مقدمه:
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين وصلى الله على محمد وآله الطاهرين.
با توسعه علوم وپيشرفت بشر وپيچيده تر شدن مشكلات مردم، نيازمندى به فقه بيش از پيش احساس مى شود.
فقه اسلامى نيز با بهره گيرى از منابع پربار وغنى خود كه همانا وحى (كتاب وسنت)، عقل وعرف است، وبا در نظر گرفتن جنبه هاى مثبت ومنفى زندگى بشرى، بهترين راه حل ها را براى آنچه را كه انسانها از آنها رنج مى برند پيش روى آنان قرار مى دهد ... آرى اين فقه است كه با برانگيختن عقل وتقويت ايمان ونشان دادن برنامه هاى ترقى، انسان را در جنبه هاى مختلف، وبدون غفلت از نقاط ضعف او، به بالاترين درجات كمال رهنمود مى سازد.
در سالهاى گذشته خداوند متعال توفيق پژوهش در ابواب عبادات را كه همانا مهمترين نياز عامه مردم است عطا فرمود وكتاب (احكام عبادات) منتشر گرديد، واكنون با پژوهش در ابواب معاملات ان شاء الله جلد دوم اين كتاب (احكام معاملات) نيز صادر خواهد شد كه خود حاوى مقدمه اى درباره سخنان وحى در مورد حيات طيّبه (يا زندگانى پاك) بشر كه خود بيان كننده اهداف تشريع اسلامى در ابواب مختلف فقه، به ويژه در امور زندگى روز مره انسان است مى باشد.
از خداى منان مى خواهيم توفيق پژوهش در ديگر ابواب فقه مرتبط با (احكام ولايت) را نيز عطا فرمايد تا جلد سوم پايانى اين رساله عمليه نيز به زيور چاپ آراسته گردد.
ونيز از او مسئلت مى داريم كه اين عمل را نزد خود مجزى قرار دهد واين تلاش اندك را به فضل ومنت خود بپذيرد وآن را براى روزى كه مال وفرزند سودى نخواهند بخشيد إلّا كسى كه با قلب سليم نزد پروردگار خود حاضر شود، ذخيره قرار دهد.
محمد تقى مدرسى
27/ ربيع الثانى/ 1423
بخش اول: احكام شريعت پيرامون حيات طيبه يا زندگانى پاك
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بسم الله الرحمن الرحيم
پيشگفتار
الحمدلله رب العالمين، وصلى الله على سيد المرسلين المصطفى محمد وآله الهداه الميامين.
وامّا بعد:
اين بخش اصول عمومى احكام شريعت وارزشهاى دين در زمينه امنيت اجتماعى وآرامش، رزق وروزى، فرزندان وخويشاوندان را مورد بحث قرار مى دهد.
از هر ارزشى، ارزشهاى ديگرى مى تراود. اين ارزشها اهداف بلند انسان، حكمت احكام شريعت الهى، يا همان علّتهاى قوانين موضوعه را تشكيل مى دهند.
اين ارزشها، در اصل، موضوع بحث رساله مفصلّى «در مبانى تشريع اسلامى»[1]هستند، كه نگارنده سالها پيش توفيق نگارش آن را يافته است. سالها پس از نگارش آن كتاب، نگارنده برآن شد تا چكيده اى از آن رساله مفصل را سامان بخشد وبه عنوان بخشى ازمجموعه «الوجيز فى الفقه الاسلامى» ارائه كند.
اهداف وى از اين كار عبارتند از:
1- آشنايى هرچه بيشتر با پايه هاى حيات طيبه[2]، كه در قرآن كريم وروايات پيامبراكرم (ص) واهل بيت (عليهم السلام) تبيين شده اند. چرا كه شناخت مبانى اساسى حيات طيبه امكان به كار بستن بيش از پيش آموزه هاى آن را در عرصه جهان واقع براى ما فراهم مى سازد تا هرچه بيشتر از نعمتهاى دين الهى بهره مند شويم.
2- كاوش در قواعد اساسى وضع احكام در شريعت اسلام، تا از اين رهگذر بيش از پيش به آموزه هاى فرعى شريعت آگاهى يافته، وبيش از پيش آنها را به كار
[1]- التشريع الاسلامى، ج 8، (به زبان عربى)
[2]- اين عبارت به معنى (زندگى پاك) برگرفته شده از آيه 97 سوره نحل است. در آنجا كه خداوند مى فرمايد: «... فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاهً طَيِّبَهً ...» (او را به حياتى پاك زنده مى داريم).
بنديم، چرا كه آشنايى با حكمت احكام، انسان را براى به كار بستن احكام مشتاق تر مى سازد.
3- شناخت حكمت احكام توسط مؤمنان، بيش از پيش جهت گيرى عمومى حركت ايشان در زندگى وخواسته هاى شرع مقدس را برايشان روشن مى كند. چه بسا تأكيد بر حكمت شرايع در كتاب خدا وسنّت پيامبراكرم (ص) واحاديث اهل بيت عليهم السلام نيز از همين جهت باشد.
به عنوان نمونه اگر انسان دريابد كه يكى از اهداف شريعت، فراهم ساختن محيطى امن وآرام است، از نگاهى تيزبين در باب امنيت برخوردار مى شود ودر هر كوى وبرزنى، وسايل آسايش وامنيت خود ومردم را جستجو مى كند.
يا اگر انسان به ارزش عدل وانصاف معرفت يابد، در هر اقدام ويا عملكردى از ضميرى بيدار ودعوت كننده به عدل وانصاف، بهره مند خواهد شد، كه در اين صورت تلاش مى كند تا كمترين ستمى به مردم روا ندارد وتا مى تواند راه عدل وانصاف را پيش گيرد.
يا اگر انسان با هدف فراهم آوردن رزق وروزى ويا با فلسفه خوردن وآشاميدن، وارزش مسكن، سلامتى وآموزش آشنايى يابد، تلاش مى كند تا فعاليتهاى خود را همسو با آن ارزشهاى والا سامان بخشد.
همين گونه است اگر انسان با روح آموزه هاى دينى در زمينه فرزندان وارزش صله رحم وخواست احكام دينى در زمينه روابط مؤمنين با يكديگر آشنا شود.
از اين رو از خوانندگان گرامى مى خواهيم تا بخش بخشِ اين فصل را به ديده تأمل بنگرند واز بصيرت ها وبينش هايى كه از قرآن وروايات الهام گرفته ايم واحكام استنباط شده از آنها استفاده نمايند.
فصل اول: فقه امنيت وآرامش
امنيت در زندگى اسلامى
درآمد:
نياز به امنيت[1]، نخستين وضرورى ترين نيازى است كه هر موجود زنده اى آن را در وجود خود احساس مى كند وهدف آن، حفظ وپاسدارى از وجود انسان ودستاوردهايش است. اين نياز در سطوح متفاوتى پديدار مى شود كه عبارتند از:
1- امنيت نيازى روانى است كه در بالاترين شكل خود به صورت آرامش «سكينه» وپاكى قلب از افتادن در تنگناها وترس واندوه وهمچنين پاكى از گونه هاى مختلف شرارت وستم ودشمنى نمايان مى شود.
2- امنيت مجموعه اى از ويژگيها واخلاق پسنديده اى است كه بر پايه اعتدال ودورى از گناه وفحشا قوام مى يابد.
3- امنيت يك رفتار مثبت اجتماعى است كه انسان با برخوردارى از آن به حقوق ديگران در تمام ابعاد احترام مى گذارد.
4- همچنين امنيت آرمان مدنى والايى است كه مردم را به سوى جامعه اى توحيدى هدايت مى كند، كه در آن مردم يكديگر را به خدايى بر نمى گزينند.
[1]- بايد بدانيم كه معنى واژه امنيت ويا صلح در اصطلاح امروزى خود، به ويژه در زبان حقوق دانان وكارشناسان مسائل سياسى، با معنى مراد شده از آن در سخنان وحى وزبان فقها متفاوت است. امروزه امنيت آن چيزى است كه سيستمهاى قانونى وسياسى از رهگذر تضمين اجراى قانون وجلوگيرى از تجاوز به حقوق مردم فراهم مى آورند، ولى در متون دينى، اين واژه به معناى «نبود ترس واندوه» آمده است. واضح است كه تنها با فراهم آمدن تمام عوامل صلح وآرامش مى توان به وضعيتى كه در آن ترس وجود نداشته باشد، دست يافت.
5- به علاوه، امنيّت گونه اى پيراستگى فرهنگى است، كه باطل ودروغ بستن به خداوند ورويگردانى از حق در آن راه ندارد.
در واقع امنيت در اين مفهوم، رويه برجسته ايمان را تشكيل مى دهد. از همين روست كه اين دو واژه «ايمان وامنيت» كاربرد مشابهى دارند. مؤمن كسى است كه به ديگران امان مى دهد وهر حقّى را مى شناسد. ايمان انسان را به پذيرش حقوق تمام اشياء از جمله حق خداوند متعال، حقّ خلق خدا، حق خويش، حقوق ديگران و ... فرا مى خواند واز اين رهگذر تمام اين حقوق «حرمت» نام مى گيرند. چرا كه مؤمنان آن حقوق را محترم مى شمرند وآنها را به رسميت مى شناسند واز تجاوز به آنها پرهيز مى كنند. در اين صورت اگر آزادى از سوى من فراهم آيد بدين معنى است كه از سوى شما نيز فراهم آمده است. به عبارت ديگر به رسميت شناختن حقّ شما در سخن گفتن توسّط من بدين معنى است كه من از جانب خود به شما آزادى بيان داده ام. بدينسان، ارزشهاى والاى دينى يعنى امنيت، عدالت وآزادى با يكديگر در مى آميزند؛ امنيت بدون اداى حقوق محقّق نخواهد شد، از سويى ديگر اداى حقوق، آزادى مردم را نيز فراهم مى آورد.
در اين فصل حوزه هاى گوناگون امنيت را مورد بررسى قرار مى دهيم:
1- امنيت؛ آرامش روانى
خداوند سبحان مى فرمايد:
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِى لَا يُشْرِكُونَ بِى شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ «نور، 55»
«خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده وكار شايسته انجام داده اند وعده مى دهد كه قطعاٌ آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همانگونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد، ودين وآيينى را كه براى آنان پسنديده، پا برجا وريشه دار خواهد كرد، وترسشان را به امنيت وآرامش مبدل مى كند، آنچنان كه تنها مرا مى پرستند وچيزى را شريك من نخواهند ساخت. وكسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند.»