بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 242

اكراه پدر انجام شده، باعث حرمت ابديه اين زن نسبت به پسر عمو مى‌شود؟

بسمه تعالى: اگر پسر عمو مى‌دانسته كه شما شوهر داريد و با علم و عمد شما را به عقد خود در آورده، شما بر او حرام ابدى مى‌شويد و اگر نمى‌دانسته كه شما شوهر داريد، ولى با شما نزديكى كرده همچنين مثل فرض سابق شما بر او حرام ابدى مى‌شويد، ولى اگر با شما نزديكى نكرده است عقدى كه خوانده، باطل بوده و شما براى او حرام ابدى نمى‌شويد و مى‌توانيد بعد از گذشت عدّه‌ى طلاق مجدداً به عقد پسر عموى خود درآييد، والله العالم.

سؤال (587) زنى كه بعد از طلاق با مرد ديگرى ازدواج نموده و با آن مرد آميزش جنسى هم داشته است، ولى بعد از مدتى متوجه شده كه طلاق او باطل بوده است، آيا اين زن به مرد دوم حرام ابدى مى‌شود، آيا مى‌تواند به زندگى با مرد دوم ادامه دهد، زيرا علاقه و دلبستگى زيادى به او دارد؟

بسمه تعالى: اين زن بر مرد دومى كه عقد بر او خوانده، حرام ابدى مى‌شود، والله العالم.

ازدواج با زن در ايام عدّه‌

سؤال (588) زنى كه طلاق رجعى گرفته، سپس بعد از انقضاء عدّه‌ى طلاق با مرد ديگرى ازدواج نموده و از آن مرد داراى فرزند مى‌باشد، ولى بعد از مدتى فهميده كه همسر اولش در اثناء عدّه طلاق مرده است، تكليف اين زن الآن چيست؟ و بچه‌ى اين زن چه حكمى پيدا مى‌كند؟

خوئى (قدس سرّه): بعد از اينكه متوجه‌ى اين مسئله گرديده، بايد 4 ماه و ده روز


صفحه 243

عدّه نگه داشته و از همسر دوم هم بدون طلاق جدا شود و بر آن مرد هم حرام ابدى مى‌شود و بچه به آن دو ملحق شده و اين زن نسبت به مهريه استحقاق مهر المثل را دارد، والله العالم.

سؤال (589) مردى كه زنش را طلاق داده و بعد از آنكه زن عدّه‌اش تمام شده، دوباره او را به عقد موقت خود در آورده است و قبل از تمام شدن وقت و پايان عدّه مجدداً زن به عقد مرد ديگرى درآمده و بعد از پايان وقت آن، عدّه نگه داشته و شوهر اول در اثناء اين عدّه او را مجدداً به عقد موقت خود درآورده و با او نزديكى كرده است، البته زن جاهل به مسئله بوده و فكر مى‌كرده كه همسر اولش در هر وقتى، هرچند در اثناء عدّه ديگرى باشد، مى‌تواند او را عقد كند و اكنون مى‌خواهد با مرد اول ازدواج دايم كند، ولى بعد از پرسيدن مسئله گفته‌اند كه تو بر مرد اول حرام ابدى مى‌شوى، لطفا مسئله را طبق نظر مرحوم آية الله العظمى خوئى (قدس سرّه) بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: اگر عدّه‌ى او از مرد اول تمام شده بوده و به عقد مردم دوم درآمده، اين زن به مرد اول حرام ابدى مى‌شود؛ زيرا او هرچند جاهل بوده، ولى در عدّه‌ى غير، زن را عقد كرده و با او نزديكى نموده است؛ ولى اگر عدّه‌ى شوهر اول تمام نشده و با مرد دوم ازدواج كرده، چنانچه در سؤال ذكر شده؛ زن به هر دو مرد حرام مى‌شود، اما مرد دوم به اين جهت حرام مى‌شود كه در ايام عدّه مرد اول با او دخول نموده، اما حرمت به مرد اول چون در ايام عدّه و طى شبهه‌ى مرد دوم، با زن عقد كرده و دخول نموده است، والله العالم.

سؤال (590) اگر زنى كه طلاق گرفته و بعد از مدتى ازدواج نموده است و بعد از


صفحه 244

گذشت چند سال اكنون به شك افتاده كه آيا عدّه‌ى او تمام شده بوده و ازدواج كرده يا در اثناء عدّه ازدواج انجام شده و اين زن به شوهرش حرام ابدى شده است، اكنون وظيفه‌ى اين زن چيست؟

خوئى (قدس سرّه): نبايد به شكش اعتنا نمايد، والله العالم.

سؤال (591) خانمى كه در ايام عدّه ازدواج نموده و گمان مى‌كرده كه عقد با دخول در ايام عدّه اشكال دارد و مجرد عقد بدون دخول مانعى ندارد، اين خانم در اين عقد جديد هم قصد چندانى به مضمون عقد نداشته و به خاطر اصرار طرف مقابل تن به اين كار داده و به خاطر اينكه ازدواج موقت قبلى خود را پوشش دهد، ظاهراً تلفظ به عقد كرده، آيا اين زن به مرد خواستگار حرام ابدى مى‌شود؟

بسمه تعالى: در فرض مسئله اگر جاهل به مسئله و حكم شرعى بوده و تنها عقد خوانده شد و دخولى صورت نگرفته، به مرد خواستگار حرام ابدى نمى‌شود، خصوصاً در صورتى كه از تلفظ به عقد قصد نكاح نكرده باشد، چنانچه در مسئله ذكر شده است، والله العالم.

سؤال (592) جوابى از استفتائى كه مربوط به وطى به شبهه مى‌شد بدست ما رسيده است و در آن فرموديد روايات وارده در باب 17 از ابواب (مايحرم بالمصاهره) دلالت بر حكم مذكور در جواب مى‌كند ولى لازم به ذكر است كه روايت محمد بن مسلم در مورد زنى وارد شده كه شوهرش مرده است و در روايت براى اين زن دو عدّه بيان شده است ولى عدّه‌ى وطى به شبهه ربطى به عدّه‌ى وفات نداشته و امر به عدّه نگه داشتن تنها از جهت تنزيل وطى به شبهه بر طلاق مى‌باشد به همين جهت اين روايت دلالت بر بطلان عقد واقع در زمان عدّه‌ى وطى به شبهه و تحقق حرمت ابديه نمى‌كند بلكه‌


صفحه 245

عدّه‌ى وطى به شبهه از جهت استبراء و پاك سازى رحم مى‌باشد و نمى‌توان آن را با عدّه‌ى وفات مقايسه كرد.

اما روايت صحيحه‌ى حلبى: در اين صحيحه تنها اشاره به حرمت عقد در زمان عدّه شده و اين لفظ عدّه در روايت انصراف به عدّه‌ى وفات و طلاق پيدا مى‌كند و شامل عدّه‌ى وطى به شبهه نمى‌شود با توجه به آنچه كه گفته شد دليل بر باطل بودن عقد در زمان عدّه‌ى وطى به شبهه و حصول حرمت ابديه را بيان فرمائيد؟

بسمه تعالى: رواياتى كه دلالت دارد بر اينكه ازدواج در ايام عدّه باطل است و در فرض دخول موجب حرمت ابدى مى‌گردد مانند موثقه سماعه و صحيحه حلبى مطلق مى‌باشد و شامل عدّه‌ى وطى به شبهه هم مى‌گردد و ادعاى انصراف آن‌ها به عدّه‌ى وفات و طلاق وجهى ندارد. اما تعبير به استبراء از عدّه‌ى وطى به شبهه كه در بعضى از روايات وارده شده است براى اشاره به اين مطلب مى‌باشد كه عدّه‌ى وطى به شبهه مانند عدّه‌ى طلاق سه طهر مى‌باشد چنانچه در طلاق هم تشريع عدّه به جهت استبراء مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (593) مردى زنى را طلاق داده و آن زن در عدّه‌ى طلاق مرد، اقدام به ازدواج با مرد ديگرى نموده است (و جهت اين امر جهل زن به مسئله‌ى عدّه بوده و گمان مى‌كرده كه يك طهر بعد از تحقق طلاق براى ازدواج دوم كفايت مى‌كند) اين زن بعد از توجه به مسئله‌ى شرعى از مرد دوم طلاق گرفته و عدّه‌ى وطى به شبهه نگه داشته است ولى در همان زمان و قبل از تمام شدن عدّه‌ى وطى شبهه، مرد اول دو مرتبه به اين زن رجوع كرده و او را به عقد جديد خويش درآورده است و با او نزديكى هم نموده‌


صفحه 246

است. لطفاً حكم شرعى اين عقد و نزديكى كه انجام گرفته را بيان فرمائيد.

بسمه تعالى: آنچه كه مسلم است عدّه‌ى طلاق به حادث شدن حيض سوم بعد از طلاق تمام مى‌شود به همين جهت عدّه، سه طهر كامل مى‌باشد كه يكى از آن سه طهر، طهرى است كه طلاق در آن واقع گرديده است در اين صورت اگر مرد دوم قبل از گذشت اين مدت زن را به عقد خود درآورده و به او دخول نموده و سپس او را طلاق داده است اين زن بايد عدّه‌ى وطى به شبهه نگه دارد و اگر در بين عدّه‌ى وطى به شبهه شوهر اول عقد خوانده و دخول نموده باشد اين زن بر هر دو مرد حرام ابدى مى‌شود، والله العالم.

اما اينكه عقد بر زن در زمان عدّه‌ى وطى به شبهه و دخول به او موجب حرمت ابدى مى‌گردد در روايات متعددى مورد اشاره واقع شده است (در عنوان 17 از ابواب مايحرم بالمصاهره) اما اينكه عدّه‌ى وطى به شبهه از جهت مقدار همانند عدّه‌ى طلاق مى‌باشد مورد روايت صحيحه‌ى حلبى باب 17 و صحيحه‌ى محمد بن مسلم و غير از اين دو از روايات ديگر مى‌باشد.

حكم زنا با زنى كه در عدّه است‌

سؤال (594) زنى كه مبتلا به زنا شده، در حالى كه شوهر داشته، سپس شوهرش او را طلاق داده و بعد از طلاق شخصى كه با او زنا كرده بود در ايام عدّه طلاق با اين زن به عنوان عقد موقت دخول نموده است، اين زن قبل از اتمام عدّه‌ى ازدواج موقت (كه عدّه وطى به شبهه مى‌باشد) با شوهر اولش عقد موقت خوانده و شوهر اول به او دخول نموده است، آيا اين زن‌


صفحه 247

مى‌تواند به عقد دايم شوهر اول درآيد؟

بسمه تعالى: اين زن به هر دو مرد حرام مؤبد مى‌شود، والله العالم.

سؤال (595) آيا در صورت زنا با زن كافره‌اى كه شوهر دارد، مى‌توان بعد از طلاق زن مذكور، با او ازدواج نمود؛ يعنى زن كافره هم حكم زن مسلمان را دارد؟

بسمه تعالى: در اين حكم فرقى بين زن كافره و مسلمان نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (596) شخصى كه با زن كافره‌اى زنا كرده و اكنون اين زن مسلمان شده و از شوهر كافرش جدا شده است، سپس شخص زانى قبل از اتمام عدّه اين زن را به عقد خود درآورده، آيا اين زن بر زانى حرام ابدى مى‌شود؟

بسمه تعالى: هر كس با زن شوهردار زنا كند بنابر احتياط واجب اين زن بر او حرام مى‌گردد و در اين حكم فرقى بين زن مسلمان و كافر نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (597) زنى كه طلاق رجعى گرفته و در ايام عدّه به مرد ديگرى زنا داده است، آيا زنا در عدّه‌ى طلاق رجعى موجب حرمت ابديه مى‌شود. اين زن از يك نفر از طلّاب علوم دينى سؤال نموده و او هم گفته‌ى كه حرمت ابدى محقق نمى‌شود. اين زن با جهل به مسئله و با توجه به گفته آن شخص با مرد زانى ازدواج نموده و بعد از مدتى فهميده كه ازدواج باطل بوده و زناى در عدّه موجب حرمت ابديه مى‌گردد، آيا اين ازدواج حكم وطى به شبهه را دارد؟ و در صورتى كه وطى به شبهه محسوب شود، مقدار عدّه‌ى آن چقدر مى‌باشد؟

بسمه تعالى: زنا در عدّه‌ى طلاق رجعى بنابر احتياط واجب موجب حرمت ابدى مى‌گردد و اگر شخص زانى قبل از آن زن را عقد كرده و به او دخول‌


صفحه 248

نموده و يا اينكه دخول قبل از اتمام عدّه بوده است، اين زن بر زانى حرام ابدى مى‌شود و اين زن بايد عدّه‌ى وطى به شبهه را نگه دارد؛ يعنى بايد به اندازه‌ى گذشت سه طهر و پاكى از زمان آخرين نزديكى صبر نمايد و پاكى كه آخرين نزديكى در آن محقق شده، يكى از سه طهر محسوب مى‌گردد.

و اما در صورتى كه عقد بعد از انقضاء عدّه‌ى شوهر اول بوده، بنا بر احتياط واجب عقد ذكر شده باطل مى‌باشد و چون مسئله در نزد ما مبنى بر احتياط وجوبى است، زانى بايد زن را در پاكى كه در آن با زن نزديكى نكرده، طلاق داده و زن بعد از طلاق عدّه طلاق را نگه داشته و وقتى كه حيض سوم بعد از طلاق شخص زانى محقق شد، عدّه تمام شده و مى‌تواند با مرد ديگرى ازدواج كند، والله العالم.

ازدواج با خواهر كسى كه با او لواط كرده‌

سؤال (598) آيا خواهر شخصى كه با او لواط شده، بر شخص لواط كننده حرام ابدى مى‌شود؟

بسمه تعالى: اگر شخص بالغ با پسرى لواط نموده، خواهر آن پسر بر او حرام ابدى مى‌شود و اگر شك در دخول باشد و يا اينكه شخصى كه لواط كرده، غير بالغ باشد خواهر مفعول حرام نمى‌شود، والله العالم.

سؤال (599) دو مردى كه يكى از آن دو با ديگرى لواط نموده و اين عمل قبل از بالغ شدن آن دو بوده و به همين جهت شخص لواط كننده خواهر شخص مفعول را گرفته و به عقد خود درآورده و اكنون داراى دو فرزند از او مى‌باشد، آيا اين عقد صحيح مى‌باشد؟


صفحه 249

بسمه تعالى: در صورتى كه شخص لواط كننده بالغ نبوده است، لواط موجب حرمت ابدى خواهر مفعول بر شخص لواط كننده نمى‌شود، والله العالم.

زنا با خاله و يا عمه باعث حرمت ازدواج با دختران آن‌ها مى‌شود

سؤال (600) آيا بر شخص زناكار دختر زنى كه با او زنا شده، حرام مى‌گردد و آيا حكم در صورتى كه زن زنا داده از فاميل باشد، جارى مى‌شود؟

بسمه تعالى: بنابر احتياط مستحب شخصى كه زنا كرده با دختر زنى كه زنا داده، نبايد ازدواج كند، هرچند آن زن از فاميل و خويشان باشد، ولى اگر زنى كه زنا داده، عمه و يا خاله‌ى شخص زناكار باشد، بنابر احتياط واجب نمى‌تواند با دختر آن دو ازدواج كند، والله العالم.

حرمت ازدواج به جهت رضاع و شير خوردن‌

سؤال (601) در صورتى كه زنى نوه‌ى خودش را از زمان ولادت به مدت سه روز شير داده و در بين اين سه روز هم از آب مخلوط با شكر به بچه داده‌اند و اين شيردادن مادر بزرگ فقط به خاطر ساكت شدن بچه بوده و مادر بزرگ چندان شيرى هم نداشته است و فقط براى اينكه بچه ساكت شود، سينه‌ى خود را در دهان او گذاشته و اين بچه مقدار خيلى كم از شير او خورده است و بعد از گذشت سه ماه به جهت كسالت مادر بچه، دوباره مادر بزرگ او براى ساكت كردن بچه مثل دفعه‌ى قبل بچه را شير داده است اين مسئله همه‌اش به خاطر جهل پدر و مادر و مادر بزرگ بچه به حكم شرعى بوده است، ولى عدد دفعاتى كه شير داده است بيشتر از 15 بار نبوده، لطفاً حكم شرعى اين مسئله را بيان فرمائيد؟