اندازى كارش- قبول كند، و آن جوان هماين امر را دانست، اين رابطه عقد به شمار نمىآيد، زيرا جوهر وحقيقت عقد، همان نيت و قصد پايبندى و تعهّد طرفيناست.
وهمينگونه است اگر زنى بفهمد كه مرد نسبت به شرايط عقد وپيامدهاى آن پايبند نيست وتنها در پى فرونشاندن نيازهاى جنسى خويش است، در صحت چنين عقدى اشكال است.
3- اگر عقد، مفهوم عرفى خود را از دست بدهد در صحت آن اشكال خواهد بود، چنان كه اگر دختر كوچكى را براى يك ساعت به عقد خويش در آورد تا بتواند به مادر او نگاه كند. آرى اين در صورتى ممكن وبلا اشكال است كه بتواند از آن دختر بهره برد.
4- وچنين است اگر زنى مفهوم عقد متعه را نداند، وبه سبب اختلاف در مذهب بدان ايمان نداشته باشد، و بدون قصد تعهّد به عقد متعه، صرفاً براى به دست آوردن مال وكامجويى، تن به اين كار داده باشد، پس متعه كردن با چنين زنى مشكل است. و در حديثى از امام رضا (ع) آمده است كه: «متعه، حلال نيست مگر براىكسى كه آن را بشناسد وحرام است براى كسى كه آن را نشناسد.»[1]
كسانى كه ازدواج موقت با آنها جايز است:
1- عقد نكاح موقت بين زن ومرد مؤمن جايز است ومرد مؤمن مىتواند با زن مسلمان كه مذهبى مخالف دارد به شرط آن كه متعه را عقدى شرعى بداند ازدواج موقت كند.
2- ازدواج موقت با زن مشرك جايز نيست، ولى ازدواج موقت با زن يهودى ومسيحى ومجوسى جايز است به شرط آن كه از ميگسارى وارتكاب محرمات بازداشته شوند.
3- ازدواج موقت با زنى ناصبى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيامبر مىكند جايز نيست.
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 438، ابواب المتعه، باب 1، حديث 11. الفقيه ج 3، ص 459.
4- جايز نيست با كسى ازدواج موقت كرد كه نكاح دائم با او حرام است، همچون محرمات نسبى يا رضاعى يا سببى، ونيز جايز نيست دو خواهر را با هم به ازدواج موقت درآورد، چنان كه نمىتوان دختر خواهر زن يا دختر برادر او را به ازدواج موقت در آورد مگر با رضايتش.
ويژگيهاى والاى همسر موقت
1- در شرايط عادى، مستحب است همسر را در ازدواج موقت- همچون ازدواج دايم- گزينش كند، وملاك گزينش آن هم همان ملاكهاى شرعى است كه عبارت است از پاكدامنى، تقوا واخلاق نيكو، وملاكهاى ظاهرى همچون زيبايى، بكارت ونظاير آن.
2- جايز است مرد زنى را ازدواج موقت كند كه از خصوصيات او اطلاعى ندارد، پس از آنكه او را آزمايش مىكند، به اين طريق كه او را به فحشاء دعوت كند، پس اگر آن زن از پذيرش فحشاء سرباز زد مورد اعتماد است. همچنين از طريق ساير راههاى گزينش وتحقيق.
3- مكروه است زن غير متعهد را متعه كرد، واگر زنى ازدواج موقت را به رسميت نشناسد چه بسا ازدواج با او حرام باشد، واگر مردى فاحشهاى را با هدف اصلاح او به ازدواج خود در آورد پاداش الهىخواهد داشت.
4- اگر دختر باكرهاى اختياردار خود بود، ظاهراً ازدواج موقت با او جايز است، چنان كه ميتوان او را به عقد دائم نيز در آورد، گرچه احوط ترك اين كار است.
5- اگر پدر اين دختر «باكره اى كه اختياردار خود است» رضايت داد بدون اشكال مىتوان او را متعهكرد ولى با عدم رضايت پدرش بنا به احوط جايز نيست به او دخولكرد كه مبادا به خانوادهاش عيبى رسد.
6- ازدواج موقت نمودن با دختر باكره در صورتى كه ترسيده شود از اينكه اين كار سبب به فساد كشيده شدن دختر، يا عامل ضرر وزيان رساندن به وى يا خانواده اش گردد، جايز نيست.
احكام مهر در ازدواج موقت
1- مهر در ازدواج موقت همچون مدت، ركن است وازدواج موقت بدون مهر صورت نمىپذيرد.
2- مهر بايد مشخص باشد، خواه به عدد يا به پيمانه يا وزن، ومانند يك مشت طعام هم كفايت مىكند، زيرا اجمالًا مشخص است.
3- مرد بايد همه مهر را هنگام عقد به زن بدهد مگر آن كه بترسد زن به شرط آن عمل نكند كه در اين صورت ظاهراً مىتواند همه ياقسمتى از مهر را پيش خود نگاه دارد، وزن به قدر مدتى كه به آن وفا مىكند استحقاق مهر را مىيابد ومرد نمىتواند از پرداخت آن دريغ ورزد.
اما اگر مرد شرط كند كه مهر را بعداً خواهد پرداخت، يا اين كار در ازدواج موقت امرى شايع ومرسوم باشد اشكالى ندارد.
4- زن مىتواند پس از عقد همه مهر يا بخشى از آن را به مرد ببخشد.
5- اگر زن مقدارى از روزهاى زمان ازدواج موقت را به نحوى ضايع كند، مرد مىتواند به همان مقدار از مهر، از او باز ستاند.
6- فقها مىگويند اگر مردى پيش از دخول، مدت را براى زن ببخشد نيمى از مهر ساقط مىشود چنان كه در طلاق ساقط مىگردد، ولى احوط پرداخت كامل آن است.
احكام مدت در ازدواج موقت
1- مدت در ازدواج موقت شرط است وبايد به گونه اى مشخص باشد كه نه كاستى پذير باشد ونه افزونى پذير، واگر چند روز معين يا چند هفته يا چند سال را مشخص كند صحيح است.
2- عقد ازدواج موقت با شرط كردن يك روز، يا بخشى از يك روز، يا يك بار يا دو بار صحيح خواهد بود، و در اين صورت مرد پس از پايان مدت يا پايان يافتن مباشرت جنسى وپيامدهاى عرفى آن، زن را ترك مى كند مشروط بر اينكه زمان مباشرت جنسى عرفاً مشخص باشد، پس اگر مرد شرط كند كه دو بار به
زن مباشرت كند و فاصله ميان اين دو بار غير مشخص باشد اشكال خواهد داشت مگر اين كه مدت را مشخص سازد يا عرفاً مشخص باشد.
3- آيا جايز است مدتى را در آينده مشخص كند و براى مثال بگويد: ماه رمضانسال آينده؟ فقها پاسخ مثبت مى دهند.
4- نمى توان وقتى را مشخص كرد كه براى كام گرفتن و مباشرت كافى نباشد، چنانكه نمى تواند، بنابر اقوى، مدت را مثلًا- دويست سال تعيين كند، زيرا اين امر مخالف با لازمه تعيين وقت و مدت است.
5- اگر مدت را درعقد ذكر نكند، وقصد مرد از عدم تصريح به مدت در عقد، مطلق نكاح است، به عقد دائم بدل مى شود، واگر قصد او تنها نكاح موقت باشد ظاهراً عقد او فاسد و باطل است.
احكام شرط در ازدواج موقت
1- هر شرطى كه در ازدواج موقت بدان تصريح شود، يا باشناخت دو طرف، عقد بر آن استوار گردد الزامى خواهد بود، اما سخنانى كه پيش از عقد ميان آن دو جريان مىيابد، وگاهى وعده هاى فريبدهنده در آن است اگر در عقد مورد توافق طرفين قرار نگيرد الزامى نخواهد بود.
2- جايز است دو طرف وقت ملاقات را مشخص كنند، كه شب باشد يا روز ويا حتى ساعت مشخصى، واگر عدم مباشرت جنسى راشرط كنند، يا تعداد دفعات را به طور هفتگى مشخص سازند، ياشرايطى از اين دست كه مورد پذيرش دو طرف است، جايز ووفاى به آن واجب است.
3- در ازدواج موقت دو طرف از همديگر ارث نمىبرند، ولى آيا شرط كردن آن جايز است؟ برخى از فقها مىگويند آرى، وبرخى نيزگفتهاند كه ارث با حكم الهى محقق مىشود نه با شرط بشرى وبر ايناساس ارث بردن از يكديگر حتى در صورت شرط كردن جايز نيست.
احكام فرزندان و جدايى در ازدواج موقت
1- مرد مىتواند در رابطه با همسر موقت خود عزل كند، وهرگاه از آن بهراسد كه فرزندش در اين ميان تباه شود عزل مستحب خواهد بود، وشايسته است كه آن را هنگام عقد شرط كند.
2- اگر همسر موقت حامله شد، فرزند به پدر ملحق مىشود، وجايزنيست كه پدر فرزند را از خود نفى كند مگر با علم به اين كه فرزند از او نيست حتى اگر از زن عزل كرده باشد، چون گاهى آب بدون آگاهى مرد به رحم زن مىرسد.
3- اگر مرد، فرزند را نفى كند بدون نياز به لعان، ظاهراً نفى مىشود.
4- در ازدواج موقت، طلاق نيست، واگر مردى بخواهد از او جدا شود كافىاست بقيه مدت را به زن ببخشد تا جدايى حاصل شود، واگر منتظر شد تا مدت عقد به پايان رسيد، زن از مرد جدا مىشود بى اينكه نيازبه صيغه معينى داشته باشد.
5- در ازدواج موقت ايلاء ولعان نيست.
احكام عده در ازدواج موقت
1- زن بايد پس از پايان يافتن مدت ازدواج موقت، چهل وپنج روز يا يك دوره حيض ويك دوره پاكى كامل، عده نگه دارد، واگر در عادت باشد منتظر مىماند تا پاك شود وهرگاه بار دوم حيض شد از عده خارج مىگردد.
2- اگر مدتش به پايان رسد در حالى كه پاك است منتظر مىماند تاحيض شود وسپس پاك گردد وباز حيض شود وسپس به محض ديدن خون از عده خارج مىشود.
3- اگر انتهاى مدت زن همزمان باشد با انتهاى عادت او بايد منتظربماند تا از حيض بعدى پاك گردد به گونهاى كه در آن هنگام يك طهركامل ويك حيض كامل صورت پذيرفته باشد واحوط آن است كه تاحيض بعدى منتظر بماند.
4- اگر زوج- در ازدواج موقت- پيش از پايان يافتن مدت بميرد، همسر او بايد همچون همسر دائم چهار ماه وده روز عده نگه دارد.
5- مرد مىتواند يك زن را بارها به ازدواج موقت خود درآورد وآن همچون زن دائم نيست كه پس از نه بار طلاق دادن براى هميشه حرام گردد، وهرگاه مدتش به پايان رسيد مىتواند مجدّداً او را عقد كند ومنتظر عده او نمىماند، ومىتواند پيش از پايان يافتن مدت بر مهر زن بيفزايد ومدت او را اضافه كند، ولى بنا به احوط نمىتواند پيش از بخشيدن بقيه مدت زن را از نو عقد كند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهارم: احكام آميزش
الف- احكام عزل:
1- عزل آن است كه مرد مانع از آن شود كه آبش به رحم زن رسد.
2- مرد در صورتى كه در عقد نكاح شرط كرده باشد، مىتواند نسبت به همسر خود، خواه ازدواج موقت باشد يا نكاح دائم، عزل كند.
3- نسبت به زن سالمند، نازا، سليطه وبدزبان وزنى كه فرزندش را شير نمىدهد نيز مىتوان عزل كرد.
4- در شرايط عادى عزل جايز است ولى كراهت دارد به ويژه اگر زن راضى نباشد، مگر آن كه مصلحتى دينى يا دنيوى مهمترى در كار باشد همچون ضعف زن، ترسيدن از وفا نكردن به حق زن، يا به حقكودك در زمينه هاى مادى ومعنوى كه در اينگونه موارد كراهت ندارد.
5- اگر در عزل زيانى به زن رسد يا مغايرتى با نيك رفتارى داشته باشد اين كار حرام است مگر با راضى كردن زن.
6- ظاهراً درباره عزل زن يعنى ممانعت او از اين كه مرد آبش را در رحموى بريزد- بدون رضايت مرد، وهنگامى كه اين عزل با تمكين واجبزن نسبت به مرد، يا قيموميت مرد بر زن، مغايرت داشته باشد حراماست. ولى اگر هيچ يك از اينها نباشد دليلى بر حرمت وجود ندارد.
بطور كلى حقوق زن ومرد طرفينى است، زيرا خداوند مىفرمايد:وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِى عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ....[1]«وبراى زنان، همانند وظايفى كه بر دوش آنها است، حقوق شايسته اى قرار داده شده است».
[1]- سوره بقره، آيه 228.
ب- احكام ترك آميزش:
شريعت اسلام بر مرد حرام كرده كه در مدتى بيش از چهار ماه به آميزشجنسى با همسرش نپردازد. و احكام آن چنين است:
1- ترك آميزش جنسى با همسر براى بيش از چهار ماه جايز نيست ودر اين ميان تفاوتى ندارد كه زن همسر دائم باشد يا همسر موقت.
2- بنا به اقوى ترك همبستر شدن با همسر دائم جوان، ونيزغير جوان اگر اين ترك زيانى به وى رساند، يا به نيكو رفتارى نسبت بهاو خلل وارد كند، جايز نيست.
3- ترك آميزش جنسى در حالتهاى زير جايز است:
ألف- با رضايت زن.
ب- با شرط كردن در هنگام عقد.
ج- عدم امكان آميزش به هر دليلى.
د- ترس از رسيدن زيان به مرد يا زن.
ه-- غيبت زن به اختيار خود.
و- نشوز زن «يعنى ترك وظايف همسرى نسبت به شوهر».
4- در جماع واجب، بيشتر از ادخال، واجب نيست وترك ساير كامجوييهاى مقدماتى در صورتى كه خلاف رفتار نيك نباشد اشكالى ندارد.
5- اگر مرد، پس از پايان يافتن چهار ماه، آميزش جنسى را به سبب مانعى همچون حيض يا نافرمانى يا نظاير آن ترك كند، بايد با ازميان رفتن مانع به آميزش جنسى بپردازد.
ج- احكام مربوط به كامجويى از پشت زن
1- نظر اقوى- كه موافق نظر مشهور است- نزديكى كردن با زوجه از عقب جايز مىباشد، ولى شديداً كراهت دارد، بلكه احوط، ترك اين كار است، به ويژه هنگام عدم رضايت زن يا زيان ديدن وى.
2- بنابر جواز اين عمل، آيا مىتوان در ايام حيض از عقب با زن نزديكى كرد؟ اقوى چنين است.