حفظ وپاس دارى
درآمد:
انسان بايد حرمتها وحقوق خود را پاس دارد ونفس خود را از شهوتهاى گناه آلود وتجاوز وداراييهاى خود را از ولخرجى واتلاف نگهدارد. چه بسا اوّلين چيزى كه بايد پاس داشت فرج، به ويژه براى زنان «چرا كه آسيب پذيرترند» وپس از آن نفس ودر آخر داراييها باشد.
از اين رو بايد گفت محافظت از حرمتها وحقوق هركس وظيفه اى مشترك ميان خود وديگران است. به عبارت ديگر، همچنانكه ديگران بايد حقوق هر فرد را پاس دارند هر كس خود نيز بايد ديگران را از تجاوز به حقوق خود باز دارد.
همچنين هركس بايد از حدود واحكام خداوند وسوگندهاى خود وهمچنين از امانتها نگهدارى كند.
1- دفاع مشروع
خداى متعال مى فرمايد:
وَ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْىُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ* وَ جَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ «شورى، 39- 40».
«وكسانى كه هرگاه ستمى به آنها رسد، «تسليم ظلم نمى شوند و» يارى مى طلبند- كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن، وهر كس عفو واصلاح كند، پاداش او با خداست، خداوند ظالمان را دوست ندارد».
رهيافت وحى:
زندگى ارزشمند است، ونگهدارى ومحافظت از آن، چه زندگى خود وچه زندگى قابل احترام ديگران باشد، واجب است. يكى از راههاى اين محافظت ونگهدارى، دفاع مشروع از زندگى وكرامت آن است. از اين رهگذر است كه محافظت از جان، ناموس، آبرو، كرامت وديگر حرمتهاى انسانى، در فقه جايز وبلكه واجب شمرده شده است.
احكام:
1- دفاع از جان وديگر حرمتهاى انسانى شامل آبرو، ناموس، داراييها وحقوق، جايز است، واگر شخص مدافع در اثناى دفاع، خود آسيبى ببيند در نزد خدا پاداش خواهد داشت واگر كشته شود، شهيد از دنيا خواهد رفت. از سويى در صورت آسيب ديدن فرد متجاوز نيز مسؤوليتى به گردن فرد مدافع نخواهد بود، همچنين اگر متجاوز كشته شود، گناهكار از دنيا خواهد رفت.
2- دفاع مشروع تنها يك حقّ جايز نيست، بلكه گاهى واجب مى شود وآن در زمانى است كه به اشاعه صلح وفراگيرى آرامش كمك كند وبه فراهم آمدن امنيت اجتماعى بينجامد. البته اين مسأله به موشكافى بيشترى نياز دارد كه مى توان جزئيات بيشتر آن را در ابواب قضاء وحدود فقه نگاه كرد.
3- دفاع از آبرو وناموس نيز در صورت عدم احتمال كشته شدن واجب است، امّا در صورت امكان كشته شدن، ادلّه اى كه به دفاع از جان، مال وآبرو وناموس فرا مى خوانند وكشته شده در راه دفاع از جان، مال و آبرو را شهيد محسوب مى كنند، بر جايز بودن اين كار دلالت دارند.
4- به هنگام تجاوز به مال ودارايى، واگذاشتن مال در صورت احتمال كشته شدن، بهتر از دفاع است، هر چند دفاع در اين وضعيت نيز جايز است.
5- انسان خردمند ميزان سود وزيان را مى سنجد وبر اساس حكمت عمل ميكند، بر همين اساس گاهى ميزان ترس از كشته شدن، كم وميزان اموال در معرض خطر زياد است، كه در اين صورت دفاع بهتر است، اما در شرايط معكوس، چشم پوشى از مال بهتر مى نمايد، مگر اينكه در چنين شرايطى دفاع از مال مصلحتى امنيتى ويا مصلحت مهمّ ديگرى را دربر داشته باشد.
6- اگر كسى، ديگرى را در حال انجام فعل حرامى با همسر، دختر ويا يكى ديگر از محارم خود بيابد، حق دارد دفاع كند، هرچند به كشته شدن طرف مقابل منجر شود، چرا كه خون چنين فردى حلال است، وتجاوز به ناموس، نزد
مسلمانان در زمره تجاوز به آبرو وشرف كه با تجاوز به جان برابرى مى كند، به شمار مى رود.
7- اگر كسى پنهانى به گروه ويا خانواده اى نظر افكند وزنان نامحرم آنها را نظاره گر شود، آنها حق دارند وى را از اين كار بازدارند، ودر صورت پافشارى وى بر اين كار، حق دارند مثلًا با پرتاب چيزى به سوى او، وى را از اين كار بازدارند، هرچند اين پرتاب به آسيب فرد مجرم بينجامد.
البته اين نگاه بايد نگاه به نامحرم باشد تا در خور چنين كيفرى شود، اما در صورت خالى بودن خانه ويا در امان بودن زنان از نگاه ديگران ومانند اينها، وضع به گونه اى ديگر رقم مى خورد.
8- خانه حرمتى دارد كه بايد از آن دفاع كرد، هرچند كه هتك حرمتهايى چون نگاه كردن به خانه ويا داخل شدن بدان، به هتك حرمتهاى بزرگترى چون تجاوز به جان ومال وآبرو منجر نشود. حال پرسش اينجاست كه مرز دفاع از حرمت خانه وحرمتهاى مشابه آن تا به كجاست؟ آيا مى توان دفاع را تا حدّ كشته شدن يكى از دو طرف در نظر گرفت؟ پاسخ اين پرسش دو وجه دارد ومسأله نيازمند موشكافى بيشترى است.
9- اگر كسى در معرض دشنام كس ديگرى قرار گيرد، مى تواند به مقتضاى آيه كريمه[1]، واكنش نشان دهد. امّا در صورتى كه اين واكنش، كار خلاف شرعى همچون اشاعه بديها ويا دشنام به كسان ديگرى همچون پدران واجداد طرف مقابل را دربر داشته باشد، جايز نيست.
2- دفاع از حرمت ديگران
خداى متعال مى فرمايد:
وَ مَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً وَ اجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً «نساء، 75».
[1]- اشاره به آيه 194 سوره بقره.
«چرا در راه خدا، و «در راه» مردان وزنان وكودكانى كه «به دست ستمگران» تضعيف شده اند، پيكار نمى كنيد؟ همان افراد «ستمديده اى» كه مى گويند:" پروردگارا مارا از اين شهر «مكه»، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر واز طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده واز جانب خود، يار وياورى براى ما تعيين فرما"».
رهيافت وحى:
دفاع از جان، مال وناموس وبه طور كلّى حرمتها وحقوق قطعى ديگران، همچون دفاع از حرمتها وحقوق خود جايز وحتى واجب است. آيات قرآن به برپايى قسط در جامعه ودفاع از عدالت، امر مى كنند وبر لزوم يارى مظلومان وجلوگيرى از ظلم ظالمان به هر وسيله ممكن نيز دلالت دارند.
احكام:
1- جلوگيرى از ستم مستكبران به فرودستان هرچند به زور اسلحه باشد، واجب است. حال ظالم ومظلوم هر كه مى خواهند باشند.
2- جان، مال وآبرو وناموس مردم از حرمتهاى الهى هستند كه بايد بزرگشان داشت. از برجسته ترين نمودهاى اين بزرگداشت، دفاع از اين حرمتهاست. در واقع اين حرمتها در زمره حدود الهى به شمار مى آيند كه حفظ آنها بر همگى الزامى است.
3- اسلام به نهى از منكر امر مى كند، هرچند اين نهى از منكر «با توجه به شروط آمده در شرع» مستلزم استفاده از زور باشد. در واقع تجاوز به حرمتها وحقوق از بزرگترين منكراتى محسوب مى شوند كه بايد از آنها جلوگيرى به عمل آيد. اگر مؤمنان به اين دستور الهى درست ومخلصانه عمل كنند، حاكميت امنيت وآرامش دركشورهاى اسلامى به سادگى ميسّر خواهد شد.
3- دژهاى استوار
خداى متعال مى فرمايد:
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْقَانِتَاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقَاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِرَاتِ وَ الْخَاشِعِينَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ
وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِمَاتِ وَ الْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً «احزاب، 35».
«به يقين، مردان مسلمان وزنان مسلمان، مردان با ايمان وزنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا وزنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو وزنان راستگو، مردان صابر وشكيبا وزنان صابر وشكيبا، مردان با خشوع وزنان با خشوع، مردان انفاق كننده وزنان انفاق كننده، مردان روزه دار وزنان روزه دار، مردان پاكدامن وزنان پاكدامن ومردانى كه بسيار به ياد خدا هستند وزنانى كه بسيار ياد خدا مى كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت وپاداش عظيمى فراهم ساخته است».
رهيافت وحى:
دفاع مشروع به عنوان ارزش اجتماعى كه امني- ت وآرامش را فراهم مى آورد، يكى از جنبه هاى مهمّ مفهوم كلّى نگاهبانى وپاسدارى ومراقبت را تشكيل مى دهد. ولى اين، همه چيز نيست. درواقع براى برخوردارى از يك زندگى همراه با امنيت وداشتن دارايى ها واعتبار وآبرويى دور از آسيب، بايد دژهاى استوارى براى پاس دارى از امنيت وصلح بنا كنيم، تا اطمينان وآرامش همه گير شود.
فرزندان جامعه بايد از آمادگى كافى براى پرداخت هزينه هاى امنيت برخوردار شوند، كه اين امر با پاس دارى ايشان از جان، مال، حقوق وآبرو وناموس شان وحفظ حدود الهى، به طرق مختلف ميسّر مى شود.
احكام:
الف: پاس دارى از ناموس وآبرو
رعايت عفّت وپاكدامنى، حرمت خود نمايى وزينت نمايى زنان، پايبندى به احكام وآداب رفتار زنان در زندگى وروشمند ساختن روابط ميان زنان ومردان وهمچنين احكام وآداب زندگى زناشويى. جملگى پايه هاى دژ استوارى را تشكيل مى دهند كه جامعه را در برابر يورشهاى فساد وتباهى حفظ مى كند.
فقه احكام زنان در شريعت اسلام از زمينه اى گسترده برخوردار است، كه بايد آن را بياموزيم ودر به كارگيرى گزاره هاى آن تلاش كنيم وبر آن شكيبا باشيم. حال به پاره اى از پركاربردترين گزاره هاى اين فقه در زندگى امروزين توجّه كنيد:
1- تحوّلات زندگى اين عصر در بسيارى از كشورها زنان را به ايفاى نقش در عرصه كار وتلاش كشانيده، حال آنكه بيشتر اوقات وظايفى چون باردارى وشيردادن به فرزندان وتربيت ايشان، با كار زنان تعارض مى يابد. از همين رو بايد قوانين واحكامى در حمايت زنان از دشوارى هاى كار بيرون از خانه پيش بينى كرد كه در آنها فرصت بيشترى براى توجه به شؤون زنانه، به ويژه توجّه به عفّت وظرافت ولطافت زنانه به زنان داده شود، زيرا زنان چون گياهان خوشبويند، نه چون مردان، قهرمان.
2- بايد به آموزش وآگاه سازى زنان با محوريت فطرت لطيف ووظايف همسر بودن ايشان توجه كرد زيرا فرهنگ حاكم بر زنان امروز، فرهنگى مردانه است. به عنوان نمونه اهمّيت دادن به دروسى چون رياضيات ويا جغرافيا در مدارس دخترانه بيش از اهتمام به آموزشهاى مرتبط با دوران باردارى وشيردهى وتربيت فرزندان است. در واقع اتخاذ چنين روشهايى با نقش بنيادين زن ناسازگار وچه بسا ستمى آشكار برايشان محسوب شود.
3- برانگيختن غريزه جنسى دختران بدون اشباع آن از راههاى مناسب، يكى از بدترين منكرات شايع درجامعه مى باشد. از اين رو ما بايد از بروز انگيزشهاى اينچنينى كه از راه داستان ورمان، فيلم ويا از رهگذر اختلاط دختران وپسران يا رفت وآمدهاى بى مورد زنان در كوى وبرزن ومانند اينها رخ مى دهند، جلوگيرى كنيم.
4- معمارى امروزين كه يكى از پديدارهاى فرهنگ سهل انگارانه مدرن است، آزادى زنان را در خانه خود از ايشان سلب كرده است. اين در حالى است كه خانه آخرين پناهگاه زنان به شمار مى آيد ودر اسلام احكام وآداب فراوان وارزشمندى براى فراهم آمدن امنيت زنان در خانه پيش بينى شده است. احكامى چون حرمت داشتن خانه ها، وارد شدن به خانه ها پس از گرفتن اجازه وآشنايى دادن وداخل نشدن به اتاقهاى مخصوص خواب حتّى توسط اهل خانه آن هم براى اينكه زنان در خلوت خود از آزادى كافى برخوردار شوند ورعايت حجاب شرعى، همه وهمه از جمله اين احكامند.
از اين رو بايد به طوركامل معمارى وارداتى را مورد تجديد نظر قرار داده وروشهاى معمارى مناسبى را ابداع كرد كه با ويژگى مصون بودن خانه وآزادى كامل زنان در آن همخوان باشد.
5- مدهاى لباس وارداتى اى كه تنها در آنها به جنبه آرايش وزينت زنان توجّه شده است، اولًا از آن جهت كه با عفّت ومحفوظ بودن زنان ناسازگارند وثانياً به خاطر آنكه زن را از فعاليت وكار باز مى دارند، زنان را در تنگنا قرار مى دهند. لذا در اينگونه مدها بايد تجديد نظر شود. در واقع بايد در پى لباسهايى باشيم كه در كنار زيبايى، پوشيدگى وعفّت زنان را نيز تأمين كنند، وهمچنين آزادى تحرّك را براى آنان فراهم آورند.
6- همچنانكه محافظت از شخصيت وپاكدامنى خود بر زنان واجب است، مردان نيز بايد از پاكدامنى خود محافظت كنند وشرف خود را پاس دارند. از اين رو به عنوان نمونه برتن كردن لباسهايى كه شهوت دختران را برمى انگيزد ويا دست زدن به حركات ناپسند معمول ميان جوانان هرزه ويا تعقيب وآزار دختران، همگى با مفهوم صيانت وپاسدارى از جامعه وفراگير ساختن امنيت خانوادگى در آن مخالفند، وبايد از آنها دورى گزيد.
ب: محافظت از جان ها
يكى از واجبات برآمده از فطرت آدمى محافظت از جان وپاس دارى از زندگى است، كه در شرع مقدّس براى تحقّق آن صدها حكم ودستور وضع شده است. ما در اين مجال درصدد نيستيم تمام اين احكام را از نظر بگذرانيم، بلكه در آنچه خواهد آمد تنها به آن دسته از احكامى اشاره مى كنيم كه امكان دارد در اين موضوع از ذهنها پنهان بمانند:
1- انسان بايد به خود نظرى افكند وزندگى شخصى خود را با دقّت وبر مبناى حكمت اداره كند. هركس بايد به آنچه مى خورد ومى آشامد توجّه كند، وزمان خواب وفعاليت خود را تنظيم كند وبه نيرو وسلامتى جسمانى خود اهميت دهد وسلامت عقل وروان خود را پاس دارد وزمانى را براى استراحت
وتفريح جسم خود در نظر گيرد وبراى دست يافتن به تمام اينها هركس بايد شناختى كلّى از به سود وزيانهاى زيستى انسان پيدا كند.
2- هركس بايد از راههايى چون اهمّيت دادن به پاكيزگى، دورى از ميكروبها وبيماريهاى واگيردارى چون وبا، مراجعه به پزشكان در زمان مناسب ودقّت در اجراى اوامر پزشكان، به سختى از سلامت خود مراقبت كند.
3- جامعه بايد به فرزندان خود، به ويژه به نوباوگان توجه لازم را مبذول دارد وتمام وسايل سلامت جسمى وروانى را برايشان فراهم آورد.
4- فقها نيز بايد احكامى را در باب ضرر وزيانهاى ناشى از رعايت نكردن بهداشت عمومى از جمله آلودگى محيط زيست، آلودگى صوتى وهمچنين تشديد كنترل موادّغذايى وآب مصرفى مردم وهرآنچه با بهداشت عمومى پيوند خورده است، از منابع عمومى دينى استنباط كنند.
5- همچنين دولتها بايد نظام مراقبتى خود را در زمينه حوادث منجر به مرگ ومير، از حوادث عبور ومرور گرفته تا خطرهايى كه كارگران را تهديد مى كنند يا خطرات ورزشى ومانند اينها، تقويت كنند.
6- جوامع مؤمن بايد همواره براى دفاع از امنيت ملّى خود آماده باشند. آمادگى براى جنگ، مستحكم ساختن مواضع دفاعى كشور با استفاده از وسايل الكترونيكى اى كه از مرزهاى هوايى، آبى وخاكى مراقبت مى كنند وبهره مند شدن از خندقها وپاسگاههاى مرزى مستحكم وفراهم آوردن اسلحه مورد نياز، ساخت شهرهاى دفاعى، استفاده از جنگ افزارهاى بهتر، آماده سازى جوانان براى گونه هاى مختلف جنگ ودر نهايت آموزش دفاع شخصى وساخت پناهگاههايى كه مردم را از حملات هوايى مصون مى دارند، حال چه در اين حملات از جنگ افزارهاى معمولى استفاده شود، چه از سلاحهاى كشتار جمعى، همه وهمه بايد فراهم آيند تا امنيت ملّى محقّق شود.
ج: محافظت از مال
براى اينكه دارايى هاى خود را از چشم داشت دزدان وسارقان واز فريبكاريهاى مافياى اقتصادى وبازى ثروتمندان بزرگ وغيره دور نگاه داريم، بايد بيش از پيش به