4]
«گوشت پخته چاقترين گوسفند جوان را بخور، نه گوشت خشك شده ونه گوشت شتر ونه گوشت گاو».
همچنين از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه فرمودند:
«إن الله عزوجل اختار من كل شىء شيئاً «إلى أن قال»: واختار من الغنم الضأن».[5]
[1]- همان، باب 91، ص 100، ح 1.
[2]- همان، ابواب أطعمة المباحة، باب 7، ص 104، ح 1.
[3]- همان، باب 2، ص 103، ح 4.
[4]- همان، باب 11، ص 105، ح 1.
[5]- همان، ح 2.
«همانا خداوند عزوجل از هر چيزى، چيزى را برگزيد «تا اينكه فرمودند»: واز رمه ها گوسفند را برگزيد».
6- با اينكه گوشت گاو كراهت دارد ولى خوردنش اشكالى ندارد، پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«من أكل لقمة سمينة نزل من الداء مثلها من جسده ولحم البقر داء وسمنها شفاء ولبنها دواء، وما دخل الجوف مثل السمن.».[1]
«هركس لقمه اى چرب بخورد، به ميزان آن، بيمارى ودردى از بدن او خارج مى شود. در گوشت گاو بيمارى است، ودر چربيش شفا ودر شيرش دوا، وهيچ چيز مانند روغن به شكم وارد نمى شود».
7- همچنين خوردن جوجه مستحب است. از امير مؤمنان حضرت على (ع) در اين باره نقل شده كه فرمودند:
«أطيب اللحم، لحم فراخ نهض أو كاد ينهض».[2]
«پاكيزه ترين وخوشمزه ترين گوشت، گوشت جوجه اى است كه برمى خيزد ويا به زودى برخواهد خاست».
8- گزينش گوشت سر دست وشانه نيز مستحب است. از امام رضا (ع) روايت شده كه فرمودند:
«اشتر لنا من اللحم المقاديم ولا تشتر المآخير، فإن المقاديم أقرب من المرعى وأبعد من الأذى.».[3]
«براى ما از گوشت اعضاى جلويى بخر، نه از گوشت اعضاى انتهايى زيرا گوشت اعضاى جلويى به تندرستى نزديكتر واز زيان دورتر است».
9- همچنين براى از ميان بردن ضعف، خوردن كباب مستحب است، از موسى بن بكر الواسطى نقل شده كه گفت: ابوالحسن (ع) كسى را نزد من فرستادند ومن نيز به نزد ايشان رفتم، پس فرمودند:
«مالى أراك مصفرّاً؟ وقال: ألم آمرك بأكل اللحم؟»
«چرا رنگت زرد شده؟ وفرمود: مگر تو را به خوردن گوشت امر نكرده بودم؟»
[1]- همان، باب 13، ص 106، ح 1.
[2]- همان، باب 14، ص 106، ح 1.
[3]- همان، باب 18، ص 106، ح 2.
پس گفتم: از وقتى مرا به آن دستور داديد، جز گوشت چيزى نخورده ام. پس فرمودند:
«چگونه آن را مى خورى؟»
گفتم: پخته، پس فرمودند:
«آن را به صورت كباب بخور»
پس خوردم، پس از روز جمعه نيز ديگر بار به دنبال من فرستادند، در آن وقت خون دوباره به صورتم بازگشته بود.
10- خوردن سركه وروغن مايع نيز به همان دليل مستحب است. از امام صادق (ع) در اين باره نقل شده كه فرمودند:
«نعم الادام الخل، ونعم الادام الزيت، وهو طيب الانبياء وإدامهم وهو مبارك.».[1]
«بهترين چاشنيها سركه وروغن مايع است، كه چاشنى وخورش پيامبرانند وخوردنيهاى با بركتى هستند.»
همچنين مستحب است خانه از سركه خالى نشود. امام صادق (ع) مى فرمايند:
«وأدمنوا الخل والزيت فى منازلكم، فما افتقر أهل بيت كان ذلك أدمهم.».[2]
«از سركه وروغن مايع در خانه هايتان به عنوان چاشنى استفاده كنيد، چرا كه اهالى خانه اى كه اين خوراك، چاشنى غذايشان باشد هرگز به فقر نمى افتند».
11- همچنين مستحب است پيش از صبحانه، خرما را ناشتا خورد. پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«من أصبح بتمرات من عجوة، لم يضرّه ذلك اليوم سم ولاسحر.».[3]
«هركس در صبح از خرماى فشرده بخورد، در آن روز نه سم ونه جادويى به او زيان نخواهد رساند».
همچنين مى فرمايند:
«كلوا التمر على الريق فإنه يقتل الدود.».[4]
[1]- همان، باب 33، ص 108، ح 2.
[2]- همان، ص 109، ح 4.
[3]- همان، باب 57، ص 114، ح 1.
[4]- همان، ح 6.