بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 232

دخول و چه عدم دخول، در صحت عقد معتبر مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (559) دخترى كه مى‌ترسد در صورت عدم اقدام به ازدواج منقطع به حرام بيفتد، آيا مى‌تواند بدون رضايت پدر و خانواده اقدام به ازدواج موقت نمايد؟ و آيا در اين صورت اجازه‌ى پدر ساقط مى‌شود؟

بسمه تعالى: اجازه‌ى پدر در فرض ذكر شده در مسئله ساقط نمى‌شود، والله العالم.

سؤال (560) اگر دختر يقين به عدم رضايت پدر يا احتمال و گمان به عدم رضايت پدر داشته باشد، چه حكمى دارد؟

بسمه تعالى: چنانچه در مسايل سابقه گذشت، بايد اجازه‌ى پدر احراز شود، والله العالم.

* اجازه‌ى پدر در ازدواج دختر سالخورده‌

سؤال (561) بعضى از دخترانى كه سن آنان از 30 سال تجاوز كرده و تا به حال موفق به ازدواج دايم نشده‌اند، ولى امكان ازدواج منقطع براى آنان مى‌باشد، آيا در صورت ترس از وقوع در حرام مى‌توانند بدون اجازه‌ى پدر اقدام به ازدواج موقت نمايد؟

بسمه تعالى: پدر بايد ملاحظه مصلحت دخترش را نمايد، ولى دختر بدون اجازه‌ى پدر نمى‌تواند اقدام به ازدواج موقت نمايد، والله العالم.

سؤال (562) در صورتى كه دختر بالغه و رشيده بوده و خودش متكفل امور خودش مى‌باشد و وقت ازدواج او گذشته و نياز شديد به ازدواج دارد و مردى كه مناسب او باشد و متكفل نيازهاى او باشد هم وجود دارد، آيا اجازه مى‌دهيد بدون اجازه‌ى پدر ازدواج نمايد؟


صفحه 233

بسمه تعالى: در فرض ذكر شده بايد اجازه و اذن ولى او احراز شود، بله اگر ازدواج به مصلحت او بوده، ولى پدر به خاطر منافع خودش اجازه‌ى ازدواج به او نمى‌دهد در اين فرض اعتبار اجازه او ساقط مى‌شود، والله العالم.

سؤال (563) دختر باكره‌اى كه از عمرش 29 سال مى‌گذرد و تا به حال خواستگاران متعددى داشته، ولى پدرش شروط سختى براى آنان گذاشته و با ازدواج دختر موافقت نمى‌كند، ولى اين دختر شديداً احتياج به ازدواج داشته و به همين جهت زندگى پر مشقتى دارد، آيا در فرض ذكر شده اجازه‌ى پدر در ازدواج دايم و يا موقت ساقط مى‌شود يا اينكه بايد به هر شكلى شده، اجازه‌ى او را احراز كند؟

بسمه تعالى: در صورتى كه بين خواستگاران شخصى باشد كه با اين دختر از جهت دين مناسب بوده و شرايط زندگى با او را داشته باشد و ازدواج نكردن دختر هم براى او باعث مشقت گردد، اجازه‌ى پدر معتبر نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (564) دخترى كه خود را بالغه و رشيده مى‌دانسته و سن او 25 سال است و گمان مى‌كرده كه اجازه‌ى پدر در عقد او اعتبارى ندارد و به همين جهت ازدواج نموده، آيا عقدش صحيح مى‌باشد يا باطل؟ آيا زناكار محسوب مى‌گردد و همچنين اگر پدر بعد از علم به تحقق عقد اجازه ندهد، دختر چه تكليفى دارد؟

بسمه تعالى: در صورت باكره بودن او عقد او بدون اجازه‌ى پدر صحيح نمى‌باشد و بعد از آنى كه بكارت زايل گرديده، در صورتى كه نمى‌دانسته كه در عقد او اذن پدر اعتبار دارد، نزديكى او حكم وطى به‌


صفحه 234

شبهه را دارد و عقد ذكر شده در مسئله، بعد از نزديكى با اجازه‌ى بعدى پدر صحيح نمى‌باشد، والله العالم.

* حكم صورتى كه اجازه گرفتن از پدر ممكن نمى‌باشد

سؤال (565) چه زمانى دختر باكره مى‌تواند بدون اجازه‌ى پدرش ازدواج كند، آيا در مورد عقد بر دختر باكره بدون دخول و نزديكى اذن پدر ساقط مى‌گردد؟

بسمه تعالى: اذن پدر در صورتى كه غايب بوده و مكان او معلوم نباشد و يا اينكه در صورت حضور به هيچ وجه اجازه به ازدواج دختر نمى‌دهد و يا اينكه مصلحت دختر را در نظر نگرفته و منافع خود را در نظر مى‌گيرد و يا اينكه مريض بوده و داراى درك و حواس صحيحى نمى‌باشد، ساقط مى‌گردد، والله العالم.

سؤال (566) دختر باكره‌اى كه پدرش از دنيا رفته، آيا در صورت ازدواج موقت نياز به اجازه‌ى شخص ديگرى غير از پدرش مى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه پدر بزرگ پدرى او زنده باشد، بنابر احتياط واجب بايد اجازه‌ى او را در عقد دايم يا موقت احراز نمايد، والله العالم.

سؤال (567) در صورتى كه ولى شرعى دختر از دنيا رفته، آيا مى‌توان با او عقد موقت خواند، آيا به مجرد گفته‌ى دختر و اخبار او به مرگ ولى او، مى‌توان او را عقد نمود؟

بسمه تعالى: در صورتى كه علم و يا اطمينان به مرگ ولى شرعى او پيدا شود، ازدواج با او مانعى نداشته و اين مسئله به مجرد گفته‌ى دختر ثابت نمى‌شود، والله العالم.


صفحه 235

سؤال (568) شخصى كه دختر خواهر زن خود را عقد نموده و پدر اين دختر در عراق به شهادت رسيده است و دختر هم در سن 15 سالگى مى‌باشد و پدر بزرگ پدرى دختر هم زنده بوده، ولى امكان دسترسى به او نمى‌باشد و عقد اين دختر هم به خاطر مراعات مسئله حجاب و رفع مشقت و سختى در محل زندگى بوده، آيا اين عقد صحيح مى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه دسترسى به پدر بزرگ دختر هر چند به وسيله‌ى نامه و يا تلفن ممكن نباشد، مى‌تواند دختر را به عقد خود درآورد، ولى قبل از عقد بايد از همسرش اجازه بگيرد؛ زيرا همسر او خاله‌ى دختر مى‌شود، والله العالم.

* حكم اختلاف زن و مرد در تقليد

سؤال (569) اگر من مقلد مرجعى هستم كه در ازدواج با باكره اذن پدر را معتبر نمى‌داند، آيا مى‌توانم دخترى را كه مقلد مرجع من نبوده و يا اينكه اصلًا تقليد نكرده، بدون اجازه‌ى پدرش به عقد خود در آورم؟

بسمه تعالى: در صورتى كه دختر تا به حال اصلًا تقليد نكرده و تقليد شما هم طبق موازين شرعى بوده، عقد مانعى ندارد و در صورتى كه تقليد شما طبق موازين شرعى و صحيح نبوده، اين تقليد اعتبارى ندارد، والله العالم.

سؤال (570) در صورتى كه مرد مقلد مرجعى است كه اذن پدر را در عقد دختر لازم نمى‌داند، ولى دختر مقلد مرجعى است كه اين امر را لازم مى‌داند، آيا مرد مى‌تواند اين دختر را در دو فرض زير عقد نمايد؟

الف- فرض اينكه دختر فتواى مرجع خود را مى‌داند.

ب- در صورتى كه فتواى مرجعش را نمى‌داند.


صفحه 236

الف- بسمه تعالى: مرد بدون احراز اجازه‌ى پدر دختر نمى‌تواند او را به عقد خود درآورد، عقد در صحت قابل تبعيض نمى‌باشد، اين در صورتى است كه دختر علم به فتواى مرجعش داشته باشد.

ب- بسمه تعالى: در صورتى كه دختر جهل به فتواى مرجعش داشته باشد در اين مسئله اصلًا تقليد محقق نگشته و مرد بايد زن را آگاه كند كه او در اين مسئله رجوع كند به فتواى مجتهد زنده‌ى اعلم، والله العالم.

سؤال (571) بنابر اختلاف زن و مرد در مرجع چنانچه در مسئله سابق گذشت، آيا بر مرد واجب است كه زن را به فتواى مرجعش آگاه كند؟

بسمه تعالى: آگاه نمودن او به فتواى مرجعش لازم نمى‌باشد، بلكه تكليف مرد همان است كه در جواب مسئله‌ى قبلى گفته شد، بلكه در صورتى كه دختر به خاطر اشتباه در شنيدن فتواى مجتهد و يا اشتباه در خواندن فتواى او گمان كند كه عقد بدون اجازه صحيح مى‌باشد بر مرد يا شخص ديگر لازم نيست كه او را آگاه كند، بله مرد مى‌تواند در صورتى كه به طريق شرعى احراز كرده، مرجعش اعلم از مرجع دختر است با او ازدواج كند، والله العالم.

سؤال (572) بنابر واجب بودن اجازه گرفتن از پدر در ازدواج با دختر باكره اگر شخصى با اين دختر بدون اجازه و با توجه به مسئله‌ى شرعى و از روى علم و عمد عقد نموده و اين دختر حامله شود، آيا اين نزديكى حكم زنا را داشته و حمل هم از زنا محسوب مى‌شود؟

بسمه تعالى: در صورتى كه مرد متوجه‌ى اختلاف علماء در اين مسئله بوده و دختر را به اين اميد كه عقد صحيح مى‌باشد و اذن پدر معتبر نباشد، عقد نموده، نزديكى در فرض مسئله وطى به شبهه مى‌باشد، ولى در صورتى،


صفحه 237

مجتهدى را كه از او تقليد نموده، اعلم مى‌داند. اين مسئله خالى از اشكال نبوده و بعيد نيست كه حكم زنا جارى شود، والله العالم.

* احكام دختر باكره‌

سؤال (573) آيا ازدواج موقت با دختر باكره مطلقاً حرام مى‌باشد، اگر بكارت دختر به وسيله‌ى چيز ديگرى غير از ازدواج زايل شود، آيا شرعاً باكره محسوب مى‌گردد؟

بسمه تعالى: در ازدواج دختر باكره چه به شكل دايم و چه به شكل موقت بايد اذن پدر احراز شود و ازدواج بدون اجازه‌ى پدر صحيح نمى‌باشد و دخترى كه بكارت او به سبب نزديكى با او، هر چند نزديكى حرام باشد، زايل گرديده، باكره محسوب نمى‌شود، والله العالم.

سؤال (574) دخترى كه بكارت او به سبب زنا و يا به واسطه اقدام به ازدواج موقت بدون اجازه‌ى پدر زايل شده، آيا اين دختر ثيبه محسوب مى‌شود؟ آيا در صورت اقدام به ازدواج بايد اذن پدر او احراز شود؟

بسمه تعالى: بله اگر بكارت او به سبب زنا يا وطى به شبهه زايل گردد، اين دختر باكره نبوده و در ازدواج او اگر رشيده باشد، نيازى به اجازه‌ى پدر نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (575) در صورتى كه نزديكى با دختر از عقب باشد، اين دختر باكره محسوب مى‌شود. آيا همه‌ى احكام ثيبه بر اين دختر جارى مى‌شود، يا بعضى جارى و بعضى ديگر جارى نمى‌شود؟

بسمه تعالى: بنابر احتياط واجب حكم ثيبه را ندارد، والله العالم.

سؤال (576) دختر باكره‌اى كه با مردى ازدواج نموده و بعد از مدتى، آن مرد قبل از


صفحه 238

دخول به دختر از دنيا رفته، آيا اين دختر باكره محسوب مى‌شود؟

بسمه تعالى: باكره است، هر چند بايد عدّه‌ى وفات را نگه دارد، والله العالم.

سؤال (577) آيا مى‌توان دخترى را كه ازدواج نموده، ولى همسرش با او نزديكى نداشته و او را طلاق داده، بدون اذن پدرش عقد نمود؟

بسمه تعالى: جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (578) در صورتى كه بعد از ازدواج با دختر نزديكى صورت نگرفته و مورد طلاق واقع شده است، آيا اين زن مى‌تواند به شكل مستقل و بدون كسب اجازه از پدر اقدام به ازدواج كند؟

بسمه تعالى: اگر هنوز باكره بوده و نزديكى با او نشده، بايد مانند قبل از ازدواج اول اجازه‌ى پدرش يا جد پدرى را احراز نمايد، والله العالم.

اسلام شوهر

سؤال (579) الف: اگر زنى با مردى به اين عنوان كه مسلمان است ازدواج نموده، ولى بعداً معلوم شده، كه مرد كافر است؟ با توجه به اين فرض، جواب فروع ذكر شده در ذيل را مرقوم فرمائيد.

ب: مرد كفر خود را مخفى نموده و بعد از ازدواج اظهار كفر نموده است؟

ج: شوهر ادعاى اسلام داشته، ولى بعد از عقد ظاهر شده كه كافر است و التزامى به نماز و روزه ندارد.

د: شوهر انتصاب به گروه‌هاى سياسى كفر داشته، ولى اين انتصاب فقط اسمى بوده ولى عملًا تابع آن‌ها نمى‌باشد؟

بسمه تعالى: در فرض اول و دوم عقد باطل مى‌باشد، ولى در فرض سوم اگر اظهار مخالفت با اسلام نكند محكوم به اسلام مى‌باشد، بله اگر بعداً


صفحه 239

بگويد من از اول كافر بودم و مى‌خواستم شما را فريب دهم، همچنين عقد باطل است. ولى در فرض چهارم اگر زوج منكر توحيد و معاد و نبوت نبوده و هيچكدام از ضروريات دين را انكار نكند محكوم به اسلام بوده و عقد صحيح است و اعتقادات سياسى، او را از دين خارج نمى‌كند، والله العالم.

سؤال (580) آيا زن مسلمان مى‌تواند با مرد غير مسلمان ازدواج كند، دليل حكم را بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان باطل است و دليل اين مطلب آيه‌ى شريفه (ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلًا) مى‌باشد و ازدواج زن مسلمان بر مرد كافر مستلزم سيطره و تسلّط كافر بر مسلمان مى‌باشد و روايات بسيارى دلالت بر اعتبار كفو بودن و مناسب بودن زوجين در دين مى‌كند و از اين حكم مرد استثناء شده و مرد مى‌تواند با زن اهل كتاب ازدواج نمايد، والله العالم.

مشرك نبودن زوجه‌

سؤال (581) مردى كه با زنى كر و لال ازدواج نموده و اين زن به خاطر آنچه كه ذكر شد از موقعيت بسيار ناچيزى از اصول اعتقادى برخوردار است، اين مرد بعد از ازدواج با اين زن درباره‌ى خدا صحبت نموده و به او گفته، درباره توحيد چه مى‌دانى او با اشاره‌ى دست گفته كه خدا دوتاست و آنچه كه اين زن مى‌داند مقدار ناچيزى است كه به واسطه تعليمات مادرش مى‌داند، البته او به همين شكل ناقص اعمال عبادى مانند نماز را بجا مى‌آورد، آيا ازدواج با اين زن مشكل شرعى دارد، آيا اين زن را مى‌توان‌