فصل هفدهم: عاريه
از امام باقر (ع) سؤال شد كه اگر انسان چيزى را به عنوان عاريه از ديگرى بگيرد، سپس آن چيز از بين رفته ويا دزديده شود چه حكمى دارد؟ ايشان فرمودند:
«إِنْ كَانَ أَمِيناً فَلَا غُرْمَ عَلَيْهِ»
[1].
«اگر «گيرنده عاريه» امين بوده «ودر امانت دارى بكوشد واهمال كارى نكند» او ضامن نخواهد بود.»
عاريه چيست؟
1- عاريه قراردادى است كه به موجب آن انسان چيزى را به طرفى ديگر مىدهد تا از آن بدون عوض استفاده كند وسپس آنرا به او پس دهد.
2- قرارداد عاريه نسبت به هر دو طرف جايز است، به اين معنا كه مُعير «عاريه دهنده» حق دارد هر زمان كه خواست قرارداد را فسخ ومال عاريه را درخواست كند، همانگونه كه به طريق اولى مُستعير «عاريه گيرنده» نيز مىتواند مال عاريه را هر زمان كه اراده كرد پس دهد.
ايجاب وقبول
3- مهمترين ركن عاريه، رضايت دو طرف است. به همين جهت ايجاب وقبول كه حاكى از رضايت دو طرف باشد، شرط است.
ايجاب كه معمولًا از طرف عاريه دهنده صورت مىپذيرد، هر گونه لفظى است كه آشكارا بر اراده معطوف به انعقاد چنين قراردادى دلالت كند مانند اينكه بگويد: «اين كتاب را به تو عاريه دادم» يا بگويد: «به تو اجازه مىدهم تا ازاين كتاب استفاده كنى» يا بگويد: «اين كتاب را بگير واز آن استفاده كن» وعبارات شبيه به اين.
از سويى قبول نيز هر گونه لفظى است كه دلالت بر موافقت به اين امر كند.
[1]- وسائل الشيعة ج 13، أحكام العارية، ص 237، باب 1، ح 7. والاستبصار ج 3، باب 83، ص 124.
4- اگر قبول به صورت عملى ونه با اظهار لفظى باشد نيز عاريه صحيح است. مثل اينكه كتاب را به قصد استفاده از عاريه دهنده بگيرد.
5- در عاريه، معاطات يعنى صرف عمل داد وستد بدون هيچ گونه اظهارلفظى از دو طرف نيز صحيح است، بنابراين اگر شخصى وارد كتابخانه عمومىشود وبه فهرست كتابها مراجعه وكتابى را انتخاب نمايد وسپس عنوان آنرا بر روى كاغذى نوشته وبه كتابدار كه مسؤول آوردن كتاب براى مراجعه كنندگان است تحويل دهد، وبعد از آن مراجعه كننده كتاب را براى مطالعه بگيرد، اين داد وستد يك عاريه معاطاتى خواهد بود وصحيح است، اگر چه الفاظ ايجاب وقبول رد وبدل نشده است.
شرايط عاريه دهنده
6- عاريه دهنده بايد شرايط عمومى اهليّت را براى تصرف در اموالش مانند بلوغ وعقل را داشته باشد وبجهت سفاهت يا ورشكستگى از تصرف در اموالش منع نشده باشد.
7- اما عاريه دادن مال از سوى شخص ورشكسته، اگر با موافقت طلبكاران باشد صحيح است. ونيز از سوى كسى كه به دليل سفاهت محجور عليه است، ويا از كودك نابالغ، ويا از ديوانه، اگر با رضايت وليشان باشد اشكالى ندارد.
8- در صحت انعقاد عاريه، كافى است كه عاريه دهنده مالك منفعت آن باشد ولازم نيست كه مالك عين آن شىء باشد. بنابراين اگر مثلًا اتومبيلى را كرايه كرد، مىتواندآنرا به ديگرى عاريه دهد به شرط اينكه در قرارداد اجاره اتومبيل يا در عرف مردم اين كار منعى نداشته باشد.
شرايط عاريه گيرنده
9- از آنجا كه عاريه عقدى است متعلق به انتفاع از شىء وهيچگونه انتقال ملكيت در آن نيست، لذا جز قابليت واهليّت استفاده از مورد عاريه، هيچ امر ديگرى در عاريه گيرنده شرط نيست. بنابراين عاريه گرفتن چيزى توسط كودك
نابالغ، مميّز، ويا مجنون «به شرط دارا بودن قابليت استفاده از آن» ومحجور عليه صحيح مىباشد.
10- يكى از شرايط اهليّت داشتن براى استفاده از عاريه آن است كه مانعى شرعى براى استفاده عاريه گيرنده از عاريه نباشد، بنابر اين مثلًا عاريه گرفتن قرآن توسط كافر كه بنابر مشهور حق در اختيار داشتن قرآن را ندارد، عاريهگرفتن كتابهاى گمراهكننده توسط مسلمان وهمينطور عاريه گرفتن شكار توسط كسى كه در احرام است به دليل اين كه از لحاظ شرعى مُحرِم نمىتواند شكارى در اختيار داشته باشد، صحيح نيست.
11- بايد عاريه گيرنده مشخص باشد، نه اينكه ميان يكى از دو نفر يايكى از چند نفر مردّد باشد بدون اينكه در زمان حال يا در آينده مشخص گردد. بنابراين مثلًا عاريه دادن كتاب به يكى از دو نفر يا به يكى از چند نفر بدون اينكه آن شخص كاملًا معلوم باشد، درست نيست.
12- اما لازم نيست كه عاريه گيرنده يك نفر باشد، بنابر اين عاريه دادن يككتاب به دو نفر يا بيشتر كه براى استفاده از آن با يكديگر توافق كردهاند «كه يا با قرعه يا به صورت متناوب يا به هر شكل ديگرى» از آن استفاده كنند صحيحاست.
مال عاريه
13- مال عاريه بايد شرايط زير را داشته باشد:
الف: از آن نوع چيزهايى نباشد كه با استفاده از آن، به طور كلى از بين مى رود.
بنابراين عاريه دادن مستغلات، وسايل نقليه، لوازم منزل، پوشاك، ابزارآلات ومواد فرهنگى وشبيه به آن صحيح است، همچنانكه عاريه دادن حيوانات مفيد مانند اسب وشتر «براى حمل كالا يا سوارى» وسگ «براى شكار، نگهبانى، مبارزه عليه جرايم يا پيدا كردن زندگان زير آوارها» صحيح مىباشد.
اما عاريه دادن خوراكيها، نوشيدنيها، عطور، شويندهها وشبيه اينها كه با استفاده از بين مىروند صحيح نيست.
ب: بايد منافع مال عاريه حلال باشد، بنابراين عاريه دادن آلات قمار، وآلات لهو حرام، ووسايل طرب وغنا وكتابها، سى دىها، فيلمها ونوارهاى حرام وموارد مشابه، صحيح نيست.
14- مقصود از باقى ماندن مال عاريه بعد از استفاده آن، بقاى خود منفعت نيست، بلكه منظور بقاى اصل شىء است كه به طور كلى مورد استفاده واقع مى شود، بنابراين ممكن است مثلًا مال عاريه منزل باشد كه استفاده از آن عبارت است از سكنى گزيدن در آن، كه اين بهره بردن منجر به از بين رفتن وانهدام آن نمىشود، يا ممكن است مال عاريه گاوى باشد، كه براى استفاده از شيرشعاريه گرفته شده است، كه در اينجا نيز على رغم اينكه شير گاو با استفاده تمام مىشود، ولى عاريه دادن آن صحيح است، زيرا آنچه عاريه داده مىشود گاواست، نه شير آن، عرف مردم اينگونه موارد را مواردى مىداند كه با استفاده، ازبين نرفته وباقى مىمانند.
به همين جهت عاريه دادن حيوانات براى استفاده از شير، پشم يا كرك وشبيه به آن، وعاريه دادن درختان براى بهره مندى از ميوه هاشان، زنبور عسلبراى عسلش، چاه براى آبش، ژنراتورهاى مولد انرژى به خاطر نيروى برق والكتريسته توليديشان ومصاديق مشابه جايز است.
15- لازم نيست كه مال عاريه در هنگام توافق دو طرف دقيقاً معين باشد، بنابراين اگر كسى بگويد: «يكى از كتابهايت را به من عاريه بده» يا «يكى از اتومبيلهايت را به من عاريه بده» ومالك به او بگويد: «به كتابخانه برو وهر كدام را كه دوست دارى انتخاب كن» يا «به پاركينگ برو وهر كدام راكه پسنديدى بردار» صحيح است.
تكاليف عاريه گيرنده
16- عاريه گيرنده بايد سه امر اصلى واساسى را رعايت كند:
اول: عاريه گيرنده بايد مال عاريه را به نحو صحيح ودر موارد خاص استفاده از آن بكار ببرد، بدين صورت كه وجه استفاده از كتاب، مطالعه آن است نه نوشتن در آن و وجه استفاده از ساختمان تجارى، تجارت است نه سكنى گزيدن در آن ووجه استفاده
طبيعى از اتومبيل معمولى، حركت با آن در خيابانهاى آسفالت شده است، نه در راههاى كوهستانى وسنگلاخ غير قابل عبور، ومانند آن.
دوم: عاريه گيرنده نمىتواند مال عاريه را به عنوان عاريه يا اجاره در اختيار ديگرى قرار دهد، مگر با موافقت عاريه دهنده.
سوم: عاريه گيرنده بايد پس از پايان مهلت مال عاريه را به صاحبش پس بدهد، «البته اگر عاريه زمانمند باشد» واگر عاريه محدود به استفاده از آن باشد بهمحض تمام شدن استفاده از آن يا مطالبه صاحبش بايد آنرا تحويل دهد، وواجب است آنرا به خود مالك يا ولى يا وكيل او بدهد.
17- عاريه گيرنده نسبت به مال عاريه امين است، لذا اگر مال عاريه بدونتقصير او از بين برود وى ضامن نيست، اما اگر اتلاف آن مربوط به او باشد، چه با تعدى و تجاوز از حدود وجه استفاده «مانند اينكه از منزل مسكونى براى نگهدارى مواد سوختى استفاده شود كه به آتش سوزى خانه منجر شود»، وچه بهعلت تفريط وسهل انگارى، وعدم اتخاذ تدابير لازم براى محافظت از آن «مانند سقوط اتومبيل عاريهاى به درّه بر اثر ايستادن بر لبه پرتگاه ونكشيدن ترمز ازسوى عاريه گيرنده» باشد، عاريه گيرنده ضامن خواهد بود.
18- عاريه گيرنده حتى در صورت عدم تعدّى وتفريط نيز در دو مورد ذيلضامن است:
الف: اگر عاريه دهنده ضامن بودن عاريه گيرنده را در تمام حالات، شرط كرده باشد.
ب: اگر مورد عاريه طلا يا نقره باشد.
19- اگر مورد عاريه تنها يك مورد استفاده داشته باشد، نيازى نيست تا به مورد استفاده در قرارداد اشاره شود «مانند كتاب كه فقط براى مطالعه يافيلم كه تنها براى نمايش است يا لباس كه تنها براى پوشيدن استفاده مىشودو ...»
اما اگر مورد عاريه موارد استفاده مختلفى دارد، مانند اتومبيل چند منظورهكه از آن هم براى جابه جايى اشخاص وهم حملونقل كالا استفاده مىشود، ونيز مانند ساختمانى واقع در منطقه مسكونى- تجارى كه مىتوان از آن براى كارهاى تجارى ويا بعنوان
منزل مسكونى يا كلينيك پزشكى بهره برد، وهمچنين مانند زمينى كه جهت زراعت و كاشت و ياساخت وساز قابل استفاده است؛ اگر در اينگونه موارد مراد عاريه يكى از وجوه استفاده باشد، استفاده خاص از آن بايد در قرارداد معين شود، كه در اين صورت عاريه گيرنده بايد به آن پايبند باشد.
اما اگر منظور استفاده از مورد عاريه بطور مطلق ونه محدود به يك مورد باشد، جايز است كه در قرارداد به عموميّت آن تصريح شود، مانند اينكه گفته شود: «اين زمين را به تو عاريه مىدهم تا از آن در هر راهى كه از نظر شرعىمباح است استفاده كنى» همچنانكه جايز است قرارداد عاريه به نحو مطلق وبدون اشاره به اختصاص يا عموميت استفاده از مورد عاريه بسته شود، مانند اينكه بگويد: «اين زمين را به تو عاريه دادم» كه در اين صورت عاريه گيرنده مىتواند از آن به هر نحوى كه مىخواهد بهره ببرد.
20- اگر عاريه گيرنده از استفاده خاص مورد نظر عاريه دهنده در قرارداد تجاوز كند واستفادهى ديگرى از آن كند «مانند اينكه در زمينى كه براى زراعت است خانهاى بسازد» ويا در نحوه بهره بردن از آن تعدى كند «مثل اينكه كاميونى را كه تنها ظرفيت حمل پنج تن كالا را دارد بيشتر از اين بار بزند» در اين صورت او غاصب وضامن است ومى بايست اجرت استفاده بيشتر از حد معيّن شده را به عاريه دهنده، بپردازد.
تكاليف عاريه دهنده
21- عاريه دهنده بايد:
اولًا: ضررى را كه به موجب فسخ قرارداد عاريه در زمانى نامناسب متوجّه عاريه گيرنده مىشود جبران كند، «مانند كسى كه كاميون خود را به شخصى كه مىخواهد كالايى را از شهرى به شهرى ديگر ببرد عاريه دهد وسپس در حالى كه كاميون در نيمه راه است، عاريه خود را مطالبه كند، به گونهاى كه اين كار باعث شود عاريه گيرنده افرادى را براى پايين آوردن كالا از كاميون اجير كند وسپسكاميون ديگرى را براى انتقال كالا به مقصد اجاره كند، يا مانند شخصى كه زمينش را براى زراعت به ديگرى عاريه دهد اما در اواسط فصل زراعت منصرف شده وزمين خود را مطالبه كند كه اين
كار موجب ضرر عاريه گيرنده شود»، دراين دو حالت و حالتهاى مشابه، عاريه دهنده بايد مقدار ضرر عاريه گيرنده را پرداختكند، اگر چه بنابر احتياط بايد با هم مصالحه ورضايت يكديگر را جلب نمايند.
ثانياً: عاريه دهنده بايد هرگونه عيب موجود در مال عاريه را كه در استفاده از آن تأثير مىگذارد به عاريه گيرنده خبر دهد، مانند نجاست لباس عاريهاى، يا وجود عيب در اتومبيل كه راننده وديگر مسافرين را در معرض خطر قرار مىدهد.
عاريه دادن مال غصبى
22- در باب مال عاريه غصبى «مانند اتومبيل دزديده شده» مسائلى وجود دارد:
اوّل: عاريه دادن آن حرام بوده واحكام عاريه بر آن مترتب نيست.
دوم: اگر عاريه گيرنده از غصبى بودن مال بى خبر باشد، چيزى بر عهده او نيست، وفقط شخص غاصب ضامن است واگر صاحب مال از عاريه گيرنده مطالبه خسارت يا پرداخت شىء ديگرى به جاى آن كند، عاريه گيرنده بايد آنچه را به مالك مىپردازد از عاريه دهنده غاصب مطالبه كند.
سوم: اما اگر عاريه گيرنده از غصبى بودن مال آگاه باشد، ضامن بوده ودركنارغاصب مسؤول غصب است، واگر مالك حقيقى مطالبه خسارت كند نمىتواند براى پرداخت آن به عاريه دهنده «غاصب» رجوع كند، بلكه عكس اين مسئله صحيح است، زيرا اگر مالك براى جبران خسارت مال خود در دوران عاريه چيزى از غاصب مطالبه كند، غاصب مىتواند به عاريه گيرنده مراجعه وخسارت را از وى بخواهد.
چهارم: جايز نيست كه عاريه گيرنده مال غصبىاى كه به عاريه نزد خود دارد را بعد از علم به غصبى بودن آن به عاريه دهنده «غاصب» تحويل دهد، بلكه واجب استآنرا بمالك حقيقيش پس دهد.
پايان يافتن عاريه
23- عاريه در حالات ذيل پايان مىپذيرد:
الف: اگر عاريه دهنده خواستار برگرداندن مال عاريه شود.
ب: اگر عاريه گيرنده، مال عاريه را بازگرداند.
ج: مرگ عاريه دهنده يا عاريه گيرنده.
د: با از بين رفتن شرايط اهليّت، مانند ديوانه شدن عاريه دهنده بعد از عاريه دادن ومانند اينها.
ه-: با تمام شدن زمان عاريه، البته اگر عاريه زمانمند باشد.
و: با پايان يافتن استفاده از مال عاريه اگر قرارداد عاريه محدود به بهرهبردن از آن باشد.