«وكسانى كه هرگاه انفاق مى كنند، نه اسراف مى نمايند ونه سخت گيرى، بلكه در ميان اين دو حد اعتدالى دارند».
رهيافت وحى:
اسراف، چيزى جز فرا رفتن از حد متعارف در امور زندگى نيست، كه وقتى به يكى از امور زير منجر شود از جمله مذمومات ومكروهات محسوب مى شود:
1- اگر به اتلاف مال بى آنكه سودى عقلايى دربر داشته باشد منجر شود؛ مانند روشن كردن چراغ در روز روشن.
2- اگر بيش از نيازمندى وكفاف باشد؛ همچون فراهم آوردن خانه اى با ده ها اتاق براى خانواده اى كوچك كه خانه اى با سه يا چهار اتاق برايشان كافى است.
3- اگر به ابزارى براى منحرف كردن افكار عمومى و فخر فروشى به ديگران بدل شود.
6- جاى مناسب
خداى متعال مى فرمايد:
وَ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى وَ أَخِيهِ أَنْ تَبَوَّءَا لِقَوْمِكُمَا بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ «يونس، 87»
«وبه موسى وبرادرش وحى كرديم كه براى قوم خود، خانه هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد، وخانه هايتان را مقابل يكديگر «ومتمركز» قرار دهيد ونماز را برپا داريد وبه مؤمنان بشارت ده (كه سرانجام پيروز مى شوند)».
رهيافت وحى:
بهترين خانه از نظر موقعيّت مكانى، آن است كه حداكثر خواستهاى سكنى گزينى از جمله حفاظت، بهره مندى، هواى پاك، نور خورشيد، پوشيدگى وحجاب، آرامش، آراستگى وذكر وپيراستگى را برآورده سازد كه ما برخى از اين مؤلفه ها را با نگاه به كتاب الهى واحاديث پيامبراكرم (ص) واهل بيتشان (عليهم السلام) در مى يابيم
احكام:
1- يكى از برجسته ترين اهداف اسلام در امر خانه گزينى فراهم آمدن فضايى براى ذكر خدا وپيراستگى است. بنابراين بهتر آن است كه خانه ومسكن خود را در شهرهاى مذهبى ودر كنار مراكز وعظ وارشاد ودر مناطقى كه از جو مذهبى خوبى برخوردارند برگزينيم. اين امر را از گفته حضرت ابراهيم (ع) پس از سكنى دادن خانواده اش در كنار مكه كه فرمود: «پروردگارا براى اقامه نماز ايشان را در اينجا سكنى دادم ...» در ميابيم.
2- همچنين خوب است كه خانه هاى خود را نزديك آرامگاهها برگزينيم تا هر چه بيشتر به ياد آخرت بيفتيم. ابوذر مى گويد: پيامبر خدا (ص) به من فرمودند:
«يا أباذر، اوصيك فاحفظ لعل الله أن ينفعك به، جاور القبور تذكر بها الآخرة.».[1]
«اى ابوذر، تو را به چيزى پند مى دهم، پس آنرا نگهدار شايد كه خداوند بواسطه آن به تو بهره اى رساند، در همسايگى آرامگاهها خانه بگير تا بدانها آخرت را به ياد آورى».
3- امير مؤمنان حضرت على (ع) در نوشته مبارك خود به حارث الهمدانى مى فرمايند:
«واسكن الأمصار العظام، فإنها جماع المسلمين، واحذر منازل الغفلة والجفاء.».[2]
«در شهرهاى بزرگ سكونت گزين زيرا آن شهرها محل اجتماع وگردآمدن مسلمانان است، وهمچنين از جايگاههاى غفلت وجفا برحذر باش».
از اين حديث كراهت سكنى گزينى در ميان غير مسلمانان وآنانكه در ميان خود پيوندهاى نيكى برقرار نساخته اند، برداشت مى شود.
4- از آيه 87 سوره يونس « «وبه موسى وبرادرش وحى كرديم كه «براى قوم خود، خانه هايى در سرزمين مصر انتخاب كنيد، وخانه هايتان را مقابل يكديگر «ومتمركز» قرار دهيد ونماز را برپا داريد وبه مؤمنان بشارت ده «كه
[1]- مستدرك الوسائل، ج 1، كتاب الصلاة، أبواب أحكام المساكين، ص 246، باب 23، ح 3.
[2]- بحارالانوار، ج 73، ص 156، ح 2.
سرانجام پيروز مى شوند.»» مى توان استحباب سكنى گزينى در ميان خويشان ودوستان وياران را استنباط كرد.
5- دين اسلام بر تحقيق درباره همسايگان پيش از تحقيق در مورد خانه، تأكيد مى كند.
اميرمؤمنان (ع) در توصيه خود به فرزند بزرگوارشان امام حسن (ع)، مى فرمايند:
«سل عن الرفيق قبل الطريق، وعن الجار قبل الدار»
[1].
«پيش از اينكه از راه بپرسى، درباره همراهت سؤال كن، وپيش از آنكه درباره خانه سؤال كنى، درباره همسايگان بپرس».
از اين حديث پيامبر اكرم (ص) كه مى گويد: مردى نزد پيامبر اكرم (ص) آمد وگفت: اى رسول خدا، مى خواهم خانه اى بخرم، شما دستور مى دهيد كجا خانه بخرم؟ در جهينه يا در مزينه يا در ثقيف يا در ميان قريش؟ پس پيامبر (ص) فرمودند:
«الجار ثم الدار»
[2]«نخست همسايگان «را بشناس» سپس «به فكر خريد» خانه «باش»، مى فهميم كه مراد از همسايه، تنها خانه هاى كنارى وديوار به ديوار نيست، بلكه واژه «جار» يا همسايه تمام ساكنين محله را دربر مى گيرد، زيرا واژه همسايگان به خانه هاى نزديك و چه بسا تا چهل خانه اطلاق مى شده است.
6- بهتر آن است كه خانه خود را در ميان خانه هايى با ارتفاع متناسب با يكديگر برگزينيم تا خانه اى بالاتر از خانه ما ومشرف بر آن واقع نشود. اين رهيافتى است كه مى توان از حديث ذيل دريافت كرد:
مردى از انصار شكايت نزد پيامبر برده وگفت: خانه همسايگان، خانه وى را در ميان گرفته است. پس پيامبراكرم (ص) فرمودند:
«إرفع ما استطعت واسأل الله أن يوسع عليك.».[3]
«هر قدر مى توانى خانه ات را بالا ببر واز خدا بخواه تا در كار تو گشايش دهد.»
[1]- همان، ص 155، ح 36.
[2]- مستدرك الوسائل، ج 1، كتاب الصلاه، ابواب أحكام المساكين، ص 246، باب 23، ح 2.
[3]- بحارالانوار، ج 73، ص 154.
7- از حديث امير مؤمنان (ع) كه فرمودند:
«ليس بلد بأحق بك من بلد، خير البلاد ما حملك.».[1]
«هيچ شهرى براى تو شايسته تر از ديگرى نيست. بهترين شهر براى تو جايى است كه تو را در بر گيرد (وتو بتوانى در آن زندگى خوبى داشته باشى).» در مى يابيم كه بهتر است خانه اى متناسب با مصالح خود برگزينيم. به عنوان نمونه در صورت توان خانه خود را نزديك محل كار خود انتخاب كنيم.
8- امكان دارد خانه هايى كه گذشتگان براى ما به ارث گذاشته باشند، نيازمنديهاى ما را فراهم وخواسته هاى ما را برآورده نكنند، يا با شرايط ما سازگار نباشند، از اين رو دين اسلام در صورت تنگ يا مناسب بودن خانه، به تعويض آن دستور مى دهد واز بهانه قراردادن مسائلى چون يادمان گذشتگان وخاطرات گذشته ومانند اينها نهى مى كند.
معمربن خلاد روايت مى كند كه ابا الحسن (ع) خانه اى خريدارى كرده وبه يكى از دوستان خود امر فرمودند تا بدانجا منتقل شود وفرمودند:
«إن منزلك ضيق»
«خانه ات تنگ است»
پس آن دوست گفت: اين خانه را پدرم ساخته است. امام ابوالحسن (ع) ديگر بار فرمودند:
«إن كان أبوك أحمق ينبغى أن تكون مثله»
[2].
«اگر پدرت احمق بود تو نيز مى بايست مانند او باشى؟».
9- از آيه 15 سوره سبأ كه مى فرمايد:
لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِى مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ
«براى قوم «سبا» در محل سكونتشان نشانه اى «از قدرت الهى» بود: دو باغ «بزرگ وگسترده» از راست وچپ «رودخانه عظيم با ميوه هاى فراوان، به آنها گفتيم:» از روزى پروردگارتان بخوريد وشكر او را بجا آوريد، شهرى است پاك وپاكيزه، وپروردگارى
[1]- نهج البلاغه، قصار الحكم، كلمه قصار 442.
[2]- وسائل الشيعه، ج 3، كتا ب الصلاه، ابواب احكام المساكن، باب 2، ص 559، ح 1.
آمرزنده (ومهربان)»، نيز در مى يابيم كه بهتر است محل سكونت هر كس با سبزه ودرختان احاطه شده باشد.
10- از حديث پيامبر اكرم (ص) كه در گذر از سرزمين اصحاب حجر «قوم ثمود» به ياران خود فرمودند:
«لا تدخلوا مساكن الذين ظلموا أنفسهم إلا أن تكونوا باكين، حذراً أن يصيبكم ما أصابهم»
[1]«به خانه هاى كسانى كه به خود ستم كرده اند از بيم اينكه آنچه بر سرشان آمد، بر سر شما نيز بيايد، وارد نشويد؛ مگر در حال گريه.» نيز كراهت ساكن شدن در مناطقى كه خداوند اهالى آنها را به خاطر ستمشان كيفر داده، استنباط مى شود.
7- ذكر وپيراستگى
خداى متعال مى فرمايد:
فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآصَالِ* رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَاةِ وَ إِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ «نور، 36- 37»
« (اين چراغ پر فروغ) در خانه هايى قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاى آن را بالا برند «تا از دستبرد شياطين وهوسبازان در امان باشد»، خانه هايى كه نام خدا در آنها برده مى شود، وصبح وشام در آنها تسبيح او مى گويند، مردانى كه نه تجارت ونه معامله اى آنان را از ياد خدا وبرپا داشتن نماز واداى زكات غافل نمى كند، آنها از روزى مى ترسند كه در آن، دلها وچشمها زير ورو مى شوند».
رهيافت وحى:
خانه نمونه آن است كه از آن صداى ذكر الهى بلند شود ونور پيراستگى وايمان از آن بتراود.
احكام:
1- مستحب است در خانه جايگاهى براى نماز وذكر در نظر گرفته شود.
[1]- مستدرك الوسايل، ج 1، احكام المساكن، باب 23، ص 247، ح 8.
2- مستحب است برخى نمازها را هرچند كه نماز مستحبى باشند، در خانه خود اقامه كرد تا روح عبادت در جايجاى خانه منتشر شود واين كار در تربيت فرزندان مؤثر افتد.
3- احاديثى كه بر استحباب قرائت قرآن پيش از خواب يا در صبحدم دلالت دارند، بر استحباب تلاوت قرآن در خانه نيز دلالت مى كنند.
4- به طور كلى مستحب است اهالى خانه در مواقع گوناگونى چون قبل از غذا وپس از آن، پيش از خواب وپس از آن، هنگام وضو وغسل و ... زبان به ذكر الهى بگشايند وبر آن مداومت ورزند، تا خانه همواره با ياد خدا آباد وپربركت باقى بماند.
8- سود وبركت
حديثى از پيامبر اكرم (ص) آمده كه:
«من أكل من كَدِّ يده، نظرالله إليه بالرحمة ثم لايعذِّبه أبداً.».[1]
«هركس از دسترنج خود بخورد، خداوند با نگاه مهربانى به وى مى نگرد وسپس هيچگاه وى را عذاب نمى كند.»
همچنين پيامبر اكرم (ص) در حديث مفصّلى مى فرمايند:
«.. ونعم اللهو المغزل للمرأة الصالحة.».[2]
«بهترين مشغوليت براى زن شايسته، نخ ريسى است».
رهيافت وحى:
دين ما را به طلب روزى حلال وتدبير در معيشت وميانه روى واقتصاد در گذران زندگى فرا مى خواند كه يكى از بخشهاى آن تشويق افراد به اقتصاد خانگى وتوليد خانوادگى است. اين امر خانه را به واحدى توليدى وموثر در عرصه اقتصاد كشور بدل وآن را از محلى براى مصرف به محلى براى توليد تبديل مى كند، حال چه اين توليد يك توليد كشاورزى وچه يك توليد صنعتى سبك باشد.
[1]- وسائل الشيعه، ج 1، احكام المساكن، ص 417، باب 8، ح 7.
[2]- بحارالانوار، ج 73، ص 175، ح 2.
احكام:
1- كاركردن براى به دست آوردن روزى حلال امرى مستحب، وچه بسا وقتى چرخه زندگى از حركت باز مى ايستد، امرى واجب محسوب شود. از سويى ديگر فراهم آمدن بخشى از روزى نيز هميارى وهمكارى خانواده را مى طلبد.
2- اسلام مردم را به ارتزاق از دسترنج وكار توليدى خود فرا مى خواند.
3- مستحب است زنان اوقات فراغت خود را در خانه به كارهاى درآمدزا به ويژه ريسندگى وبافندگى اختصاص دهند.
4- همچنين دين از اقتصاد وتوليد خانگى حمايت مى كند ودر اين راستا نگهدارى از ماكيان ورمگان را براى بهره مند شدن از گوشت وشير آنها وهمچنين كشاورزى را براى بهره مند شدن از محصولات آن توصيه مى كند.
5- از سويى كار دسته جمعى اعضاى خانواده براى توليد وروح جمعى حاكم بر ايشان موجب رشد صفات پسنديده زير در آنها مى شود:
نخست: هميارى وهماهنگى؛ كه اگر اين ويژگى امروز در خانه وميان افراد خانواده نهادينه شود، فردا در فرهنگ جامعه نيز نهادينه خواهد شد.
دوم: توليدگر بارآمدن فرزندان؛ كه از رهگذر آن كودكان مى آموزند بايد براى امرار معاش كار وبراى رسيدن به پيشرفت تلاش كنند.
سوم: مهارت در آن زمينه اى كه براى كار خانگى انتخاب مى كنند؛ از اين رهگذر فرزندان، ورزيده وكارآزموده پاى به عرصه اجتماع خواهند گذاشت.
9- هميارى ومهربانى
خداى متعال مى فرمايد:
تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى وَ لَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ «المائده، 2»
«و (همواره) در راه نيكى وپرهيزگارى با هم تعاون كنيد و «هرگز» در راه گناه وتعدى همكارى ننماييد واز «مخالفت فرمان» خدا بپرهيزيد كه مجازات خدا شديد است.»
رهيافت وحى:
خانواده، واحدى اجتماعى است كه از ارزشهاى اجتماعى در جامعه اسلامى پاسدارى مى كند. برجسته ترين اين ارزشها، به رسميت شناختن يكديگر، همزيستى مسالمت آميز، هميارى وهمبستگى است، وخانه نمونه خانه اى است كه تا حد امكان اين ارزشها را در چهارچوب نظام خانواده براى افراد آن فراهم آورد.
احكام:
1- خانواده مورد نظر اسلام با بالاترين مراتب هميارى، مهرورزى وهمبستگى متمايز مى شود كه برخى نمودهاى آن عبارتند از:
الف: ناراحت نشدن افراد خانواده- كه در اينجا منظور دايره بزرگ خانواده است كه شامل دائى ها وعموها نيز مى شود- از اينكه ديگر اعضا چه با اجازه وچه بدون اجازه، چه در حضور وچه در غياب صاحب خانه، از غذاهاى خانه ايشان بخورند. «آيه 61، سوره نور».
ب: مديريت جمعى كارهاى خانه؛ در واقع اين زن خانه نيست كه به تنهايى بايد تمام مسؤوليتهاى خانه واداره خانواده را به گردن گيرد.
2- براى عملى كردن واقعى ارزشهايى چون هميارى، مهرورزى متقابل وهمبستگى خانواده ها بايد به كارهاى زير بپردازند:
نخست: تشكيل مجالسى خانوادگى كه بتوان از رهگذر آن مجالس دركارها با ديگر اعضاى خانواده رايزنى وبراى رفع مشكلات با يكديگر هميارى كرد.
دوم: ايجاد يك صندوق تعاون جهت حمايت يا دادن وام به افراد نيازمند خانواده، وهمچنين براى فراهم آوردن نيازمنديهاى مشترك مانند كندن چاه، خريد يك قطعه زمين، ساخت يك خانه تابستانى، بناى يك باب مدرسه براى فرزندان خانواده يا ساخت مسجد وحسينيه ومانند اينها.
سوم: تأسيس شركتهاى درآمدزا براى درآمدزايى خانواده وايجاد فرصتهاى شغلى براى جوانان ودستيابى به هميارى اقتصادى درچهارچوب خانواده.
چهارم: تشكيل هيأتى براى تصدى امور خيريه وحمايت از نيازمندان جامعه ونشر فضايل انسانى وامر به معروف ونهى ازمنكر.