بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 223

و اين امر ربطى به ازدواج معاطاتى ندارد. اما شرط حلال زاده بودن امام جماعت يك حكم شرعى است مانند شروط ديگر امام جماعت و اين امر ربطى به عدالت و تقوى و پاكى شما ندارد. شما سعى نماييد كه از راه‌هاى ديگر غير از امام جماعت شدن به مذهب خدمت كنيد. شما سعى نماييد با تبليغ بين دوستان و جوانان مكتب اهل بيت (عليهم السلام) را ترويج نموده و چنانچه در روايت وارد شده، اگر خداوند يك نفر را به دست شما هدايت كند، ارزش آن براى شما بهتر و بالاتر از آنچه خورشيد بر او تابيده، مى‌باشد. تبليغ شما ثوابش كمتر از امامت در جماعت نمى‌باشد. از خداوند مى‌خواهيم كه به شما توفيق عنايت كرده و به شما رزق واسع مرحمت نمايد، زيرا كه او ارحم الراحمين است.

* صيغه‌ى عقد

سؤال (534) آيا واجب است كه در هنگام خواندن عقد كه در رساله‌هاى عمليه ذكر شده، فقط به يك لفظ واحد اكتفا نمود يا اينكه مى‌توان الفاظ را تغيير داده و يا در بعضى از الفاظ تقديم و يا تأخير انجام داد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه تغيير در حركات كلمه بوده و يا تقديم و تأخير تغييرى در معنى ايجاد نكند، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (535) منظور از كلمه (بلافصل) كه در احكام عقد و كيفيت اجراء صيغه به ايجاب و قبول لفظى گفته شده، چيست؟

بسمه تعالى: يعنى نبايد بين ايجاب و قبول به اندازه‌اى طولانى فاصله شود كه اتصال عقد بهم بخورد، والله العالم.

سؤال (536) خانمى كه شخصى به او گفته، آيا حاضرى با فلان مرد ازدواج كنى تا تو را به عقد او در آورم، او جواب مثبت داده و سپس بعد از مدتى به او


صفحه 224

خبر داده كه عقد جارى گرديده است، ولى اكنون متوجه شده شخصى كه واسطه بوده و عقد را جارى كرده، سنّى بوده است و اين خانم نمى‌داند كه مخالفين چگونه عقد مى‌خوانند و عقد به چه كيفيتى خوانده شده است و مشكل اساسى اين خانم اين است كه بعد از مدتى مرد اول او را رها كرده و اين زن با مرد دومى ازدواج كرده است، اكنون وظيفه‌ى اين خانم چيست؟

بسمه تعالى: اگر محرز شود كه عقد با مرد اول واقع شده و يا اينكه وكيل مرد اول خبر دهد كه عقد را بعد از رضايت زن خوانده است و زن قبل از طلاق و يا بعد از آن و در زمان عدّه به ازدواج مرد دوم در آمده، عقد دوم باطل و اين زن براى مرد دوم حرام ابدى مى‌شود، ولى اگر وقوع عقد اول محرز نباشد مثل اينكه مرد اول بگويد عقد تمام شده و زن هم به قول او اعتماد نكند عقد دوم صحيح مى‌باشد و مجرد گفته‌ى مرد اول عقد را ثابت نمى‌كند، ولى اگر وكيل او خبر دهد كه عقد را خوانده‌ام و يا اينكه زن بداند و يا اطمينان كند كه مرد اول دروغ نگفته و عقد واقع شده است، تحقق عقد اول محرز مى‌شود و احكامى كه گفته شد جارى مى‌شود، والله العالم.

سؤال (537) آيا شخص جنب مى‌تواند صيغه‌ى عقد را جارى كند؟

بسمه تعالى: جايز است، والله العالم.

سؤال (538) آيا در عقد ازدواج فقط دو كلمه «زوّجتك وقبلت التزويج» بايد عربى باشد و آيا اگر كلمات ديگر مثل تعيين مهر و يا زمان عقد به زبان ديگرى گفته شود، عقد صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: عقد اگر به زبان عربى صحيح باشد، مانعى ندارد، هرچند مقدار مهر


صفحه 225

و يا تعيين زمان به زبان ديگرى باشد كه طرفين عقد آن زبان را مى‌فهمند و كسى كه قدرت تكلّم به زبان عربى صحيح را ندارد بنابر احتياط در صورت امكان بايد كسى را كه عربى مى‌داند در اجراى عقد وكيل خود سازد، والله العالم.

* وكالت دادن در اجراى عقد

سؤال (539) آيا مرد مى‌تواند از زن وكالت گرفته و او را براى خود عقد نمايد؟

بسمه تعالى: بعيد نيست كه اين عمل جايز باشد، ولى بنابر احتياط شخص ديگر وكيل از زن شده و صيغه‌ى عقد اجرا شود، والله العالم.

سؤال (540) اگر وكيل زن در هنگام اجراى عقد به زن بگويد، آيا قبول مى‌كنى كه من وكيل تو باشم و ترا به ازدواج فلان شخص در آورم، و زن هم بگويد بله، آيا اين عبارت در صحت وكالت كافى است يا اينكه بايد زن صريحاً بگويد تو وكيل من هستى؟

بسمه تعالى: همين مقدار كه زن بگويد بله، در توكيل كفايت مى‌كند، والله العالم.

شرط نبودن حضور شهود در عقد ازدواج‌

سؤال (541) شروطى كه در عقد ازدواج مى‌توان گفت چه شروطى است؟ آيا بايد شاهدان عقد ازدواج داراى ريش باشند و يا معمم باشند؟

بسمه تعالى: شروط صحت عقد به شكل مبسوط در رساله‌ى عمليه ذكر شده و حاضر بودن شاهد در صحت عقد شرط نمى‌باشد اگر چه بهتر است، والله العالم.

سؤال (542) آيا شهادت 4 زن به صورت انفرادى در عقد ازدواج كافى است؟


صفحه 226

بسمه تعالى: در مذهب اهل بيت (عليهم السلام) حضور شاهد چه زن و چه مرد در عقد ازدواج معتبر نمى‌باشد و مورد اعتبار شاهد در اجراى صيغه‌ى طلاق است كه بايد دو مرد عادل حاضر در مجلس طلاق بوده و شاهد وقوع آن باشند و حضور چند زن عادل در جلسه‌ى طلاق اعتبار و اثرى ندارد، والله العالم.

اجازه‌ى ولى‌

* اجازه‌ى ولى در ازدواج مجنون‌

سؤال (543) مجنون در عرف فقهى چه معنايى دارد؛ زيرا بعضى از اشخاص كه به آنان عرفاً ديوانه گفته مى‌شود بعضى از امور را درك نموده و بعضى ديگر را نمى‌فهمند و به عبارت صريح‌تر بعضى از كارهاى اين گروه طبق موازين عقلايى بوده و بعضى از كارهاى ديگر مخالف با موازين عقلايى است با توجه به آنچه كه گفته شد.

الف- آيا تزويج زن و يا مرد مجنون اگر مقدارى از معناى ازدواج را بفهمند و اندكى غرض از آن را درك نمايند، صحيح مى‌باشد. آيا در ازدواج مجنون احتياج به اجازه‌ى فقيه مى‌باشد و در صورتى كه مجنون پدر يا جد پدرى نداشته باشد، ولايت او بر عهده‌ى چه كسى مى‌باشد؟

ب- زن و مرد مجنون در صورتى كه هيچ دركى از ازدواج ندارند، به چه كيفيتى بر آن‌ها عقد جارى مى‌شود؟

بسمه تعالى: مجنون به كسى گفته مى‌شود كه كسانى كه او را مى‌بينند و يا مى‌شناسند او راعاقل ندانند و صادر شدن بعضى از اعمال عقلايى از مجنون منافات با جنون او ندارد. بنابراين تزويج و يا توكيل شخص‌


صفحه 227

مجنون صحيح نمى‌باشد و ولايت او با پدر و جد پدرى مى‌باشد و در صورتى كه پدر يا جد پدرى نداشته باشد وصى پدر ولايت بر تزويج او دارد و در صورتى كه موصى در وصيت خود تصريح كرده باشد كه در هنگام اضطرار مجنون به ازدواج، براى او زوجه اختيار كند وصى مى‌تواند براى او اقدام به ازدواج كند و بنابر احتياط در همه‌ى فروض مسئله و يا در موردى كه جنون او به صغر و كودكى او متصل نشود و يا اينكه معناى وكالت را بفهمد و يا در صورتى كه احراز جنون شخص نشود از حاكم شرع يا وكيل او و از شخصى كه جنون او مشكوك است و از پدرش، اجازه بگيرند، والله العالم.

* اذن پدر در ازدواج دختر

سؤال (544) در برخى از مناطق متعارف است كه دختر عمو را به ازدواج پسر عمو در مى‌آورند. اگر دخترى كه عقل كامل داشته و اصرار بر عدم ازدواج با پسر عمويش دارد، آيا با توجه به عدم رضايت دختر به عقد با پسر عمو عقد صحيح مى‌باشد؟ آيا اگر بعد از مدتى به عقد واقع رضايت دهد، عقد صحيح مى‌شود؟

خوئى (قدس سرّه): در فرض ذكر شده، عقد بنابر احتياط صحيح نمى‌باشد، ولى اگر به عقد ذكر شده موافقت كرد، هر چند بعد از گذشت مدتى، عقد صحيح مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (545) آيا پدر مى‌تواند از ازدواج دختر كوچك‌تر خود به خاطر شوهر نكردن دختر بزرگ جلوگيرى نمايد با توجه به اينكه در اين مسئله ملاحظه‌ى دختر بزرگتر را نموده و مى‌ترسد در صورت ازدواج دختر كوچك دختر بزرگتر دچار مشكل روحى شود، با توجه به اينكه زمان ازدواج دختر اول‌


صفحه 228

معلوم نمى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه اميد به ازدواج دختر اول باشد، پدر بايد مصلحت هر دو دختر را سنجيده و عمل نمايد و به همين جهت اگر دختر اول خواستگار داشته و اميد به ازدواج او مى‌باشد، پدر مى‌تواند تا زمان ازدواج او از ازدواج دختر كوچك‌تر مخالفت كند و گاهى اوقات ازدواج نكردن دختر بزرگتر موجب وهن خانواده‌ى او مى‌شود.

سؤال (546) اگر پدر نذر كرده كه دخترش را به تزويج سيدى درآورد، ولى دختر با اين ازدواج مخالفت نمايد و يا اينكه پدر از ازدواج او جلوگيرى مى‌كند تا اينكه خواستگار سيدى بيايد و دختر هم نياز به ازدواج دارد، آيا در اين مورد ولايت پدر ساقط مى‌شود؟

بسمه تعالى: اگر دختر به هيچ وجه راضى به ازدواج با سيد نباشد، نذر پدر اثرى ندارد و اگر دختر نياز به ازدواج داشته، به شكلى كه تا زمان آمدن سيد به خواستگارى او به سختى و مشكلات مى‌افتد، ولايت پدر ساقط مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (547) در صورتى كه شخصى دختر باكره‌اى را با اذن پدرش جهت محرميت عقد نموده، آيا بعد از گذشت مدت مى‌تواند دوباره همان دختر را به عقد خود بدون اذن پدر در آورد؟ با توجه به اينكه در عقد اول با دختر استمتاعاتى هم داشته است؟

بسمه تعالى: اذن پدر به مجرد برخى از لذائذى كه از آن دختر برده، ساقط نمى‌شود، مگر در زمانى كه دختر از حال باكره بودن خارج شود، والله العالم.

سؤال (548) آيا دختر باكره مى‌تواند خودش را بدون اجازه‌ى پدر به ازدواج موقت‌


صفحه 229

در آورد؟

بسمه تعالى: اين عمل جايز نمى‌باشد و او نمى‌تواند بدون اجازه‌ى پدر و يا جد پدرى، خود را به تزويج كسى درآورد، والله العالم.

سؤال (549) در صورتى كه پدر دخترى از ازدواج موقت او با شخصى كه متدين و متخلق بوده و براى دختر مناسب مى‌باشد، مخالفت نمايد. آيا ولايت او در تزويج دختر ساقط مى‌شود، آيا شارع مقدّس به او اجازه مى‌دهد كه بدون اجازه‌ى پدرش ازدواج كند با توجه به اينكه ممكن است ازدواج موقت به دايم تبديل شود؟

بسمه تعالى: در فرض مذكور در سؤال ولايت پدر ساقط نمى‌شود، والله العالم.

سؤال (550) در چه صورتى دختر مى‌تواند بدون اجازه‌ى ولى خود ازدواج موقت يا دايم داشته باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه دختر باكره پدر و يا جد پدرى نداشته و خودش بالغه و عاقله باشد، مى‌تواند اقدام به ازدواج نمايد، والله العالم.

سؤال (551) آيا نظر حضرتعالى در اعتبار اذن پدر در ازدواج دختر فتواست يا احتياط واجب؟

بسمه تعالى: اجازه از پدر در فرض مسئله، در نزد ما بنابر احتياط واجب مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (552) معناى احتياج به ازدواج كه اذن پدر را ساقط مى‌كند، آيا احتياج عرفى است مثل اينكه سن دختر بالا رفته باشد يا اينكه احتياج غريزى و جنسى مى‌باشد؟

بسمه تعالى: اگر پدر دختر را از ازدواج به شكل مطلق منع نموده، مثلًا بگويد بايد در خانه مانده و خدمت كنى، اذن او ساقط است. ولى اگر دختر را


صفحه 230

از ازدواج با شخص غيرمناسب منع كند، اذن او ساقط نمى‌شود هرچند دختر نياز به ازدواج داشته باشد، والله العالم.

سؤال (553) ما در يك اجتماعى زندگى مى‌كنيم كه اهالى آن از اهل سنت مى‌باشند، ولى دخترى در اين محل شيعه شده است. آيا بدون اجازه‌ى پدر اين دختر مى‌توان با او ازدواج موقت نمود. اگر عقد موقت بر او واقع شده باشد، آيا عقد صحيح مى‌باشد؟ در صورتى كه اين دختر ازدواج كرده و بكارت او زايل گرديده، آيا در ازدواج دايم بايد اين مطلب را به خواستگار خود بگويد و در صورتى كه اين دختر باردار شده و به خاطر حفظ آبروى خود آن را سقط كرده باشد، مقدار ديه‌ى آن را بيان نموده و بفرماييد بايد اين ديه را به چه كسى پرداخت كند؟

بسمه تعالى: اگر دختر شيعه شده و احتمال صحت عقد را مى‌داده، عقد صحيح مى‌باشد و بنابر احتياط بايد مطلب را به خواستگار جديد خود بگويد. چون اگر بداند با او ازدواج نمى‌كند و اگر به شوهر جديد مطلب را نگفته و عقد خوانده شده عقد صحيح بوده، ولى مهر او در ضمن عقد، مهر غير باكره مى‌باشد و سقط جنين حرام بوده و ديه به عهده‌ى كسى است كه آن را سقط نموده و پول ديه حكم ارث را دارد و مقدار آن به اختلاف عمر جنين فرق مى‌كند، والله العالم.

سؤال (554) در صورتى كه پدر سنّى اجازه‌ى ازدواج با دخترش را نمى‌دهد، چون خواستگار او يك جوان شيعه مى‌باشد، آيا اين جوان شيعه مى‌تواند بدون اجازه‌ى پدر با آن دختر ازدواج نمايد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه جلوگيرى پدر از ازدواج دخترش به خاطر شيعه بودن جوان خواستگار مى‌باشد، عقد و ازدواج صحيح بوده و اذن و