ب- در صورتى كه زن جاهل به مسايل شرعى باشد، آيا واجب است كه به او بگويد، زن بايد عدّه نگه دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه زن به حكم شرعى جاهل باشد و نداند كه در صورت دخول بايد عدّه نگه دارد و عدّه او دو حيض كامل مىباشد، لازم است در صورت دخول به او، مسئله را به او بگويد، والله العالم.
سؤال (527) آيا زنى كه زنا داده، بر مرد زانى حرام مىشود؟ آيا مرد زناكار مىتواند با دختر زنى كه زنا داده، ازدواج نمايد و در اين حكم آيا زناى با محارم فرقى دارد؟
بسمه تعالى: ازدواج مرد زناكار با زنى كه زنا داده، مانعى ندارد، ولى در صورتى كه زنى كه زنا داده شوهر دار باشد، بنابر احتياط واجب نبايد با او ازدواج كند و بنابر احتياط مستحب با دختر او هم ازدواج ننمايد و در اين مسئله فرقى بين غريبه و فاميل و خويشان نمىباشد. ولى در صورتى كه با خالهاش زنا كرده، نمىتواند دخترش را عقد كند و همچنين اگر اين عمل را با عمهاش انجام داده است، بنابر احتياط واجب نمىتواند دختر او را به ازدواج خود در آورد، والله العالم.
ازدواج با زنى كه مشهور به زنا مىباشد
سؤال (528) آيا ازدواج با زنى كه از زنا باردار شده، جايز است؟ در صورتى كه حمل از مرد ديگرى باشد؟
بسمه تعالى: ازدواج با اين زن براى غير مردى كه با او زنا كرده، مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (529) آيا ازدواج موقت با زنى كه مشهوره به زنا مىباشد، جايز است؟
بسمه تعالى: بنابر احتياط از ازدواج با زنى كه مشهوره به زنا مىباشد، اجتناب شود، والله العالم.
سؤال (530) در بعضى از مسافرتهاى خارجى مجبور مىشويم كه در هتلها و يا مسافرخانهها سكنى گزيده و مستقر شويم. در اين اماكن برخى اوقات زنهايى به ساكنين هتل رجوع نموده و خود را به آنان عرضه مىكنند. آيا ازدواج موقت با اين زنان جايز است؟ با توجه اينكه، اين زنها بعضى مسلمان و بعضى ديگر اهل كتاب مىباشند؟
بسمه تعالى: عقد موقت در زنى كه مشهورهى به زنا مىباشد، چه مسلمان و چه اهل كتاب، مورد اشكال مىباشد و در غير اهل كتاب، ازدواج هرچند به شكل موقت باشد بلا اشكال جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (531) آيا زنى كه براى خود دوستى انتخاب نموده و به مدت چند سال با او ارتباط جنسى حرام دارد، مشهوره به زنا محسوب مىشود؟
بسمه تعالى: اگر به مدت چند سال عادت به زنا با يك نفر داشته و اين ارتباط معروف و شايع شده، مشهوره به زنا محسوب مىشود، والله العالم.
شرايط عقد
اشتراط صيغه در ازدواج
* نكاح و ازدواج معاطاتى
سؤال (532) در زمان ما در بعضى از محافل راجع به ازدواج معاطاتى (ازدواج بدون خواندن عقد و صيغه) كه به آن ازدواج مدنى مىگويند، صحبت مىشود. نظر مبارك را راجع به اين نوع ازدواج بيان فرموده و در صورت
امكان دليل هركدام از دو قول بطلان و صحت را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: نكاح معاطاتى باطل است و دليل بر اين حكم علاوه بر مخالفت اين امر با ارتكازات قطعيه متشرعه، رواياتى است كه در آن تصريح به اعتبار ايجاب و قبول لفظى شده؛ مثل اينكه مرد بايد الفاظ خاصّى را گفته و زن در صورتى كه با لفظ ايجاب، مرد را قبول كرده، زوجه و همسر او مىشود و در بعضى از روايات معتبره اين دعا وارد شده: (خداوندا! به كلمات تو من اين زن را بر خود حلال نمودم) كه اين تعبير ظاهر در اعتبار قول و لفظ مىباشد، والله العالم.
سؤال (533) من به لطف خدا مسلمان شده و گرايش به مذهب عالى اهل بيت (عليهم السلام) پيدا نمودم و الآن به عنوان يك شخص شيعه به ترويج مكتب اهل بيت (عليهم السلام) مشغولم، ولى پدر و مادر من مسيحى بوده و قبل از اينكه ازدواج متعارف بين اهل كتاب داشته باشند با هم سابقهى رفاقت داشتهاند و من بر اثر ارتباط جنسى آن دو قبل از ايجاد عقد ازدواج متولد شدهام. اكنون اين سؤال مطرح است كه آيا مىتوانم به عنوان يك مبلّغ امام جماعت شوم؟ آيا تصريح به قول و يا لفظ در ازدواج به نظر شما اعتبار دارد؟ با توجه به اينكه بعضى از علماء نكاح معاطاتى را صحيح دانسته و بعضى ديگر حلالزاده بودن امام جماعت را شرط صحت جماعت نمىدانند؟
بسمه تعالى: ازدواج معاطاتى صحيح نمىباشد و مراد از نكاح معاطاتى انشاء و اعتبار زوجيت مىباشد به سبب انجام دادن كارى كه دلالت بر آن داشته باشد، بدون آنكه زوجين از الفاظ مخصوصه استفاده كنند و آنچه در سؤال ذكر شده، ربطى به ازدواج معاطاتى ندارد؛ زيرا در فرض سؤال زن و مرد قبل از ايجاد عقد ازدواج بدون قصد ازدواج با هم ارتباط داشتهاند
و اين امر ربطى به ازدواج معاطاتى ندارد. اما شرط حلال زاده بودن امام جماعت يك حكم شرعى است مانند شروط ديگر امام جماعت و اين امر ربطى به عدالت و تقوى و پاكى شما ندارد. شما سعى نماييد كه از راههاى ديگر غير از امام جماعت شدن به مذهب خدمت كنيد. شما سعى نماييد با تبليغ بين دوستان و جوانان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) را ترويج نموده و چنانچه در روايت وارد شده، اگر خداوند يك نفر را به دست شما هدايت كند، ارزش آن براى شما بهتر و بالاتر از آنچه خورشيد بر او تابيده، مىباشد. تبليغ شما ثوابش كمتر از امامت در جماعت نمىباشد. از خداوند مىخواهيم كه به شما توفيق عنايت كرده و به شما رزق واسع مرحمت نمايد، زيرا كه او ارحم الراحمين است.
* صيغهى عقد
سؤال (534) آيا واجب است كه در هنگام خواندن عقد كه در رسالههاى عمليه ذكر شده، فقط به يك لفظ واحد اكتفا نمود يا اينكه مىتوان الفاظ را تغيير داده و يا در بعضى از الفاظ تقديم و يا تأخير انجام داد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه تغيير در حركات كلمه بوده و يا تقديم و تأخير تغييرى در معنى ايجاد نكند، مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (535) منظور از كلمه (بلافصل) كه در احكام عقد و كيفيت اجراء صيغه به ايجاب و قبول لفظى گفته شده، چيست؟
بسمه تعالى: يعنى نبايد بين ايجاب و قبول به اندازهاى طولانى فاصله شود كه اتصال عقد بهم بخورد، والله العالم.
سؤال (536) خانمى كه شخصى به او گفته، آيا حاضرى با فلان مرد ازدواج كنى تا تو را به عقد او در آورم، او جواب مثبت داده و سپس بعد از مدتى به او
خبر داده كه عقد جارى گرديده است، ولى اكنون متوجه شده شخصى كه واسطه بوده و عقد را جارى كرده، سنّى بوده است و اين خانم نمىداند كه مخالفين چگونه عقد مىخوانند و عقد به چه كيفيتى خوانده شده است و مشكل اساسى اين خانم اين است كه بعد از مدتى مرد اول او را رها كرده و اين زن با مرد دومى ازدواج كرده است، اكنون وظيفهى اين خانم چيست؟
بسمه تعالى: اگر محرز شود كه عقد با مرد اول واقع شده و يا اينكه وكيل مرد اول خبر دهد كه عقد را بعد از رضايت زن خوانده است و زن قبل از طلاق و يا بعد از آن و در زمان عدّه به ازدواج مرد دوم در آمده، عقد دوم باطل و اين زن براى مرد دوم حرام ابدى مىشود، ولى اگر وقوع عقد اول محرز نباشد مثل اينكه مرد اول بگويد عقد تمام شده و زن هم به قول او اعتماد نكند عقد دوم صحيح مىباشد و مجرد گفتهى مرد اول عقد را ثابت نمىكند، ولى اگر وكيل او خبر دهد كه عقد را خواندهام و يا اينكه زن بداند و يا اطمينان كند كه مرد اول دروغ نگفته و عقد واقع شده است، تحقق عقد اول محرز مىشود و احكامى كه گفته شد جارى مىشود، والله العالم.
سؤال (537) آيا شخص جنب مىتواند صيغهى عقد را جارى كند؟
بسمه تعالى: جايز است، والله العالم.
سؤال (538) آيا در عقد ازدواج فقط دو كلمه «زوّجتك وقبلت التزويج» بايد عربى باشد و آيا اگر كلمات ديگر مثل تعيين مهر و يا زمان عقد به زبان ديگرى گفته شود، عقد صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: عقد اگر به زبان عربى صحيح باشد، مانعى ندارد، هرچند مقدار مهر
و يا تعيين زمان به زبان ديگرى باشد كه طرفين عقد آن زبان را مىفهمند و كسى كه قدرت تكلّم به زبان عربى صحيح را ندارد بنابر احتياط در صورت امكان بايد كسى را كه عربى مىداند در اجراى عقد وكيل خود سازد، والله العالم.
* وكالت دادن در اجراى عقد
سؤال (539) آيا مرد مىتواند از زن وكالت گرفته و او را براى خود عقد نمايد؟
بسمه تعالى: بعيد نيست كه اين عمل جايز باشد، ولى بنابر احتياط شخص ديگر وكيل از زن شده و صيغهى عقد اجرا شود، والله العالم.
سؤال (540) اگر وكيل زن در هنگام اجراى عقد به زن بگويد، آيا قبول مىكنى كه من وكيل تو باشم و ترا به ازدواج فلان شخص در آورم، و زن هم بگويد بله، آيا اين عبارت در صحت وكالت كافى است يا اينكه بايد زن صريحاً بگويد تو وكيل من هستى؟
بسمه تعالى: همين مقدار كه زن بگويد بله، در توكيل كفايت مىكند، والله العالم.
شرط نبودن حضور شهود در عقد ازدواج
سؤال (541) شروطى كه در عقد ازدواج مىتوان گفت چه شروطى است؟ آيا بايد شاهدان عقد ازدواج داراى ريش باشند و يا معمم باشند؟
بسمه تعالى: شروط صحت عقد به شكل مبسوط در رسالهى عمليه ذكر شده و حاضر بودن شاهد در صحت عقد شرط نمىباشد اگر چه بهتر است، والله العالم.
سؤال (542) آيا شهادت 4 زن به صورت انفرادى در عقد ازدواج كافى است؟
بسمه تعالى: در مذهب اهل بيت (عليهم السلام) حضور شاهد چه زن و چه مرد در عقد ازدواج معتبر نمىباشد و مورد اعتبار شاهد در اجراى صيغهى طلاق است كه بايد دو مرد عادل حاضر در مجلس طلاق بوده و شاهد وقوع آن باشند و حضور چند زن عادل در جلسهى طلاق اعتبار و اثرى ندارد، والله العالم.
اجازهى ولى
* اجازهى ولى در ازدواج مجنون
سؤال (543) مجنون در عرف فقهى چه معنايى دارد؛ زيرا بعضى از اشخاص كه به آنان عرفاً ديوانه گفته مىشود بعضى از امور را درك نموده و بعضى ديگر را نمىفهمند و به عبارت صريحتر بعضى از كارهاى اين گروه طبق موازين عقلايى بوده و بعضى از كارهاى ديگر مخالف با موازين عقلايى است با توجه به آنچه كه گفته شد.
الف- آيا تزويج زن و يا مرد مجنون اگر مقدارى از معناى ازدواج را بفهمند و اندكى غرض از آن را درك نمايند، صحيح مىباشد. آيا در ازدواج مجنون احتياج به اجازهى فقيه مىباشد و در صورتى كه مجنون پدر يا جد پدرى نداشته باشد، ولايت او بر عهدهى چه كسى مىباشد؟
ب- زن و مرد مجنون در صورتى كه هيچ دركى از ازدواج ندارند، به چه كيفيتى بر آنها عقد جارى مىشود؟
بسمه تعالى: مجنون به كسى گفته مىشود كه كسانى كه او را مىبينند و يا مىشناسند او راعاقل ندانند و صادر شدن بعضى از اعمال عقلايى از مجنون منافات با جنون او ندارد. بنابراين تزويج و يا توكيل شخص
مجنون صحيح نمىباشد و ولايت او با پدر و جد پدرى مىباشد و در صورتى كه پدر يا جد پدرى نداشته باشد وصى پدر ولايت بر تزويج او دارد و در صورتى كه موصى در وصيت خود تصريح كرده باشد كه در هنگام اضطرار مجنون به ازدواج، براى او زوجه اختيار كند وصى مىتواند براى او اقدام به ازدواج كند و بنابر احتياط در همهى فروض مسئله و يا در موردى كه جنون او به صغر و كودكى او متصل نشود و يا اينكه معناى وكالت را بفهمد و يا در صورتى كه احراز جنون شخص نشود از حاكم شرع يا وكيل او و از شخصى كه جنون او مشكوك است و از پدرش، اجازه بگيرند، والله العالم.
* اذن پدر در ازدواج دختر
سؤال (544) در برخى از مناطق متعارف است كه دختر عمو را به ازدواج پسر عمو در مىآورند. اگر دخترى كه عقل كامل داشته و اصرار بر عدم ازدواج با پسر عمويش دارد، آيا با توجه به عدم رضايت دختر به عقد با پسر عمو عقد صحيح مىباشد؟ آيا اگر بعد از مدتى به عقد واقع رضايت دهد، عقد صحيح مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض ذكر شده، عقد بنابر احتياط صحيح نمىباشد، ولى اگر به عقد ذكر شده موافقت كرد، هر چند بعد از گذشت مدتى، عقد صحيح مىباشد، والله العالم.
سؤال (545) آيا پدر مىتواند از ازدواج دختر كوچكتر خود به خاطر شوهر نكردن دختر بزرگ جلوگيرى نمايد با توجه به اينكه در اين مسئله ملاحظهى دختر بزرگتر را نموده و مىترسد در صورت ازدواج دختر كوچك دختر بزرگتر دچار مشكل روحى شود، با توجه به اينكه زمان ازدواج دختر اول