بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 166

3- هر چيزى كه براى خود دوست داريم بايد براى برادران مؤمن خود نيز دوست بداريم. همچنين نبايد نسبت به چيزى كه به برادر مؤمنمان مى رسد، حسد ورزيم وهمچون كسانى كه هيچ تعلق خاطرى نسبت به هم ندارند، با يكديگر رفتار كنيم.

4- رابطه زناشويى مناسب، رابطه اى است كه بر مبناى دوستى ومحبّت استوار شده باشد، رابطه اى كه در آن هيچ يك از دو طرف نسبت به طرف مقابل كبر يا حسد نورزد، رابطه اى سالم كه بايد در شبكه روابط ميان تمام مؤمنان نهادينه شود.

5- دوستى خدا، پيامبر (ص) واهل بيت ايشان (عليهم السلام) از پايه هاى دين محسوب مى شود. اين دوستى همان تولّى است. از سويى دوستى با دشمنان خدا رسول (ص) وهمچنين ناصبين وكسانى كه از اهل بيت (عليهم السلام) روى برتافته اند، حرام است. علاوه بر اين بايد از چنين كسانى تبرّى جوييم، چرا كه تبرّى جستن از دشمنان خدا نيز پايه اى از پايه هاى دين است.

6- بنابراين بايد شبكه روابط اجتماعى انسان بر مبناى ايمان به خدا وپذيرفتن ولايت خدا ورسول او (ص) ومؤمنان سامان يابد. همچنين نبايد كسى را خود خوانده وبدون اينكه خداوند به پيروى از وى دستور داده و او را حجّتى بر مردم قرار داده باشد، به عنوان محور دوستى ميان مردم و ستون ولايت انتخاب كنيم.

7- حتى در تشكّل ها نيز بايد محورى جز محور الهى نجوييم، مگر به اذن ولى الهى. بنابراين اگر تشكّل هاى قومى، قبيله اى، صنفى يا سياسى در چهارچوب ولايت خداوند وبه اذن حجّت خداوند بر زمين، انجام پذيرند، تشكّل ها مطلوب خواهند بود. ولى اگر چنين تشكّل هايى بدون اذن الهى ايجاد شوند، امكان دارد به بتى براى ما تبديل شوند كه از پرستش آن نهى شده ايم. پس بهتر است از اين گونه تشكّل ها صرف نظر كنيم.


صفحه 167

احكام روابط ميان مؤمنان‌

درآمد:

درفضاى جامعه اسلامى است كه ارزش هاى صلح وآرامش، حق، عدالت، امنيت وكسب روزى حلال محقّق مى شوند. براى محقّق ساختن چنين جامعه اى بايد پيوند ميان مؤمنان را تا حدّى استحكام بخشيم كه روابط ايشان به سطح روابط برادرى برسد.

در واقع اين برادرى به وسيله چنگ زدن به ريسمان الهى كه شامل كتاب خدا ورسول او است واز رهگذر پشتيبانى از يكديگر وهميارى با يكديگر بر مبناى نيكى وتقوا، وهمچنين به وسيله دورى جستن از رفتارهاى ناپسندى چون مسخره كردن، گمان بد داشتن، تجسس كردن در كار ديگران وغيبت كردن وهمچنين با آراسته شدن به فضيلتهايى چون؛ ايثار، اصلاح ودفاع از مظلومان، فرا چنگ خواهد آمد.

1- محبّت و ارزشهاى مادّى‌

خداى متعال مى فرمايد:

وَ الَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَ الْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لَا يَجِدُونَ فِى صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «حشر، 9».

«وبراى كسانى است كه در اين سرا «سرزمين مدينه» ودر سراى ايمان پيش از مهاجران مسكن گزيدند وكسانى را كه به سويشان هجرت كنند دوست مى دارند ودر دل خود نيازى به آنچه به مهاجران داده شده احساس نميكنند وآنها را بر خود مقدم مى دارند هرچند خودشان بسيار نيازمند باشند، كسانى كه از بخل وحرص نفس خويش بازداشته شده اند رستگارانند».

رهيافت وحى:

هر جامعه تنها با پيروى از رهبر خود والتزام به ارزشهاى حقيقت وسامان بخشيدن به يك زندگى جمعى توأم با الفت ومحبّت وبرادرى مى تواند بر عوامل تفرقه انگيز فائق آيد. خداوند متعال در آيه نهم سوره مباركه حشر نمونه اى از روابط مسلمانان نخستين را يادآور مى شود وگروه انصار را به خاطر برقرار ساختن رابطه خوب وخداپسندانه با مهاجران مورد تحسين قرار مى دهد. نمونه اى كه آشكارا شالوده شكنى اسلام در


صفحه 168

شبكه روابط ميان فردى وميان اجتماعى پيشين وتأثير آن بر روان افراد را نشان مى دهد وبراى نسلهاى بشرى پرده از راز پيروزيهاى ايشان در بستر تاريخ بر مى فكند. در واقع نسل اول اسلام با همين روح والاى ايمانى توانست بر جهان حكومت كند.

احكام:

نسلهاى با ايمان بايد شبكه روابط خود را بر پايه هاى زير استوار سازند:

1- دوستى راستين ودور از مصالح شخصى وخودخواهى.

2- دورى از حسد ورزى وخود رأيى در روابط. در واقع دل مؤمنان بايد زلال وپاك، ودور از كينه توزى وحساسيت نسبت به برادران مؤمن باشد، چرا كه دلهايى اينچنينى به ايمان ومحبّت آباد شده اند.

3- مؤمنان براى دستيابى به پيشرفت ورفعت خود، ودر نهايت رفعت اسلام وامت اسلامى بايد هر چه در توان دارند در راه پشتيبانى وحمايت از برادران دينى خود به كار گيرند.

4- يكى ديگر از پايه هاى شبكه روابط ميان مؤمنان، ايثار واز خود گذشتگى است. در واقع اين ويژگى، از نشانه هاى ايمان ونمود بيرونى دوستى راستين نسبت به برادران دينى است. بايد گفت مؤمن واقعى كسى است كه در موقع خطر همواره براى در امان ماندن ديگران خود را به خطر مى اندازد، ودر كسب و كار نيز همواره ديگران را براى سود بردن بر خود مقدّم مى دارد.

2- روابط ميان نسلى‌

خداى متعال مى فرمايد:

وَ الَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ «حشر، 10»

«همچنين كسانى كه بعد از آنها «بعد از مهاجران وانصار» آمدند ومى گويند: «پروردگارا ما وبرادرانمان را كه در ايمان بر ما پيشى گرفتند بيامرز ودر دلهايمان حسد وكينه اى نسبت به مؤمنان قرار مده پروردگارا، تو مهربان ورحيمى».


صفحه 169

رهيافت وحى:

يكى از ويژگيهاى پيوند برادرانه، زمانمند نبودن آن است. چه، مؤمنان هر عصر با مؤمنان پيش از خود پيوندى مثبت برقرار مى سازند، وحتّى براى آنها آمرزش مى طلبند. در واقع پيوندهاى برادرانه نه تنها زمانمند نيستند، بلكه بطور كلى كرانمند نيستند وبا تفاوتهايى چون اختلاف طبيعى ويا اختلاف تمدّنى نمى توان آنها را محدود ساخت.

از همين روست كه مؤمنان راستين از خدا مى خواهند تا كينه اى نسبت به ديگر مؤمنان در دلشان راه ندهد، خواه اين مؤمنان با يكديگر در مواردى چون ديدگاه، نژاد، زبان ومانند اينها موافق وخواه متفاوت باشند.

احكام:

1- مؤمنان نبايد نسلهاى پيش از خود را كاملا رد ويا كاملا تأييد كنند، بلكه بايد دستاوردهاى ايشان را محترمانه به بوته نقد وارزشگذارى بگذارند.

2- بنابراين بايد جهت گيريها وديدگاههاى پيشينيان را به معيارهاى شرع «كتاب وسنّت» عرضه كنيم، ديدگاههاى موافق با كتاب وسنّت را برگيريم وديدگاههاى مخالف با شرع را كنارى بگذاريم.

3- سنجش پيشينيان به معناى بى اعتبار بودن ايشان نيست، بلكه اين سنجش بايد در سايه احترام ومحبّت نسبت به ايشان وآمرزش خواهى براى آنها وبزرگ پنداشتن ايشان صورت پذيرد.

3- روابط برادرانه واصلاح‌

خداى متعال مى فرمايد:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ «حجرات، 10»

«مؤمنان برادر يكديگرند، پس دو برادر خود را صلح وآشتى دهيد وتقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد».

رهيافت وحى:

شبكه روابط مؤمنان با يكديگر به درجه اى از استحكام مى رسد كه به پيوندهاى برادرانه اى كه موجب اصلاح بين يكديگر مى شوند، تبديل مى شود. در واقع از


صفحه 170

رهگذر اين شبكه روابط، مؤمنان چونان رودهاى متلاقى اى كه يكديگر را پاك مى كنند، همواره كاستيها وزوائد روابط ميان فردى وميان اجتماعى خود را اصلاح وپايه هاى اخوت را ميان خود مستحكمتر كنند.

احكام:

1- هر يك از مؤمنان بايد ميزان تقوى وايمان خود را با سطح رابطه برادرانه اى كه با ديگر مؤمنان برقرار مى سازد بسنجد. زيرا ايمانى كه روابط ايمان مداران را با يكديگر به حدّ پيوندى برادرانه نرساند، ايمانى سست وناقص به حساب مى آيد.

2- مؤمنان بايد قوانين اجتماعى وپندهاى اخلاقى بيان شده در دين را در زندگى خود به كار بندند تا روابط همه مسلمانان به روابطى برادرانه بدل شود. حال براى اينكه به آن جامعه مثالى دست يابيم به برخى از رواياتى كه پندهايى در باب حقوق برادران ايمانى دربر دارند توجه كنيد:

امير مؤمنان (ع) از پيامبر اكرم (ص) اينگونه روايت مى كنند:

«لِلْمُسْلِمِ عَلَى أَخِيهِ ثَلَاثُونَ حَقّاً لَا بَرَاءَةَ لَهُ مِنْهَا إِلَّا بِالْأَدَاءِ أَوِ الْعَفْوِ: يَغْفِرُ زَلَّتَهُ وَ يَرْحَمُ عَبْرَتَهُ وَ يَسْتُرُ عَوْرَتَهُ وَ يُقِيلُ عَثْرَتَهُ وَ يَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ وَ يَرُدُّ غِيبَتَهُ وَ يُدِيمُ نَصِيحَتَهُ وَ يَحْفَظُ خُلَّتَهُ وَ يَرْعَى ذِمَّتَهُ وَ يَعُودُ مَرْضَتَهُ وَ يَشْهَدُ مَيْتَتَهُ وَ يُجِيبُ دَعْوَتَهُ وَ يَقْبَلُ هَدِيَّتَهُ وَ يُكَافِئُ صِلَتَهُ وَ يَشْكُرُ نِعْمَتَهُ وَ يُحْسِنُ نُصْرَتَهُ وَ يَحْفَظُ حَلِيلَتَهُ وَ يَقْضِى حَاجَتَهُ وَ يَشْفَعُ مَسْأَلَتَهُ وَ يُسَمِّتُ عَطْسَتَهُ وَ يُرْشِدُ ضَالَّتَهُ وَ يَرُدُّ سَلَامَهُ وَ يُطَيِّبُ كَلَامَهُ وَ يُبِرُّ إِنْعَامَهُ وَ يُصَدِّقُ أَقْسَامَهُ وَ يُوَالِى وَلِيَّهُ وَ يَنْصُرُهُ ظَالِماً وَ مَظْلُوماً فَأَمَّا نُصْرَتُهُ ظَالِماً فَيَرُدُّهُ عَنْ ظُلْمِهِ وَ أَمَّا نُصْرَتُهُ مَظْلُوماً فَيُعِينُهُ عَلَى أَخْذِ حَقِّهِ وَ لَا يُسْلِمُهُ وَ لَا يَخْذُلُهُ وَ يُحِبُّ لَهُ مِنَ الْخَيْرِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ يَكْرَهُ لَهُ مِنَ الشَّرِّ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ.»

ثُمَّ قَالَ (ع):

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ إِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَدَعُ مِنْ حُقُوقِ أَخِيهِ شَيْئاً فَيُطَالِبُهُ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُقْضَى لَهُ وَ عَلَيْهِ.».[1]

«مسلمان بر برادر مسلمانش سى حق دارد كه برائت ذمه از آن حاصل نمى كند مگر به اداى اين حقوق يا عفو كردن برادر مسلمان او: لغزشهاى او را ببخشد، در ناراحتيها نسبت به او مهربان باشد، اسرار او را پنهان دارد، اشتباهات او را جبران كند، عذر او را بپذيرد، در برابر بدگويان از او دفاع كند، همواره خيرخواه او باشد، دوستى او را پاسدارى كند، پيمان او را رعايت كند، در حال بيمارى از او عيادت كند، به وقت مرگ در

[1]- بحارالانوار، ج 74، ص 236.


صفحه 171

تشييع جنازه او حاضر شود، دعوت او را اجابت كند، هديه او را بپذيرد، عطاى او را جزا دهد، نعمت او را شكر گويد، در يارى او بكوشد، ناموس او را حفظ كند، حاجت او را برآورد، براى خواسته اش شفاعت كند، عطسه اش را تحيت گويد، گمشده اش را راهنمايى كند، سلامش را جواب دهد، گفته او را نيكو شمرد، انعام او را خوب قرار دهد، سوگندهايش را تصديق كند، دوستش را دوست دارد، در يارى او بكوشد خواه ظالم باشد يا مظلوم، اما يارى او در حالى كه ظالم باشد به اين است كه او را از ظلمش باز دارد، ودر حالى كه مظلوم است به اين است كه او را در گرفتن حقش كمك كند، او را در برابر حوادث تنها نگذارد، آنچه را از نيكيها براى خود دوست دارد براى او دوست بدارد، وآنچه از بديها براى خود نمى خواهد براى او نخواهد. سپس آن حضرت فرمودند: از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: هر يك از شما چيزى از حقوق برادرش را ادا نكند، واو حقّ خود را در روز قيامت مطالبه كند، ميان آن دو «به حق» داورى خواهد شد».

امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند:

«المسلم أخو المسلم، لايظلمه ولايغشه ولايخذله ولايغتابه ولايخونه ولايحرمه».[1]

«مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم مى كند، ونه او را فريب مى دهد، ونه او را خوار مى كند، ونه از او بدگويى مى كند، ونه به وى خيانت مى كند، ونه او را محروم مى سازد».

همچنين از آن حضرت روايت شده:

«المؤمن أخو المؤمن عينه ودليله، لايخونه، ولايظلمه، ولايغشه، ولايعده عدة فيخلفه.».[2]

«مؤمن برادر مؤمن وبه منزله چشم وراهنماى اوست، هرگز به او خيانت نمى كند، به اوستم روا نمى دارد، با او غش وتقلب نمى كند، وهر وعده اى را به او دهد تخلف نخواهد كرد».

همچنين مى فرمايد:

«تقربوا إلى الله تعالى بمواساة إخوانكم».[3]

«به خدا به وسيله همدردى كردن با برادرانتان نزديكى جوييد».

از پيامبراكرم (ص) نقل شده كه فرمودند:

[1]- نورالثقلين، ج 5، ص 87.

[2]- همان، ص 86.

[3]- همان، ج 74، ص 391.


صفحه 172

«المسلم أخو المسلم لايظلمه ولايخذله ولايحقّره، التقوى هاهنا «وأشار إلى صدره ثلاث مرات» حسب امرء من الشر أن يحقر أخاه المسلم، كل المسلم على المسلم حرام، دمه وماله وعرضه.».[1]

«مسلمان برادر مسلمان است وهرگز به وى ستم روا نمى دارد وخوار وذليلش نمى سازد واو را تحقير نمى كند. تقوى اينجاست «وسه مرتبه به سينه مبارك خود اشاره فرمودند» چه شوم بختى است كسى كه برادر مسلمان خود را تحقير مى كند. تمام شئون مسلمان بر مسلمان ديگر شامل خون ومال وآبرويش حرام است».

امام صادق (ع) در حديثى عمق پيوند مؤمنان را اينگونه بيان مى كنند:

«إنما المؤمنون اخوة بنو أب وأم، وإذا ضرب على رجل منهم عرق سهر له الآخرون».[2]

«مؤمنان با يكديگر در پدرى ومادرى برادرند، واگر يكى از آنها دچار مشكل يا بيمارى شود ديگران براى آسايش او شب زنده دارى مى كنند».

3- اصلاح ميان مؤمنان به عنوان برجسته ترين حقوق اخوت ايمانى، امرى واجب محسوب مى شود ودر نصوص دينى براى اصلاحگران پاداشى بزرگ در نظرگرفته شده است.

4- احترام متقابل‌

خداى متعال مى فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ «حجرات، 11»

«اى كسانى كه ايمان آورده ايد نبايد گروهى از مردان شما گروه ديگر را مسخره كنند، شايد آنان بهتراز اينان باشند، ونه زنانى زنان ديگر را، شايد آنان بهتر از اينان باشند، ويكديگر را مورد طعن وعيبجويى قرار ندهيد وبا القاب زشت وناپسند يكديگر را ياد نكنيد، بسيار بد است كه بر كسى پس از ايمان نام كفر آميز بگذاريد، وآنها كه توبه نكنند، ظالم وستمگرند».

[1]- تفسير القرطبى، ج 16، ص 323.

[2]- همان، ص 264.


صفحه 173

رهيافت وحى:

اسلام براى بناى يك بستر اجتماعى استوار، به ما توصيه مى كند تا براى برادرانمان احترام كافى قائل شويم، هيچ گروهى، گروه ديگر را تحقير نكند وهيچ دسته اى از زنان دسته اى ديگر از زنان را خوار نگردانند.

همچنين قرآن كريم ما را از عيبجويى كردن، گذاشتن القاب بد براى يكديگر وبدگمانى وتجسّس در كار ديگران وغيبت كردن نهى مى كند وما را به پرهيزگارى دستور مى دهد تا به رحمت وتوبه دست يابيم.

احكام:

1- بايد فضاى احترام متقابل بر روابط مؤمنان ميان يكديگر حاكم شود. بنابراين مسخره كردن يكديگر جايز نيست، چرا كه اين كار، هتك حرمت ديگران محسوب مى شود.

2- از آنجا كه به استهزا گرفتن ديگران در احساس خود بزرگ بينى وتحقير سايرين ريشه دارد، در دين از آن نهى شده است.

پيامبر اكرم (ص) در اين باره مى فرمايند:

«إن الله عزوجل كتم ثلاثة فى ثلاثة، كتم رضاه فى طاعته، وكتم سخطه فى معصيته، وكتم وليه فى خلقه. فلا يستخفنّ أحدكم شيئاً من الطاعات، فإنه لايدرى فى أيها رضا الله، ولايستقلنّ أحدكم شيئاً من المعاصى فإنه لايدرى فى أيها سخط الله، ولا يزرأنّ أحدكم بأحد من خلق الله فإنه لايدرى أيهم ولى الله».[1]

«همانا خداوند عزوجل سه چيز را در سه چيز پنهان ساخته، رضامندى خود را در طاعتش پنهان ساخته، ونارضايتى خود را در معصيتش پنهان كرده، وولى خود را در ميان خلقش پنهان ساخته است، بنابراين كسى از شما چيزى از طاعت الهى را كوچك نشمارد، چه، نمى داند در كداميك از طاعتها رضامندى خداوند نهفته است، وهمچنين هيچ يك از گناهان ومعاصى را ناچيز نشمارد، چرا كه نمى داند در كدام يك از گناهان نارضايتى خداوند نهفته است، وهمچنين هيچكس از خلق را مورد تحقير قرار ندهد، چرا كه نمى داند كدام يك از ايشان ولى خدا است.»

[1]- بحارالانوار، ج 72، ص 147، ح 21، «باب من اذل مؤمنا أو اهانه».