بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 493

خداوند ورود به اطاق خواب پدر ومادر را به هنگام خواب واستراحت براى كودكان مادامى كه به سن بلوغ نرسيده‌اند استثناكرده است، پس هر گاه آنها نيز به سن بلوغ رسيدند بايد براى ورود به‌اطاق اجازه بگيرند. خداوند مى‌فرمايد:

وَ إِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنْكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ‌[1]

«وهنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه پيش از آنان بودند اجازه مى گرفتند؛ اينچنين خداوند آياتش را براى شما بيان مى كند، وخدا داناوحكيم است.»

چنانكه پير زنان را از قانون حجاب استثنا كرده است ومحور اين‌حكم اين است كه پير زنان شهوت را بر نمى‌انگيزند وازدواج با آنها اميد نمى‌رود، مشروط بر آن كه زينتى نداشته باشند وبه آنها اجازه داده شده است كه جامه از خويش برگيرند، ولى خداوند براى آنها نيزعفت را بهتر مى داند. خداوند مى‌فرمايد:

وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِى لَا يَرْجُونَ نِكَاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ‌[2].

«وزنان از كار افتاده اى كه اميد به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نيست كه لباسهاى «رويين» خود را بر زمين بگذارند، به شرط اينكه در برابر مردم خودآرايى نكنند؛ واگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است؛ وخداوند شنوا وداناست.»

8- خداوند بر زنان پيامبر (ص) حرام كرده كه در سخن گفتن آن گونه بگويند كه در دل بيماران هوا وهوس فتنه بر انگيزد وموجب طمع آنان در آنچه خطر ناكتر است گردد. خداوند مى‌فرمايد:

يَا نِسَاءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً[3].

«اى همسران پيامبر، شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه اى هوس انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، وسخن شايسته بگوييد.»

[1]- نور، 59.

[2]- همان، 60.

[3]- احزاب، 32.


صفحه 494

شايد مقصود «فلا تخضعن بالقول» سخن گفتن همراه با عشوه است كه طمع كسانى را برمى‌انگيزد كه دلى بيمار دارند ودر انجام كار زشت طمع مى‌كنند. به‌نظر مى‌رسد اين حكم همه زنان را در برمى گيرد.

9- خداوند بر زنان پيامبر (ص) آشكار كردن زينت وزيبايى‌هاى خود را در برابر نامحرمان حرام كرده وآنها را ملزم به خانه نشينى نموده است. خداوند مى‌فرمايد:

وَ قَرْنَ فِى بُيُوتِكُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى ..[1].

«ودر خانه‌هاى خود بمانيد ومانند زينت نمايى روزگار جاهليت‌پيشين، زينت نمايى نكنيد ...»

10- خداوند وعده وقرار گذاشتن پنهانى با زنان را حرام گردانيده است، جز آنكه سخنى نيكو ومشروع باشد «منظور خواستگارى براى ازدواج بر اساس روشهاى مشروع است».

خداوند مى‌فرمايد:

وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِى أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَ لكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرّاً إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً[2].

«واگر به كنايت از آن زنان خواستگارى كنيد يا انديشه خود را در دل‌نهان داريد باكى بر شما نيست، زيرا خدا مى‌داند كه از آنها بزودى يادخواهيد كرد ولى در نهان با آنان قرار وپيمانى نگذاريد، مگر آن كه به‌وجهى نيكو ومشروع سخن گوييد.»

11- در پى آن به مردان مجرد دستور مى‌دهد پيوند زناشويى قرارسازند واز تهيدستى نهراسند:

وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ‌[3].

[1]- احزاب، 33.

[2]- بقره، 235.

[3]- نور، 32.


صفحه 495

«بايد مردان بى زن وزنان بى شوهر وبندگان وكنيزان صالح وشايسته‌خود را همسر دهيد، اگر بينوا باشند خدا به كرم ولطف خود توانگرشان خواهد كرد كه خدا رحمتش وسيع «ونامتناهى وبه احوال بندگان» آگاه است.»

12- خداوند از اين كه دختران جوان به فحشا مجبور گردند نهى‌كرده است، «واين البته پس از زمانى است كه آنها را امر به ازدواج مى‌كند».

خداوند مى‌فرمايد:

وَ لَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ مَنْ يُكْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ‌[1].

«ودختران خود را اگر خواهند كه پرهيزگار باشند به خاطر طمع مال‌دنيوى به زنا وادار نكنيد، هر كس كه آنان را به زنا وادارد خدا براى آنان‌كه به اكراه بدان كار وادار گشته‌اند آمرزنده ومهربان است.»

از اين آيات شريفه، درمى‌يابيم كه مقصود قرآن ساختن خانه زناشويى است بدور از زنا، قذف، تهمت ودروغ بستن، ودژبندى آن در پرتو عفت وپاكى چشم وبازداشتن از «تَبَرُّج»، يعنى زينت نمايى زن در برابر نامحرمان.

با تأمل وانديشه دقيق در آيات مذكور وتدبر در تأكيد قرآن پيرامون تزكيه وپاكى، در مى‌يابيم كه حكمت بسيارى از احكام مربوط به زن حفظ جامعه از زنا است. بدين ترتيب فقهاى ما از مجموع احكام شريعت، نگاه كردن توأم با لذت و ريبه را حرام دانسته اند حتى در موارد استثنا شده، ومقصود از «لذت» آن چيزى است كه غريزه وشهوت را بر مى انگيزد و «ريبه» يعنى ترس از افتادن در عمل حرام.

قرآن كريم بيان داشته است كه از برجسته‌ترين ويژگيهاى مؤمنان حفظ شرمگاه است. خداوند مى‌فرمايد:

وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ* إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ* فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العَادُونَ‌[2].

«وآنها كه دامان خود را «از آلوده شدن به بى عفتى» حفظ مى‌كنند* وتنها آميزش جنسى به همسران وكنيزان ملكى‌شان دارند كه دربهره‌گيرى از آنان ملامت نمى‌شوند* وكسانى كه غير از اين طريق را طلب‌كنند، تجاوزگرند.»

[1]- همان، 33.

[2]- مؤمنون، 5- 7.


صفحه 496

بدين ترتيب در مى يابيم كه حكمت احكام شريعت پيرامون رابطه مرد وزن همان پاكدامنى، عفت وحفظ جامعه از به بازى گرفتن كانون خانواده است.

ازدواج، سنتى الهى‌

اسلام از آن جهت مردم را به ازدواج فراخوانده كه آن را ركنى حياتى مى‌شمرد ولذا آن را مستحب مؤكد مى‌داند كه گاهى به وجوب نيز مى‌رسد، وخداوند تبارك وتعالى در آيات عديده قرآن كريم بر آن تشويق كرده واز حكمت وپاره‌اى احكام آن سخن به ميان آورده است، چنانكه پيامبر گرامى (ص) وامامان معصوم عليهم السلام نيز در روايات بسيارى بر آن تشويق كرده‌اند.

قرآن كريم اشاره كرده است كه ازدواج از سنتهاى الهى زندگانى به شمار مى رود وانسان بايد با اين سنت همسويى داشته باشد ونيز اين سنت پاسخى است به مقتضيات فطرت آدمى كه با آن سرشته شده است. خداوند در بيان چيرگى سنت «دو بودن» و «زوجيت» بر هر چيز مى فرمايد:

وَ مِنْ كُلِّ شَىْ‌ءٍ خَلَقْنَا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ‌[1]؛

«واز هر چيزى دو نوع «نر وماده» بيافريديم، تا مگر متذكر حكمت خداشويد.»

پروردگار در جارى شدن اين حكم بر انسان به اعتبار آن كه او نيز بخشى از آفرينش است مى‌فرمايد:

وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجاً[2]؛

«خدا شما را از خاك خلق كرد وسپس از نطفه‌بيافريد، وبعد از آن شما را جفت .. جفت «مرد وزن» قرار داد.»

آثار ازدواج‌

ازدواج موجب جلب خير وبركت در روزى است، چنانكه خداوند مى‌فرمايد:

إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ‌[3].

[1]- ذاريات، 49.

[2]- فاطر، 11.

[3]- نور، 32.


صفحه 497

«اگر بينوا باشند خدا به كرم ولطف خود توانگرشان خواهد كرد كه‌خدا رحمتش وسيع «ونامتناهى وبه احوال بندگان» آگاه است.»

ونيز اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) در حديثى نقل مى‌كند كه به حضرت عرض كردم آيا درست است كه مردم مى‌گويند فردى نزدپيامبر آمد ونزد ايشان از تنگدستى وفقر شكايت كرد، وحضرت سه بار به او دستور ازدواج داد؟

حضرت امام صادق (ع) فرمود: «آرى .. درست است» سپس امام فرمود: «روزى به همراه زن وخانواده است.»[1]

آرى، آيا روزى از نزد خدا نيست؟ وآيا زن وفرزندان نزد خدايى كه براى هر چيز روزى قرار داده روزى ندارند؟ مرد با يافتن احساس مسؤوليت نسبت به خانواده فعاليتش را فزونى مى‌دهد وبدين ترتيب انرژى ونيروى كار او صد چندان مى شود ودر پرتو آن امكانات اقتصادى را در محيط زندگى خود متحول مى‌كند.

بدينسان متون اسلامى ازدواج را مورد تشويق قرار مى‌دهند ومردم را از عاقبت روى برتافتن از ازدواج بر اساس ترس از تهيدستى باز مى‌دارند. مگر نه اينست كه خداوند، در صورتى كه آدميان اين گام را بردارند، گشودن در رزق وروزى را براى ايشان تضمين كرده است؟ گامى كه خير را نصيب ايشان وجامعه مى‌سازد؟

ازدواج در خدمت امت‌

از آثار اجتماعى ازدواج افزايش جمعيت يكتا پرست مسلمان درجاى جاى زمين است بدين ترتيب انسان متأهل در فزونى بار يكتاپرستى در زمين سهيم است.

امام باقر (ع) به نقل از پيامبر اكرم (ص) مى‌فرمايد: «چه چيز مانع از آن مى‌شود مؤمن خانواده برگزيند شايد كه خداوند نسلى نصيب او سازد كه با كلمه «لا اله الا اللَّه» زمين را سنگينى وثبات بخشد.»[2]

از پيامبر (ص) نقل است كه فرمود: «.. در طلب فرزند باشيد كه من مايلم شما را در روز قيامت- در مقايسه با امتهاى ديگر فزونتر يابم.»[3]

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 25، باب 11، حديث 4.

[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 3، باب 1، حديث 3.

[3]- همان، حديث 6.


صفحه 498

از امام صادق (ع) نقل است كه فرمود: «اگر مى‌توانى نسلى تحويل جامعه دهى كه بار تسبيح وتنزيه خداوند را در زمين افزايش دهند چنين كن.»[1]

ازدواج، يارى دين‌

متون اسلامى تأكيد دارند كه ازدواج ابزارى است براى بالا بردن‌سطح ايمان انسان مسلمان.

يك جوان داراى حجم قابل توجهى از انگيزه‌هاى جنسى است كه پيوسته بر او فشار مى آورند تا آنها را اشباع كند، اين انگيزه‌هاى فعال- اگر بر آورده نشوند- در زندگى انسان نقش ويرانگر ايفا مى‌كنند، ونيروها وتوانائيهاى بشر را مى‌فرسايند، واو را به تباهى وعقده‌هاى جنسى مهلك مى‌كشانند، ولى ازدواج مانع از آن مى‌شود كه جوان درپليدى فرو رود، واو را وا مى دارد كه انرژى خود را در زمينه‌هاى مطلوب به كار بندد.

علاوه بر آن كه ازدواج نياز جنسى فرد را فرو مى نشاند، نياز روانى او را نيز كه قرآن بدان اشاره دارد بر مى آورد:

وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً[2].

«واز آيات الهى آن است كه از جنس خودتان جفتى آفريد تا در كناراو آرامش يابيد وميانتان دوستى ومحبت قرار داد.»

انسان در پرتو ازدواج نياز عاطفى وروانى خود را از راه محبت ودوستى والفت به همسر خود تأمين مى‌كند.

در پرتو اين دوستى ومهربانى است كه ساختار بنيان‌خانواده كه جايگاه آرامش والفت است فراهم مى‌آيد، به ويژه اگرحاصل اين ازدواج فرزندان صالح وبابركتى باشد كه خانه را از گرمى وشادى بپا كند وموجب شود كه هر يك از زن ومرد در برابر موجوديت خانواده، كه در ساختار آن وبالا بردن بناى آن شريك بوده‌اند، احساس مسؤوليت مشترك كنند.

[1]- همان، ص 5، باب 1، حديث 9.

[2]- روم، 21.


صفحه 499

اينك بياييد تا در كنار هم بر سر خوان روايات شريفه بنشينيم ومعارف مهمى را پيرامون حكمت ازدواج از آن بر گيريم:

1- از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود: «هيچ چيز نزد خدا محبوبتر از آن نيست كه در عرصه اسلام خانه‌اى به ازدواج آباد گردد.»[1]

2- ونيز از پيامبر اسلام روايت شده است كه: «كسى كه مى‌خواهد در حالى خدا را ديدار كند كه پاك وپاكيزه است همسر برگزيند.»[2]

3- وايضاً از رسول خدا (ص) آمده است: «دو ركعت نماز يك متأهل برتر است از مجردى كه شب را به عبادت گذرانده وروز را به روزه.»[3]

پديده بى همسرى‌

روايات، انسان عزبى را كه مى‌تواند ازدواج كند واز آن سر برمى‌تابد سرزنش كرده است وآن را از عوامل مساعد ناقص بودن دين انسان وسستى ايمان او شمرده‌اند، به سبب اينكه در همه سطوح خطرات وآثارى منفى در پى دارد.

از پيامبر اكرم (ص) نقل است كه فرمود:

«بيشتر اهل دوزخ عزبها هستند.»[4]

«پست‌ترين مردگان شما عزبها هستند.»[5]

آرى، اقتضاى عزب بودن گسستن نسل انسان ومحو ياد اوست وتوشه او را از دنيا بر مى‌چيند. مگر نه اينست كه هر انسانى نيازمند فرزندان صالحى است كه پس از مرگ او ونوميديش از زندگى دنيوى، با انجام‌كارهاى نيكو وطلب رحمت ومغفرت به آن توشه رسانند؟

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 5، باب 1، حديث 10.

[2]- همان، ص 6، حديث 15.

[3]- همان، ص 7، باب 2، حديث 2.

[4]- همان، ص 8، باب 2، حديث 7.

[5]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 7، حديث 3.


صفحه 500

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة