انجام دهند؟ آيا حرف اطبا در تشخيص اين موضوع كه در سؤال گفته شد اعتبارى دارد؟
خوئى (قدس سرّه): بله مادر مىتواند جنين را ساقط كند و كلام پزشكان تا زمانى كه اشتباه آنان معلوم نگشته، اعتبار دارد و ديه را بايد كسى بدهد كه مباشر در اسقاط مىباشد.
تبريزى (قدس سرّه): مادر مىتواند با خوردن دارو جنين را كشته و اطبا و پزشكان آن را خارج سازند و در ثابت بودن ديه بر مادر اشكال است. آنچه كه گفته شد در موردى است كه روح در جنين دميده شده باشد، ولى قبل از ولوج و دميده شدن روح ديه به گردن كسى است كه بچه را اسقاط كرده و فرقى بين مادر و غير او نمىباشد.
سؤال (656) حكم اسقاط جنين در حالات ذكر شده، در سؤال را ذكر نمائيد؟
الف- در صورتى كه بقاء جنين در رحم مادر باعث خطر جانى براى مادر باشد، مثل موردى كه مادر مبتلا به مرض قلبى مىباشد.
ب- در صورتى كه با آزمايشات پزشكى معلوم شود، طفل در رحم ناقص الخلقه بوده و بعد از تولد باعث مشقت و زحمت براى پدر و مادر و ايجاد مزاحمت براى اجتماع مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): الف- اگر بقاء حمل و جنين در رحم مادر باعث خطر بر حيات مادرش باشد، اسقاط جايز مىشود و مادر بايد ديه بدهد.
ب- اسقاط جنين در تمام صور ذكر شده، در اين سؤال جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (657) چه زمانى روح در جنين دميده مىشود و از چه زمان، ديگر نمىتوان جنين را سقط نمود؟
بسمه تعالى: روح بعد از گذشت چهار ماه از عمر جنين دميده مىشود و اسقاط جنين بعد از انعقاد نطفه جايز نمىباشد، هرچند از انعقاد آن يك لحظه گذشته باشد، والله العالم.
سؤال (658) همسر من در حالى است كه شك در حاملگى خود دارد، آيا با اين شك مىتوان با عمل جراحى داخل رحم را پاكسازى كرده و يقين به عدم وجود حمل در داخل رحم پيدا نمايد با توجه به اينكه اين خانم مبتلا به مريضى التهاب كليه بوده و دو سال قبل هنگام حاملگى در معرض مرگ قرار گرفت كه به لطف خدا نجات پيدا نمود. اكنون با توجه به اين بيمارى به هيچ وجه باردارى به صلاح وى نبوده و زندگى او را به مخاطره جدى مىاندازد، آيا عمل جراحى با اين شرايط جايز است؟
بسمه تعالى: در صورتى كه اين خانم مريض بوده و باردارى براى او ضرر دارد، مىتواند با عملى كه در سؤال گفته شده، در صورت شك در حاملگى اقدام نمايد، بلكه در صورتى كه يقين به باردارى هم داشته باشد، اگر هنوز روح در جنين دميده نشده است و چهار ماه آن كامل نشده، مىتواند اين عمل را انجام دهد، والله العالم.
سؤال (659) در برخى موارد كه زن باردار را به بيمارستان مىبرند پزشكان به شوهر اين زن مىگويند كه مادر يا بچه بر اثر عمل جراحى از دنيا مىرود و شوهر را مخير مىكنند كه امضاء به بقاء يكى از آن دو و مرگ ديگرى بدهد، وظيفهى شرعى شوهر در اين حال چيست و پزشكان بعد از گرفتن امضاء از شوهر چه تكليفى دارند؟
بسمه تعالى: در صورتى كه احراز شود كه اگر عمل جراحى نشود، مادر و بچه هر دو مىميرند در اين صورت شوهر مىتواند به زنده ماندن يكى از آن
دو امضاء دهد و همچنين طبيب مىتواند عمل جراحى را انجام دهد، ولى اگر اين امر احراز نشود و اگر عمل جراحى نشود يكى از آن دو مىميرند، شوهر نمىتواند به بقاء يكى از آن دو امضاء دهد و امضاى او هم اثرى ندارد، ولى مادر مىتواند در صورتى كه بقاء حمل در رحم، خطر مرگ براى او داشته باشد با خوردن دارو آن را از بين برده و بعد از مردن آن، پزشكان با عمل جراحى آن را بيرون آورند، والله العالم.
سؤال (660) مقصود از دينار كه در مسئله ديه سقط جنين گفته شده، چيست و اگر شوهر ديهى جنين را به مادر نبخشيد و يا اينكه ورثهى شرعى ديه، مقدار ديه را به كسى كه جنين را سقط نموده، ببخشند، آيا دادن كفاره بر سقط لازم است؟
خوئى (قدس سرّه): مقصود از دينار معين در ديه، دينار مسكوك از طلا مىباشد كه مساوى با يك مثقال شرعى است و اگر صاحبان و وارثان ديه آن را ببخشند. چيزى به كسى كه جنين را سقط نموده، واجب نمىباشد و كفاره هم در فرض سؤال بر شخص اسقاط كننده لازم نيست. و اگر شخص اسقاط كننده پدر باشد، ديه بر عهدهى اوست، والله العالم.
سؤال (661) زنى كه باردار بوده و جنين او چهار ماهه مىباشد اين خانم اكنون مبتلا به خونريزى مستمر شده و به مدت يك ماه اين خونريزى ادامه دارد، پزشكان اين خونريزى را براى مادر خطرناك دانسته و بقاء جنين را براى مادر موجب خطر مرگ مىدانند، آيا در فرض مذكور سقط جنين جايز است؟
بسمه تعالى: در صورتى كه زن احتمال خطر جانى بدهد مىتواند با خوردن دارو جنين را از بين برده و پزشكان آن را از رحم خارج كنند، والله العالم.
سؤال (662) در صورتى كه خانمى باردار به دو جنين در رحم باشد و يكى از آن دو مرده و ديگرى زنده است، در صورتى كه سقط منجر به مرگ ديگرى شود، جايز است؟
بسمه تعالى: اگر ممكن باشد كه بچهى مرده را با عمل جراحى بيرون آورند، به شكلى كه جان مادر و بچهى زنده در رحم به خطر نيفتد، بايد اين عمل انجام شود. ولى اگر پزشكان حاذق و متبحر تشخيص دهند كه بقاى فرزند ديگر در رحم باعث مرگ مادر مىشود، در اين فرض مادر مىتواند با خوردن دارو اقدام به از بين بردن جنين نموده، سپس پزشكان آن را از فضاى رحم خارج كنند و در غير اين صورت اسقاط جنين جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه جنين خودش بميرد، والله العالم.
سؤال (663) نظر مبارك شما راجع به سقط جنين چيست؟ آيا در صورت اسقاط، كفارهى قتل عمد بر شخص سقط كننده لازم مىشود؟ آيا حرمت اسقاط جنين و يا جواز آن مشروط به زمان خاص و عمر محدودى از جنين مىشود؟ آيا در موردى كه مادر مبتلا به مرض باشد كه به حسب تشخيص پزشكان بايد جنين سقط شود، مىتوان جنين را سقط نمود؟ آيا در اين مسئله مىتوان رجوع به غير شما، از مراجع ديگر كه اين عمل را جايز مىدانند، نمود؟
بسمه تعالى: اسقاط جنين جايز نمىباشد، مگر در صورتى كه بقاء جنين در رحم مادر باعث خطر جانى براى مادر بوده و او را در معرض مرگ قرار دهد در اين حال فقط مادر مىتواند با خوردن دارو جنين را از بين برده، و اگر مادر با خوردن دارو جنين را از بين ببرد، پزشك مىتواند آن را با عمل جراحى از رحم بيرون آورد و اين مورد از مواردى است كه زن مىتواند
به پزشك مرد مراجعه نموده و بدن خود را ظاهر سازد، والله العالم.
سؤال (664) اگر مرد مسلمان زن غير مسلمان را به عقد موقت خود در آورد و اين زن باردار شود. آيا مىتوان قبل از دميدن روح در جنين آن را اسقاط نمود با توجه به اينكه اين فرزند بعد از تولد طبق مقررات كشورهاى اروپايى به مادر داده شده و بر اثر تربيت او مسيحى مىشود.
بسمه تعالى: فرزند محكوم به اسلام بوده و قتل آن جايز نمىباشد، چنانچه اسقاط جنين هم حرام است، والله العالم.
* حكم اسقاط جنين مريض يا ناقص
سؤال (665) زنى كه بعد از باردارى و انجام آزمايشات پزشكى متعدد متوجهى ناقص بودن فرزندش در رحم شده و پزشكان تشخيص دادهاند كه اين فرزند از قسمت بالاى سر ناقص بوده و در صورت تولد مجنون و ديوانه مىگردد، اكنون پزشكان به اين خانم پيشنهاد سقط اين جنين را نمودهاند، آيا اين تشخيص مجوز سقط جنين براى اين زن مىشود؟
بسمه تعالى: اسقاط جنين جايز نمىباشد، ولى اگر نگهدارى فرزند در رحم مادر براى او موجب حرج و مشقت فراوان باشد و براى مادر خطر جانى داشته باشد، فقط خود مادر مىتواند بچه را اسقاط نمايد، والله العالم.
سؤال (666) زن باردارى كه بعد از آزمايشات پزشكى معلوم شده كه فرزندش منگول مىباشد، آيا به پيشنهاد پزشكان مىتواند جنين را اسقاط نمايد؟
بسمه تعالى: اسقاط حمل جايز نمىباشد و همچنين نمىتواند جهت اسقاط خود را در اختيار پزشك قرار دهد، والله العالم.
سؤال (667) يكى از خويشان ما نابينا مىباشد او داراى دو فرزند شده كه آنها هم
مانند خود او نابينا هستند. اكنون همسر اين شخص باردار به بچهى سوم شده و پزشكان اين بچه را هم در صورت تولد نابينا تشخيص دادهاند، به همين جهت پزشكان به مادر فرزند سفارش كردهاند كه جنين را اسقاط نموده و خود را راحت كند. اين مادر هم جنين يك ماهه را سقط نموده و اكنون از كردهى خود پشيمان است، در اين فرض ديه به چه كسى واجب مىشود؟
بسمه تعالى: براى زن جايز نمىباشد كه خود را جهت اسقاط در اختيار پزشك قرار دهد. چنانچه كشف عورت هم در نزد پزشك در اين مورد جايز نيست و ديهى اسقاط به عهدهى كسى مىباشد كه مباشر سقط جنين بوده است، والله العالم.
سؤال (668) من و همسرم حامل نوعى ژن وراثتى هستيم كه موجب كم خونى خطرناك در فرزند مىشود كه اين نوع بيمارى را امروز به (تالاسمى) نامگذارى مىكنند امكان تشخيص اين بيمارى سابقاً يك سال بعد از تولد او ممكن بود، ولى علم پزشكى امروز مىتواند اين بيمارى را در رحم مادر تشخيص داده و معلوم كند كه آيا بچه در رحم مادر مبتلا به اين بيمارى مىباشد يا نه؟ البته اين بيمارى زحمات و سختىهاى زيادى را بعد از تولد براى فرزند و براى پدر و مادر او به دنبال دارد. اكنون سؤال اين است كه آيا پدر و مادر بعد از احراز اين مريضى در جنين مىتوانند آن را اسقاط كنند. آيا اسقاط قبل از ولوج روح جايز مىباشد؟ چه زمانى روح در جنين دميده مىشود؟ امروزه با پيشرفتهاى پزشكى مىتوانند نطفهى مرد و يا زن را خارج از رحم بارور نموده و بعد از آن با آزمايشات پزشكى به سالم بودن آن نسبت به بيمارى تالاسمى پىبرده و يا تشخيص دهند كه ژن
تالاسمى در آن وجود دارد يا نه؟ آيا اين عمل شرعاً جايز است؟ آيا بعد از پى بردن به ابتلاء نطفه به ژن تالاسمى مىتوان جنين خارج از فضاى رحم را از بين ببرند؟
بسمه تعالى: اسقاط جنين جايز نمىباشد، چه روح در آن دميده شده باشد و چه نشده باشد، هرچند مبتلا به مريضى ذكر شده باشد.
و انجام آزمايشى كه در سؤال ذكر شده، مانعى ندارد چنانچه بر نگرداندن نطفه به رحم مانعى ندارد، ولى زن نمىتواند خود را در معرض ديد پزشك اجنبى قرار دهد، مگر در صورتى كه پزشك موردنظر شوهرش باشد و حالت ذكر شده در سؤال، مرض نمىباشد كه زن بتواند براى آن به پزشك مرد مراجعه نموده و خود را در معرض ديد او قرار دهد و كشف عورت در نزد پزشك فقط در صورتى كه زن در مقام معالجهى مرض باشد، جايز مىباشد چنانچه مرد هم نمىتواند عورت خود را به پزشك نشان دهد تا نطفه از او گرفته شود.
* اسقاط جنين به خاطر اجبار شوهر
سؤال (669) مردى به همسرش گفته كه بچه در رحمش را اسقاط كند، زن هم گفتهى شوهر را عملى كرده و بعد از مراجعه به دكتر جنين را به وسيله دكتر سقط نموده است. در اين فرض ديه بر چه كسى واجب مىشود و بايد ديه را به چه كسى پرداخت كند؟ آيا مىتواند ديه را به برادرانش بدهد اگر زن به دست خود با خوردن قرص جنين را ساقط كند، ديه به عهده او مىباشد يا شوهر؟
بسمه تعالى: ديه به عهدهى كسى است كه مباشر اسقاط مىباشد مثل پزشك در فرض اول و خود زن در فرض اخير، والله العالم.
سؤال (670) اگر شوهر همسرش را مجبور به سقط جنين كند و بگويد اگر بچه ات را سقط نكنى، تو را طلاق مىدهم، در اين صورت وظيفهى شرعى زن چيست؟
بسمه تعالى: مجبور نمودن زن بر اسقاط جنين جايز نمىباشد و شوهر حق ندارد، همسرش را مجبور به كار حرام نمايد و اكراه و اجبار شوهر هم مجوز سقط جنين براى زن نمىباشد، والله العالم.
سؤال (671) در صورتى كه شوهر همسر خود را مجبور به سقط جنين كند و زن هم گفتهى شوهر را عملى نموده و به پزشك مراجعه كرده و بچه را سقط كرده است، در فرض مذكور ديه به عهدهى چه كسى است؟
بسمه تعالى: در صورتى كه خود زن اقدام به سقط نموده، ديه بر او واجب شده و به شكل كلى هر كس مباشر در سقط جنين باشد، ديه بر او واجب مىشود، والله العالم.
سؤال (672) زنى كه اقدام به سقط جنين چهار ماههى خود نموده و اين عمل به خاطر اجبار شوهرش بوده، بعد از مدتى شوهر از دنيا رفته است. اكنون وظيفهى زن براى برئ الذمه شدن شوهر چيست؟
خوئى (قدس سرّه): ديه در فرض مسئله بر مادر واجب است، چون مادر مباشر در اسقاط جنين بوده و شوهر فقط گناه كرده و براى او استغفار كنيد، والله العالم.
* سقط جنينى كه از زنا پديد آمده و ديهى آن
سؤال (673) در كتاب صراط النجاة ج 3 در سؤال 780 اين چنين آمده است: اگر زنى از راه زنا باردار گرديده، آيا به خاطر ترس از بىآبرويى و رسوايى در