بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 191

احكام فرزندان‌

درآمد:

فرزندان زينت زندگى اين جهان بوده، اما اين باقيات صالحات‌[1]هر كس است كه از ارزشى بنيادين برخوردار است. از اين رو هر كس به واسطه اين زينت خرسندى خداوند را طلب كند، نبايد فريفته آن شود وبدان مغرور وسركش شود، بلكه بايد مسئوليت تربيت وتأمين مايحتاج آن را به گردن گيرد، تا در روزى كه مال وفرزندان به كار آدمى نمى آيند، آن زينت، به عنوان باقيات صالحات وى برايش كارساز شود. اما هركس فرزندان خود را به ابزارى براى مباهات وكفر ورزى بدل كند، به وسيله آنها گمراه شده است در حالى كه به فرزندانش هم هيچ نفعى نرسانده است.

خداوند فرزندان را به آدميان بخشيده ومحبت ايشان را براى انسانها آراسته ودر فرزندان سودى براى والدين قرار داده، وهمچنين در كتاب خود از كشتن فرزندان نهى كرده ومشركانى كه مرتكب چنين جنايتى شدند را افرادى پست قلمداد كرده واز سوى ديگر انسانها را از زياده روى در فرزند دوستى به جاى گرايش به ايمان برحذر داشته است. همچنين خداوند ياد آور اين نكته مى شود كه فرزندان بوته آزمايش انسانهايند وچه بسا برخى از آنها دشمن آدمى باشند ويادآور مى شود كه فرزندان سر سوزنى انسانها را از خدا بى نياز نمى سازند. همچنين خداوند انسانها را از مشاركت شيطان در انعقاد نطفه فرزندان بيم مى دهد، وبيان مى دارد كه اگر فرزندان كارهاى ناشايست انجام بدهند ديگر عضوى از خانواده خود محسوب نمى شوند.

1- ازدواج وازدياد نسل‌

خداى متعال مى فرمايد:

وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ «نور، 32»

[1]- كارهاى شايسته به ميراث گذشته شده.


صفحه 192

«مردان وزنان بى همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان وكنيزان صالح ودرستكاران را، اگر فقير وتنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى نياز مى سازد، خداوند گشايش دهنده وآگاه است».

رهيافت وحى:

فرزندان زينت ونهال زندگى اند، وهمچنين ميراث بندگان مؤمن براى خداوند متعال. دين، مؤمنان را به امر ازدواج وفراوانى فرزند فرا خوانده وتشويق مى كند، واز رهگذر اين تشويق، احكام وقوانين بسيارى را سامان داده كه بين تفريط رهبانيت كه به دورى جستن از اين زينت فرا مى خواند، و افراط دنيا پرستان در ترك آخرت به خاطر اين زينت، راهى ميانه را برگزيده است.

از آيات الهى در مى يابيم كه فرزند آورى خواستى والا محسوب مى شود، چه فرزندان نورچشم خانواده اند، وفراوانى آنها سرفرازى هر جامعه اى را درپى دارد. چرا كه همين فرزندان سربازان ومدافعان آن جامعه را تشكيل مى دهند «وچه بسا به عنوان ثروت اقتصادى يك جامعه نيز تلقى شوند».

احكام:

1- بايد مردم را در يك جامعه اسلامى به امر ازدواج تشويق كرد ووسايل ازدواج جوانان را فراهم آورد، چه، آموزه هاى پيامبراكرم (ص) واهل بيت (عليهم السلام) بر استحباب مؤكّد ازدواج زنان ومردان بى همسر دلالت مى كنند. برخى از وسايل فراهم آمدن ازدواج دختران وپسران عبارتند از:

الف: آسان كردن شرايط ازدواج از جمله بسنده كردن به يك زندگى ساده وكاستن از مهريه ها وكم كردن مخارج مراسم ازدواج.

ب: فراهم آوردن مسكن مناسب وارزان قيمت براى تمام فرزندان جامعه.

2- خانواده ها بايد براى فرزند دارشدن تلاش كنند، واگر اين امر ميسر نشد بايد از راه فرزند خواندگى به اين امر اقدام كنند، چه، فرزند نور چشم خانواده است وخانواده بى فرزند به درختى بى ثمر مى ماند.

3- در جامعه اسلامى بايد مردم را به فرزندآورى ترغيب كرد، تا همواره از جامعه اى جوان ومقتدر ونفوذ ناپذير وبرخوردار از نيروى انسانى قوى براى حفظ


صفحه 193

موجوديت خود بهره جوييم. تا جامعه نيرومندانه به رويارويى با خطرات تهديد كننده آن بپردازد.

4- اگر در جامعه اسلامى با كمبود نيروى كار مواجه شويم، چاره اى جز اين نداريم كه مردم را به فزونى فرزند فرا خوانيم، تا جامعه ما به جامعه اى پويا ولبريز از نشاط وبرخوردار از نيروى كار مولّد، تبديل شود.

5- اگر برنامه توسعه روشنى پيش روى خود قرار داده باشيم نبايد از ازدياد جمعيت هراسى به دل راه دهيم، چه، مى توان از فرزندان «چه پسر وچه دختر» براى پيشبرد اهداف امت، وتوسعه زندگى، وبناى تمدّنمان به بهترين وجهى بهره جست.

2- محافظت از نسل‌

خداى متعال مى فرمايد:

قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَ لَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لَا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ لَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ «انعام، 151».

«بگو: بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اين كه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد وبه پدر ومادر نيكى كنيد وفرزندانتان را از «ترس» فقر، نكشيد ما شما وآنها را روزى مى دهيم، ونزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان وانسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد مگر به حق «واز روى استحقاق»، اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد».

رهيافت وحى:

هركس بايد برخوردارى از نعمت فرزند را با سپاسگذارى از خداوند متعال پذيرا شود، ومسؤوليت حفظ ونگهدارى فرزند را به گردن گيرد. از اين رو يكى از برجسته ترين گناهان كبيره آن است كه كسى فرزند خود را بكشد. در واقع اسلام مردم را از


صفحه 194

زنده به گور كردن دختران وكشتن فرزندان از بيم گرفتار آمدن در فقر وتهيدستى بازداشته است.

احكام:

1- كشتن فرزندان مؤكدا حرام است، خواه اين قتل همچون عادتى كه مشركان در دوره جاهليت كهن داشتند با زنده به گور كردن فرزندان پس از تولد صورت پذيرد، خواه همچون روشى كه در دوره جاهليت نوين اتخاذ شده، با سقط جنين انجام گيرد، البته مشروط بدان كه در عرف، اين عمل، قتل فرزند محسوب شود.

2- از آيات الهى مى توان وجوب حفظ ونگهدارى فرزندان توسط والدين را به اعتبار آسيب پذيرى كودكان در برابر عوامل منجر به مرگ، شامل بيمارى، سوختن، غرق شدن ويا طعمه حيوانات درنده شدن، استفاده كرد. بنابراين فرزندان امانتهاى الهى اى هستند برگردن پدر ومادر، وهر كوتاهى اى در حفظ اين امانتهاى الهى به مثابه مشاركت در قتل ايشان محسوب مى شود.

3- زينت زندگى‌

خداوند سبحان مى فرمايد:

الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَاباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا «كهف، 46».

«مال وفرزند، زينت زندگى دنياست، وباقيات صالحات «ارزشهاى پايدار وشايسته» ثوابش نزد پروردگارت بهتر واميد بخش تر است».

رهيافت وحى:

به دليل اين كه فرزندان زينت زندگى هستند، بايد از آنها به بهترين نحو ممكن بهره مند شد، وهيچ چيز از جمله انديشه هاى منفى بافانه اى كه مشركان را از بيم فقر به كشتن فرزندانشان وا مى داشت ويا به هنگام دختردار شدن چهره شان را از خشم سياه مى كرد، نبايد مانع اين بهره مندى شود. در واقع فرزندان چه پسر وچه دختر زينتند


صفحه 195

ونبايد چيزى ما را از انس گرفتن به آنها مانع شود مگر اين كه خداى ناخواسته آنان موجب فريفتگى وآزمايش ما شوند.

احكام:

1- ما مسلمانان بايد از متلاشى شدن نظام خانواده برحذر باشيم وهرچه بيشتر به نقش خانواده در تربيت عقلانى وعاطفى كودكان اهتمام ورزيم، در همين راستا بايد گفت كه مهمترين قاعده ثبات نظام خانواده، دوست داشتن فرزندان است، واين كه ايشان را زينت وگلهاى زندگيمان محسوب كنيم.

2- والدين بايد به فرزندان خود خدمت كنند، زيرا اين كار آينده پدر ومادر را تضمين مى كند، به گونه اى كه فرزندان وامى را كه از والدين خود در دوران كودكى مى گيرند به هنگام نياز پدر ومادر به ايشان باز خواهند گردانيد.

3- بايد نقش فرزندان را در زندگى خانوادگى و در محيط خانواده نهادينه كنيم، تا بتوانند چونان سدى محكم در برابر چالشهاى زندگى تاب آورند. تلاش براى همانندسازى رفتار پدران وفرزندان از مصاديق اين مفهوم به حساب مى آيد.

4- فرزند دارى مسؤوليتى خطير است، كه بايد با توكل بر خدا وبا اطمينان واميد، اين مسؤوليت سنگين را متقبل شد. اين مسؤوليت در سه بعد نمود مى يابد:

مسؤوليت جسم، مسؤوليت خرد، مسؤوليت دل.

الف: مسؤوليت جسم:

1- پدران بايد خوراك، پوشاك، مسكن، دارو وديگر وسايل محافظت ونگهدارى از فرزندان را براى ايشان فراهم آورند وبه رشد جسمانى ايشان اهتمام ورزند.

2- در سطح جامعه نيز هر نسل بايد براى رفاه حال نسلهاى آينده برنامه ريزى كند. بنابراين نمى توان منابع زيرزمينى محدودى همچون نفت ويا جنگلهاى طبيعى وثروتهاى گوناگون موجود در آنها شامل گياهان وحيات وحش را متعلق به‌


صفحه 196

يك نسل دانست، از اين رو زياده روى واسراف در استفاده از منابع عمومى بدون اين كه به آيندگان بينديشيم، جايز نيست.

ب: مسؤوليت عقل:

نخست: پدران بايد مسائل سودمند در دين فرزندان ومسائلى را كه فرزندان در آينده براى پيدا كردن راهشان در زندگى بدانها نيازمندند را بديشان بياموزند.

دوم: بايد پدران محوريّت آموزش خود به فرزندان را آموزشهاى عقيدتى، اخلاق، احكام وآداب اجتماعى قرار دهند.

احاديث شريف مصاديقى تفصيلى، در امر تربيت به دست مى دهند، كه ما را به موارد آموزشى ضرورى براى فرزندان رهنمون مى سازند.

حال به برخى از اين احاديث توجه كنيد:

1- امام صادق (ع) مراحل تربيت فرزندان را اينگونه بيان مى دارند:

«دع إبنك يلعب سبع سنين، ويُؤدَّب سبعاً، وألزمه نفسك سبع سنين، فإن أفلح، وإلا فإنه لاخير فيه».[1]

«بگذار فرزندت هفت سال بازى كند، وهفت سال آداب را بياموزد، وهفت سال ديگر را او را «در مسائل زندگى» با خود همراه كن، پس اگر رستگار شد «كه خوب»، وگرنه در آن فرزند خيرى نيست».

2- فراهم آوردن شرايط مناسب ودورنگاه داشتن فرزندان از لغزشگاههاى شيطان كه به تدريج ايشان را به تباهى مى كشاند از جمله افقهاى تربيت فرزندان است كه يكى از مصاديقش جدايى افكندن ميان دختران وپسران به هنگام خواب است. امام باقر (ع) مى فرمايند:

«يُفرَّق بين الغلمان والنساء فى المضاجع إذا بلغوا عشر سنين.».[2]

«هرگاه پسران به ده سال رسيدند بايد جاى خواب ايشان را از جاى خواب زنان جدا كرد».

3- همچنين بايد دختران را از مظانّ تحريكات جنسى دور نگاه داشت. در روايتى از امام صادق (ع) اين گونه نقل شده كه فرمودند:

[1]- بحارالانوار، ج 19، ص 95، ح 40.

[2]- همان، ص 96، ح 47.


صفحه 197

«إذا بلغت الجارية ست سنين فلا تقبّلها، والغلام لايقبّل المرأة إذا جاز سبع سنين.».[1]

«هرگاه دختر بچّه اى به شش سال رسيد او را نبوس، وهمچنين هرگاه پسر بچه اى از هفت سال گذشت زن را نبوسد».

4- همچنين در روايات از نزديكى كردن پدر ومادر با هم در حضور كودكان نهى شده واين كار از برانگيزاننده هاى كودك به زنا، دانسته شده است.

5- از آنچه گذشت آشكارا مى توان حكم ديدن فيلمهاى منافى عفت در خانه ودر ميان اعضاى خانواده، وهمچنين نگاه به تصاوير منافى عفّت، ويا انجام اعمال تحريك برانگيز پيش چشم كودكان، را دريافت.

6- خانه اى پاك آن است كه صبح وشام در آن ياد خدا كنند، وبه هنگام اذان از آن صداى اذان بلند شود، ودر آن قرآن تلاوت شود.

ج: مسؤوليت دل:

احساسات پاك وپسنديده در دل افراد پديدار مى شود، حال اگر پدر ومادر خود سرچشمه دوستى پاك باشند، فرزندان ايشان نيز بر مبناى دوستى ومحبت رشد خواهند كرد؛ وچه فضيلتى برتر از محبّت است، وآيا مگر دين چيزى جز محبّت است؟ محبّت پروردگار ومحبّت اولياء خدا، ومحبّت ودوست داشتن عمل صالح.

1- در روايات منقول از حضرات معصومين (عليهم السلام) توجه زيادى به مسئله عواطف واحساسات وآنچه دلها را از عقده ها پاك مى سازد، شده است. نقل شده كه پيامبر اكرم (ص) روزى حسنين عليهم السلام را بوسيدند، پس اقرع بن حابس گفت: من ده پسر دارم ولى تا به حال هيچ يك از آنها را نبوسيده ام. پس پيامبر اكرم (ص) فرمودند:

«ما علىَّ إن نزع الله الرحمة منك ...».[2]

«اگر خداوند مهربانى را از تو دور كرده است، مسؤوليتى متوجه من نيست».

2- براى اين كه كودكانمان دچار عقده هاى روانى نشوند، اسلام به ما دستور مى دهد تا عاطفه خود را به يكسان ميان فرزندانمان تقسيم كنيم. در حديثى اينگونه آمده كه:

[1]- بحار الانوار، ج 101، ص 92، ح 17.

[2]- همان، ح 16.


صفحه 198

«إعدلوا بين أولادكم، كما تحبون أن يعدلوا بينكم فى البر واللطف.».[1]

«ميان فرزندانتان به عدالت رفتار كنيد، همانگونه كه دوست داريد ميان شما در لطف وبخشش به عدالت رفتار كنند».

3- آموزه هاى دينى، والدين را به بردن هديه به خانه وخشنود ساختن فرزندان از اين طريق تشويق مى كنند.

از پيامبر اكرم (ص) روايت شده كه فرمودند:

«من دخل السوق فاشترى تحفة فحملها إلى عياله، كان كحامل صدقة إلى قوم محاويج؛ وليبدء بالإناث قبل الذكور، فإنه من فرّح ابنة فكأنما أعتق رقبة من ولد إسماعيل، ومن أقر بعين إبن فكأنما بكى من خشية الله، ومن بكى من خشية الله أدخله جنات النعيم.».[2]

«هركس وارد بازار شود وارمغانى براى خانواده اش از بازار ببرد، همچون كسى است كه صدقه اى به نزد گروهى نيازمند ببرد؛ پس «اگر اين كار را كرد» هديه دادن را از دختران آغاز كند، چه هر كس دخترى از فرزندانش را شاد كند همانند آن است كه بنده اى از فرزندان اسماعيل را آزاد كرده باشد، وهركس چشم پسرى از فرزندانش را روشن سازد، همانند آن است كه از ترس خدا به گريه افتاده باشد، وهركس از خشيت الهى بگريد، خداوند او را به بهشتهاى پر نعمت داخل خواهد كرد».

4- در اسلام از كتك زدن كودكان به عنوان وسيله اى براى تربيت ايشان نهى شده، وبراى اين كار تنها به دورى جستن از كودكان آنهم در يك مدت كوتاه بسنده شده است.

امام كاظم (ع) در پاسخ كسى كه از فرزند خود شكايت نزد آن حضرت آورده بود، فرمودند:

«لا تضربه، واهجره ولاتطل.».[3]

«او را مزن، و «تنها» از او دورى گزين و «اين كار را» به درازا مكشان».

5- نبايد بر عليه فرزند خود دعا كرد. امام صادق (ع) در اين باره مى فرمايند:

«أيما رجل دعا على ولده أورثه الفقر».[4]

«هركس عليه فرزندش دعا كند «اين كار» به تنگدستى او خواهد انجاميد».

[1]- همان، ح 16.

[2]- بحارالانوار، ج 101، ص 94، ح 35.

[3]- همان، ح 51.

[4]- همان، ح 77.