بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 217

خواسته‌ى شوهر اطاعت نكرده و در خواست زندگى با شوهرش در منطقه‌ى كارى همسر را داشته باشد؟

بسمه تعالى: اگر زندگى زن و فرزندان در محل ديگر موجب حرج و سختى براى زن باشد، شوهر حق اجبار او را در انتقال مسكن ندارد، والله العالم.

سؤال (520) يكى از حقوق زن بر مرد تهيه‌ى مسكن براى زن مى‌باشد. اگر مرد براى زن اتاقى را در يك خانه‌ى اشتراكى تهيه نمايد، اين حق اداء شده با توجه به اينكه در اين زمان تهيه‌ى مسكن مستقل براى زن متعارف مى‌باشد؟

بسمه تعالى: اگر شوهر منزل مستقلى نداشته، سزاوار است كه زن مؤمنه‌ى او در اين مورد صبر نموده و مشكلات را تحمل كند، خداوند در قرآن كريم مى‌فرمايد: (و من قدر عليه رزقه فلينفق مما آتاه الله)، والله العالم.

نفقه‌ى خويشاوندان‌

سؤال (521) آيا نفقه‌ى مادر بر دخترى كه داراى مال مى‌باشد، واجب است؟ با توجه به اينكه مادر فرزند پسر هم دارد، ولى به خاطر مسافرت، فعلًا فرزند پسر در نزد مادر نبوده و توان پرداخت نفقه را ندارد، آيا نفقه‌ى واجب شامل مخارج پرستار و كسى كه مادر را به دستشويى و حمام مى‌برد، هم مى‌شود؟

بسمه تعالى: انفاق بر مادر در صورتى كه مادر داراى مال و ثروتى كه بتواند با آن زندگى كند نمى‌باشد، واجب است و اگر فرزند پسر اقدام به انفاق نكند، اين امر به دختر واجب مى‌شود و در صورتى كه مادر بدون پرستار در زحمت و مشقت و حرج مى‌افتد، هزينه و حقوق پرستار هم جزء


صفحه 218

نفقه‌ى واجب محسوب مى‌گردد، والله العالم.

سؤال (522) آيا نفقه دادن بر پدر بزرگ و مادربزرگ واجب است؟ آيا در صورتى كه پدر و مادر قدرت بر كسب و تحصيل مال داشته باشند، هم وجوب انفاق ثابت است؟

بسمه تعالى: در صورتى كه داراى نفقه نباشند، در صورت امكان بر فرزند واجب است كه نفقه‌ى آن‌ها را بدهد و بنابر احتياط در صورتى كه قدرت بر اكتساب و تحصيل مال هم داشته، ولى فعلًا مالى ندارند هم وجوب انفاق ثابت است.

سؤال (523) آيا نفقه‌ى زوجه مقدم بر نفقه‌ى پدر و مادر است؟ كسى كه عمداً نفقه‌ى زوجه‌ى خود را بر نفقه‌ى پدر و مادر مقدم مى‌سازد، چه حكمى دارد؟

بسمه تعالى: نفقه‌ى زوجه و همسر مقدم بر نفقه‌ى پدر و مادر مى‌باشد و اگر نفقه‌ى پدر و مادر را مقدم كرد بر نفقه‌ى زوجه‌ى خود، نفقه را به او بدهكار مى‌شود، والله العالم.

سؤال (524) مردى كه همسرش را طلاق داده و داراى يك دختر از آن زن مى‌باشد، محكمه‌ى قضايى حكم نموده كه بايد نفقه‌ى بچه را به مادر بچه پرداخت نمايد و هر ماه 20 دينار جهت نفقه تعيين گرديده، ولى هر وقت مرد نفقه‌ى بچه را مى‌فرستد زن از قبول آن ممانعت كرده و آن را رد مى‌كند، ولى فعلًا به محكمه مراجعه كرده و مى‌گويد شوهرش به مدت دو سال است كه نفقه‌ى بچه را پرداخت ننموده است. آيا واجب است كه نفقه اين دو سال را به مادر بچه بدهد يا آنكه آن را نگه داشته و بعد از بزرگ شدن دختر آن را پرداخت كند؟


صفحه 219

بسمه تعالى: اگر پدر به مادر امر نموده كه نفقه‌ى دختر را بدهد، آنچه كه مادر در نفقه‌ى دختر خرج كرده، شوهر به آن مبلغ ضامن است، ولى اگر نفقه‌اى كه مادر براى بچه داده، بدون درخواست شوهر بوده و زن هم از قبول نفقه خوددارى نموده و خودش نفقه را داده است، در اين مورد شوهر ضمانى نسبت به نفقه‌ى دو سال گذشته نداشته و بايد نفقه‌ى فعلى بچه را پرداخت نمايد، والله العالم.

سؤال (525) در صورتى كه فرزند بالغ شود، چند احتمال تصور مى‌شود؟ پدر اين فرزند يا ثروتمند بوده و يا از جهت مالى متوسط است يا فقير و همچنين فرزند يا ثروتمند است يا متوسط يا فقير. آيا در صورتى كه فرزند نياز به ازدواج داشته و توان تأمين هزينه‌ى آن را نداشته باشد، بر پدر واجب است هزينه‌ى ازدواج را پرداخت كند؟

بسمه تعالى: در صورتى كه فرزند نياز به ازدواج دارد و توان تأمين مخارج آن را نداشته و فقير مى‌باشد، سزاوار است كه پدر براى جلوگيرى او از حرام براى او اسباب ازدواج را تهيه نمايد، ولى خرج ازدواج فرزند از نفقه‌ى واجبه بر پدر نمى‌باشد، والله العالم.

ازدواج مرد زناكار با زنى كه با او زنا كرده‌

سؤال (526) الف- مرد و زنى كه بدون عقد شرعى با هم نزديكى كرده و داراى فرزند شده‌اند، ولى اكنون توبه نموده و مى‌خواهند صيغه‌ى عقد بخوانند، آيا اين عقد از جهت شرعى صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: بله مى‌تواند آن زن را به عقد خود در آورد، ولى بنابر احتياط قبل از عقد زن يك بار حيض ببيند و بعد از پاكى از آن، زن را عقد كند، والله العالم.


صفحه 220

ب- در صورتى كه زن جاهل به مسايل شرعى باشد، آيا واجب است كه به او بگويد، زن بايد عدّه نگه دارد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه زن به حكم شرعى جاهل باشد و نداند كه در صورت دخول بايد عدّه نگه دارد و عدّه او دو حيض كامل مى‌باشد، لازم است در صورت دخول به او، مسئله را به او بگويد، والله العالم.

سؤال (527) آيا زنى كه زنا داده، بر مرد زانى حرام مى‌شود؟ آيا مرد زناكار مى‌تواند با دختر زنى كه زنا داده، ازدواج نمايد و در اين حكم آيا زناى با محارم فرقى دارد؟

بسمه تعالى: ازدواج مرد زناكار با زنى كه زنا داده، مانعى ندارد، ولى در صورتى كه زنى كه زنا داده شوهر دار باشد، بنابر احتياط واجب نبايد با او ازدواج كند و بنابر احتياط مستحب با دختر او هم ازدواج ننمايد و در اين مسئله فرقى بين غريبه و فاميل و خويشان نمى‌باشد. ولى در صورتى كه با خاله‌اش زنا كرده، نمى‌تواند دخترش را عقد كند و همچنين اگر اين عمل را با عمه‌اش انجام داده است، بنابر احتياط واجب نمى‌تواند دختر او را به ازدواج خود در آورد، والله العالم.

ازدواج با زنى كه مشهور به زنا مى‌باشد

سؤال (528) آيا ازدواج با زنى كه از زنا باردار شده، جايز است؟ در صورتى كه حمل از مرد ديگرى باشد؟

بسمه تعالى: ازدواج با اين زن براى غير مردى كه با او زنا كرده، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (529) آيا ازدواج موقت با زنى كه مشهوره به زنا مى‌باشد، جايز است؟


صفحه 221

بسمه تعالى: بنابر احتياط از ازدواج با زنى كه مشهوره به زنا مى‌باشد، اجتناب شود، والله العالم.

سؤال (530) در بعضى از مسافرت‌هاى خارجى مجبور مى‌شويم كه در هتل‌ها و يا مسافرخانه‌ها سكنى گزيده و مستقر شويم. در اين اماكن برخى اوقات زن‌هايى به ساكنين هتل رجوع نموده و خود را به آنان عرضه مى‌كنند. آيا ازدواج موقت با اين زنان جايز است؟ با توجه اينكه، اين زن‌ها بعضى مسلمان و بعضى ديگر اهل كتاب مى‌باشند؟

بسمه تعالى: عقد موقت در زنى كه مشهوره‌ى به زنا مى‌باشد، چه مسلمان و چه اهل كتاب، مورد اشكال مى‌باشد و در غير اهل كتاب، ازدواج هرچند به شكل موقت باشد بلا اشكال جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (531) آيا زنى كه براى خود دوستى انتخاب نموده و به مدت چند سال با او ارتباط جنسى حرام دارد، مشهوره به زنا محسوب مى‌شود؟

بسمه تعالى: اگر به مدت چند سال عادت به زنا با يك نفر داشته و اين ارتباط معروف و شايع شده، مشهوره به زنا محسوب مى‌شود، والله العالم.

شرايط عقد

اشتراط صيغه در ازدواج‌

* نكاح و ازدواج معاطاتى‌

سؤال (532) در زمان ما در بعضى از محافل راجع به ازدواج معاطاتى (ازدواج بدون خواندن عقد و صيغه) كه به آن ازدواج مدنى مى‌گويند، صحبت مى‌شود. نظر مبارك را راجع به اين نوع ازدواج بيان فرموده و در صورت


صفحه 222

امكان دليل هركدام از دو قول بطلان و صحت را بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: نكاح معاطاتى باطل است و دليل بر اين حكم علاوه بر مخالفت اين امر با ارتكازات قطعيه متشرعه، رواياتى است كه در آن تصريح به اعتبار ايجاب و قبول لفظى شده؛ مثل اينكه مرد بايد الفاظ خاصّى را گفته و زن در صورتى كه با لفظ ايجاب، مرد را قبول كرده، زوجه و همسر او مى‌شود و در بعضى از روايات معتبره اين دعا وارد شده: (خداوندا! به كلمات تو من اين زن را بر خود حلال نمودم) كه اين تعبير ظاهر در اعتبار قول و لفظ مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (533) من به لطف خدا مسلمان شده و گرايش به مذهب عالى اهل بيت (عليهم السلام) پيدا نمودم و الآن به عنوان يك شخص شيعه به ترويج مكتب اهل بيت (عليهم السلام) مشغولم، ولى پدر و مادر من مسيحى بوده و قبل از اينكه ازدواج متعارف بين اهل كتاب داشته باشند با هم سابقه‌ى رفاقت داشته‌اند و من بر اثر ارتباط جنسى آن دو قبل از ايجاد عقد ازدواج متولد شده‌ام. اكنون اين سؤال مطرح است كه آيا مى‌توانم به عنوان يك مبلّغ امام جماعت شوم؟ آيا تصريح به قول و يا لفظ در ازدواج به نظر شما اعتبار دارد؟ با توجه به اينكه بعضى از علماء نكاح معاطاتى را صحيح دانسته و بعضى ديگر حلال‌زاده بودن امام جماعت را شرط صحت جماعت نمى‌دانند؟

بسمه تعالى: ازدواج معاطاتى صحيح نمى‌باشد و مراد از نكاح معاطاتى انشاء و اعتبار زوجيت مى‌باشد به سبب انجام دادن كارى كه دلالت بر آن داشته باشد، بدون آنكه زوجين از الفاظ مخصوصه استفاده كنند و آنچه در سؤال ذكر شده، ربطى به ازدواج معاطاتى ندارد؛ زيرا در فرض سؤال زن و مرد قبل از ايجاد عقد ازدواج بدون قصد ازدواج با هم ارتباط داشته‌اند


صفحه 223

و اين امر ربطى به ازدواج معاطاتى ندارد. اما شرط حلال زاده بودن امام جماعت يك حكم شرعى است مانند شروط ديگر امام جماعت و اين امر ربطى به عدالت و تقوى و پاكى شما ندارد. شما سعى نماييد كه از راه‌هاى ديگر غير از امام جماعت شدن به مذهب خدمت كنيد. شما سعى نماييد با تبليغ بين دوستان و جوانان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) را ترويج نموده و چنانچه در روايت وارد شده، اگر خداوند يك نفر را به دست شما هدايت كند، ارزش آن براى شما بهتر و بالاتر از آنچه خورشيد بر او تابيده، مى‌باشد. تبليغ شما ثوابش كمتر از امامت در جماعت نمى‌باشد. از خداوند مى‌خواهيم كه به شما توفيق عنايت كرده و به شما رزق واسع مرحمت نمايد، زيرا كه او ارحم الراحمين است.

* صيغه‌ى عقد

سؤال (534) آيا واجب است كه در هنگام خواندن عقد كه در رساله‌هاى عمليه ذكر شده، فقط به يك لفظ واحد اكتفا نمود يا اينكه مى‌توان الفاظ را تغيير داده و يا در بعضى از الفاظ تقديم و يا تأخير انجام داد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه تغيير در حركات كلمه بوده و يا تقديم و تأخير تغييرى در معنى ايجاد نكند، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (535) منظور از كلمه (بلافصل) كه در احكام عقد و كيفيت اجراء صيغه به ايجاب و قبول لفظى گفته شده، چيست؟

بسمه تعالى: يعنى نبايد بين ايجاب و قبول به اندازه‌اى طولانى فاصله شود كه اتصال عقد بهم بخورد، والله العالم.

سؤال (536) خانمى كه شخصى به او گفته، آيا حاضرى با فلان مرد ازدواج كنى تا تو را به عقد او در آورم، او جواب مثبت داده و سپس بعد از مدتى به او


صفحه 224

خبر داده كه عقد جارى گرديده است، ولى اكنون متوجه شده شخصى كه واسطه بوده و عقد را جارى كرده، سنّى بوده است و اين خانم نمى‌داند كه مخالفين چگونه عقد مى‌خوانند و عقد به چه كيفيتى خوانده شده است و مشكل اساسى اين خانم اين است كه بعد از مدتى مرد اول او را رها كرده و اين زن با مرد دومى ازدواج كرده است، اكنون وظيفه‌ى اين خانم چيست؟

بسمه تعالى: اگر محرز شود كه عقد با مرد اول واقع شده و يا اينكه وكيل مرد اول خبر دهد كه عقد را بعد از رضايت زن خوانده است و زن قبل از طلاق و يا بعد از آن و در زمان عدّه به ازدواج مرد دوم در آمده، عقد دوم باطل و اين زن براى مرد دوم حرام ابدى مى‌شود، ولى اگر وقوع عقد اول محرز نباشد مثل اينكه مرد اول بگويد عقد تمام شده و زن هم به قول او اعتماد نكند عقد دوم صحيح مى‌باشد و مجرد گفته‌ى مرد اول عقد را ثابت نمى‌كند، ولى اگر وكيل او خبر دهد كه عقد را خوانده‌ام و يا اينكه زن بداند و يا اطمينان كند كه مرد اول دروغ نگفته و عقد واقع شده است، تحقق عقد اول محرز مى‌شود و احكامى كه گفته شد جارى مى‌شود، والله العالم.

سؤال (537) آيا شخص جنب مى‌تواند صيغه‌ى عقد را جارى كند؟

بسمه تعالى: جايز است، والله العالم.

سؤال (538) آيا در عقد ازدواج فقط دو كلمه «زوّجتك وقبلت التزويج» بايد عربى باشد و آيا اگر كلمات ديگر مثل تعيين مهر و يا زمان عقد به زبان ديگرى گفته شود، عقد صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: عقد اگر به زبان عربى صحيح باشد، مانعى ندارد، هرچند مقدار مهر