بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 33

فصل اول: فقه امنيت وآرامش‌

امنيت در زندگى اسلامى‌

درآمد:

نياز به امنيت‌[1]، نخستين وضرورى ترين نيازى است كه هر موجود زنده اى آن را در وجود خود احساس مى كند وهدف آن، حفظ وپاسدارى از وجود انسان ودستاوردهايش است. اين نياز در سطوح متفاوتى پديدار مى شود كه عبارتند از:

1- امنيت نيازى روانى است كه در بالاترين شكل خود به صورت آرامش «سكينه» وپاكى قلب از افتادن در تنگناها وترس واندوه وهمچنين پاكى از گونه هاى مختلف شرارت وستم ودشمنى نمايان مى شود.

2- امنيت مجموعه اى از ويژگيها واخلاق پسنديده اى است كه بر پايه اعتدال ودورى از گناه وفحشا قوام مى يابد.

3- امنيت يك رفتار مثبت اجتماعى است كه انسان با برخوردارى از آن به حقوق ديگران در تمام ابعاد احترام مى گذارد.

4- همچنين امنيت آرمان مدنى والايى است كه مردم را به سوى جامعه اى توحيدى هدايت مى كند، كه در آن مردم يكديگر را به خدايى بر نمى گزينند.

[1]- بايد بدانيم كه معنى واژه امنيت ويا صلح در اصطلاح امروزى خود، به ويژه در زبان حقوق دانان وكارشناسان مسائل سياسى، با معنى مراد شده از آن در سخنان وحى وزبان فقها متفاوت است. امروزه امنيت آن چيزى است كه سيستمهاى قانونى وسياسى از رهگذر تضمين اجراى قانون وجلوگيرى از تجاوز به حقوق مردم فراهم مى آورند، ولى در متون دينى، اين واژه به معناى «نبود ترس واندوه» آمده است. واضح است كه تنها با فراهم آمدن تمام عوامل صلح وآرامش مى توان به وضعيتى كه در آن ترس وجود نداشته باشد، دست يافت.


صفحه 34

5- به علاوه، امنيّت گونه اى پيراستگى فرهنگى است، كه باطل ودروغ بستن به خداوند ورويگردانى از حق در آن راه ندارد.

در واقع امنيت در اين مفهوم، رويه برجسته ايمان را تشكيل مى دهد. از همين روست كه اين دو واژه «ايمان وامنيت» كاربرد مشابهى دارند. مؤمن كسى است كه به ديگران امان مى دهد وهر حقّى را مى شناسد. ايمان انسان را به پذيرش حقوق تمام اشياء از جمله حق خداوند متعال، حقّ خلق خدا، حق خويش، حقوق ديگران و ... فرا مى خواند واز اين رهگذر تمام اين حقوق «حرمت» نام مى گيرند. چرا كه مؤمنان آن حقوق را محترم مى شمرند وآنها را به رسميت مى شناسند واز تجاوز به آنها پرهيز مى كنند. در اين صورت اگر آزادى از سوى من فراهم آيد بدين معنى است كه از سوى شما نيز فراهم آمده است. به عبارت ديگر به رسميت شناختن حقّ شما در سخن گفتن توسّط من بدين معنى است كه من از جانب خود به شما آزادى بيان داده ام. بدينسان، ارزشهاى والاى دينى يعنى امنيت، عدالت وآزادى با يكديگر در مى آميزند؛ امنيت بدون اداى حقوق محقّق نخواهد شد، از سويى ديگر اداى حقوق، آزادى مردم را نيز فراهم مى آورد.

در اين فصل حوزه هاى گوناگون امنيت را مورد بررسى قرار مى دهيم:

1- امنيت؛ آرامش روانى‌

خداوند سبحان مى فرمايد:

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِى لَا يُشْرِكُونَ بِى شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ «نور، 55»

«خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده وكار شايسته انجام داده اند وعده مى دهد كه قطعاٌ آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همانگونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد، ودين وآيينى را كه براى آنان پسنديده، پا برجا وريشه دار خواهد كرد، وترسشان را به امنيت وآرامش مبدل مى كند، آنچنان كه تنها مرا مى پرستند وچيزى را شريك من نخواهند ساخت. وكسانى كه پس از آن كافر شوند، آنها فاسقانند.»


صفحه 35

رهيافت وحى:

ايمان به خدا واطمينان وتوكل به او وپرهيز از سرپيچى از او وبرحذر بودن از كيفر او وپرهيز از محرّمات همه وهمه موجب فراهم آمدن امنيت، آرامش ورضايت مى شوند.

به عبارت ديگر هرگاه دل به ايمان آرامش يابد واز تعصّب جاهلى پاك گردد وبا عشق ورضامندى آباد شود واز آفت گناهان قلبى همچون «كينه ورزى، حسد وخودبزرگ بينى» دور باشد، آرامش وامنيت بر ديگر ابعاد زندگى فردى سايه افكن خواهد شد.

احكام:

1- بايد در راه كاشتن بذر محبّت وآرامش در دلها وپرورش روح اطمينان وفروتنى وزدودن تعصّبهاى جاهلى وپليديها از روانها كوشا باشيم.

2- براى دست يابى بدين امر بايد به اصلاح روشهاى تربيتى، به ويژه در مدارس از جمله مدارس ابتدايى وهمچنين اصلاح روشهاى فرهنگى روابط والدين با فرزندانشان بپردازيم.

3- مادران بافرهنگ بيشترين نقش را در تربيت فرزندان خود بر پايه «كلمه طيبه» ايفا مى كنند، امّا همانگونه كه مى دانيم زنان در كشورهاى ما از مدّتها پيش وتا به امروز ناديده انگاشته شده اند، از همين رو بايد امروزه مسايل زنان را در رأس دغدغه هاى اجتماعى خود قرار دهيم.

براى تحقق اين امر مى توان به كارهايى از قبيل ايجاد دوره هاى ويژه تربيتى زنان ويا برگزارى درسهاى ويژه روشهاى درست تربيت در دانشگاهها ومراكز آموزشى دست زد.

4- از سويى مجامع دينى، مراكز خيريه وجنبشهاى سازمان يافته بايد با جدّيت در انديشه تربيت نسلهاى تحت پوشش خود باشند. اين مراكز بايد مصالح عمومى را بر منافع زودگذر سياسى مقدّم دارند واعضاى خود را بر پايه كينه توزى وتعصّب ومنفى نگرى تربيت نكنند، چرا كه در غير اينصورت نه تنها


صفحه 36

به اعضاى خود ستم روا داشته اند بلكه جامعه را به تباهى كشانيده وبذرهاى فتنه را در ميان مردم خواهند پاشيد.

5- همچنين بر گروهها، مذاهب وصاحبنظران اسلامى وحوزه هاى علميه است كه مراقب جهت گيريهاى خود باشند، آنها نبايد مسائل خاص خود را بر مسائل عمومى امّت ترجيح دهند تا از آن رهگذر فضايى از بدگمانى وتشويش به وجود آيد ودر آن فضا آرامش وسكينه ايمانى از روانها رخت بربندد، بلكه اين جوامع بايد در يگانه ساختن صفوف مؤمنين ونزديك ساختن آنها به يكديگر كوشا باشند.

6- يكى از والاترين صفات نيكو، رضامندى ورسيدن به مقام تسليم در برابر قضا وقدر الهى است. از همين رو متولّيان امر فرهنگ وتربيت بايد به پرورش اين ويژگى در جامعه اهتمام ورزند تا آرامش به روانها راه يابد وبه استقرار صلح وامنيت در جامعه هرچه بيشتر كمك شود.

7- انسان- براى برخوردار شدن از رضايت- بايد امور دنيوى خود را با امور دنيوى فرودستان خود بسنجد. چه اين امر وى را به آنچه دارد خشنودتر وسپاسگذارتر واز نظر روانى بى نيازتر مى سازد.

8- برماست كه دوست داشتن خداوند را به عنوان پايه اى بنيادين براى تربيت مردم قرار دهيم تا مردم از زندگى همراه با امنيت وآرامش بهره مند شوند. چه دست يافتن به محبّت الهى درجه اى والا محسوب مى شود، چرا كه حب ودوستى چنان كه به نظر مى آيد- آرمانى والا براى روان وجذبه اى به سوى بالا وبخشش واحسان وآگاهى ژرفى از حقيقت است.

2- امنيت و روش متعادل‌

خداوند سبحان مى فرمايد:

وَ عِبَادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً* وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِيَاماً «فرقان، 63- 64»

«بندگان «خاص خداوند» رحمان، كسانى هستند كه با آرامش وبى تكبر بر زمين راه مى روند وهنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند «وسخنان نابخردانه گويند»، به آنها


صفحه 37

سلام مى گويند «وبا بى اعتنايى وبزرگوارى مى گذرند، كسانى كه شبانگاه براى پروردگارشان سجده وقيام مى كنند.»

رهيافت وحى:

امور مؤمنان برپايه اعتدال پايه ريزى شده است، ولى امور غافلان برپايه افراط. از همين روست كه هوى وهوس غافلان را به حركت وا مى دارد. چه غافلان همواره يا زياده روى مى كنند يا كوتاهى، ولى مؤمنان بر راه راست پابرجايند، حال آنكه ديگران گاهى به راست وگاهى به چپ متمايل مى شوند. در واقع مؤمنان همواره از فرو افتادن در چاه افراط وتفريط در امانند.

احكام:

1- مؤمن بايد پيش از قدم گذاشتن در هر كارى به پيامدهاى آن اقدام فكر كند تا انديشه اش از حركتش، بصيرتش از گام نهادنش وتدبيرش از امورش وبرنامه ريزى اش از راه درپيش گرفتنش پيشى گيرد، چرا كه به آرامى گام نهادن «يعنى درپيش گرفتن روش متعادل در زندگى» كه مشخصه رفتار يك مؤمن است، وسيله ايست كه وى را از سرانجام تندروى در امان مى دارد.

2- مؤمن، هنگام بخشش، بايد خشم، رضايت وحب وبغض وكليّه واكنشهاى خود را مهار كند، بنابراين نبايد بخل ورزى وى را از بخشش هرچند اندك باز دارد، چه، بى بهره گى ومحروميت كمتر از آن است. همچنان كه اسراف نيز نبايد وى را به بذل وبخشش بيجا سوق دهد.

3- همچنين مؤمن بايد در كارهاى خود نيكوكار باشد، البته نيكوكارى نبايد به حال وى وكسانى كه نفقه ايشان بر وى واجب است زيان رسان باشد. از همين رو نمى توان به بهانه خدمت به جامعه، از فرزندان خود غفلت كرد، همچنين نبايد تنها به فرزندان بسنده كرد وجامعه را از نظر دور داشت. بلكه يك انسان مؤمن بايد با حكمت ودور انديشى ميان اين دو حالت توازن ايجاد كند تا حيات فردى واجتماعيش از سلامت كافى برخوردار شود. حال آنكه كوتاهى‌


صفحه 38

در مورد يك طرف وتوجّه بيشتر به طرف ديگر امكان دارد موجب شود تا هر دو را از دست بدهد.

4- همچنين بريك مؤمن واقعى است كه اعمال زشت را چه آشكار وچه پنهان رها كند واز نزديك شدن بدانها نيز پرهيز كند، چرا كه اعمال زشت وى را به چاه هلاكت فرو مى افكنند. كارهاى زشت همانهايى هستند كه يا مانند «زنا» در شريعت تفصيلًا از آنها سخن رفته است ويا مانند «زياده روى در دشمنى» به گونه اى كلّى از آنها سخن به ميان آمده است.

از همين رو بر يك مؤمن واقعى است كه عملًا به موارد زير اهتمام ورزد:

الف: گزينش نيكوترين سخنان ودورى جستن از زشت گويى وزياده روى وسخنان ناپسند در سخن گفتن، به گونه اى كه حتّى در فراخواندن افراد سركش بايد دعوت كننده نيكوترين كلمات را برگزيند، همچنانكه حضرت موسى (ع) در رويارويى با فرعون چنين كرد.

ب: برگزيدن نزديكترين راههاى ممكن به صواب ودورترين آنها از برانگيختن حساسيتها وتندرويها وپرهيز از ورود به فتنه هاى اجتماعى اى كه انسانهاى غوغاپيشه به سوى آنها جذب مى شوند. مؤمن واقعى بايد با خرد خود هر تعصّبى را فرو نشاند وبا پرهيزكارى خود زمام منيّت وخودپسندى را مهار كند.

ج: برگزيدن ميانه ترين راه در گذراندن زندگى ومعيشت. چه، اقتصاد وميانه روى در معيشت از ويژگيهاى پرهيزكاران است. واين تنها با تدبير ميسّر مى شود.

د: همچنانكه هر فردى بايد برنامه اقتصادى روشنى براى گذراندن زندگى خود ترسيم كند ودرآمد ساليانه خود را با هزينه ها بسنجد، نهادها وسازمانها «از جمله جمعيتهاى سياسى وجنبشهاى اسلامى ومؤسسه هاى خيريه وشركتهاى اقتصادى و ...» وهمچنين دولتها وسازمانهاى دولتى نيز بايد مجدّانه به موازنه اقتصادى اهتمام ورزند. نبايد ليست هزينه ها از درآمدها بيشتر شود، در واقع بايد همه وهمه از اسراف وتجمّل گرايى دورى گزينند.


صفحه 39

3- امنيت وبيم‌

خداوند متعال مى فرمايد:

أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ (99) «اعراف، 99»

«آيا آنها خود را از مكر الهى در امان مى دانند؟! در حالى كه جز زيانكاران، خود را از مكر «ومجازات» خدا ايمن نمى دانند».

رهيافت وحى:

كسى كه خشيت نداشته باشد، تقوا پيشه نخواهد كرد وفرد بى تقوا در امان نخواهد بود. در واقع خشيت وبيم از برجسته ترين ويژگيهاى مؤمنان واز برجسته ترين پيامدهاى آن در امان بودن از خطرها است.

احكام:

1- مؤمن حقيقى بايد از مكر الهى بيمناك باشد ومعصيت نكند ودر صورتى كه فريب شيطان را خورد ومرتكب گناهى شد، بايد هرچه زودتر خدا را ياد وبه درگاه پروردگار توبه وپيامدهاى زيانبار گناه را اصلاح كند تا گناه زيانى به وى نرساند. در واقع زيانكاران خود را از مكر الهى در امان مى بينند، واز همين رو پرهيزكارى پيشه نمى كنند.

2- بر مؤمنان است كه از غفلت برحذر باشند، چرا كه غفلت، در يك آن، سرمستى اى به همراه مى آورد كه خرد را از ميان مى برد وانسان را در چاه خطرهاى گوناگون فرو مى افكند.

از اين رهگذر كسى كه از دزدان حذر نمى كند ودر زمينه قفل كردن ورودى هاى خانه خود سهل انگارى مى كند، راننده اى كه حوادث رانندگى وخطرهاى پيش روى خود را جدّى نمى گيرد، بازرگانى كه به دگرگونيهاى بازار توجّه نكرده وتمام سرمايه خود را در يك كار سرمايه گذارى مى كند، سبازى كه از يورش دشمن بيم نمى كند واز سلاح وآمادگى خود غافل مى شود، سياستمدارى كه از تحولات زمانه غافل مى ماند وبراى به روز كردن روش هاى خود فكرى‌


صفحه 40

نمى كند، همه وهمه، امكان دارد در يك لحظه تمام چيزهايى را كه طى سالها به دست آورده اند، از كف بدهند.

4- امنيت اجتماعى دورى از ستم واحترام به حقوق ديگران‌

خداوند متعال مى فرمايد:

قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْىَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ «اعراف، 33».

«بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است؛ و «همچنين» گناه وستم به ناحق را؛ واينكه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده، شريك او قرار دهيد؛ وبه خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى دانيد»».

رهيافت وحى:

مى توان چكيده حكمت برقرارى صلح وآرامش ميان مردم «امنيت جامعه» را در دو امر- شناسايى واحترام متقابل- بيان كرد. از همين رو اگر در جامعه اى هركس ديگران را به رسميت شناسد وبه حقوقشان احترام گذارد، امنيت وصلح وآرامش برقرار خواهد شد. در واقع قوانين جارى در جوامع، به ويژه قوانين حقوقى، اين رويه از امنيت را مد نظر داشته اند.

احكام:

1- برترى جويى در زمين وتلاش در راه به استضعاف كشيدن ديگران وتكبّر ورزيدن بر ايشان جايز نيست. هر مسلمان بايد تا ريشه كنى كامل تكبّر وتعصّبهاى نابه جا از روان خود با نفسش به مجاهده بپردازد.

2- مسلمانان بايد در برابر كسانى كه مى خواهند با نام قوم گرايى، نژادپرستى، دين ويا هر نام ديگرى از اين دست به ناحق بر سرنوشت ديگران دست اندازند، به مقابله پردازند، چرا كه برقرارى صلح وامنيت وآرامش تنها به وسيله مقابله با ستم سياسى ميسّر مى شود.