كفّاره
6- كفّاره ظهار مىبايست به ترتيب يكى از كفّارههاى سهگانه باشد، به شكلى كه در ابتدا مرد بايد بندهاى آزاد كند، اگر نتوانست يا «همچونزمان معاصر» بندهاى وجود نداشت، بايد دو ماه متوالى روزه بگيرد، اگرنتوانست بايد شصت فقير را اطعام كند، واگر به هر دليلى حتى با قرضكردن نتواند كفاره را ادا كند، مىتواند به طلب آمرزش واستغفار، بسنده كند.
2- ايلاء
ايلاء چيست؟
1- ايلاء در لغت به معنى سوگند ياد كردن است، كه مراد از آن در اينجا سوگند خوردن زوج بر ترك نزديكى با زن خود مىباشد، ايلاء با فراهمآمدن شرايط ذيل محقق مىشود:
نخست: اينكه زن، همسر دائمى مرد باشد.
دوم: مرد، پيش از آن برزن دخول كرده باشد.
سوم: اينكه سوگند بر عدم نزديكى با زن، از نظر زمان يا هميشگى بوده يا به مدت زمانى بيش از چهار ماه باشد.
چهارم: اينكه هدف مرد از اين سوگند، زيان رساندن به همسرش باشد.
2- اگر طرف دوم همسر «زوجه» نباشد، ايلاء واقع نمىشود، مثلًا اگر طرف دوم كنيز «أمه» باشد، همچنين اگر همسر غير دائم باشد، يا اينكه سوگند پيش از دخول صورت بپذيرد، يا مدتى كمتر از چهار ماه را در برگيرد، يا اينكه هدف از آن زيان رساندن به همسر نباشد، مثلًا براى جلوگيرى از باردارى يا به خاطر بيمارى زن يا مواردى از اين قبيل صورت پذيرد، ايلائى واقع نخواهد شد.
3- اگر بدون فراهم آمدن تمام شرايط ياد شده، بر عدم نزديكى با همسرش سوگند ياد كند، ايلاء نبوده ودر حكم سوگند ويمين خواهد بود و با فراهم آمدن تمام شرايط سوگند خوردن، احكام مربوطه بر آن مترتب مىشود.
صيغه ايلاء
4- ايلاء، همچنانكه در احكام سوگند خوردن گفته شد، تنها با سوگند خوردن به يكى از نامهاى الهى مختصبه خدا وند متعال يا نامهايى كه غالباً بر بارى تعالى اطلاق مىشوند، محققمىشود[1].
5- براى وقوع ايلاء عبارت ويژهاى وجود ندارد، بلكه هر عبارتىكه بر سوگند بر ترك نزديكى با همسر دلالت كند، اگر با قصد از سوى مرد جارى شود، منجر به ايلاء خواهد شد، همچنين عربى بودن واژگان ايلاء نيز لازم نيست.
حكم ايلاء
6- اگر مردى ايلاء كند وبر ترك نزديكى با همسرش سوگند بخورد، در هرحال كفّاره بر او واجب مىشود، هر چند پس از انقضاى مدت سوگند، با همسرش نزديكى كند. به عنوان نمونه اگر كسى قسم بخورد كه به مدت پنج ماه با همسرخود نزديكى نكند وبه سوگند خود پايبند بماند وتا پايان مدت زمان پنج ماه با زن نزديكى نكند، بايد كفاره بپردازد، درست مانند كسى كه پيش از انقضاى مدت زمان ايلاء، با زن خود نزديكى كرده وسوگند خود را بشكند.
7- اگر ايلاء واقع شد، وزن با وجود امتناع مرد از نزديكى با وى، تصميم به شكيبايى بگيرد كه هيچ، ولى اگر زن وضع جديد را قبول نكند، مىتواند موضوع را نزد حاكم شرع پيگيرى كند، در اينصورت حاكم شرع مرد را احضار كرده، به وى چهار ماه فرصت مىدهد تا با همسر خود نزديكى نموده، وكفّاره را ادا كند، اما اگر مرد در اين مدت به اين كار تن ندهد، حاكم شرع مىبايست او را بر انتخاب يكى از دو امر رجوع وكفّاره يا طلاق وادار سازد، در صورتى كه بازهم مرد پافشارى كند، حاكم بايد مرد را به زندان افكند وبر او تنگ گيرد تا يكى از دو راه را برگزيند.
8- كفاره ايلاء همانند كفاره سوگند است.
[1]- رجوع شود به احكام سوگند در ص 453.
3- لعان
لعان چيست؟
1- لعان، مباهله «يا نفرين متقابلى» از سوى زوجين است، كه در مواردى معين، همراه با احكام ويژهاى واقع مىشود.
2- لعان تنها در دو حالت مشروع است:
نخست: اينكه مرد، همسرش را به زنا متهم سازد.
دوم: اينكه مرد، فرزند به دنيا آمده از همسرش را فرزند خود نداند.
3- مرد حق ندارد همسر خود را با استناد به ظن وگمان ويا شك وترديد ويا گفتههاى مردم وعوامل شك برانگيز ديگرى از اين دست به زنا متهم سازد.
ولى از سوى ديگر، اگر هم بدان يقين داشته باشد واو را به اين عمل زشت متهم سازد، به صرف ادعا از او پذيرفته نمى شود، بلكه بايد يا بر صحت مدعاى خود بيّنه شرعى يعنى چهار شاهد بياورد، يا اينكه زن، خود- بنابر شرايط ياد شده در جاى خودش- به كرده خود اعتراف كند وگفتة شوهر را تصديق واتهام را بپذيرد.
اگر مرد، ادعاى خود را بر بيّنهاى شرعى استوار نسازد، از سويى زن نيز اتهام زنا را نپذيرد، در صورت درخواست زن حد قذف[1]«يعنى مجازات اتهام دروغين» بر مرد ثابت خواهد شد.
4- در نهايت، مرد مىتواند، مجازات قذف را- با توجه به جزئياتى كه سپسخواهد آمد- به وسيله لعان از خود دفع كند، با لعان مرد اتهام وارده اثباتشده، زن مستوجب حد زنا مىگردد. از سويى زن نيز مىتواند در برابر لعان مرد، مقابله به مثل كرده، لعان كند ومجازات زنا را از خود دفع كند.
شرايط لعان
5- شرايط استفاده از لعان براى دفع مجازات قذف عبارتند از:
نخست: اينكه زن، همسر دائمى مرد باشد، چه زن نامحرم نمى تواند مورد لعان قرار بگيرد، همچنين است همسر موقت.
[1]- در احكام حدود وتعزيرات از آن سخن خواهد رفت.
دوم: اينكه مرد پيش از آن بر زن دخول كرده باشد، زيرا نمىتوان زنى كه تنها عقد شده وهنوز با او نزديكى نشده را مورد لعان قرارداد.
سوم: گفته شده است بنابر شرط مُحصَن بودن زن در اثبات حد قذف، زوجه نبايد مشهور به زنا باشد، ولى قبول اين قول مشكل است.
چهارم: اينكه زن عاقل باشد وهمچنين كر ولال نباشد.
پنجم: اينكه مرد از اهليت كامل شامل بلوغ، عقل واختيار برخوردار باشد. ازسويى، لعان از سوى مرد لال نيز به وسيله اشاره، در صورتى كه اشارههاى وى بر لعان دلالت كنند، پذيرفته مىشود.
ششم: اينكه مرد براى اثبات مدعاى خود، بيّنهاى شرعى در اختيار نداشته باشد، چه، در صورت وجود بيّنه شرعى، براى دفع حد قذف از خود، ديگر نيازى به لعان نيست.
انكار فرزند
6- مرد حق ندارد فرزندى را كه در فراش وخانه خودش به دنيا آمده واين امكان وجود دارد كه او فرزندش باشد، انكاركند.
امكان فرزند بودن به اين است كه مرد به همسر خود دخول كرده باشد، وزمان سپرى شده بين دخول وبين تولد طفل مورد نظر، كمتر از شش ماه وبيشتر از بالاترين مدت حاملگى نباشد.
در صورت وجود امكان نسبت دادن طفل به خود، هرچند زن در اينفاصله زمانى مرتكب زنا هم شده باشد، براى مرد جايز نيست فرزندى طفل را انكار كند، بلكه مىبايست به فرزندى طفل اقرار واو را فرزند خود بداند.
7- از سوى ديگر اگر مرد به يقين بداند كه اين طفل از خودش نيست، جايز نيست آن طفل را به خود نسبت دهد.
8- اگر مرد به فرزندى طفل به دنيا آمده، چه صريحاً وچه با كنايه، اقرار كند ديگر حق ندارد آن را انكار نمايد، واگر انكار كند اين انكار از او پذيرفته نيست و نمى تواند لعان كند.
9- اگر مردى فرزندى طفل را انكار كند وپيش از آن طفل را به خود نسبت نداده باشد، از سويى امكان منسوب بودن طفل به مرد نيز شرعاً معلوم نشود، تنها با لعان مىتواند انتساب طفل به خود را منتفى كند.
10- اگر فرزندىِ طفلى كه از همسر موقت به دنيا آمده، از سوى مرد انكارشود، در صورتى كه فراش بين زن ومرد محقق شده باشد، يعنى زن همچون يك همسر دائم در خانه مرد بسر برده باشد، در اين صورت اين انكار نيز بايد، همچنانكه در ازدواج دائم صورت مىگيرد، با لعان صورت پذيرد.
11- احكام انكار فرزند چه پس از تولد وچه پيش از تولد طفل «يعنى در دوران باردارى» باشد، با يكديگر تفاوت ندارند.
چگونگى لعان
12- واجب است كه انجام دادن لعان در نزد حاكم شرع يا نماينده او در اينگونه مسائل، باشد.
13- چگونگى انجام لعان به صورت ذيل است:
الف: مرد، پس از متهم ساختن همسر خود به زنا يا انكار فرزندى فرزندش، بايد چهار بار اين عبارت را تكرار كند: «اشهد باللَّه إنى لمن الصادقين فيما قلتُ مِنْ قذفها» دراتهام به زنا، ودر انكار فرزند به جاى «مِنْ قذفها» بگويد: «مِنْ نفى ولدها».
سپس يك بار بگويد: «لعنة اللَّه علىَّ إن كنتُ من الكاذبين».
ب: سپس نوبت زن مى رسد، ايشان چهار بار مىگويد: «أشهد باللَّه أنه لَمِنَ الكاذبين فى مقالته من الرمى بالزنا» دراتهام به زنا، ودر انكار فرزند به جاى «الرمى بالزنا» بگويد: «نفى الولد».
سپس يك بار مىگويد: «إنّ غضب اللَّه علىّ إن كان من الصادقين».
14- براى اجراى لعان آداب واحكام ويژهاى وجود دارد كه بايد توسط حاكم شرع يا نايب وى به هنگام اجراى لعان، رعايت شود.
احكام پس از لعان
15- پس از اجراى لعان بر حسب شرايط واحكام ياد شده، پيامدهاى زير بر آن مترتب مى شوند:
نخست: جدايى بين مرد وزن.
دوم: زن ومرد تا ابد بر يكديگر حرام مىشوند، به عبارت ديگر مرد نمىتواند پس از لعان ديگر بار، زن را هر چند از رهگذر عقد جديد به همسرى خود درآورد.
دو حكم ياد شده در بالا شامل هر دو گونه لعان يعنى اتهام به زنا وانكار فرزند، مىشوند.
سوم: «ويژه لعان اتهام به زنا» در صورت لعان مرد، حد قذف از او ساقط مىشود، ودر صورت لعان زن، حد زنا از زن ساقط مىشود.
بنابراين، بى پاسخ ماندن لعان مرد از سوى زن، به مثابه ثبوت زنا براى زن ولزوم اقامه حد بر وى محسوب مىشود.
چهارم: «ويژه لعان انكار فرزند» در صورت لعان مرد وپافشارى زن بر اينكه طفل مورد مناقشه فرزند مرد است، پيوند پدر وفرزندى ميان طفل ومرد از ميان مىرود، اما رابطه مادر وفرزندى بين زن وطفل باقى مىماند. از ميان رفتن پيوند پدر وفرزندى بدين معنى است كه هر حكمى كه بر پاية رابطة نسبى استوار است منتفى مى شود، پس هيچ رابطة محرميتى ميان طفل وميان خويشاوندان پدرى او باقى نمى ماند، ونيز هر گونه رابطة ارثى ميان طفل وميان پدر وخويشاوندان پدرى او منتفى مى گردد.
16- نفى فرزند از مرد لزوماً به معنى زنازادگى طفلنيست، همچنين جايز نيست كه مرد بر مبناى نفى ولد، همسر خود را به زنا، يا فرزند او را به زنازادگى متهم سازد.
17- همچنين حرام است كسى طفل را پس از لعان به زنازادگى متهم سازد، وهر كسى اين كار را انجام دهد، مجازات مىشود.