مىتوانم بقيهى مدت را به او بخشيده، سپس براى مدت طولانىترى او را عقد نمايم؟
بسمه تعالى: بعد از بخشيدن مدت، عقد جديد مانعى ندارد، والله العالم.
سؤال (616) نظر مبارك را دربارهى انجام ازدواج موقت و انشاء عقد موقت به وسيله صحبت با اينترنت بيان فرمائيد و در صورت جواز اين كار، صيغهى آن چگونه خوانده مىشود؟
بسمه تعالى: اين عمل در صورتى كه طرفين كاملًا همديگر را بشناسند، مانعى ندارد و صيغهى عقد موقت مثل عقد دايم بوده، با اين تفاوت كه در عقد موقت بايد حتماً مدت و مقدار مهر ذكر شود، والله العالم.
سؤال (617) آيا ازدواج موقت براى كسى كه همسر دايمى او با او مىباشد، كراهت دارد؟
بسمه تعالى: دليلى براى كراهت نداريم، والله العالم.
سؤال (618) وقتى كه مسئلهى ازدواج موقت مطرح مىشود، عدّهاى مىگويند، آيا تو قبول مىكنى كه خواهر و يا دخترت متعه شود و آيا آنها را به ازدواج موقت مىدهى، در مقابل اين حرف چه جوابى بدهيم؟
بسمه تعالى: دختر باكره اگر امكان ازدواج دايم داشته و خواستگار ازدواج دايم دارد بر پدرش جايز نمىباشد كه او را به ازدواج موقت بدهد؛ زيرا نكاح و ازدواج موقت در اين صورت به صلاح دختر نمىباشد، والله العالم.
سؤال (619) آيا خواندن عقد متعه و ازدواج با زنى كه در مذهب او، ازدواج موقت مشروع نمىباشد مانند اهل سنت و يا اهل كتاب جايز است با توجه به اينكه هدف اين زنها فقط به دست آوردن مال مىباشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه عقد را به زبان آورده و قصد معناى آن را هم بنمايد، عقد صحيح مىباشد، والله العالم.
راز تعدد ازدواج موقت
سؤال (620) در بعضى از رسالههاى عمليه ذكر شده كه انسان مىتواند همزمان هزار زن را به عقد موقت خود درآورد، چگونه يك شخص عاقل و مسئول در مقابل اجتماع و خانواده و فرزندان خود اقدام به چنين عملى مىنمايد؟ آيا توان جسمى و جنسى انسان به اين اندازه مىباشد كه بتواند در يك زمان هزار زن را به عقد موقت خود داشته باشد؟ آيا اين فتوى و اين نظر با عقل و با ارتكازات عرفى مردم سازش دارد، چگونه مىتوان اين فتوى را با عقل توجيح نمود؟
بسمه تعالى: ازدواج به صورت موقت با عدّهى زيادى زن به شكل همزمان مانعى ندارد و غرض از ازدواج موقت تنها منحصر به مباشرت جنسى نمىباشد، بلكه گاهى اوقات غرض رساندن مال و رسيدگى به امور زنهاى فقير و نيازمند به طريق مهريه و يا طرق ديگر مىباشد، والله العالم.
سؤال (621) مرحوم آية الله خوئى (قدس سرّه) زنهاى اهل كتاب را در بعضى از احكام با كنيزان مشترك مىداند، مانند اينكه مثل كنيزان نمىتوان بيشتر از دو زن كتابى را عقد نمايد، آيا اين حكم منحصر به ازدواج دايم است يا اينكه در موقت هم جريان دارد؟
بسمه تعالى: در ازدواج موقت بيشتر از دو زن مىتواند به عقد خود درآورد، والله العالم.
ازدواج موقت با اهل كتاب
سؤال (622) بعضى از خطبا و وعاظ از مرحوم آية الله خوئى (قدس سرّه) نقل نمود كه انسان نمىتواند با وجود ازدواج دايم با زن مسلمان، با زن اهل كتاب ازدواج موقت كند، مگر در صورتى كه از زن مسلمان اجازه بگيرد و در غير اين صورت بايد تازيانه بخورد، آيا اين نقل صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: آنچه كه نقل شده، صحيح مىباشد، ولى در صورتى كه مدت زمان عقد موقت با زن كتابى به اندازهاى كم باشد كه عرفاً نگويند كه او دو زن دارد مثل اينكه به مدت يك ساعت و يا يك روز باشد نيازى به اجازه از زن مسلمان ندارد و در صورتى كه عرف شك كند، آيا زمان تعيين شده در عقد به آن اندازه هست يا نه، ازدواج بدون اجازه جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (623) ازدواج با زن اهل كتاب بدون اجازهى زن مسلمان جايز نمىباشد، آيا در صورتى كه زن مسلمان را طلاق داده، مىتواند در زمان عدّهى او بدون اجازهى زن مسلمان با زن كتابى ازدواج كند؟
بسمه تعالى: در صورتى كه طلاق رجعى باشد، ازدواج در عدّه جايز نمىباشد و در صورت طلاق بائن مانعى نداشته و متوقف بر گذشت زمان عدّه نمىباشد، والله العالم.
سؤال (624) آيا اجازهى همسر مسلمان در ازدواج دايم و يا موقت با زن كتابى لازم مىباشد و در صورتى كه اجازه لازم باشد، آيا مىتوان به مجرد علم به رضايت اكتفاء نمود يا اينكه بايد حتماً اجازهى او صريحاً احراز شود؟
بسمه تعالى: بله اجازهى زن مسلمان بايد در ازدواج با زن كتابى چه به شكل دايم و چه موقت احراز گرديده و مجرد علم به رضاى زن مسلمان كفايت نمىكند، والله العالم.
تعيين زمان در عقد موقت
سؤال (625) در صورتى كه شخصى اقدام به ازدواج موقت نموده و مهرى كه مشخص نموده 1000 تومان مىباشد، ولى مدتى براى صيغه در ضمن عقد مشخص نشده است، ولى زن شرط نموده كه مدت بيشتر از مقدار انزال نباشد و بعد از آن مرد ديگر حقى ندارد، حكم اين مسئله را بيان نمائيد؟
بسمه تعالى: بايد در عقد ازدواج موقت- زمان- چه كم و چه زياد مشخص باشد، والله العالم.
عيوبى كه موجب خيار فسخ عقد مىباشد
سؤال (626) در توضيح المسايل عيوب چهارگانهاى كه اگر در مرد باشد، موجب خيار فسخ عقد براى زن مىباشد، ذكر گرديده است. آيا اگر عيوب ديگرى غير از اين عيوب چهار گانه در مرد باشد، شرعاً بايد قبل از عقد به زوجه بگويد؟
بسمه تعالى: بنابر احتياط در صورتى كه عيب از عيوبى است كه بدون اعلام معلوم نمىشود بايد قبل از عقد به زوجه بگويد، ولى نگفتن آن باعث ثبوت خيار براى زن نمىباشد، والله العالم.
ناتوانى جنسى
سؤال (627) زن مسيحى كه با مرد مسيحى ازدواج نموده، ولى اكنون اين زن علاقهاى به آن مرد نداشته و مىگويد اين مرد توانايى جنسى و قدرت دخول به زوجه را ندارد، آيا طبق موازين اسلامى راه حلى براى نجات اين زن از شوهرش مىباشد با توجه به اينكه اين زن بعد از جدايى خواهان
ازدواج با يك مرد مسلمان مىباشد؟
بسمه تعالى: مىتواند به قاضى مسلمان مراجعه نموده و او هم طبق حكم اسلامى حكم كند به اينكه شوهر اين زن را تا يك سال مهلت مىدهد اگر در اين يك سال مرد نتوانست، نزديكى كند براى زن او خيار فسخ عقد نكاح ثابت مىشود چنانچه اين زن مىتواند به قضات دين خودش مراجعه نمايد، والله العالم.
مرض ايدز
سؤال (628) در صورتى كه يكى از زوجين مبتلا به مرض ايدز باشد، آيا ديگرى حق فسخ عقد نكاح را دارد؟
بسمه تعالى: بعيد نيست كه اين مريضى حكم جذام و برص را داشته باشد اگر چه بنابر احتياط با طلاق از هم جدا شوند، والله العالم.
سؤال (629) در صورتى كه زن مبتلا به ايدز نبوده، ولى شوهر مبتلا است، آيا زن مىتواند شوهرش را مجبور به طلاق كند؟
بسمه تعالى: در صورتى كه نجات زن و جلوگيرى از ابتلاى به ايدز متوقف بر طلاق باشد، مىتواند شوهر را مجبور به طلاق كند، والله العالم.
حكم تدليس در ازدواج
سؤال (630) آيا تدليس در ازدواج موجب خيار فسخ مىشود؟
بسمه تعالى: تدليس در ازدواج موجب خيار فسخ نمىشود، مگر در عيوبى كه موجب فسخ عقد مىشود و تدليس ذكر شده در سؤال موجب مىشود كه مهر به عهدهى ولى دخترى باشد كه در ازدواج تدليس نموده است، والله العالم.
سؤال (631) مردى كه مبتلا به بيمارى التهاب كبد وبائى بوده و اقدام به ازدواج موقت نموده است و اين مريضى يك بيمارى خطرناك مسرى بوده و در بسيارى از موارد موجب مرگ شخص مبتلا مىشود و در اين حالت بيمارى شخص مريض نبايد اقدام به عمل جنسى نمايد، زيرا موجب سرايت بيمارى به ديگرى مىشود. با اين فرض اگر اين مرد در هنگام ازدواج موقت به همسرش بگويد من از اين بيمارى نجات و بهبود يافتهام و زن هم گفتهى او را باور نموده و بعد از عقد موقت اقدام به عقد دايم نموده، ولى بعد از عقد دايم متوجه شده كه مرد همچنان مبتلا به مريضى ذكر شده مىباشد. آيا اين زن حق اعمال خيار تدليس دارد و آيا مىتواند مطالبهى مهر كند با توجه به اينكه مرد ذكر شده، نزديكى هم داشته است؟
بسمه تعالى: اگر به وجه معتبر و صحيحى زن بفهمد كه مرد هنوز مبتلا به بيمارى مذكور مىباشد مثل اينكه از گفتهى پزشكان متخصص اين ابتلاء احراز شود، زن مىتواند از انجام عمل نزديكى جلوگيرى نمايد و يا اينكه به طريقى رضايت به اين عمل دهد كه يقين داشته باشد خطر ابتلاء به آن طريق موجود نمىباشد و حق فسخ عقد را نداشته و مىتواند شوهرش را به هر شكلى كه ممكن است، راضى به طلاق دادن او نمايد، هر چند به اين شكل كه مهريهاش را كه مىتواند از مرد در هنگام طلاق بگيرد، به او ببخشد و او را راضى به طلاق نمايد، والله العالم.
حكم حق همخوابى با زنان
سؤال (632) حدود شرعى را كه براى بودن مرد در نزد زن مطرح شده، بيان فرموده و مقدار و زمانى كه در همخوابى با او در شرع مقدّس تعيين گرديده را
مرقوم فرمائيد. آيا مدت زمان يك ساعت كفايت مىكند و آيا مكان هم در اين مسئله دخالت دارد، آيا اگر مرد در يك اتاق و زن در اتاق ديگر بخوابد مفهوم همخوابى و شب بودن با او محقق گرديده است؟
بسمه تعالى: آنچه كه شرعاً معتبر مىباشد آن است كه شب نزد زن رفته و همهى شب را نزد او باشد و معتبر از همخوابى آن است كه با او در يك مكان مثل اتاق واحد بخوابد، والله العالم.
سؤال (633) عدالتى كه بايد بين دو همسر برقرار شود، چيست؟
بسمه تعالى: عدالتى كه در اين مسئله اشاره شده، يعنى شوهر بايد نفقهى زنهاى خود را كه عبارت است از خوراك و لباس و مسكن كه مناسب شأن آنهاست، برايشان فراهم نموده و نسبت به حق همخوابى و حق قسمتى كه هر كدام دارند، بايد بين آنان طبق موازين شرعى عمل نمايد، والله العالم.
سؤال (634) اگر مردى در نزد يكى از دو همسرش شب را به سر برده، آيا مىتواند شبهاى ديگر را هر گونه كه خودش صلاح ديد عمل نمايد؟
بسمه تعالى: بله مىتواند، والله العالم.
احكام اولاد
سؤال (635) در مواردى كه فرزندان به شكل دوقلو متولد مىشوند، آيا فرزندى كه دفعهى دوم از رحم مادر بيرون مىآيد از جهت سن بزرگتر است يا آنكه اول بيرون مىآيد؟
بسمه تعالى: احكام شرعيه مترتب مىشود به فرزندى كه اول متولد مىشود، هرچند در روايت ضعيفهاى وارد شده كه هر كدام كه نطفهاش جلوتر منعقد گرديده، فرزند دوم محسوب مىشود، والله العالم.
الحاق فرزند
سؤال (636) زنى گمان مىكرده كه يائسه شده است و اعمال يائسه را انجام مىداده است، او با شخصى اقدام به ازدواج منقطع نموده و بعد از اتمام مدت با دو شخص ديگر اقدام به ازدواج منقطع كرده است. بعد از اتمام اين سه ازدواج منقطع، حامل و باردار گرديده است. در اين فرض فرزند به كدام يك از اين سه مرد ملحق مىشود؟ آيا مىتوان در اين فرض به قرعه اكتفا نمود؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض ذكر شده در سؤال چون علاقهى زوجيت مرد اول از اين زن قطع گرديده است فرزند به مرد اول ملحق نمىشود و اگر عقد مرد دوّم و سوّم هر دو در زمان عدّه زن از مرد اول بوده است هر دو عقد باطل مىباشد و نزديكى هردو مىشود وطى به شبهه، و در اين فرض فرزند بين اين دو مرد مردد مىشود و بايد در تعيين آن به قرعه مراجعه شود و اگر هر دو عقد بعد از تمام شدن عدّه بوده هر دو صحيح مىباشد و فرزند تعلق به مرد سوم دارد.
سؤال (637) مردى كه با زنى اقدام به ازدواج موقت نموده است و از اين امر خانوادهى زن اطلاع نداشتهاند، ولى اين مرد به زن دخول و نزديكى نكرده و فقط منى خودش را به روى شكم زن يا پشت او مىريخته و يقين داشته كه منى داخل فرج او يا به دهانهى فرج نرسيده است و بعد از سه ماه زن ادعا نموده است كه حامله شده، در اين فرض فرزند به چه كسى ملحق مىشود؟
بسمه تعالى: اگر شوهر اعتراف كند كه منى خود را به اطراف فرج ريخته است، فرزند شرعاً به او ملحق مىشود، والله العالم.