روايتى از پيامبر (ص) آمده است كه حضرت فرمودند: «چه چيز مؤمن را باز مىدارد از اين كه خانوادهاى برگيرد تا مگر خداوند نسلى را روزى او كند كه زمين را با «لا اله الا اللَّه» سنگين كند.»[1]
از همين رو عزب بودن مكروه است. در حديثى از پيامبر آمده: «پستترين مردگان شما عزبها هستند.»[2]
در حديثى از امام صادق (ع) رسيده است كه فرمود پدرم فرموده است: «من دوست ندارم كه دنيا وما فيها را داشته باشم، ولى درشبى بدون همسر بخوابم.»[3]
ونيز انسان نبايد از ترس فقر، ازدواج را رها كند كه اين خود، سوءظنى است به خدا. در آيه كريمه مىخوانيم:
وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[4]
«ومردان وزنان بى همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان وكنيزانصالح ودرستكاران را، اگر فقير وتنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بى نياز مى سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
از امام صادق (ع) روايت است كه فرموده: «كسى كه از ترس فقر ازدواج نكند به مقام خداوند بدگمانى ورزيده است.»[5]
3- دوست داشتن همسران
بدين ترتيب دين اسلام، دوست داشتن زن را به هدف تشكيلخانواده وبه بار آوردن فرزندانى شايسته تشويق مىكند. در روايتى از امام صادق (ع) آمده است كه: «گمان نمىكنم خيرى در ايمان فردى افزايش يابد، مگر آن كه دوستى او نسبت به زنان افزايش يابد.»[6]نيزمىفرمايد: «دوست داشتن زنان از اخلاق پيامبران است.»[7]
[1]- همان، ص 3، باب 1، حديث 3. والفقيه همان با فضل التزويج ص 382.
[2]- وسائل الشيعه ج 14، ص 7، باب 2، حديث 3. الكافى ج 5 باب الكراهه العزيه ص 329.
[3]- همان، ص 7، باب 2، حديث 4. الكافى همان والتهذيب ج 7 باب 22 ص 239.
[4]- سوره نور، آيه 32.
[5]- همان، ص 24، باب 10، حديث 1. والكافى همان ص 330 والفقيه ج 3 ص 385.
[6]- همان، ص 9، باب 3، حديث 1. الكافى همان باب حب النساء ص 384.
[7]- همان، باب 3 حديث 2. الفقيه ج 3 باب حب النساء ص 384.
اسلام تشويق مىكند كه اين محبت نسبت به زن اظهار شود كه بر دوستى ومحبت زن وشوهر مىافزايد.
در حديثى از پيامبر (ص) رسيده است: «اين كه مردى به زنش بگويد تو را دوست دارم هرگز از قلب زنش زدوده نخواهد شد.»[1]
ولى دوستى شوهر نسبت به زن نبايد فتنهاى گردد براى مرد كه او را از پرداختن به وظايفش باز دارد. خداوند سبحان مىفرمايد:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَ أَوْلَادِكُمْ عَدُوّاً لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ[2].
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! بعضى از همسران وفرزندانتان دشمنانشما هستند از آنها برحذر باشيد، واگر عفو كنيد وچشم بپوشيدوببخشيد، «خدا شما را مى بخشد» چراكه خداوند بخشنده ومهربان است.»
در حديثى از امام صادق (ع) رسيده است كه: «چيرهترين دشمنبراى مؤمن، همسر بد است.»[3]
نيز از حضرتش رسيده است كه فرموده: «نخستين عامل عصيان خداوند داشتن يكى از شش خصلت است: دنيا دوستى، حب رياست، دوست داشتن خواب، حب زنان، غذا دوستى وراحتطلبى.»[4]
اما در صورتى كه مؤمن مسؤوليتهاى شرعى خود را ادا كند، وزندگيش او را از پرداختن به واجبات شرعى باز ندارد، بر دوستى زن مؤاخذه نخواهد شد، واز همين رو در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم كه: «سه چيز است كه مؤمن براى آنها مؤاخذه نمىشود: خوراكى كه مىخورد، جامهاى كه مىپوشد وزن شايستهاى كه به اويارى مىرساند وبه وسيله او عفّت خويش را حفظ مىكند.»[5]
[1]- همان، ج 14، ص 10، باب 3، حديث 9. والكافى همان باب نوادر ص 569.
[2]- سوره تغابن، آيه 14.
[3]- وسائل الشيعه ج 14، ص 12، باب 4، حديث 4. الفقيه ج 3 باب المزم من اخلاق النساء ص 390.
[4]- همان، حديث 6. والكافى ج 2 باب فى اصول الكفى ص 289.
[5]- همان، ص 21، باب 9، حديث 1. والكافى ج 6 ص 280.
بلكه زن شايسته، ياور مرد است در دين واداى واجبات، چنان كه در حديث امام صادق (ع) مىخوانيم: «به هيچكس چيزى بهتر از زن شايسته ندادند كه هر وقت او را مىبيند شاد مىشود، وهرگاه براى اوسوگند مىخورد آن را بر مىآورد، ودر غياب مرد، مال وناموس او را نگه مىدارد.»[1]
4- تزويج جوان عزب
بدين سان اسلام به ازدواج تشويق مىكند، و جوانان را به ازدواج دعوت مىكند. خداوند مىفرمايد:وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[2].
«ومردان وزنان بى همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان وكنيزانصالح ودرستكاران را، اگر فقير وتنگدست باشند خداوند از فضل خود آنان را بى نياز مى سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
در حديثى از امام صادق (ع) آمده است: «كسى كه عزبى را به ازدواج در آورد از كسانى خواهد بود كه در روز رستاخيز خداوند به او نظر مىكند.»[3]
5- چگونگى گزينش همسر
1- مهمترين معيار براى گزينش شريك زندگى اين است كه انتخاب وى به سبب ديندارى او باشد، ونه براى مال وجمالش بدون در نظر گرفتن دين او.
در حديثى از امام صادق (ع) آمده است: «هرگاه مردى به سبب جمال يا مالِ زنى با او ازدواج كرد به همان واگذار مىشود، وهرگاه به خاطر دينش با او ازدواج كرد خداوند مال وجمال را نيز بدو ارمغان مىكند.»[4]
2- اسلام، ازدواج با خويشاوندان را تشويق مىنمايد، امام زين العابدين مىفرمايد: «كسى كه براى خدا وصله رحم ازدواج كند خداوند تاج فرشتگان بر سر او نهد.»[5]
[1]- همان، ص 22، باب 9، حديث 4.
[2]- سوره نور، آيه 32.
[3]- وسائل الشيعه ج 14، ص 26، باب 12، حديث 1.
[4]- همان، ص 30، باب 14، حديث 1. والكافى ج 5 باب من فضل من تزويج ص 333.
[5]- همان، ص 31، باب 14، ح 6.
3- اسلام تشويق مىكند زنى زايا گرفته شود، نه زن نازا ولو زيبا وخوش سيما هم باشد. امام باقر (ع) مىفرمايد: «بدانيد كه زن سياه اگر زايا باشد نزد من محبوبتر است از زن زيباى نازا.»[1]
ونيز ايشان از جدش پيامبر اكرم روايت مىكند كه فرمود: «با دختر باكره زايا ازدواج كنيد، وبا زن نازاى زيبا ونيكو چهره ازدواج نكنيد كه من در روز رستاخيز به شما امت خود خواهم باليد.»[2]
4- البته اسلام از جنبه زيبايى نيز غافل نمانده، ودستور داده زن زيبايى انتخاب شود كه دين دارد وفرزند بسيار مىآورد. امام رضا (ع) از جدش محمد مصطفى (ص) روايت مىكند كه: «پيامبر فرمود: خير را نزد زنان زيباروى بجوئيد كه كردار آنها شايستهتر است كه نيكو باشد.»[3]
6- شتاب در شوهر دادن دختر
اسلام توصيه مىكند همين كه دختر به حد زنانگى رسيد شوهرش دهند، ونشانه آن قاعدگى ماهانه است. امام صادق (ع) فرمود: «از سعادت شخص آن است كه دخترش در خانهاش حيضنشود.»[4]
پيامبر (ص) حكمت اين كار را مصونيت در برابر تباهى وفساد دختران مىداند. حضرت محمد (ص) در خطبه شريفى مىفرمايد: «اىمردم! جبرئيل از خداوند لطيف وخبير براى من خبر آورد كه: دختران باكره چون ميوه هستند بر روى درخت كه هرگاه اين ميوه برسد وچيده نشود آفتاب او را فاسد مىكند وباد او را مىپراكند. دختران باكره نيز هرگاه به حد زنان برسند دارويى ندارند مگر شوهر، ودر غير اين صورت از تباهى مصون نخواهند بود، زيرا آنها نيز انسانند.»
مردى برخاست وگفت: يا رسولاللَّه دختران خود را به كه بدهيم؟ فرمود: «به همتاهايشان» مرد عرض كرد: همتاهاى ايشانكيانند؟
[1]- همان، ص 33، باب 15، حديث 3.
[2]- همان، ص 33، باب 16، حديث 1. والكافى همان.
[3]- وسائل الشيعه ج 14، ص 37، باب 21، حديث 4. وبحار ج 71 باب 13 ص 187.
[4]- همان، ج 14، ص 39، باب 23، حديث 1. والكافى ج 5 باب من يستحب من تزويج النساء ص 336.
پيامبر (ص) فرمود: «مؤمنان، كفو وهمتاى يكديگر هستند، مؤمنان كفو وهمتاى يكديگر هستند.»[1]
پيامبر (ص) در توضيح مطلب فوق مىفرمايد: «خداوند به واسطه اسلام، كسانى راكه در جاهليت ارجمند بودند پست كرد، وكسانى را كه در جاهليت پست بودند، به واسطه اسلام ارجمند گرداند، وكسانى را كه در جاهليت ذليل بودند، به واسطه اسلام گرامى داشت، وبه واسطه اسلام همه تكبرهاى جاهلى وباليدن بهعشيره وقبيله ونسب والا را از بين برد، پس همه مردم امروز خواه سفيد باشند يا سياه، قريشى باشند يا عرب يا عجم همگى از آدمند وآدم را هم خداوند از گل سرشت، ومحبوبترين مردم نزد خداوند فرمانبرترين ومتقىترين آنهاست.»[2]
پيامبر (ص) عملًا به همين كار پرداخت تا پس از خود سنتى بر جاى نهاده باشد. او دختر زبير عمويش را به ازدواج مقداد بن اسود درآورد همانطور كه در حديث امام صادق (ع) آمده است:
«پيامبر (ص)، ضباعه دختر زبير بن عبد المطلب را به ازدواج مقداد بن اسود در آورد. حضرت رسول اين كار را كرد تا ازدواج را آسان كند، وتا آن كه مردم از پيامبر (ص) پيروى كنند، وبدانند كهگرامىترين آنها نزد خداوند پرهيزگارترين آنهاست.»[3]
براساس همين روايت وروايات ديگر، فقها ازدواج دختر هاشمى با پسر غير هاشمى را روا دانستهاند.
وملاك در مرد آن است كه اخلاق ودينى پسنديده داشته باشد.
پيامبر (ص) فرموده است: «اگر كسى به خواستگارى دختر شما آمد كه اخلاق ودين پسنديدهاى داشت دختر خويش را به او بدهيد، واگر چنين نكنيد در زمين فتنه وتباهى بسيار پديد آيد.»[4]امام صادق (ع) در روايتى شرط توانگرى مالى را نيز بدان مىافزايد ومىفرمايد: «كفو وهمتا آن است كه پاكدامن باشد و «از نظر مالى» توانگر».[5]
[1]- همان، ج 14، ص 39، باب 23، حديث 2. والتهذيب ج 7 باب 33 ص 397.
[2]- همان، ص 44، باب 25، حديث 1. والكافى همان 339.
[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 45، باب 26، حديث 1. والتهذيب همان 395.
[4]- همان، ص 51، باب 28، حديث 1. والتهذيب ج 7 باب 33 ص 396.
[5]- همان، ص 52، باب 28، حديث 5. والفقيه ج 3 باب الاكفا ص 394.
ترديدى نيست كه مرد توانگر بهتر از مرد نادار است، ولى اصل، ديانت واخلاق است، پس اگر كسى ثروتمند بود ولى ايمانى سست داشت واخلاقى ناپسند، بايد فقير مؤمن خوش اخلاق را به او برترى داد.
از نشانههاى ديندارى ترك اعمال ورفتارهاى تباه كننده ومهلك است، به ويژه ميگسارى، وشرع نهى نموده از آن كه دخترى را به بادهگسارى دهند. در حديثى از امام صادق (ع) رسيده است كه: «كسى كه دختر خود را به باده گسارى دهد قطع رحم كرده است.»[1]
ونيز اسلام مانع از آن شده كه به منحرف جنسى و «مخنَّث» دختر داد. در حديثى كه على بن جعفر از امام صادق روايت مىكندآمده است كه از حضرت درباره اين پرسيدم كه آيا دخترم با جوانى ازدواج بكند كه انسان نرمى است وپدرش هم اشكالى ندارد؟ حضرت (ع) فرمود: «اگر بد كردار «مخنث» نيست به ازدواج او درآور.»[2]
خردمندى نيز از نشانه هاى ديندارى است، پس شرعاً مكروه است زن احمقى را به همسرى گرفت. اميرالمؤمنين مىفرمايد: «بپرهيزيد از ازدواج با زن احمق كه همراهى با او بلا وفرزندش موجب تباهىاست.»[3]
ازدواج با زن ديوانه بيشتر از زن احمق، كراهت دارد، زيرا جنون او در كودكان اثر مىنهد.
7- آداب ازدواج
1- خواندن خطبه، پيش از عقد مستحب است، وبهتر است شامل حمد وثناى خداوند وتوصيه به تقوا باشد، وشايسته است هرآنچه را زن وشوهر وحضّار نياز دارند در خطبه يادآورى شود، مانند اصول ايمان ومحاسن اخلاق وآداب وآنچه را دانشمند خواننده خطبه مناسب ببيند.
خطبه امامان معصوم براى ما نمونه خوبى است. در خطبه اميرالمؤمنين آمده است كه ايشان پس از حمد خدا چنين خطبه كردند:
[1]- همان، ص 53، باب 29، حديث 1. والتهذيب ص 398.
[2]- همان، ج 14، ص 54، باب 30، حديث 2.
[3]- همان، ص 56، باب 33، حديث 1. ومستدرك الوسائل ج 14 باب 28 ص 192.
«أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِى بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِيمِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَ لِلْمُتَّقِينَ الْمَخْرَجَ مِمَّا يَكْرَهُونَ وَ الرِّزْقَ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُونَ فَتَنَجَّزُوا مِنَ اللَّهِ مَوْعُودَهُ وَ اطْلُبُوا مَا عِنْدَهُ بِطَاعَتِهِ وَ الْعَمَلِ بِمَحَابِّهِ فَإِنَّهُ لَا يُدْرَكُ الْخَيْرُ إِلَّا بِهِ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ وَ لَا تُكْلَانَ فِيمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَّا عَلَيْهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ أَبْرَمَ الْأُمُورَ وَ أَمْضَاهَا عَلَى مَقَادِيرِهَا فَهِىَ غَيْرُ مُتَنَاهِيَةٍ عَنْ مَجَارِيهَا دُونَ بُلُوغِ غَايَاتِهَا فِيمَا قَدَّرَ وَ قَضَى مِنْ ذَلِكَ وَ قَدْ كَانَ فِيمَا قَدَّرَ وَ قَضَى مِنْ أَمْرِهِ الْمَحْتُومِ وَ قَضَايَاهُ الْمُبْرَمَةِ مَا قَدْ تَشَعَّبَتْ بِهِ الْأَخْلَافُ وَ جَرَتْ بِهِ الْأَسْبَابُ وَ قَضَى مِنْ تَنَاهِى الْقَضَايَا بِنَا وَ بِكُمْ إِلَى حُضُورِ هَذَا الْمَجْلِسِ الَّذِى خَصَّنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ لِلَّذِى كَانَ مِنْ تَذَكُّرِنَا آلَاءَهُ وَ حُسْنَ بَلَائِهِ وَ تَظَاهُرَ نَعْمَائِهِ فَنَسْأَلُ اللَّهَ لَنَا وَ لَكُمْ بَرَكَةَ مَا جَمَعَنَا وَ إِيَّاكُمْ عَلَيْهِ وَ سَاقَنَا وَ إِيَّاكُمْ إِلَيْهِ ثُمَّ إِنَّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ ذَكَرَ فُلَانَةَ بِنْتَ فُلَانٍ وَ هُوَ فِى الْحَسَبِ مَنْ قَدْ عَرَفْتُمُوهُ وَ فِى النَّسَبِ مَنْ لَا تَجْهَلُونَهُ وَ قَدْ بَذَلَ لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ مَا قَدْ عَرَفْتُمُوهُ فَرُدُّوا خَيْراً تُحْمَدُوا عَلَيْهِ وَ تُنْسَبُوا إِلَيْهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ.».[1]
2- مستحب است گواهانى را بر ازدواج گرفت تا نسب وارث اثبات گردد. وچه بسا اين حكمت شامل همه مواردى گردد كه نسب وارث را حفظ مىكند واختلافها را از ميان مىبرد؛ مثل ثبت در محضر ونظاير آن. در حديثى از امام صادق (ع) آمده است: «بيّنهها براى اثبات نسب وارث مقرّر شده است.»[2]
3- مستحب است در ازدواج، آن هم بدور از زياده روى وريا، وليمه داده شود، وبايد از اين طعام به فقرا نيز داده شود وتنها به توانگران وشخصيتها محدود نشود. ونبايد جشن ازدواج را بهانهاى قرار داد براى برترى جويى به مردم، وآنچه قشرهاى آسيب پذير وميانى را به سبب عدم توانايى در همراهى با توانگران به دشوارى افكند. از پيامبر (ص) روايت است كه فرمود: «اطعام هنگام ازدواج ازسنتهاى پيامبران است.»[3]
ونيز پيامبر (ص) مىفرمايد: «وليمه روز نخست، حق است، ودر روز دوم نيكى، وافزون برآن ريا وشهرت طلبى.»[4]
4- از آداب ازدواج است گزينش وقت مناسب براى زفاف. پسدخول در شب بهتر از روز است، وروز براى وليمه بهتر از شب. درروايتى از امام صادق (ع) رسيده است كه: «عروسهايتان را شب زفاف كنيد، ووليمه را در روز دهيد.»[5]
[1]- الفروع من الكافى، ج 5، ص 370. وبحار ج 31 باب 28 ص 464
[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 67، باب 43، حديث 1.
[3]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 65، باب 40، حديث 1. والكافى ج 5 باب الاطعام ص 367.
[4]- همان، ص 65، باب 40، حديث 4. والكافى همان ص 368.
[5]- همان، ص 62، باب 37، حديث 2. والفقيه ج 3 ص 401.
اسلام شب زنده دارى را جز در سه مورد نهى كرده كه از آن جمله است زفاف. از پيامبر (ص) رسيده است كه فرمود: «شب زنده دارى نيست جز در سه مورد: تهجّد وشب زنده دارى با قرآن، يا در طلب دانش، يا عروسىكه به خانه بخت مىرود.»[1]
5- اسلام خوش نمىدارد ساعت گرمى براى زفاف برگزيده شود. به امام باقر (ع) خبر رسيد كه مردى در ساعت گرم نيمروز ازدواجكرده، پس حضرت (ع) فرمود: «آنها را نمىبينم كه به توافق برسند» پس از هم جدا شدند.[2]
6- نيز اسلام خوش نمىدارد عروسى در روزى صورت پذيرد كه قمر در برج عقرب است. امام صادق (ع) مىفرمايد: «هركه به هنگامى كه قمر در برج عقرب است ازدواج كند روى خوبى را نخواهد ديد.»[3]
7- همچنين است هنگام محاق ماه «روزهاى پايانى ماههاى قمرى» امام حسن عسكرى مىفرمايد: «كسى كه به هنگام محاق ماه ازدواج كند بايد تسليم سقط جنين شود.»[4]
8- مستحب است هنگام دخول، مرد وضو داشته باشد ودعايى را بخواند كه از امام صادق (ع) روايت شده است: «هرگاه بر همسرت وارد شدى دست بر پيشانى او بگذار وروى به قبله آور وبگو:
«اللَّهُمَّ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ لِى مِنْهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ مُبَارَكاً تَقِيّاً مِنْ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكاً وَ لَا نَصِيباً.».[5]
9- وهرگاه آهنگ نزديكى كند دعايى را بخواند كه از امام باقر (ع) رسيده است:
«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِى وَلَداً وَ اجْعَلْهُ تَقِيّاً زَكِيّاً لَيْسَ فِى خَلْقِهِ زِيَادَةٌ وَ لَا نُقْصَانٌ وَ اجْعَلْ عَاقِبَتَهُ إِلَى خَيْرٍ.».[6]
10- وهنگام نزديكى شايسته نيست زن را به شتاب اندازد، ونبايد تا وقتى كه نياز زن بر آورده نشده او را رها سازد. اسلام از زبان حضرت على (ع) اين چنين به ما تعليم مىدهد: «هرگاه فردى از شما آهنگ همسر خود كرد نبايد او را به شتاب
[1]- همان، ص 63، باب 37، حديث 5. ومستدرك الوسائل ج 5 باب 34 ص 117.
[2]- همان، ص 63، باب 38، حديث 1. والكافى ج 5 باب الوقت ص 366.
[3]- همان، ص 80، باب 54، حديث 1. والتهذيب ج 7 باب 41 ص 461.
[4]- همان، ص 80، باب 54، حديث 3.
[5]- وسائل الشيعه ج 14، ص 81، باب 55، حديث 2. والكافى ج 5 باب العقول ص 500.
[6]- همان، ص 82، باب 55، حديث 5. والتهذيب ج 7 باب 36 ص 411.