دخول به دختر از دنيا رفته، آيا اين دختر باكره محسوب مىشود؟
بسمه تعالى: باكره است، هر چند بايد عدّهى وفات را نگه دارد، والله العالم.
سؤال (577) آيا مىتوان دخترى را كه ازدواج نموده، ولى همسرش با او نزديكى نداشته و او را طلاق داده، بدون اذن پدرش عقد نمود؟
بسمه تعالى: جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (578) در صورتى كه بعد از ازدواج با دختر نزديكى صورت نگرفته و مورد طلاق واقع شده است، آيا اين زن مىتواند به شكل مستقل و بدون كسب اجازه از پدر اقدام به ازدواج كند؟
بسمه تعالى: اگر هنوز باكره بوده و نزديكى با او نشده، بايد مانند قبل از ازدواج اول اجازهى پدرش يا جد پدرى را احراز نمايد، والله العالم.
اسلام شوهر
سؤال (579) الف: اگر زنى با مردى به اين عنوان كه مسلمان است ازدواج نموده، ولى بعداً معلوم شده، كه مرد كافر است؟ با توجه به اين فرض، جواب فروع ذكر شده در ذيل را مرقوم فرمائيد.
ب: مرد كفر خود را مخفى نموده و بعد از ازدواج اظهار كفر نموده است؟
ج: شوهر ادعاى اسلام داشته، ولى بعد از عقد ظاهر شده كه كافر است و التزامى به نماز و روزه ندارد.
د: شوهر انتصاب به گروههاى سياسى كفر داشته، ولى اين انتصاب فقط اسمى بوده ولى عملًا تابع آنها نمىباشد؟
بسمه تعالى: در فرض اول و دوم عقد باطل مىباشد، ولى در فرض سوم اگر اظهار مخالفت با اسلام نكند محكوم به اسلام مىباشد، بله اگر بعداً
بگويد من از اول كافر بودم و مىخواستم شما را فريب دهم، همچنين عقد باطل است. ولى در فرض چهارم اگر زوج منكر توحيد و معاد و نبوت نبوده و هيچكدام از ضروريات دين را انكار نكند محكوم به اسلام بوده و عقد صحيح است و اعتقادات سياسى، او را از دين خارج نمىكند، والله العالم.
سؤال (580) آيا زن مسلمان مىتواند با مرد غير مسلمان ازدواج كند، دليل حكم را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان باطل است و دليل اين مطلب آيهى شريفه (ولن يجعل الله للكافرين على المؤمنين سبيلًا) مىباشد و ازدواج زن مسلمان بر مرد كافر مستلزم سيطره و تسلّط كافر بر مسلمان مىباشد و روايات بسيارى دلالت بر اعتبار كفو بودن و مناسب بودن زوجين در دين مىكند و از اين حكم مرد استثناء شده و مرد مىتواند با زن اهل كتاب ازدواج نمايد، والله العالم.
مشرك نبودن زوجه
سؤال (581) مردى كه با زنى كر و لال ازدواج نموده و اين زن به خاطر آنچه كه ذكر شد از موقعيت بسيار ناچيزى از اصول اعتقادى برخوردار است، اين مرد بعد از ازدواج با اين زن دربارهى خدا صحبت نموده و به او گفته، درباره توحيد چه مىدانى او با اشارهى دست گفته كه خدا دوتاست و آنچه كه اين زن مىداند مقدار ناچيزى است كه به واسطه تعليمات مادرش مىداند، البته او به همين شكل ناقص اعمال عبادى مانند نماز را بجا مىآورد، آيا ازدواج با اين زن مشكل شرعى دارد، آيا اين زن را مىتوان
شرعاً مشرك دانست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه اين زن مجنون نباشد عقد بر او صحيح مىباشد و اگر مجنون باشد، ولى پدر يا جد پدرى او اقدام به شوهر دادن او كردهاند، در اين صورت عقد صحيح مىباشد و بعد از آنى كه اين زن از پدر و مادر مسلمان متولد شده، نمىتوان او را مشرك دانست، والله العالم.
شرط نبودن ازدواج زن سيده با مرد سيد
سؤال (582) آيا ممكن است دخترى كه سيده بوده و مىتواند خمس قبول نمايد و صدقه بر او حرام است با مردى كه سيد نبوده و توان گرفتن خمس را شرعاً نداشته و بايد صدقه قبول نمايد ازدواج كند، لطفاً جواب مسئله را براساس فقه قرآنى و سنت رسول خدا عنايت فرمائيد؟
بسمه تعالى: مرد مؤمن كفو و شايسته زن مؤمنه بوده و ازدواج هر كدام به ديگرى مانعى ندارد و فرقى بين علوى و غير علوى در اين مسئله نبوده و زن سيده مىتواند با مردى كه سيد نمىباشد، ازدواج نمايد، والله العالم.
اسباب محرم شدن زن به مرد
محرميت به دامادى
سؤال (583) نظر شما دربارهى عقد محرميت چيست؟
بسمه تعالى: اگر مردى دخترى را به عقد خود درآورد چه آن دختر بالغه باشد يا غير بالغه، بعد از احراز اذن پدر دختر، محرميت محقق مىشود؛ يعنى مادر دختر به مردى كه او را عقد نموده، محرم مىشود.
سؤال (584) دو برادرى كه در كشورهاى غربى زندگى نموده و قادر به تهيه دو منزل و يا يك منزل وسيع نمىباشند، آنها ناچارند در يك منزل با هم زندگى نمايند، آيا يكى از اين دو برادر مىتواند به جهت سهولت زندگى و رفت و آمد دختر ديگرى را به عقد خودش در آورد تا آنكه زن برادرش به عنوان مادر زن به او محرم گردد؟
بسمه تعالى: دختر برادر براى عمو محرم بوده و عقد بر او باطل است و اثرى ندارد، بله اگر زن برادر، مادرى دارد كه بىشوهر است برادر ديگر مىتواند مادر او را به عقد در آورده و به او دخول نمايد، بعد از عقد و دخول زن برادر به برادر ديگر محرم مىشود، والله العالم.
سؤال (585) مردى كه سه مرتبه زنش را طلاق داده و بعد از هر دو مرتبه رجوع نموده و اكنون طلاق بائن گرديده و همسرش براى او كاملًا اجنبى و نامحرم گرديده است، آيا در اين فرض مىتواند بلافاصله با خواهر آن زن ازدواج كند يا آنكه بايد عدّهى خواهرش تمام شود؟
بسمه تعالى: بايد بنابر احتياط منتظر شود تا عدّهى خواهرش تمام شود، والله العالم.
ازدواج با زن شوهردار
سؤال (586) زنى كه قبلًا ازدواج نموده و بعد از مدتى از همسرش جدا شده، ولى اين جدايى به طلاق شرعى نبوده است، بعد از آن به خاطر اجبار پدرش مجبور شده كه به عقد پسر عمويش درآيد. بعد از تحقق عقد با پسر عمو، شوهر اول متوجه شده و او را طلاق داده است، آيا بعد از اتمام عدّهاش مىتواند به ازدواج پسر عمويش درآيد، آيا عقدى كه قبل از طلاق به خاطر
اكراه پدر انجام شده، باعث حرمت ابديه اين زن نسبت به پسر عمو مىشود؟
بسمه تعالى: اگر پسر عمو مىدانسته كه شما شوهر داريد و با علم و عمد شما را به عقد خود در آورده، شما بر او حرام ابدى مىشويد و اگر نمىدانسته كه شما شوهر داريد، ولى با شما نزديكى كرده همچنين مثل فرض سابق شما بر او حرام ابدى مىشويد، ولى اگر با شما نزديكى نكرده است عقدى كه خوانده، باطل بوده و شما براى او حرام ابدى نمىشويد و مىتوانيد بعد از گذشت عدّهى طلاق مجدداً به عقد پسر عموى خود درآييد، والله العالم.
سؤال (587) زنى كه بعد از طلاق با مرد ديگرى ازدواج نموده و با آن مرد آميزش جنسى هم داشته است، ولى بعد از مدتى متوجه شده كه طلاق او باطل بوده است، آيا اين زن به مرد دوم حرام ابدى مىشود، آيا مىتواند به زندگى با مرد دوم ادامه دهد، زيرا علاقه و دلبستگى زيادى به او دارد؟
بسمه تعالى: اين زن بر مرد دومى كه عقد بر او خوانده، حرام ابدى مىشود، والله العالم.
ازدواج با زن در ايام عدّه
سؤال (588) زنى كه طلاق رجعى گرفته، سپس بعد از انقضاء عدّهى طلاق با مرد ديگرى ازدواج نموده و از آن مرد داراى فرزند مىباشد، ولى بعد از مدتى فهميده كه همسر اولش در اثناء عدّه طلاق مرده است، تكليف اين زن الآن چيست؟ و بچهى اين زن چه حكمى پيدا مىكند؟
خوئى (قدس سرّه): بعد از اينكه متوجهى اين مسئله گرديده، بايد 4 ماه و ده روز
عدّه نگه داشته و از همسر دوم هم بدون طلاق جدا شود و بر آن مرد هم حرام ابدى مىشود و بچه به آن دو ملحق شده و اين زن نسبت به مهريه استحقاق مهر المثل را دارد، والله العالم.
سؤال (589) مردى كه زنش را طلاق داده و بعد از آنكه زن عدّهاش تمام شده، دوباره او را به عقد موقت خود در آورده است و قبل از تمام شدن وقت و پايان عدّه مجدداً زن به عقد مرد ديگرى درآمده و بعد از پايان وقت آن، عدّه نگه داشته و شوهر اول در اثناء اين عدّه او را مجدداً به عقد موقت خود درآورده و با او نزديكى كرده است، البته زن جاهل به مسئله بوده و فكر مىكرده كه همسر اولش در هر وقتى، هرچند در اثناء عدّه ديگرى باشد، مىتواند او را عقد كند و اكنون مىخواهد با مرد اول ازدواج دايم كند، ولى بعد از پرسيدن مسئله گفتهاند كه تو بر مرد اول حرام ابدى مىشوى، لطفا مسئله را طبق نظر مرحوم آية الله العظمى خوئى (قدس سرّه) بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: اگر عدّهى او از مرد اول تمام شده بوده و به عقد مردم دوم درآمده، اين زن به مرد اول حرام ابدى مىشود؛ زيرا او هرچند جاهل بوده، ولى در عدّهى غير، زن را عقد كرده و با او نزديكى نموده است؛ ولى اگر عدّهى شوهر اول تمام نشده و با مرد دوم ازدواج كرده، چنانچه در سؤال ذكر شده؛ زن به هر دو مرد حرام مىشود، اما مرد دوم به اين جهت حرام مىشود كه در ايام عدّه مرد اول با او دخول نموده، اما حرمت به مرد اول چون در ايام عدّه و طى شبههى مرد دوم، با زن عقد كرده و دخول نموده است، والله العالم.
سؤال (590) اگر زنى كه طلاق گرفته و بعد از مدتى ازدواج نموده است و بعد از
گذشت چند سال اكنون به شك افتاده كه آيا عدّهى او تمام شده بوده و ازدواج كرده يا در اثناء عدّه ازدواج انجام شده و اين زن به شوهرش حرام ابدى شده است، اكنون وظيفهى اين زن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): نبايد به شكش اعتنا نمايد، والله العالم.
سؤال (591) خانمى كه در ايام عدّه ازدواج نموده و گمان مىكرده كه عقد با دخول در ايام عدّه اشكال دارد و مجرد عقد بدون دخول مانعى ندارد، اين خانم در اين عقد جديد هم قصد چندانى به مضمون عقد نداشته و به خاطر اصرار طرف مقابل تن به اين كار داده و به خاطر اينكه ازدواج موقت قبلى خود را پوشش دهد، ظاهراً تلفظ به عقد كرده، آيا اين زن به مرد خواستگار حرام ابدى مىشود؟
بسمه تعالى: در فرض مسئله اگر جاهل به مسئله و حكم شرعى بوده و تنها عقد خوانده شد و دخولى صورت نگرفته، به مرد خواستگار حرام ابدى نمىشود، خصوصاً در صورتى كه از تلفظ به عقد قصد نكاح نكرده باشد، چنانچه در مسئله ذكر شده است، والله العالم.
سؤال (592) جوابى از استفتائى كه مربوط به وطى به شبهه مىشد بدست ما رسيده است و در آن فرموديد روايات وارده در باب 17 از ابواب (مايحرم بالمصاهره) دلالت بر حكم مذكور در جواب مىكند ولى لازم به ذكر است كه روايت محمد بن مسلم در مورد زنى وارد شده كه شوهرش مرده است و در روايت براى اين زن دو عدّه بيان شده است ولى عدّهى وطى به شبهه ربطى به عدّهى وفات نداشته و امر به عدّه نگه داشتن تنها از جهت تنزيل وطى به شبهه بر طلاق مىباشد به همين جهت اين روايت دلالت بر بطلان عقد واقع در زمان عدّهى وطى به شبهه و تحقق حرمت ابديه نمىكند بلكه
عدّهى وطى به شبهه از جهت استبراء و پاك سازى رحم مىباشد و نمىتوان آن را با عدّهى وفات مقايسه كرد.
اما روايت صحيحهى حلبى: در اين صحيحه تنها اشاره به حرمت عقد در زمان عدّه شده و اين لفظ عدّه در روايت انصراف به عدّهى وفات و طلاق پيدا مىكند و شامل عدّهى وطى به شبهه نمىشود با توجه به آنچه كه گفته شد دليل بر باطل بودن عقد در زمان عدّهى وطى به شبهه و حصول حرمت ابديه را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: رواياتى كه دلالت دارد بر اينكه ازدواج در ايام عدّه باطل است و در فرض دخول موجب حرمت ابدى مىگردد مانند موثقه سماعه و صحيحه حلبى مطلق مىباشد و شامل عدّهى وطى به شبهه هم مىگردد و ادعاى انصراف آنها به عدّهى وفات و طلاق وجهى ندارد. اما تعبير به استبراء از عدّهى وطى به شبهه كه در بعضى از روايات وارده شده است براى اشاره به اين مطلب مىباشد كه عدّهى وطى به شبهه مانند عدّهى طلاق سه طهر مىباشد چنانچه در طلاق هم تشريع عدّه به جهت استبراء مىباشد، والله العالم.
سؤال (593) مردى زنى را طلاق داده و آن زن در عدّهى طلاق مرد، اقدام به ازدواج با مرد ديگرى نموده است (و جهت اين امر جهل زن به مسئلهى عدّه بوده و گمان مىكرده كه يك طهر بعد از تحقق طلاق براى ازدواج دوم كفايت مىكند) اين زن بعد از توجه به مسئلهى شرعى از مرد دوم طلاق گرفته و عدّهى وطى به شبهه نگه داشته است ولى در همان زمان و قبل از تمام شدن عدّهى وطى شبهه، مرد اول دو مرتبه به اين زن رجوع كرده و او را به عقد جديد خويش درآورده است و با او نزديكى هم نموده