بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 422

د: با از بين رفتن شرايط اهليّت، مانند ديوانه شدن عاريه دهنده بعد از عاريه دادن ومانند اينها.

ه-: با تمام شدن زمان عاريه، البته اگر عاريه زمانمند باشد.

و: با پايان يافتن استفاده از مال عاريه اگر قرارداد عاريه محدود به بهره‌بردن از آن باشد.


صفحه 423

فصل هيجدهم: وديعه‌[1]

رسول خدا (ص) مى‌فرمايد:

«لَيْسَ مِنَّا مَنْ أَخْلَفَ بِالْأَمَانَةِ»

[2].

«كسى كه در امانت خيانت كند از ما نيست».

ونيز فرمودند:

«الْأَمَانَةُ تَجْلِبُ الرِّزْقَ وَ الْخِيَانَةُ تَجْلِبُ الْفَقْرَ»

[3].

«اداى امانت موجب زيادى رزق وروزى، وخيانت در آن باعث فقر وتنگدستى مى‌گردد».

وامام صادق (ع) نيز فرمودند:

«صَاحِبُ الْوَدِيعَةِ وَ الْبِضَاعَةِ مُؤْتَمَنَانِ»

[4].

«كسيكه مالى را نزد خود به امانت «وديعه» دارد، ونيز كسيكه مالى را براى‌تجارت ومضاربه در اختيار دارد، مورد اطمينان وامين مى‌باشد».

قرارداد وديعه چيست؟

1- قرارداد وديعه يعنى سپردن چيزى به ديگرى براى نگهدارى از آن يا به بيان كوتاهتر نايب گرفتن در نگهدارى چيزى.

به چيزى كه براى نگهدارى به ديگرى سپرده مى‌شود «وديعه» يا «امانت» گفته مى‌شود. ولفظ مُودِع «امانت گذار» به كسى كه مال خود را به ديگرى مى‌سپارد، وواژه مودَع «امين» به كسى كه امانت را براى نگهدارى مى‌پذيرد، اطلاق مى‌گردد.

[1]- بايد توجه داشت كه عاريه غير از وديعه است اگر چه گاهى در فارسى برهر دو مورد لفظ امانت يا امانتى‌اطلاق مى‌شود، زيرا همانگونه كه دربخش عاريه گفته شد عاريه آن است كه شخص شيئى را به ديگرى بدهد تا او از آن‌استفاده كند، وسپس آنرا به صاحبش بازگرداند. در حالى كه وديعه عبارتست ازاينكه يك نفر مالى را نزد ديگرى بگذارد واين شخص بدون اينكه كوچكترين‌دخل وتصرف ويا حتى استفاده‌اى از آن كند آن شى‌ء را نگهدارى كند. بنابراين عاريه دادن شى‌ء به ديگرى براى استفاده از آن است درحالى كه وديعه دادن شى‌ء به ديگرى براى نگهدارى از آن است. (مترجم)

[2]- وسائل الشيعه ج 13، احكام الوديعه ص 225، باب 3، ح 1. الكافى ج 5، ص 133.

[3]- همان.

[4]- همان، باب 4، ح 1. والفقيه، ج 3، ص 304.


صفحه 424

2- وديعه امانتى است نزد امين وواجب است كه وى از آن محافظت كند، هيچ كس حق خيانت به آن را ندارد حتى اگر صاحب آن شخصى فاسق وگنهكار باشد.

قبول وديعه اگر در چارچوب همكارى در كار نيك وپرهيزگارى وبرآوردن نياز انسان مؤمن باشد ثواب بسيار دارد.

3- قرارداد وديعه نسبت به هر دو طرف جايز است، بنابراين هر كدام از آنان هر زمانى كه بخواهند مى‌توانند قرارداد وديعه را فسخ كنند واگر امين قرارداد را فسخ كند، امانت گذار حق ندارد از پس گرفتن وديعه خود امتناع كند.

اما اگر هر دو يا يكى از آنان لازم بودن قرارداد براى يك طرف يا دوطرف را شرط كنند وهر دو نيز براين امر راضى شوند، قرارداد وديعه طبق توافق دو طرف لازم مى‌شود.

وديعه ورضايت‌

4- وديعه قراردادى است كه تنها با رضايت دوطرف منعقد مى‌شود، ومنوط بر ايجاب وقبول است، حال چه به صورت لفظى يا غير آن. براى ايجاب بكار بردن عبارتى خاص لازم نيست، بلكه هر گونه لفظى كه دلالت بر اين امركند كافى است، مانند اينكه بگويد: اين مال را نزد تو به وديعه مى‌گذارم، يا اين‌شى‌ء مرا نزد خود نگهدارى كن، يا اين شى‌ء نزد تو بعنوان امانت است، وعبارات ديگرى از اين دست. همچنين قبول لفظى با هر عبارتى كه نشان دهنده رضايت واقعى شخص به اين كار «نگهدارى امانت» باشد، صحيح است.

5- اشكالى ندارد كه ايجاب به صورت لفظى وقبول به شكل عملى باشد، «مانند اينكه بگويد اين كتاب را بعنوان وديعه نزد تو قرار مى‌دهم، وديگرى‌آنرا بگيرد ودر جاى امنى بگذارد، بدون اينكه چيزى بر زبان بياورد» همچنانكه اگر ايجاب وقبول هر دو به صورت عملى وبدون استفاده از هيچ لفظى باشند نيزقرارداد وديعه درست است، زيرا اصل، رضايت هر دو طرف در امر وديعه است، لذا هر امرى كه بر آن دلالت كند، بسنده وكافى است.


صفحه 425

6- قبول كردن وديعه واجب ولازم نيست ونگهدارنده وديعه در قبول و ردآن مختار است، بنابراين اگر امانت گذار چيزى را مقابل كسى بگذارد وبه اوبگويد: اين امانتى مرا بگير ونزد خود نگه دار، اگر طرف ديگر به وسيله گفتار يا عمل- با حركت سر، تبسّم وحتى با سكوت نشان دهنده رضايت- رضايت خود را در قبول وديعه آشكار كند، اين شى‌ء به عنوان وديعه محسوب شده، احكام وديعه بر آن جارى ومترتب است.

اما اگر هيچ عملى كه نشان دهنده قبول ورضايت او باشد از وى صادر نشد، در اينجا وديعه اى وجود نخواهد داشت، حتى اگر امانت گذار چيزى را بگذارد وبرود طرف مقابل ضامن هيچ چيزى نبوده، هيچگونه مسؤوليتى نيز در قبال اين‌كار ندارد، اگر چه، بنابر احتياط مستحب، اگر امكان نگهدارى وديعه براى او هست اينكار را انجام دهد.

شرايط دو طرف وديعه‌

7- دو طرف قرارداد وديعه بايد بالغ وعاقل باشند، بنابراين به وديعه‌گذاشتن چيزى نزد فرد نابالغ وديوانه صحيح نيست، همچنانكه گرفتن چيزى به عنوان وديعه از اين دو نيز درست نمى‌باشد، حال چه اين شى‌ء از آن خودشان باشد يا ازآن كس ديگرى كه اهليت وديعه را دارد، باشد.

8- اگر شخصى وديعه‌اى را از بچه نابالغ يا از ديوانه قبول كرد، اگر آن وديعه از بين برود ويا خسارتى بدان وارد شود، خود ضامن است، وواجب است آنرا به ولى اين دو پس دهد، واگر وديعه را به خود ايشان باز گرداند، همچنان ضامن خواهد بود.

9- اگر كسى امانتى را نزد بچه‌اى نابالغ يا نزد ديوانه‌اى بسپارد وامانت ازبين برود ويا خسارتى به آن وارد شود اين دو ضامن چيزى نبوده ومسؤل نمى‌باشند، وحتى اگر وديعه را به عمد از بين ببرند باز هم ضامن نيستند البته درصورتى كه مميّز «تشخيص دهنده خوب وبد» نباشند.


صفحه 426

10- علاوه بر شرايط عمومى اهليّت، نگهدارنده وديعه بايد توانايى‌حفظ وديعه را داشته باشد، در غير اين صورت بنابر احتياط نبايد قبول كند، واگرگفته شود كه او مى‌تواند امانت را به شرط ضمان وتحمل مسئوليت قبول كند، نظرخوبى خواهد بود.

تكاليف امين‌

11- پذيرفتن وديعه همانگونه كه اشاره كرديم واجب نيست، اما اگر شخصى با رضايت كامل آن را پذيرفت، تكاليف ومسؤوليتهايى بر عهده او قرارمى‌گيرد كه در زير به آنها اشاره مى‌كنيم:

الف: واجب است كه امين بعد از قبول، از مورد وديعه نگهدارى كند، زيرا اين‌شى‌ء بعنوان وديعه نزد او است.

ب: نگهدارى بايد متناسب با وديعه باشد، بنابراين پول، سند مالى، چك، اسناد ومدارك، طلا، نقره، جواهرات وشبيه به آنها، نبايد در دسترس همگان باشند، بلكه بايد در اماكن مناسب مانند گاو صندوقهاى قفل دار كه براى همين‌كار ساخته شده‌اند، يا در صندوقهاى نگهدارى امانت در بانكها ومانند اينها نگهدارى شوند.

اتومبيل به وديعه گذاشته شده نيز بايد در جاى مناسبى پارك ونگهدارى شود تا از تأثيرات جوّى «مانند اشعه خورشيد وباران» كه در بلند مدت آنرا خراب مى‌كند در امان باشد. اين حكم در تمام اشياء جارى است وتفاوتى ندارد.

بطور كلى واجب است نگهدارى وديعه به گونه‌اى باشد كه عرف آنرا ضايع‌كردن وديعه وخيانت در وديعه نشمارد.

ج: اگر نگهدارنده وديعه جايگاه مناسبى براى نگهدارى از وديعه ندارد بايد چنين جايى را فراهم آورد.

د: نگهدارنده وديعه بايد تدابير واعمال لازم براى محافظت وديعه از هر گونه عيب وخسارت را به كار گيرد، بنابراين اگر مثلًا مورد وديعه يك قاليچه باشد نبايد بگذارد كه آب بدان برسد، واگر آنرا پيچيده بايد از مواد ضد بيد به آن بزند، واگر مورد وديعه حيوان است بايد به آن غذا وآب بدهد ودر مقابل سرما وگرما از آن محافظت كند، وهمينگونه است در مورد تمام اشياء.


صفحه 427

ه-: واجب است امين به محض درخواست وديعه از طرف امانت گذار، آنرا پس بدهد، حتى اگر وديعه‌گذار كافرى باشد كه مالش محترم است بلكه احتياط آن است كه به محض درخواست وديعه آنرا پس دهد حتى اگر مالكش كافر حربى اى باشد كه اموالش محترم نيست.

همچنين وقتى كه امين از تلف شدن امانت، يا قرارگرفتن آن در معرض خطر ويا خسارتى بترسد، يا از نگهدارى وديعه ناتوان شود، واجب است كه آنرا به صاحبش ويا به وكيل او برگرداند، واگر اين كار امكان نداشته باشد بايد وديعه را نزد حاكم شرع ويا هر شخص امين ومورد اعتمادى كه قادر برحفظ آن است بسپارد.

دو مسأله:

اول: اگر امانت گذار مكانى خاص ويا شيوه‌اى ويژه را براى نگهدارى وديعه معين كند، امين بايد همانگونه عمل كند ودر غير اين صورت «اگر بدانچه امانت‌گذار گفته است عمل نكند» مسؤول هر گونه اتلاف يا خسارت وارده بر امانت مى‌باشد.

دوم: شيوه‌هاى محافظت واتخاذ تدابير لازم براى نگهدارى وديعه بر اساس‌مدت زمان نگهدارى آن متفاوت مى‌باشد، زيرا شرايط نگهدارى در كوتاه مدت با بلند مدت فرق دارد.

بطور مثال اگر اتومبيلى نزد شخصى براى چندين روز به وديعه گذاشته شده لازم است براى حفظش آنرا در مكان مناسبى كه مانع دزديده شدن يا رسيدن خسارتى به آن باشد نگهدارى كند، اما اگر براى چند ماه عاريه داده شده باشد، محافظت از آن ايجاب مى‌كند كه علاوه بر آنچه گفتيم، گاهى آنرا روشن كند، روغن آنرا عوض نمايد واز سالم ماندن باطرى ولاستيكهايش مطمئن شود، وهمچنين ديگر امور فنى مورد نياز شبيه به اين را رعايت نمايد.

وهمينطور است نگهدارى كتاب، پارچه، لباس، غذا، مستغلات، تجهيزات و ..

تلف وديعه وضمانت آن‌

12- نگهدارنده وديعه امين است، پس اگر وديعه بدون تعدى يا تفريط او ازبين برود ويا خسارتى بر آن وارد شود وى مسؤول نخواهد بود. اين قاعده جزئياتى دارد بدين شرح:


صفحه 428

اول: تعدى آن است كه نگهدارنده وديعه در آن تصرف كند بدون اينكه وديعه گذار به او اجازه دهد، يا عرف اينكار را مجاز شمارد، مانند:

- استفاده از اتومبيل، يا استفاده از دستگاهها وابزار آلاتى كه نزد او براى نگهدارى به وديعه گذاشته شده نه براى استفاده.

- پوشيدن لباس امانتى.

- عاريه دادن كتابهايى كه بعنوان وديعه نزد اوست وسپردن آن به ديگرى بدون اذن مالك.

- استفاده زن از زيور آلاتى كه بعنوان وديعه نزد اوست.

ومثالهاى بسيار ديگرى از اين نوع. همه اين موارد، در صورتى است كه امانت گذار اجازه چنين تصرفاتى را نداده باشد، واز سويى نگهدارى آنها نيز مسلتزم اين تصرفات نباشد.

دوم: تفريط آن است كه در اتخاذ تدابير لازم براى حفظ وديعه، متناسب با عرف وعادتى كه نسبت به هر چيز وجود دارد، سهل انگارى كند به گونه‌اى كه عرف اين سهل انگارى را ضايع كردن امانت محسوب كند، مانند:

- نگهدارى امانت در مكانى نامناسب، مانند قراردادن پول وجواهرات در صندوقى باز يا پارك كردن اتومبيل در خيابان بدون قفل كردن آن.

- نگهدارى كتابهاى به وديعه گذاشته شده در مكانى مرطوب وجايى كه آب به آن نفوذ كرده وكتابها را از بين مى‌برد.

- نگهدارى پارچه ولباس در محلى كه آب به آن مى‌رسد يا در جايى كه حشرات آسيب رسان در آن جا وجود دارند و ..

سوم: اگر در صورت وجود تعدى وتفريط، وديعه تلف يا خسارتى بر آن وارد شود، اما اين تلف يا خسارت بسبب تعدى وتفريط نباشد، بنابر قول مشهور نگهدارنده وديعه ضامن ومسؤول تلف وخسارت وارده بر آن خواهد بود، ولى احتياط آن است كه دو طرف رضايت يكديگر را به دست آورند.

چهارم: اگر ظالمى به زور وديعه را تصرف كند، ويا دزدى آنرا بدزدد ونگهدارنده وديعه باعث ومسبب اين امر نباشد، وى هيچ گونه مسؤوليتى در قبال اين رويداد ندارد.


صفحه 429

اما اگر نگهدارنده وديعه سبب تسلط ظالم بر امانت شود، ويا موجب دزدى آن گردد، چنانكه عرف، او را باعث تلف شدن وديعه بداند، يا اينكه در نگهدارى‌آن سهل انگارى كرده باشد، بنابر قول اقوى او مسؤول وضامن است.

پنجم: اگر نگهدارنده وديعه مى‌تواند خطر تسلط ظالم بر وديعه را با محافظت از آن دفع كند، اينكار بر او واجب است، هر چند اينكار مستلزم اين باشد كه وجود آن شى‌ء را نزد خودش انكار كند.

اما اگر دفع خطر، مستلزم تحمل خسارت مالى است، اگر اين امر ازمستلزمات حفظ وديعه است، بر او واجب است كه اين خسارت را تحمّل كند، اما اگر خسارت زياد باشد وموجب ضرر وحرج شود بر او واجب نيست.

پايان يافتن وديعه‌

13- قرارداد وديعه به سبب عوامل زير باطل مى‌شود:

اول: با مرگ وديعه گذار يا نگهدارنده وديعه.

دوم: با از ميان رفتن يكى از شرايط اهليّت در نزد يكى از آنها مانند ديوانه شدن، يادر مورد امين ناتوان شدن از حفظ وديعه.

سوم: با فسخ قرارداد توسط هر يك از آنها، يعنى در خواست استرداد وديعه توسط مالكش يا پس دادن آن از طرف نگهدارنده.

14- اگر وديعه گذار بميرد نگهدارنده بايد فوراً وديعه را به وارث «يا درصورت قاصر بودن وارث به وليش» تحويل دهد، ويا دست كم به وى اطلاع دهد، واگر بدون هيچ عذر شرعى در اين كار سهل انگارى واهمال كند مسؤول هرگونه ضرر، خسارت ويا تلف وديعه مى‌باشد.

15- اگر نگهدارنده وديعه بميرد آنچه نزد او به وديعه گذاشته شده است‌تبديل مى‌شود به وديعه‌اى نزد وارث او، يا در نزد ولى وارث اگر او قاصر باشد، واو بايد فوراً آنرا به مالكش پس بدهد ويا او را مطلع كند.

16- اگر نشانه‌هاى نزديك شدن مرگ، در امين پديد آيند «مانند اينكه دچار بيمارى كشنده ولاعلاجى مثل سرطان گردد»، در صورتى كه مطمئن نباشد خويشانش وديعه را به مالكش برگردانند، واجب است آنرا به صاحبش ويا به‌