بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 136

توان پرداخت اجرت محرم را نداشته باشد و يا محرمى نداشته باشد، حج بر او واجب نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (298) شوهر من در هنگام عقد ازدواج به من وعده داده كه مرا به حج ببرد، آيا حج بر ذمه‌ى من آمده است؟

بسمه تعالى: مجرد وعده‌ى شوهر براى زن استطاعت نمى‌آورد، بله اگر شوهر اين عمل را در ضمن عقد بر خود شرط نموده و به آن ملتزم شود و وفاء نمايد، هر چند بعد از آنى كه زن از او طلب كند، در اين هنگام حج بر زن واجب مى‌شود، والله العالم.

سؤال (299) در صورتى كه شوهر هزينه را براى همسرش پرداخت مى‌كند، ولى بعد از انجام حج زن را مورد منت و تحقير و توهين خود قرار مى‌دهد، آيا قبول بذل شوهر در اين فرض واجب است؟

بسمه تعالى: در فرض مسأله اگر واقعاً شوهر بعد از بذل زن را مورد تحقير و توهين قرار داده و اين امر بر اثر توهمات و خيالات زن نباشد، قبول بذل واجب نمى‌باشد، والله العالم.

حكم فروش زيورآلات براى حج‌

سؤال (300) من زنى هستم كه مقدارى جواهرات گران قيمت دارم و مى‌توانم آن‌ها را به مقدارى كمتر از قيمت فعلى آن فروخته و هزينه‌ى حج خويش را تهيه كنم، آيا در اين صورت من مستطيع محسوب مى‌شوم؟

بسمه تعالى: حج بر شما واجب مى‌شود مادامى كه در حرج و مشقت نيفتيد، والله العالم.

سؤال (301) در صورتى كه زن داراى مقدارى طلا و جواهرات مى‌باشد كه در شأن‌


صفحه 137

او مى‌باشد، و اگر آنان را فروخته و به حج برود، مشكلى براى او پيدا نشده و سختى براى او ندارد، آيا حج بر او واجب مى‌شود؟

و آيا در صورتى كه زن در حال حاضر داراى جواهرات نمى‌باشد، ولى پولى كه بتواند با آن طلاى در شأن خود را بخرد، دارد و اگر از طلا هم استفاده نكرده و يا اصلًا طلايى نخرد، محذورى براى او نداشته و مشقتى ندارد، آيا در اين فرض زن واجب الحج مى‌شود؟

بسمه تعالى: در هر دو مورد سؤال واجب است كه آنچه را كه بمقدار هزينه‌ى حج مى‌شود صرف حج نمايد، در صورتى كه فروختن طلا و صرف پول آن براى حج موجب سختى و حرج براى زن نباشد، والله العالم.

تحقق استطاعت به قبول مهريه‌

سؤال (302) در صورتى كه زمان پرداخت مهريه‌ى زن منوط به توانايى شوهر به پرداخت آن باشد و اكنون بعد از مدتى توان پرداخت مهريه را پيدا نموده است و در صدد پرداخت آن به همسرش مى‌باشد، آيا با قبول مهريه زن مستطيع مى‌شود؟

بسمه تعالى: زنى كه توانائى گرفتن مهر را از شوهر دارد و مقدار مهر هم براى مصارف حج كفايت مى‌كند، مستطيع بوده و بايد به حج برود، والله العالم.

سؤال (303) در فرض مسئله‌ى گذشته، آيا بر زن واجب است كه مهر خود را طلب نموده تا مستطيع گردد؟

بسمه تعالى: اگر مهر زمان‌دار باشد، مطالبه‌ى آن قبل از رسيدن زمان آن در صورتى كه شوهر در پرداخت آن معذور باشد، جايز نيست، والله العالم.

سؤال (304) در صورتى كه مهريه‌ى زن، همه‌ى آن يا بعضى از آن وافى در مصارف‌


صفحه 138

حج او باشد، آيا واجب است كه از شوهرش مطالبه‌ى مهر نمايد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه مطالبه‌ى مهر موجب مشقت و سختى بر شوهر نبوده و يا موجب اختلاف بين آن دو نباشد، مطالبه‌ى مهر واجب است.

سؤال (305) معناى كلمه حَرَج كه بخاطر آن زن مى‌تواند حج را ترك كند، چيست؟ با توجه به اينكه زن مهريه را از شوهرش دريافت نموده ولى گفته مى‌شود كه حج براى او حرج دارد و اين زن اكنون مى‌خواهد از مهريه‌اش مقدارى طلا تهيه نمايد؟

بسمه تعالى: حرج يعنى سختى و مشقتى كه نوعاً مردم و زنان مثل اين زن آن را تحمل نمى‌كنند، والله العالم.

سؤال (306) شوهر من داراى بدهى زيادى است و مى‌خواهد مهريه‌ى مرا صرف اداى قرض‌هاى خود نمايد و از جهت ديگر من مى‌ترسم اگر مهريه‌ام را صرف سفر حج نمايم، مرا طلاق دهد، آيا با توجه به آنچه گفته شد، من مستطيع مى‌باشم؟

بسمه تعالى: پرداخت قرض شوهر بر شما واجب نمى‌باشد، ولى اگر صرف مهريه براى حج موجب اختلاف و نزاع خانوادگى بين شما و شوهرت مى‌شود، تا زمانى كه اين مسئله وجود دارد حج بر شما واجب نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (307) در زمانى كه من ازدواج نمودم، مهريه‌ام به دست من رسيد و مى‌توانستم با آن به سفر حج بروم، ولى شوهرم از اين امر جلوگيرى نمود و اكنون هم مصارف و هزينه‌ى حج بالا رفته و با آن مهر نمى‌توانم سفر حج بروم، آيا حج بر ذمه و گردن من مستقر گرديده است؟

بسمه تعالى: در اين فرض اگر در آن زمان صرف مهريه در حج موجب اختلاف‌


صفحه 139

بين شما و شوهرتان مى‌شده و موجب سختى و گرفتارى بر شما بوده، حج بر شما واجب نشده است، والله العالم.

سؤال (308) در عقد نامه‌ى ازدواج به حسب متعارف مبلغى فراوان نوشته مى‌شود كه زوج به زوجه بدهد، آيا با اين مبلغ استطاعت براى زن محقق مى‌شود؟

بسمه تعالى: در صورتى كه شوهر توان پرداخت آن مبلغ را دارد و مطالبه‌ى آن از شوهر باعث سختى و گرفتارى او نيست، استطاعت نسبت به زن محقق شده است و بنابر احتياط مهريه را به اندازه‌اى قرار دهند كه زن مبتلا به گناه ترك حج و شوهر مبتلا به گناه ترك اداى مهر نشود، والله العالم.

سؤال (309) آيا بر شوهرى كه مستطيع شده، واجب است كه مالى به همسرش بدهد تا او هم حج بجا آورد؟

بسمه تعالى: بر شوهر بخشيدن اين پول به زن واجب نمى‌باشد و اين پول جزء نفقه‌ى واجبه هم نيست، بله اين امر احسان به زن محسوب مى‌شود، والله العالم.

اجازه‌ى شوهر در وجوب حج‌

سؤال (310) من زنى هستم كه مستطيع مى‌باشم، ولى شوهرم اجازه‌ى رفتن به حج را نمى‌دهد، در اين صورت وظيفه‌ام چيست؟

بسمه تعالى: اجازه‌ى شوهر در اين مورد لازم نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (311) شوهرم مرد ثروتمندى است و مرا از عمل حج منع نموده و اجازه نمى‌دهد كه از اموال خودم هزينه‌ى حج را تهيه كنم، آيا اطاعت شوهر واجب است يا حج؟

بسمه تعالى: منع شوهر مانع از وجوب حج نمى‌شود، والله العالم.


صفحه 140

سؤال (312) اگر حج رفتن زن او را در معرض طلاق شوهرش قرار دهد و زندگى او را به مخاطره اندازد، آيا وجوب حج متوجه‌ى او مى‌شود؟

بسمه تعالى: در صورتى كه حج رفتن زن براى او اسباب گرفتارى و سختى شود، حج بر او واجب نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (313) شوهرى كه همسرش را به طلاق تهديد مى‌كند، و به او اجازه‌ى رفتن به حج و مراعات حجاب اسلامى را نمى‌دهد، آيا مخالفت شوهر در اين زمينه در صورتى كه او را به حرج اندازد، جايز مى‌باشد؟

بسمه تعالى: اگرچه وجوب حج به خاطر حرج و مشقت ساقط است، ولى مجرد تهديد شوهر بدون حرج و مشقت در رفع وجوب حج اثرى ندارد، اما راجع به ترك حجاب، زن مى‌تواند تا آنجا كه ممكن است در معرض ديد اجانب و نامحرمان حاضر نشود و به نحو كلى در مسأله‌ى حجاب اثرى در رفع وجوب حجاب از زن نداشته و او بايد هميشه در مواجه با نامحرمان حجاب شرعى را رعايت كند، والله العالم.

اجازه‌ى شوهر در حج مستحب‌

سؤال (314) اگر شوهر به همسرش اجازه‌ى سفر براى حج مستحب را داده و همسر به سفر حج رفته و به آن سرزمين مقدّس رسيده است، آيا شوهر مى‌تواند از اجازه‌ى خود برگشته و قبل از آنكه زن متلبس به احرام شود يا بعد از آن، اجازه‌ى خود را پس بگيرد؟

بسمه تعالى: اگر اين فرض قبل از تحقق احرام باشد و زن بتواند به وطن خود برگردد، بايد رجوع نمايد و اگر بعد از احرام بوده و يا قبل از آن، ولى زن توان رجوع به وطن خود را نداشته باشد، حج او صحيح مى‌باشد، والله العالم.


صفحه 141

سؤال (315) در صورتى كه شوهر از سفر حج زن (در صورتى كه حج مستحب باشد) نهى و منع نمايد و زن توجهى به آن نكرده و به حج رفته است، اين حج صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه سفر حج منافات با حق شوهر داشته باشد، حج او صحيح نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (316) آيا صحت حج مستحبى در صورتى كه منافاتى با حق شوهر نداشته باشد، مشروط به اذن او مى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه منافاتى با حق شوهر نداشته باشد، مثل موردى كه شوهرش با او همسفر باشد، حج مانعى ندارد، والله العالم.

احكام عمره‌

سؤال (317) بعضى از خواهران مؤمنه جهت اداى عمره‌ى مفرده سفر نموده و در سعى، گروهى را كه با آنان بوده، گم كرده است و هرچه جستجو نموده، آنان را پيدا نكرده و چون در حال سعى به طرف چپ و راست و پشت سر خود التفات داشته، گمان كرده است اين انحراف و التفات سعى او را باطل مى‌كند، به خاطر همين جهت نيت قطع عمل را كرده و به مروه بازگشته و براى انجام سعى مجدداً به صفا برگشته و بعد از مقدارى پياده روى شك كرده كه آيا شروع سعى را از محل صحيح آن انجام داده يا نه، دوباره نيت قطع عمل نموده است و براى بار دوم شروع نموده و در اين مرتبه سعى را صحيح انجام داده است، در آن سفر مجرد بوده و هنوز ازدواج نكرده و بعد از برگشت از حج ازدواج كرده است و هم اكنون مضطرب و پريشان مى‌باشد، آيا عمره‌ى او صحيح بوده، آيا اين ترديد در


صفحه 142

حال سعى و تكرار آن ضررى به عمره و به تبع، به عقد ازدواج او نمى‌زند؟

بسمه تعالى: در اين فرض عمره‌ى اين زن محكوم به صحت مى‌باشد و ازدواج بعد از اين عمره هم صحيح بوده و نيازى به عقد جديد نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (318) اگر زن جهت عمره‌ى مفرده احرام بسته، سپس مبتلا به حيض شده است و نتوانسته خودش اعمال را انجام دهد؛ زيرا قبل از انقطاع خون كاروان از حج برمى‌گشته است و توان گرفتن نايب براى طواف و نماز آن را هم نداشته، وظيفه‌ى اين زن بعد از رسيدن به وطن چيست؟

خوئى (قدس سرّه): بر احرام خود باقى مى‌ماند تا آنكه نايب بگيرد و نايب اعمالش را انجام بدهد، والله العالم.

سؤال (319) من زنى هستم كه عادت حيض من در هر ماه چهار روز مى‌باشد و بعد از روز چهارم غسل كردم و اقدام به انجام عمره نمودم روزى كه به ميقات جهت احرام رسيديم مصادف با روز چهارم گرديد ولى چون يقين به اتمام حيض نداشتم غسلى نكردم و فقط طبق آنچه كه از پدرم شنيده بودم اقدام به گرفتن وضو كرده و نيت اعمال نمودم و بعد از آنكه يقين به انقطاع و اتمام حيض نمودم غسل كرده و براى انجام اعمال عمره آماده شدم و بعد از آنكه طواف انجام دادم و مناسك عمره را در ظهر انجام دادم در خانه‌ى خدا بودم كه احساس كردم، از من مايعى خارج شد وقتى به منزل رجوع كردم ديدم كه مقدارى خون از ايام عادت حيضم خارج گرديده و اين امر خلاف عادت هميشگى من بود من اقدام به غسل نموده و عصر همان روز دوباره به مسجد الحرام برگشته ولى دوباره همان مايع‌


صفحه 143

خارج گرديد دوباره به منزل برگشته و غسل نمودم، آيا اين عمره من صحيح مى‌باشد. آيا واجبى به گردن من آمده است با توجه به اينكه من شوق فراوانى براى زيارت خانه‌ى خدا داشتم؟

بسمه تعالى: در صورتى كه مايع مشاهده شده بعد از عادت، قرمز رنگ بوده بايد بعد از خروج آن غسل كند و اعمال عمره را تكرار نمايد ولى اگر زرد رنگ بوده بايد اعمال مستحاضه را انجام دهد و اگر خونى بعد از طواف و نماز آن ديده، عملش صحيح مى‌باشد و بايد براى طواف نساء و نمازش غسل نمايد، والله العالم‌

سؤال (320) آيا زنى كه حايض مى‌باشد مى‌تواند براى عمره‌ى مفرده مستحب محرم شود، با توجه به آنكه مى‌داند تا زمان طهارت در مكه نمى‌ماند و مضطر به استنابه مى‌شود؟

بسمه تعالى: احرام حايض جهت عمره‌ى مستحبى مانعى ندارد و در صورتى كه تمكّن از اداى طواف عمره و طواف نساء و نمازش را ندارد، براى آنان نايب بگيرد، والله العالم.

سؤال (321) نقل مى‌كنند كه جنابعالى فتواى به جواز احرام شخص حايض در صورتى كه مى‌داند توانايى انجام اعمال را ندارد، داده‌ايد. اين مسئله محل ابتلاء بسيارى از مكلفين مى‌باشد، لطفاً دليل اين فتوى را بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: اشكالى ندارد كه حايض جهت عمره‌ى مفرده احرام ببندد، با آنكه مى‌داند توانايى اتمام اعمال را ندارد؛ زيرا متمكّن از نايب گرفتن طواف و نماز مى‌باشد و در نتيجه تمكّن از عمره‌ى مفرده دارد، چنانچه اطلاق ادله‌ى نيابت شامل اين مورد مى‌شود، والله العالم.

سؤال (322) بعضى از كسانى كه عمره انجام مى‌داده‌اند گمان مى‌كردند كه تقصير