برود ويا عمره مفرده مستحبى انجام دهد، در حاليكه به سبب نداشتن امكانات مالى يا موانع قانونى نمى تواند به اين سفر برود، قَسم او لغو وبيهوده بوده، وبه جهت عدم وفا به قسمش چيزى بر عهدهاش نيست.
واگر ياد كننده سوگند بر وفاى به سوگند در حين انعقاد آن قادر باشد، اما بعد از آن توان انجام آن از ميان برود، سوگند از ميان رفته وچيزى بر آن مترتب نيست.
سوگندهاى باطل
5- در انعقاد قسم شرط نيست كه حتماً از حروف قسم مذكور در زبان عربى مانند واو، باء، وتاء در واللَّه، باللَّه وتاللّه استفاده شود، بلكه سوگند با دو لفظ قسم وحلف مانند «اقسمت باللَّه» «به خدا قسم» «وحلفت باللَّه» «به خدا سوگند» نيزصحيح است.
6- سوگند به غير نام مبارك خداوند عز وجل، مانند نام پيامبر (ص)، ائمه عليهم السلام، ملائكه، قرآن كريم وكعبه مشرّفه وديگر امور مقدس درست نبوده وهيچيك از احكام مذكور بر آن مترتب نمىشود.
7- همچنين سوگند به تبرى ودورى جستن از خداوند سبحان يا رسولگرامى (ص)، يا دين خداوند، درست نيست. مثل اينكه بگويد: «از دين خدا دورى مىجويم اگر اينكار را انجام دادم»، يا «اگر انجام ندادم».
لازم به ذكر است كه اين قسم خود حرام بوده وكسى كه مرتكب آن شود چه به دروغ وچه راست، گناه كرده است.
8- جلوگيرى پدر از سوگند خوردن فرزند وممانعت شوهر از سوگند همسر، موجب بطلان قسم فرزند وهمسر مىشود.
بنابراين اگر فرزند وزن بدون اجازه قبلى پدر وشوهر سوگندى ادا كنند، پدر وشوهر مىتوانند قسم آن دو را باطل كنند كه در اينصورت قسم لغو شده واحكام مذكور نيز بر آن مترتب نيست.
اما اگر از ناحيه پدر يا همسر هيچگونه ممانعت قبلى در اين باره صادر نشده باشد سوگند فرزند وزن صحيح بوده، وبر اجازه گرفتن از پدر يا همسر متوقف نيست.
مخالفت با سوگند
9- وقتى كه همه شرائط سوگند وجود داشته، قسم منعقد شده، وفاى به آن واجب مىشود وشكستن آن «يعنى مخالفت با آن» بر يادكننده سوگند حرام بوده، وبا شكستن آن كفاره بر او واجب مىشود، البته كفاره زمانى واجب است كه عدم وفاى به سوگند از روى عمد باشد ومخالفتى كه بر اثر جهل، فراموشى، اضطرار يا اجبار باشد، مخالفت محسوب نشده وكفارهاى بر آن مترتب نيست.
10- اگر سوگند ياد كند كه عمل معينى را در زمان يا مكان خاصى، يا در هرشرايط خاص ديگرى انجام دهد، عمل به اين سوگند بايد طبق همان قيود وشرايط خاص انجام شود، بنابراين اگر شخص قسَم بخورد كه نماز غفيله را درشب جمعه ودر مسجد به جا آورد، واجب است كه دقيقاً همينگونه عمل كند، پس اگر اصلًا نماز غفيله را نخواند، يا در غير مسجد بخواند، يا در شب ديگرى بخواند، به سوگند خود وفا نكرده وآنرا شكسته است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل بيست وسوم: نذر وعهد
از امام صادق (ع) در باره مردى كه مىگفت: «بر عهده من نذرى است» سؤال شد كه آيا بايد به آن وفا كند ياخير؟
امام فرمود:
«لَيْسالنَّذْرُ بِشَىْءٍ حَتَّى يُسَمِّىَ لِلَّهِ صِيَاماً أَوْ صَدَقَةً أَوْ هَدْياً أَوْ حَجّاً»
[1]«نذر به چيزى «ثابت نشده وواجب» نيست مگر اينكه با ذكر نام خدا روزهاى يا صدقهاى يا هديهاى يا حجى را نذر كند».
نذر چيست؟
1- نذر عبارت است از ايجاد تعهّد براى خود به انجام يا ترك عملى براىخداوند متعال، مثل اينكه بگويد: «بر عهده من است كه براى خدا پنج روز روزه بگيرم»[2]يا «بر عهده من است كه براى خدا دخانيات را ترك كنم»[3].
2- نذر به مجرد نيت قلبى منعقد نمىشود، بلكه نذر از رهگذر لفظى كه دلالت بر تعهّد به انجام دادن عمل ويا ترك كارى معين براى خداوند كند، منعقد مىشود.
3- انعقاد نذر فقط منحصر به واژه مقدس «الله» نيست، بلكه بنابر ظاهر، نذر به غير از اين واژه مقدس، با نامهاى ديگر مبارك خدا وند متعال بنا بر تفصيلىكه در احكام سوگند بيان كرديم نيز منعقد مىشود.
4- به نظر مىرسد جارى كردن صيغه نذر به زبان عربى شرط نيست، بلكه با هر عبارتى كه دلالت بر معناى مذكور بكند به هر زبانى كه باشد منعقد مىشود.
نذر كننده
5- نذر كننده بايد تمامى شرايط اهليّت را همانگونه كه در احكام يمين «سوگند» بيان كرديم، دارا باشد.
[1]- وسائل الشيعة ج 16، كتاب النذر والعهد، باب 1، ح 2. والتهذيب ج 8، باب 5، ص 303.
[2]- لِلهِ عَلىَّ أنْ أصوم خمسةَ أيّام.
[3]- لِله عَلىَّ أنْ أترك التدخين.
6- نذر زن در صورتى كه شوهرش او را از اينكار منع كند، صحيح نيست، واگر بدون اجازه او نذر كند، شوهر مىتواند آنرا باطل كند. اما اگر شوهر به زن اجازه دهد كه نذر كند، پس از آن حق ندارد كه او را از وفاى به نذرش منع كند.
7- اما در مورد فرزند، اگر با نهى پدر از نذر، عمل به نذر از سوى فرزند مرجوح وناپسند تلقى شود، عدم نهى پدر شرط خواهد بود، واگر چنين نيست باز هم رعايت اين شرط به قواعد فقهى نزيكتر است، ولى راه خلاص از اين اشكال اين است كه فرزند بدون اجازه پدرش نذرى نكند.
اقسام نذر
8- نذر به سه قسم تقسيم مىشود:
اول- نذر شكر: آن است كه شخص براى سپاس از نعمتى كه خداوند متعال بر وى ارزانى داشته نذرى كند، مثل اينكه بگويد: «اگر خدا فرزندى به من عطا كند پس در راه خدا بر عهده من است كه فلان كار را انجام دهم» يا «اگر از بيماريم شفا يابم به خاطر خدا فلان كار را مىكنم».
دوم- نذر زجر «ممانعت وبازداشتن»: عبارت است از آنكه انسان به هدف بازداشتن خود از ارتكاب حرام، يا مكروه يا جلوگيرى از ترك واجب يا مستحب نذرى كند، ومثلًا بگويد: اگر غيبت كسى را كردم بر عهده من است كه براى رضاى خدا فلان كار را بكنم «جلوگيرى از ارتكاب حرام».
اگر در مسجد آب دهان انداختم بر عهده من است كه براى خدا فلان كار را بكنم «جلوگيرى از ارتكاب مكروه».
اگر به فرزندم نفقه ندادم، بر عهده من است كه براى خدا فلان كار را بكنم «جلوگيرى از ترك واجب».
اگر نماز شب را ترك كردم بر عهده من است كه براى خدا فلان كار را بكنم «جلوگيرى از ترك مستحب».
سوم- نذر داوطلبانه: نذرى است كه انسان بطور داوطلبانه وبدون قراردادن هيچ شرطى انجام مىدهد، مثل اينكه بگويد: «نذر مىكنم براى خدا كه اول هر ماه روزه بگيرم».
9- فقها همگى بر انعقاد دو گونه نذر نخست «نذر شكر ونذر زجر» اتفاق نظر دارند، اما در مورد انعقاد نذر سوم يعنى نذر داوطلبانه اختلاف دارند وبنابر نظر قويتر آن نيز منعقد شده وصحيح است.
متعلق نذر
10- در مورد متعلق نذر «آنچه انجام دادن يا ترك آن نذر شده است» شرط اين است كه فراهم آوردن آن براى شخص نذر كننده مقدور باشد، بنابراين اگر چيزى را نذر كند كه از انجام آن ناتوان باشد، نذرش باطل خواهد بود، مثل اينكه نذر كند كه با پاى پياده به حج برود، در حالى كه به خاطر بيمارى اين امر برايش ممكن نباشد.
11- مشروط است كه متعلق نذر در راه اطاعت خداوند متعال باشد، مانند عباداتى كه انسان به وسيله آنها به خداوند متعال نزديك مىشود «نماز، روزه، حج، عمره، صدقه، برآوردن حاجتهاى مؤمنان و ...» يا در زمره آداب واعمال اخلاقىاى كه شرع آنها را پسنديده مىشمارد باشد «عيادت مريض، زيارت برادران دينى، صله رحم «ديدار اقوام»، طلب علم و ...» اما امور مباحى كه انجام يا ترك آن بر يگديگر برترى ندارند «انجام دادن وندادن آن از نظر شرع برابر است» مثل خوردن غذاى معين، يا ترك خوردن آن، بنابرظاهر، نذر به آن منعقد نمىشود.
وفاى به نذر
12- اگر كسى نذر كند كه عملى را مقيد به زمان يا مكان خاص يا شرايط خاص ديگرى انجام دهد، واجب است هنگام وفاى به نذر به آن قيود متعهّد باشد، بنابراين اگر مثلًا نذر كند كه دو ركعت نماز در روز ترويه[1]در مسجدالحرام بخواند، واجب است كه به آنچه نذر كرده دقيقاً عمل كند، پس اگر درمسجدى ديگر غير از مسجد الحرام ويا در مسجد الحرام اما در روز قبل يا بعد ازيوم الترويه نماز بخواند به نذرش وفا ننموده است.
[1]- روز هشتم ذى الحجه.
13- اگر در وفاى به نذر وجوه مختلفى وجود دارد، مرجع گزينش يكى از وجوه ظاهر كلام وشواهد وقرائن موجود مىباشد، در غير اين صورت شخص نذركننده اختيار دارد كه يكى را به دلخواه انتخاب كند، مثلًا اگر نذر كند كه پنج روز روزه بگيرد، آيا واجب است كه روزه هايش پشت سر هم باشد، يا مىتواند روزهها را با فاصله بگيرد؟
اگر در سخنش به هنگام نذر صراحتى يا قرائنى دال بر پشت سرهم بودن يا با فاصله بودن باشد، ملزم است كه آنرا رعايت كند، ودر غير اين صورت اختيار دارد كه يكى از دو امر را انتخاب نمايد.
14- اگر شخصى نذر كند كه يكى از عبادات را انجام دهد اما مقدار آنرا معين نكند، اگر كمترين مقدار ممكن متعلق نذر را انجام دهد كفايت مىكند، بنابراين اگر نذر كند روزه بگيرد بدون اينكه تعداد روزها را مشخص كند، اگر يك روز، روزه بگيرد، كفايت مىكند، واگر نذر كند كه نماز بخواند بدون اينكه تعداد ركعات آنرا تعيين كند، دو ركعت كافى است، واگر نذر كند صدقه بدهد، آن مقدارى كه عرفاً مورد قبول است كافى است، واگر نذر كند عملى را كه وى را به خدا نزديك كند انجام دهد، هر گونه عملى كه مورد رضايت خدا ووسيله نزديك شدن به او باشد كافى است.
روزه نذرى
15- اگر نذر كند كه روز معينى از هر هفته «مانند روز پنجشنبه» را روزه بگيرد وآنروز اتفاقاً با عيد فطر يا قربان يا سفر يا روزى كه زن حيض شده است مصادف شود، كه گرفتن روزه در آنها جايز نيست، بايد آنروز را افطار كند وروزى ديگر قضايش را به جا آورد.
16- اگر انسان در روزى كه نذر كرده است، در آن روز معيّن روزه بگيرد عمداً روزهاش را باطل كند، واجب است قضاى آنرا گرفته وكفاره را نيز بپردازد.
17- اگر نذر كند كه در روز معينى روزه بگيرد، مىتواند در آنروز مسافرت برود- اگر چه ضرورى هم نباشد- وبعد قضايش را به جا آورد، ولى كفاره ندارد.
احكام گوناگون نذر
18- اگر نذر كننده بعد از تحقق يافتن موضوع نذر وقبل از عمل به آن بميرد، واجب است كه مقدار مال مورد نياز براى اداى نذر، از اصل تركه جدا شود واين امر متوقف بر موافقت وارث نيست.
19- اگر كسى چيزى را براى يكى از مرقدهاى مطهر نذر كند، اما مورد مصرف آن را معيّن نكند، مىتواند آنرا در جهت منافع مرقد يا براى زائران آن مرقد شريف خرج كند.
20- اگر شخصى چيزى را براى نبى اكرم (ص) يا براى يكى از ائمه اطهارعليهم السلام يا يكى از اولياء خدا نذر كند، مىتواند آنرا در راه خير واعمال نيك وبه قصد باز گشت ثوابش به آن بزرگوار صرف كند.
21- اگر كسى نذر كند كه تمام اموالش را صدقه بدهد، اما انجام اين عمل برايش مشكل باشد، واجب است كه تمام اموالش را بطور عادلانه ارزيابى وقيمت گذارى كند وكل قيمت را بر ذمه خودش قرار دهد وسپس بطور طبيعى در اموالش تصرف كند، وبعد از آن، آنچه را كه بر عهدهاش هست به صورت تدريجى صدقه دهد واگر قبل از پرداخت همه آن بميرد باقيمانده از اصل اموال او پرداخت مىشود.
22- اگر پدر ومادر يا يكى از آنها نذر كنند كه دخترشان را به ازدواج شخص معين يا يكى از افراد طبقه خاص «مثلًا يكى از فرزندان حضرت رسول (ص)» در آورند؛ وقتى دختر به بلوغ شرعى برسد اختيار با اوست ونذر پدر ومادر اعتبارى ندارد ونمى توانند او را به اينكار مجبور كنند والبته كفارهاى هم بر عهده نذر كننده نيست چرا كه اين نوع نذر از اساس اشكال دارد.
23- كراهت دارد كه انسان بواسطه نذر، سوگند يا عهد چيزى را بر خود واجب كند.
24- كسى كه به نذر خود وفا ننمايد، واجب است كه كفاره بدهد والبته وفا نكردن محقق نمىشود مگر اينكه با اختيار واراده شخص باشد، اما اگر وفا نكردن وى بسبب فراموشى، جهل، اضطرار يا اجبار باشد، چيزى بر آن مترتب نيست،