پس زينتهاى الهى وروزيهاى پاكيزه از آن مؤمنان است وآنها حق دارند تمام وكمال از آنها بهره مند شوند.
واما درباره آنچه به تندرستى انسان مربوط مى شود بايد گفت كه در دين مبين اسلام وآموزه هاى قرآن وسنّت سفارشهاى فراوانى در اين باب آمده است كه ما در اينجا تنها به پاره اى از آنها به عنوان نمونه اشاره خواهيم كرد:
الف- سير شدن وزياد خوردن كراهت دارد، همچنين خوردن غذا پس از سير شدن نيز كراهت دارد. رسول اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«لاتمُيتوا القلوب بكثرة الطعام والشراب، فإنّ القلوب تموت كالزرع إذا كثر عليه الماء.».[1]
«دلهاى خود را با زياده روى در خوردن وآشاميدن نميرانيد، زيرا دلها، همچون نهالى كه زياد به آن آب دهند، خواهند مرد».
همچنين آن حضرت مى فرمايند:
«إيّاكم والبِطنة، فإنّها مفسدة البطن ومورثة للسقم، ومكسلة عن العبادة.».[2]
«از شكم بارگى برحذر باشيد، چرا كه تباه كننده شكمها است، وموجب بيمارى مى شود، وانسان را نسبت به عبادت كسل وبى حال ميكند».
پيامبر اكرم (ص) همچنين مى فرمايند:
«من تعوَّد كثرة الطعام والشراب قسى قلبه.».[3]
«هركس به زياد خوردن وزياد آشاميدن عادت كند، سنگدل مى شود».
اميرمؤمنان حضرت على (ع) نيز در اين باره مى فرمايند:
«من كَثُرَ أكله، قَلّت صحته، وثَقُلَت على نفسه مؤنته.».[4]
«هركس در غذا خوردن زياده روى كند، از تندرستى اش كاسته مى شود، وهزينه هايش سنگين مى شود.»
ب- مستحب است به غذاى صبح در اول صبح وغذاى شب در اول شب بسنده كرد.
[1]- همان، باب 1، ص 80، ح 4.
[2]- همان، ح 6.
[3]- همان، ح 16.
[4]- همان، ح 19.
از على بن ابى صلت ابن ابى شهاب بن عبد ربه نقل شده كه گفت: نزد ابو عبدالله (ع) از دردها وسوء هاضمه خود شكايت كردم، پس فرمودند:
«تَغَدَّ وتَعَشَّ ولا تأكل بينهما، فإنّ فيه فساد البدن، أما سمعت الله عزوجل يقول:
وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَ عَشِيّاً «مريم، 62».»[1]
«تنها صبحانه وشام بخور ودر ميان اين دو وعده غذايى، چيزى نخور،، زيرا در آن تباهى بدن نهفته است، آيا نشنيده اى كه خداوند عزوجل مى فرمايد: «وهر صبح وشام روزى آنها در بهشت مقرر است».
همچنين نخوردن شام به ويژه براى پيران وميان سالان، كراهت دارد. از امام صادق (ع) در اين باره روايت شده كه فرمودند:
«وينبغى للرجل إذا سَنّ أن لايبيت إلا وجوفه مملوء طعاماً».[2]
«هرگاه سن وسالى از انسان گذشت نمى بايست شب را بخوابد، مگر اينكه شكمش پر از غذا باشد».
غذا خوردن پيش از ترك خانه «در صبح» مستحب است، اگر چه به نان ونمكى بسنده شود. از امام صادق (ع) در اين باره روايت شده كه فرمودند:
«إذا صليت الفجر فَكُل كسرة تُطيِّب به نكهتك، وتُطفى بها حرارتك، وتقوِّم بها أضراسك، وتشدَّ بها لثتك، وتجلب بها رزقك، وتحُسن بها خلقك.».[3]
«پس از نماز صبح، تكه اى نان بخور تا بوى دهانت دلپذير شود، وحرارتت خاموش شود، ودندانهايت استوار شوند، ولثه ات محكم شود، وروزيت را بدين وسيله فراهم آورى، واخلاقت را بهبود بخشى.»
ج- اما درباره سفره غذا ومحتويات آن روايات فراوانى وارد شده است:
1- نيكويى غذا از مستحبات است. از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمودند:
«لو أن رجلًا أنفق على طعام ألف درهم وأكل منه مؤمن، لم يعد سرفاً».[4]
«اگر مردى براى غذايى هزار درهم بدهد ومؤمنى از آن غذا بخورد، اين كار ولخرجى محسوب نمى شود».
[1]- همان، باب 39، ص 90. ح 1.
[2]- همان، باب 41، ص 90، ح 1.
[3]- همان، باب 54؛ ص 93، ح 1.
[4]- همان، باب 25، ص 87، ح 3.
2- مستحب است بر سر سفره از انواع سبزى خوراكى آماده كرد. امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند:
«لكل شىء حلية، وحلية الخوان البقل».[1]
«براى هر چيز زينتى است، وزينت سفره سبزى هاى خوراكى است».
3- همچنين نيكو است كه بر سر سفره گوشت آماده شود. پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«سيد طعام الدنيا والآخرة اللحم».[2]
«سرور خوراكيهاى دنيا وآخرت گوشت است.»
4- مستحب است تا به جاى نان گندم از نان جو استفاده كرد. در اين باره از امام رضا (ع) روايت شده كه فرمودند:
«فضل خبز الشعير على البرُ كفضلنا على النّاس، ما من نبى إلا وقد دعا لأكل الشعير وبارك عليه، وما دخل جوفاً إلا وقد خرج كل داء فيه، وهو قوت الأنبياء وطعام الأبرار، أبى الله أن يجعل قوت الأنبياء للأشقياء».[3]
«برترى نان جو بر نان گندم همچون برترى ما بر مردم است، پيامبرى نبوده كه به خوردن جو نخوانده باشد وبه آن بركت نداده باشد، وجو به درون كسى وارد نشده مگر اينكه در پى آن هر درد وبيمارى اى از آن رخت بر بسته باشد، جو قوت انبيا وغذاى ابرار است، خداوند از اينكه غذاى انبيا را براى اشقيا وستمكاران قرار دهد ابا كرده است.»
5- همچنين نيكوست گوشت گوسفند را برگزيند، چه روايت شده كه:
«كُلِ اللحم النضيج من الضأن الفتى أسمنه، لا القديد ولا الجزور ولا البقر».[4]
«گوشت پخته چاقترين گوسفند جوان را بخور، نه گوشت خشك شده ونه گوشت شتر ونه گوشت گاو».
همچنين از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه فرمودند:
«إن الله عزوجل اختار من كل شىء شيئاً «إلى أن قال»: واختار من الغنم الضأن».[5]
[1]- همان، باب 91، ص 100، ح 1.
[2]- همان، ابواب أطعمة المباحة، باب 7، ص 104، ح 1.
[3]- همان، باب 2، ص 103، ح 4.
[4]- همان، باب 11، ص 105، ح 1.
[5]- همان، ح 2.
«همانا خداوند عزوجل از هر چيزى، چيزى را برگزيد «تا اينكه فرمودند»: واز رمه ها گوسفند را برگزيد».
6- با اينكه گوشت گاو كراهت دارد ولى خوردنش اشكالى ندارد، پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«من أكل لقمة سمينة نزل من الداء مثلها من جسده ولحم البقر داء وسمنها شفاء ولبنها دواء، وما دخل الجوف مثل السمن.».[1]
«هركس لقمه اى چرب بخورد، به ميزان آن، بيمارى ودردى از بدن او خارج مى شود. در گوشت گاو بيمارى است، ودر چربيش شفا ودر شيرش دوا، وهيچ چيز مانند روغن به شكم وارد نمى شود».
7- همچنين خوردن جوجه مستحب است. از امير مؤمنان حضرت على (ع) در اين باره نقل شده كه فرمودند:
«أطيب اللحم، لحم فراخ نهض أو كاد ينهض».[2]
«پاكيزه ترين وخوشمزه ترين گوشت، گوشت جوجه اى است كه برمى خيزد ويا به زودى برخواهد خاست».
8- گزينش گوشت سر دست وشانه نيز مستحب است. از امام رضا (ع) روايت شده كه فرمودند:
«اشتر لنا من اللحم المقاديم ولا تشتر المآخير، فإن المقاديم أقرب من المرعى وأبعد من الأذى.».[3]
«براى ما از گوشت اعضاى جلويى بخر، نه از گوشت اعضاى انتهايى زيرا گوشت اعضاى جلويى به تندرستى نزديكتر واز زيان دورتر است».
9- همچنين براى از ميان بردن ضعف، خوردن كباب مستحب است، از موسى بن بكر الواسطى نقل شده كه گفت: ابوالحسن (ع) كسى را نزد من فرستادند ومن نيز به نزد ايشان رفتم، پس فرمودند:
«مالى أراك مصفرّاً؟ وقال: ألم آمرك بأكل اللحم؟»
«چرا رنگت زرد شده؟ وفرمود: مگر تو را به خوردن گوشت امر نكرده بودم؟»
[1]- همان، باب 13، ص 106، ح 1.
[2]- همان، باب 14، ص 106، ح 1.
[3]- همان، باب 18، ص 106، ح 2.
پس گفتم: از وقتى مرا به آن دستور داديد، جز گوشت چيزى نخورده ام. پس فرمودند:
«چگونه آن را مى خورى؟»
گفتم: پخته، پس فرمودند:
«آن را به صورت كباب بخور»
پس خوردم، پس از روز جمعه نيز ديگر بار به دنبال من فرستادند، در آن وقت خون دوباره به صورتم بازگشته بود.
10- خوردن سركه وروغن مايع نيز به همان دليل مستحب است. از امام صادق (ع) در اين باره نقل شده كه فرمودند:
«نعم الادام الخل، ونعم الادام الزيت، وهو طيب الانبياء وإدامهم وهو مبارك.».[1]
«بهترين چاشنيها سركه وروغن مايع است، كه چاشنى وخورش پيامبرانند وخوردنيهاى با بركتى هستند.»
همچنين مستحب است خانه از سركه خالى نشود. امام صادق (ع) مى فرمايند:
«وأدمنوا الخل والزيت فى منازلكم، فما افتقر أهل بيت كان ذلك أدمهم.».[2]
«از سركه وروغن مايع در خانه هايتان به عنوان چاشنى استفاده كنيد، چرا كه اهالى خانه اى كه اين خوراك، چاشنى غذايشان باشد هرگز به فقر نمى افتند».
11- همچنين مستحب است پيش از صبحانه، خرما را ناشتا خورد. پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:
«من أصبح بتمرات من عجوة، لم يضرّه ذلك اليوم سم ولاسحر.».[3]
«هركس در صبح از خرماى فشرده بخورد، در آن روز نه سم ونه جادويى به او زيان نخواهد رساند».
همچنين مى فرمايند:
«كلوا التمر على الريق فإنه يقتل الدود.».[4]
[1]- همان، باب 33، ص 108، ح 2.
[2]- همان، ص 109، ح 4.
[3]- همان، باب 57، ص 114، ح 1.
[4]- همان، ح 6.
«خرما را ناشتا بخوريد چرا كه كرمها را مى كشد.»
12- خوردن سيب ومعالجه كردن بدان نيز مستحب است، امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند:
«لو يعلم الناس ما فى التفاح ماداوو مرضاهم إلا به، وإنه أسرع شىء منفعة للفؤاد خاصة وإنه نضوحة.».[1]
«اگر مردم از آنچه در سيب است اطلاع يابند، بيماران خود را تنها به آن معالجه مى كنند، سيب از هر چيز ديگرى زودتر سود مى رساند به ويژه به قلب، وتشنگى را فرو مى نشاند».
13- خوردن كاسنى نيز مستحب است. اميرمؤمنان حضرت على (ع) مى فرمايند:
«كل الهندباء، فما من صباح إلا ويقطر عليه من قطر الجنّة».[2]
«كاسنى بخوريد، زيرا هيچ صبحى نيست مگر اينكه از باران بهشت بر آن ببارد».
از امام صادق (ع) نيز در اين باره نقل شده:
«من أكل الهندباء كُتب من الآمنين يومه ذلك وليلته».[3]
«هركس كاسنى بخورد در آن روز وشب در زمره افراد ايمن شمار مى شود.»
14- همچنين معالجه كردن به وسيله تره مستحب است. روزى يكى از ياران، از درد طحال خود شكايت نزد امام باقر (ع) برد، حال آنكه براى بهبودى به هر دارو ودرمانى دست زده بود، ولى هر روز دردى بر دردهاى وى افزوده مى شد، تا اينكه در آستانه مرگ قرار گرفته بود. پس امام باقر (ع) فرمودند:
«اشتر بقطعة فضة كراث، واقله قلياً جيداً بسمن عربى، وأطعم من به هذا الوجع ثلاثة أيام فإنه إذا فعل ذلك برىء إن شاء الله تعالى».[4]
«با قطعه اى نقره تره بخر، وخوب آن را با روغن عربى سرخ كن، وبه هر كس كه دچار اين درد است سه روز از آن غذا بده تا بخورد، پس اگر اين كار را انجام دهد به خواست خدا از اين درد رهايى خواهد يافت.»
[1]- همان، باب 67، ص 115، ح 1.
[2]- همان، باب 80، ص 118، ح 1.
[3]- همان، ح 3.
[4]- همان، باب 84، ص 119، ح 1.
غير از اينها، آموزه هاى فراوان ديگرى نيز درباره طبيعت خوراكيها آمده كه بحث درباره آنها مجال وسيعترى را مى طلبد. ولى همه آنها در اين چارچوب قرار مى گيرند كه بايد جنبه بهداشت وتندرستى را در تغذيه مورد اهتمام قرار داد واز همه موارد غذايى شامل ميوه، سبزيجات، نان، خورش وچاشنى در تغذيه استفاده كرد وسفره را از هر آنچه بدن انسان بدان نيازمند است وبه تندرستى ونشاط انسان مى افزايد، غنى ساخت.
د- در روايات، آموزه هاى فراوانى نيز درباره چگونه غذا خوردن آمده، كه برخى از آنها عبارتند از:
1- شستن دستان پيش وپس از غذا. از اميرمؤمنان حضرت على (ع) در اين باره اينگونه روايت شده:
«من غسل يديه قبل الطعام وبعده بورك له فى اول الطعام وآخره».[1]
«هركس پيش از غذا وپس از آن دستان خود را بشويد، در ابتدا وانتهاى غذا به او بركت داده مى شود.»
پيامبر اكرم (ص) نيز در اين باره مى فرمايند:
«غسل اليدين قبل الطعام وبعده ينفى الفقر ويجلب الرزق».[2]
«شستن دستها پيش از غذا وپس از آن موجب از ميان رفتن فقر وتحصيل روزى مى شود».
از امام صادق (ع) نيز اين حديث نقل شده:
«إذا غسلت يدك من الطعام فامسح بهما وجهك من قبل أن تمسحهما بالمنديل، وقل: اللهم إنى أسألك الزينة والمحبة وأعوذبك من المقت والمغضبة.».[3]
«هرگاه دستانت را از غذا شستى، پيش از آنكه آنها را با حوله خشك كنى، آندو را به صورتت بكش وبگو: خدايا از تو آراستگى ومحبت مى طلبم واز گناه ومورد خشم قرار گرفتن به تو پناه مى برم.»
[1]- مستدرك الوسائل، ج 3، ابواب آداب المائده، باب 42، ص 90، ح 5.
[2]- همان، باب 42، ص 91، ح 11.
[3]- همان، باب 47، ص 91، ح 4.
2- غذا خوردن در حالت تكيه داده وهمچنين در حالت درازكش مكروه است. از اميرمؤمنان (ع) در اين باره نقل شده كه فرمودند:
«لا تأكل متكئاً كما يأكل الجبارون، ولا تربع».[1]
«همچون جبّاران وسركشان تكيه داده وهمچنين چهار زانو غذا نخور.»
همچنين از امام صادق (ع) در اين باره چنين نقل شده:
«لا تأكل متّكئاً، وإن كنت منطبحاً هو شر من الإتكاء.».[2]
«در حالت تكيه داده غذا نخور، واگر به رو دراز كشيده بودى، «بدان كه اين حالت» بدتر از حالت تيكه دادن است».
3- همچنين انداختن يك پا بر پاى ديگر در موقع غذا خوردن مكروه وناپسند است. از امام صادق (ع)، از پدران بزرگوارشان، از امير مؤمنان حضرت على (ع) نقل شده كه فرمودند:
«إذا جلس أحدكم على الطعام فليجلس جلسة العبد، ولايضعن أحدكم إحدى رجليه على الاخرى، ولايتربع فإنها جلسة يبغضها الله عزوجل، ويمقت صاحبها.».[3]
«هرگاه كسى از شما بر سر غذا نشست، چونان بندگان بنشينيد، وكسى از شما يكى از پاهاى خود را بر ديگرى نيندازد، وهمچنين چهارزانو ننشيند، زيرا خداوند از اين نوع نشستن به خشم مى آيد، واز كسى كه اينگونه مى نشيند بيزار است.»
4- غذا خوردن در حال راه رفتن نيز ناپسند است. از امام صادق (ع) اينگونه روايت شده كه:
«لا تأكل وأنت ماش، إلا أن تضطر إلى ذلك».[4]
«در حالى كه راه مى روى غذا نخور، مگر اينكه ناچار به اينكار شوى».
5- مستحب است پس از غذا خوردن دراز كشيده وپاى راست را بر پاى چپ بگذاريم. از امام صادق (ع) اينگونه روايت شده كه:
«الاستلقاء بعد الشبع يسمن البدن، ويمرئ الطعام، ويسل الداء».[5]
[1]- همان، ابواب آداب المائده، باب 6، ص 82، ح 2.
[2]- همان، ص 83، ح 5.
[3]- همان، باب 9، ص 83، ح 2.
[4]- همان، باب 11، ص 84، ح 1.
[5]- همان، باب 66، ص 95، ح 1.