1- بايد كتاب الهى را محور دانش، فرهنگ وتشريع وقانونگذارى خود قرار دهيم، واين كه چيز ديگرى را همسنگ آن ندانيم، زيرا برترى قرآن بر ديگر سخنها همچون برترى آفريدگار بر آفريده هايش است.
2- حوزه هاى علميه بايد بيش از پيش به امر تدريس وپژوهش در قرآن كريم همّت گمارند، ومثلًا بايد حفظ قرآن وتسلط بر زبان قرآن يعنى زبان عربى را از شرطهاى ورود به مدارس دينى قرار دهند وتنها واجدين اين شرايط را گزينش كنند. همچنين بايد دروس تفسير قرآن را در رأس واحدهاى درسى خود بگنجانند وآيات قرآن كريم را پايه دروس فقهى وعقيدتى خود قرار دهند وبيشتر وقت طلّاب را با درسهاى اضافى اى كه امروزه، زياد مفيد نيستند، پر نكنند.
3- همچنين بايد مردم را از رهگذر اهتمام بيشتر به زمينه هاى تربيتى وتبليغاتى، آگاه به كتاب الهى تربيت كرد، به گونه اى كه در آيات آن تدبّر كنند وزندگى را از دريچه رهيافتهاى آن بنگرند.
4- حفظ وپاسدارى
خداى متعال مى فرمايد:
التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ «توبه، 112».
«توبه كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر، وحافظان حدود «ومرزهاى» الهى، «مؤمنان حقيقى اند»، وبشارت ده به «اينچنين» مؤمنان».
رهيافت وحى:
براى پايبند ماندن به حقوق، بايد از صاحبان حقوق محافظت كنيم.
از همين رو اگر بگذاريم گرد فراموشى محفوظاتمان را از كتاب الهى دربر گيرد، يا در برابر نگاه هاى پنهانى به حريم خانه وخانواده خود بى تفاوت باشيم، نه تنها آنچه را كه پاس داشتش واجب است پاس نداشته ايم، بلكه تباهش نيز ساخته ايم.
از اين رهگذر مى توان گفت: حفاظت وپاس داشت، ارزشى است پيوند خورده با ديگر حقوقى كه ايمان، آنها را واجب ساخته است.
در واقع مؤمنان بايد كتاب الهى ودرونمايه هاى آن را شامل احكام ومرزها پاس دارند واز خطوط قرمزى كه در آن تعيين شده، پا فراتر ننهند. مى توان نماز، آنچه به روابط ميان همسران پيوند مى خورد، سوگند خوردن وامانتها را از جمله اين احكام ومرزها دانست.
احكام:
1- براى اقامه حق وحاكم ساختن صلح وآرامش وفراهم آوردن نمونه هاى عدالت وامنيت بايد هركس مسؤوليت حفاظت از حرمتها وحقوق خود را خود به عهده گيرد.
2- از سويى هم كتاب خداوند به علما ودانشمندان «فقيهان عادل» سپرده شده است، از همين رو جايز نيست ايشان از ترس مردم ويا به طمع بهاى ناچيزى، آن را تباه سازند.
3- مجاهدان حقيقى راه خدا حافظان احكام الهى هستند كه بايد نقش پاس دارنده خود را در حفظ دين خدا ودفاع از آن به خوبى ايفا كنند.
4- همچنين مردم بايد در انجام نمازهاى خود، به ويژه نماز ظهر، وبه جا آوردن آنها در اول وقت كوشا باشند وهمچنين بايد سوگند را پاس دارند.
5- زنان صالح وشايسته نيز بايد در غياب همسرانشان از حقوق ايشان محافظت كنند.
6- همچنين مردان وزنان مؤمن بايد از فرجها وعورتهاى خود مگر در آنچه خداوند سبحان حلال كرده، به درستى محافظت كنند.
فصل دوم: فقه روزى ومعاش
احكام خوردنى ها وآشاميدنى ها
درآمد:
دست يابى به صلح وآرامش يكى از اهداف بزرگ جامعه اسلامى وفراهم آوردن روزى حلال يكى از برجسته ترين پايه هاى آن است كه خود نيز بر خوراك، مسكن، بهداشت وآموزش تكيه دارد.
تغذيه، نخستين نياز انسان به شمار مى رود، از همين رو اطعام يكى از اساسى ترين وظايف هر كس در برابر ديگران محسوب مى شود. از سويى تمام خوردنيها براى انسان حلال است، مگر آن تعداد كمى كه خداوند حرام كرده است.
ولى به هرحال انسان بايد پاكيزه ترين خوراك را براى خوردن برگزيند، زيرا غذا انرژى مورد نياز انسان را كه بايد در راه پرهيزگارى ونيكوكارى مصرف شود، توليد مى كند. از سويى بر هركس واجب است كه اندازه را در خوردن وآشاميدن حفظ كند ودرآن زياده روى نكند.
1- تغذيه وارزش زندگى
خداى متعال مى فرمايد:
هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِى مَنَاكِبِهَا وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ «ملك، 15».
«او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، بر شانه هاى آن راه برويد واز روزيهاى خداوند بخوريد، وبازگشت همه به سوى اوست».
همچنين مى فرمايد:
وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِى أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ «مائده، 88»
«واز نعمت هاى حلال وپاكيزه اى كه خداوند به شما روزى داده است، بخوريد واز «مخالفت» خداوندى كه به او ايمان داريد، بپرهيزيد».
رهيافت وحى:
غذا، يكى از نيازمندى هاى اوليه انسان است وبه نظر مى رسد جستجو براى دست يابى وكسب وهمچنين خوردن آن واجب باشد. همچنين تغذيه كسى كه خود توان كسب قوت خود را ندارد نيز بر ديگران واجب است. از سويى ذخيره سازى موادّ غذايى براى روز ندارى وتنگدستى نيز مهم است، زيرا خداوند متعال به تلاش براى كسب روزى دستور مى دهد وآيات قرآن مجيد بر وجوب خوردن وآشاميدن به اندازه اى كه از حيات بشرى حفاظت شود، دلالت دارند. علاوه بر اين عقل نيز ما را به اين امر رهنمون مى سازد. نصوص ومتون دينى بر لزوم اطعام تهيدستان وانفاق داده هاى الهى هم دلالت دارند.
احكام:
1- بايد براى كسب روزى تلاش كرد وسربار ديگران نبود. در واقع گدايى كردن براى كسى كه بتواند كار كند واز راههاى حلال كسب روزى كند، حرام است.
2- خوردن وآشاميدن، به قدرى كه زندگى انسان را از نابودى حفظ ويا از زيان هاى شديدى همچون بيمارى يا ضعف مفرط جلوگيرى كند، واجب است.
3- اگر گرسنه اى براى سدّ جوع ودر امان ماندن از مرگ، جز خوردنى ها وآشاميدنى هاى حرام، چيزى براى خوردن پيدا نكند، واجب است به اندازه اى كه از مرگ نجات يابد از آنها بخورد.
4- مستحب است از تمام روزى هاى پاك تناول كرد وميان هيچيك از خوردنيهاى حلال تفاوت قايل نشد، زيرا خداوند در هر خوردنى فوايد ولذّتهاى ويژه اى قرار داده است.
5- مستحب است از ميوه هاى گوناگون براى خوردن استفاده كرد.
6- انسان نبايد انرژى به دست آمده از خوردنيها را صروف افساد وپيروى از راههاى شيطانى بكند، بلكه بر اوست كه شكرگذار خداوند باشد وعمل صالح انجام دهد.
7- بايد انسان احكام وحدود خوردن وآشاميدن را كاملًا رعايت كند، پس بايد در خوردن وآشاميدن اسراف نكند واز خوردن غذاهاى ناپاك وآنچه خوردنش حرام است بپرهيزد.
8- انسان بايد حقّ غذا را با انفاق كردن، چنان كه خواهد آمد، ادا كند:
الف: هر كس بايد برنامه هاى اقتصادى خود را بر مبناى فراهم آوردن حقوق تهيدستان سامان بخشد. لذا بايد مقدارى از مصرف شخصى به ويژه در تجمّلات كاست وبر انفاق به نيازمندان افزود.
چه بسا ضايعات نانى كه در يك كشور متوسّط توليد مى شود، براى سير كردن يك ملّت گرسنه كفايت كند وچه بسا آنچه كه ثروتمندان، خرج سيگار يا پيش غذا ودسرهاى غير لازم يا تنوع در نوشيدنيهاى غير ضرورى مى كنند يا هزينه هاى گزافى كه براى خانه آرايى يا تعويض بى دليل اتومبيل هاى خود متقبّل مى شوند، تمام بيكاران كشورشان را صاحب شغل كند. چه راست گفت اميرمؤمنان على (ع) كه:
«ما رأيت نعمة موفورة إلا وبجانبها حق مضيَّع»
«نعمت فراوانى را نديدم مگر اينكه در كنار فراهم آمدنش حقّى ضايع شده باشد.»
ب: بايد همواره جوياى حال همسايگان، خويشان وهمشهريان باشيم تا اگر به گرسنه اى در ميان آنها برخورد كرديم، بى درنگ سيركردن وى را در رأس امور قرار دهيم.
ج: دولتها بايد اقتصاد خود را در جهت از ميان بردن فقر وگرسنگى، كاستن از شكاف طبقاتى به وجود آمده در ميان اقشار جامعه وهمبستگى اجتماعى سوق دهند.
د: از آنجا كه انسانها افراد يك خانواده بزرگ اجتماعى را تشكيل مى دهند و در جهان هم مناطق محروم ومصيبت زده فراوانى نيازمند كمكهاى غذايى همنوعان خود هستند، بر همه لازم است كمك به مردم چنين مناطقى را مورد اهتمام قرار داده وبه گونه هاى مختلف در كمك رسانى به آنها سهيم شود وبه سازمانهاى بشر دوستانه اى كه امروزه فعاليت مى كنند «همچون سازمان جهانى صليب سرخ وهلال احمر» اكتفا نكنند، چه اين سازمانها تا كنون نتوانسته اند خلاء فزاينده موجود در امر كمك رسانى به چنين مناطقى را به خوبى پركنند.
ه-: كارگزاران جهان اسلام بايد در سرزمينهاى خود مجدّانه به دنبال ايجاد امنيت غذايى باشند، زيرا تأمين غذا از ضروريات اوليه زندگى است، وسهل انگارى در آن خطرى بزرگ را متوجّه حيات بشرى ودر پى آن امنيت واستقلال جوامع خواهد كرد.
2- اصل حلّيت غذاها
خداى متعال مى فرمايد:
قُلْ لَا أَجِدُ فِى مَا أُوحِىَ إِلَىَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَ لَا عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ «انعام، 145».
«بگو:" در آنچه بر من وحى شده، هيچ غذاى حرامى نمى يابم، به جز اينكه مردار باشد، يا خونى كه «از بدن حيوان» بيرون ريخته، يا گوشت خوك- كه اينها همه پليدند- يا حيوانى كه به گناه، هنگام سربريدن، نام غير خدا «/ نام بتها» بر آن برده شده است." اما كسى كه مضطر «به خوردن اين محرمات» شود، بى آنكه خواهان لذت باشد يا زياده روى كند «گناهى بر او نيست»، زيرا پروردگارت، آمرزنده ومهربان است.»
رهيافت وحى:
شريعت اسلام، شريعتى سهل وآسان گير است، كه خداوند به وسيله آن خرد بشرى را از زنجيرهاى دست وپاگير رهايى بخشيده ومردم را از قيد وبندها آزاد ساخته، وآزادگى فطرى را به ايشان باز گردانيده است. يكى از نمودهاى آسانى شريعت، اصل حلّيت است كه بر مبناى آن هر چيزى تا زمانى كه نصّ قاطعى در حرمتش وارد نشده باشد، حلال قلمداد مى شود واصل طهارت كه بنا بر آن هر چيزى تا نجاستش به دليلى آشكار ثابت نشده باشد، طاهر وپاك محسوب مى شود. اصل حلّيت موادّ غذايى اى كه خداوند به ما ارزانى داشته، تا زمانى كه نصّ آشكارى در مورد آن وارد نشده باشد، اصلى بسيار سودمند است.
احكام:
1- خداوند اجازه داده تا انسان هر آنچه را كه روى زمين وجود دارد مورد استفاده خود قرار دهد وانسانها نمى توانند استفاده از آنها را برخود يا ديگران حرام كنند وحركت وفعّاليت بشرى را اسير قيد وبند سازند.
2- هر غذاى پاكيزه اى، حلال است. در واقع دين، تنها آنچه را كه در نصوص ومتون ويژه تعيين شده يا بدان اشاره شده، حرام مى شمرد.
3- خداوند متعال، تنها خوردنيهايى را كه در آيات قرآن حرام شمرده شده اند، حرام كرده وبه جز آنها، تمام خوراكيها حلال وپاكيزه اند. واگر در احاديث وسنّت، خوردن برخى چيزها حرام دانسته شده، اين حرمت، حرمتى تنزيهى است، نه تشريعى. به عبارت ديگر از حرمت در اينجا كراهت استفاده مى شود نه حرمت، البته فقها در اين نكته با يكديگر اختلاف نظر دارند.
اكنون به تشريح اين بينشهاى سه گانه مى پردازيم:
الف- بهره بردارى از آنچه در زمين قرار دارد
خداى متعال مى فرمايد:
الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجاً مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى «طه، 53».
«همان خداوندى كه زمين را براى شما محل آسايش قرار داد، وراه هايى در آن ايجاد كرد، واز آسمان، آبى فرستاد كه با آن، انواع گوناگون گياهان را «از خاك تيره» برآورديم».
رهيافت وحى:
هر كسى حق دارد از نعمتهايى كه خداوند متعال در زمين براى انسان فراهم آورده، بهره بردارى كند وبه هر راهى كه خداوند بدون تفاوت گذاشتن ميان افراد بشر، براى انسانها قرار داده، برود وآزادانه از آنچه در دل زمين يا روى آن قرار دارد يا در زمين به بندگان روزى داده، استفاده كند، همچنانكه انرژى به دست آمده از آتش نيز متعلّق به تمام بشريت است.
احكام:
1- جايز نيست دولت، جامعه، گروه، دسته يا شخصى از افراد بشر مانع بهره مندى مردم از نعمتهاى زمين، شامل زمينهاى كشاورزى، آبهاى روان، چراگاهها يا معادن آشكار وپنهان زمين شود.
2- مردم مى توانند هر قدر كه مى خواهند از منافع زمين بهره مند شوند، بدان شرط كه ديگران را از اين منافع محروم نسازند، زيرا منافع خدادادى زمين متعلّق به گروه خاصّى نيست، بلكه متعلق به همه است.
3- جامعه مى تواند براى سامان بخشى به امر بهره مندى از منابع طبيعى، قوانينى را وضع كند، به شرطى كه در اين قوانين حق هيچكس به دليل تأمين منافع خاص ديگران، ضايع نشود. در واقع بايد در وضع چنين قوانينى به مقدار ضرورت بسنده كرد، چرا كه ايجاد اخلال در آزاديهاى بنيادين انسان تنها به اندازه ضرورت، جايز است.
4- جايز نيست راههاى حركت انسانها در زمين را چه با اهداف اقتصادى «همچون تجارت وسرمايه گذارى كشاورزى وصنعتى» صورت گيرد، چه به قصد سياحت، آموزش يا هدايت شدن، بر روى ايشان بست، مگر در مواقعى كه ضرورتى بسيار مهم در بين باشد.
ب- روزى حلال وپاكيزه
خداى متعال مى فرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ «بقره، 172».
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد از نعمتهاى پاكيزه اى كه به شما روزى داده ايم، بخوريد وشكر خدا را به جا آوريد، اگر او را پرستش مى كنيد».
رهيافت وحى:
آيات كريمه قرآن به ما دستور مى دهند تا از روزى حلال وپاكيزه خداوند بخوريم واز پليديها دورى گزينيم.