آن ساكن نمىباشد محسوب مىگردد؟ آيا زنى كه هنوز عروسى نكرده و به خانهى شوهر براى زندگى نرفته، اگر به وطن شوهر براى ديدن او برود، تابع شوهر محسوب مىگردد؟
خوئى (قدس سرّه): وطن شوهر اثرى براى زن در موارد ذكر شده در سؤال ندارد، بلكه در فرض و سؤال آخر قطعاً اثرى ندارد و زن بايد نماز را شكسته بخواند.
سؤال (241) آيا زن در محل زندگى شوهر تابع شوهر محسوب مىشود و اگر زن به وطن شوهر مسافرت كرده و قصد 10 روز نكند و داراى منزل مسكونى و ملكى هم در وطن شوهر نباشد، به عنوان مثال اگر زنى كه وطن او بيروت بوده و به وطن شوهرش كه در بقاع مىباشد، مىرود و مدت 5 روز مىماند، آيا نمازش در بقاع شكسته است يا تمام؟ آيا مىتواند در بقاع روزه بگيرد؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مورد سؤال، زن تابع شوهر نبوده و بايد نمازش را در صورت عدم قصد ده روز شكسته بخواند و سكونت زن در شهر شوهر به مدت شش ماه فايدهاى در تحقق وطن شرعى ندارد، بلكه بايد زن شش ماه پى در پى در ملك شخصى خودش سكونت داشته باشد.
تبريزى (قدس سرّه): در فرض سؤال اگر قصد اقامت ده روز در وطن شوهر نمايد نمازش تمام است و در غير اين صورت نمازش شكسته مىباشد.
سؤال (242) زنى كه از وطن خود به منطقهى ديگرى مهاجرت نموده است و قبل از ازدواج در يكى از شهرهاى آن منطقه زندگى كرده، سپس بعد از ازدواج به اتفاق شوهرش در شهر ديگرى ساكن گرديده است، آيا بايد در هر دو شهر نماز را تمام بخواند با توجه به اينكه اين زن قصد اقامت دايم در شهر دوم را نداشته و قصد دارد در صورت امكان با شوهرش دوباره به وطن
قبلى رجوع نمايند؟
بسمه تعالى: اگر اطمينان داشته كه در شهر دوم مدت مديدى مثل ده سال يا بيشتر مىماند، وظيفهى او تمام خواندن نماز در هر دو شهر مىباشد، والله العالم.
قضاى نماز
سؤال (243) دخترى كه مدتها در سجدهى نماز روى دست را به زمين مىگذاشته و اعتقاد داشته كه اين شكل از سجده صحيح مىباشد، البته اين كار در حالى بوده كه وقت نماز تنگ و در مقام تقيه هم نبوده است، آيا اين دختر بايد نمازهايى را كه به اين شكل خوانده، قضا كند؟
بسمه تعالى: بايد بنابر احتياط همهى نمازهايى را كه به اين شكل خوانده، قضا نمايد و اين اخلال به شرط سجود بوده، نه به خود سجده، به همين جهت بايد اين احتياط را انجام داده و مراعات كند، والله العالم.
سؤال (244) يكى از خواهران مدت ده سال بعد از سن تكليف نماز نخوانده است با توجه به اينكه مىدانسته نماز واجب است و الآن مىخواهد نمازهايش را قضا نمايد، ولى كيفيت قضاى آنها و مقدار واجب را نمىداند، به چه شكلى بايد آنها را قضا نمايد؟
بسمه تعالى: بايد آنچه از نمازهايى را كه نخوانده قضا نموده و اگر مقدار آن را نمىداند بقدر متيقن اكتفا كند، والله العالم.
سؤال (245) يكى از خواهران مؤمنه مقدار نمازهايى را كه نخوانده، نمىداند. آيا مىتواند مدتى نماز قضا بخواند تا اطمينان به خوانده شدن همهى آنها پيدا كند؟
بسمه تعالى: اگر عدد نمازهايى را كه نخوانده نمىداند، بايد آنچه را كه يقين به نخواندن آنها دارد، قضا نمايد، والله العالم.
سؤال (246) من دخترى هستم كه 16 سال از عمر من مىگذرد براى من سؤالاتى پيش مىآيد كه خجالت مىكشم از خانوادهام بپرسم و تا به حال مواظبت چندانى نسبت به نمازهاى واجب خود نداشتهام، اكنون مىخواهم بدانم كه چگونه بايد اين نمازها را قضا نموده و چه كار كنم كه ديگر در نزد خدا مسئول نباشم؟
بسمه تعالى: بايد نمازهايى را كه يقين دارى از تو فوت شده و نخواندهاى، قضا نمايى و آنچه را كه شك در فوت شدن آن دارى، لازم نيست قضا نمائى، والله العالم.
سؤال (247) وظيفهى دخترى كه بالغ شده، ولى احكام وضو و نماز را به شكل صحيح ياد نگرفته است و به همين جهت نمازهاى خود را باطل خوانده چيست، آيا واجب است كه آنها را اعاده كند؟ و اگر واجب است به چه كيفيت بايد قضا نمايد؟ آيا نسبت به روزه و يا غير آن تخفيفى وجود دارد؟
بسمه تعالى: اگر نمازى كه خوانده باطل بوده، هرچند به خاطر باطل بودن وضوى آن، بايد آن نمازها را قضا نموده، هرچند به شكل تدريجى، و بايد احكامى كه به آنها مبتلا مىشود، كه از همهى آنها مهمتر احكام نماز، وضو و غسل مىباشد، ياد بگيرد. اما روزهى او اگر باطل بوده، بايد قضا نموده، ولى كفاره ندارد، والله العالم.
سؤال (248) آيا دختر باكره بايد قضاى نماز پدرش را در صورت مرگ او قضا نمايد و چرا اين حكم در مادر، در صورت مرگ او نمىباشد؟
بسمه تعالى: بر دختر واجب نيست كه نمازهاى قضاى پدر و يا مادر را در صورت مرگ آنان قضا نمايد، بلكه وجوب قضا بر عهدهى پسر بزرگ آن
پدر مىباشد كه بايد نمازهاى قضا شدهى پدر را و همچنين روزههاى فوت شدهى او را، هرچند پدر از روى عمد نگرفته باشد يا اينكه به شكل باطل اتيان نموده باشد، قضا نمايد و فرق بين پدر و مادر وجود روايات مىباشد، البته دختر اگرچه وظيفه و تكليفى دربارهى قضاى روزه و يا نماز پدر ندارد، ولى اگر نماز پدر را قضا نمود، كار مستحبى انجام داده است، والله العالم.
سؤال (249) من به مدت سه روز در بيمارستانى در شهر دمام به علت بيمارى بسترى بودم و در اين فاصله زمانى موفق به خواندن نماز نشدم و بعد از سه روز مرخص شده و به شهر خودم احساء رجوع نمودم، آيا در احساء نمازهايم را به شكل تمام قضا كنم يا شكسته؟
بسمه تعالى: نمازت را بايد در صورتى كه بين دمام و احساء مسافت شرعيه وجود دارد، شكسته قضا نمايى، والله العالم.
سؤال (250) وظيفهى كسى كه مقدارى از نماز او فوت شده و آنها را نخوانده است، چيست؟ اين شخص چگونه بايد آنها را قضا نمايد؟ و در چه زمانى قضا واجب است؟
بسمه تعالى: بايد آن مقدار از نمازهايى را كه يقين دارد آن مقدار را نخوانده، قضا كند و قضا نمودن مقدارى كه شك در نخواندن آن دارد، لازم نمىباشد. البته وجوب قضاى نمازهايى را كه نخوانده، موسع (زماندار) مىباشد، ولى بايد تاخير به اندازهاى نيندازد كه مستلزم اهمال و سهل انگارى در امر نماز باشد، والله العالم.
احكام روزه
روزهى دختران در اوايل بلوغ
روزهى زن باردار و شيرده
مبطلات روزه
احكام روزهى حايض و مستحاضه
قضاى روزه
مسايل متفرقهى روزه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
روزهى دختران در اوايل بلوغ
سؤال (251) زن با كامل شدن 9 سال هجرى، بالغ مىشود، ولى غالب موارد در اين سن دختران جاهل به احكام شرعيه بوده، به همين جهت بعضى اوقات روزه را ترك نموده تا اينكه علم به حكم شرعى پيدا نموده و يا اينكه درك لازم براى انجام روزه را پيدا نمايند. آيا در صورت ترك روزه در موارد ذكر شده، كفاره لازم مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): اگر مىدانسته كه روزه واجب است، ولى علم به وجوب كفاره نداشته باشند، هم قضا و هم كفاره هر دو واجب مىشود، ولى اگر علم به وجوب روزه ندارند و نمىدانند كه روزه بر آنها واجب است، بلكه در بعضى موارد آن را واجب نمىدانند، در اين مورد فقط بايد قضا نموده و كفاره بر آنان واجب نمىباشد.
سؤال (252) دختر بچهاى كه در اوايل تكليف به جهت شدّت تشنگى آب مىنوشيده است، البته واضح است كه خوردن آب روزه را باطل مىكند، آيا كفاره هم بر او واجب مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): اگر اعتقاد داشته كه نوشيدن آب براى او جايز بوده و موجب باطل شدن روزهاش نبوده است، فقط بايد روزههايى را كه به اين شكل گرفته، قضا نمايد، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): اگر اعتقاد داشته و يا اينكه احتمال مىداده كه خوردن آب براى او جايز مىباشد، فقط قضا واجب بوده و كفاره ندارد.
سؤال (253) اگر دختر در سن 10 سالگى داخل شده و از روزه گرفتن عاجز بوده و توان آن را ندارد، آيا قضاى اين موارد واجب مىباشد و يا اينكه بايد فديه بدهد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر در سالى كه روزه را در آن افطار كرده، تا رمضان ديگر نتواند قضا نمايد و توان آن را نداشته باشد، بايد براى هر روز فديه بدهد و در صورتى كه بعد از گذشت رمضان تا سال آينده توان روزه گرفتن داشته باشد، بايد قضا نمايد.
سؤال (254) اين سؤال زياد مطرح مىشود كه در بسيارى موارد دخترهايى كه در اوايل بلوغ بايد روزه بگيرند به جهت جهل به مسايل شرعى و عدم فهم صحيح از تكليف روزه را مىخورند و گاهى موارد به خاطر پيشنهاد و اجبار والدين خود، روزهها را مىخورند، آيا در اين موارد كفاره بر آنها لازم مىباشد يا فقط قضا لازم است؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مسئله فقط قضا لازم است و كفاره لازم نمىباشد، والله العالم.
سؤال (255) بسيارى از دختران در ابتداى بلوغ بدن آنان ضعيف بوده، خانوادهى آنان به جهت مهربانى و دلسوزى آنان را از روزه منع مىكنند و اگر افطار نكنند، مورد اذيت خانواده واقع مىشوند، آيا اين موضوع مجوّز افطار براى اين دختران مىشود؟
بسمه تعالى: اگر اين دختران قدرت و توان روزه گرفتن را ندارند و يا اينكه روزه براى آنان حرجى و مشكل مىباشد، روزه واجب نبوده، ولى بعداً