بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 276

سؤال (670) اگر شوهر همسرش را مجبور به سقط جنين كند و بگويد اگر بچه ات را سقط نكنى، تو را طلاق مى‌دهم، در اين صورت وظيفه‌ى شرعى زن چيست؟

بسمه تعالى: مجبور نمودن زن بر اسقاط جنين جايز نمى‌باشد و شوهر حق ندارد، همسرش را مجبور به كار حرام نمايد و اكراه و اجبار شوهر هم مجوز سقط جنين براى زن نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (671) در صورتى كه شوهر همسر خود را مجبور به سقط جنين كند و زن هم گفته‌ى شوهر را عملى نموده و به پزشك مراجعه كرده و بچه را سقط كرده است، در فرض مذكور ديه به عهده‌ى چه كسى است؟

بسمه تعالى: در صورتى كه خود زن اقدام به سقط نموده، ديه بر او واجب شده و به شكل كلى هر كس مباشر در سقط جنين باشد، ديه بر او واجب مى‌شود، والله العالم.

سؤال (672) زنى كه اقدام به سقط جنين چهار ماهه‌ى خود نموده و اين عمل به خاطر اجبار شوهرش بوده، بعد از مدتى شوهر از دنيا رفته است. اكنون وظيفه‌ى زن براى برئ الذمه شدن شوهر چيست؟

خوئى (قدس سرّه): ديه در فرض مسئله بر مادر واجب است، چون مادر مباشر در اسقاط جنين بوده و شوهر فقط گناه كرده و براى او استغفار كنيد، والله العالم.

* سقط جنينى كه از زنا پديد آمده و ديه‌ى آن‌

سؤال (673) در كتاب صراط النجاة ج 3 در سؤال 780 اين چنين آمده است: اگر زنى از راه زنا باردار گرديده، آيا به خاطر ترس از بى‌آبرويى و رسوايى در


صفحه 277

جامعه، مى‌تواند جنين را سقط كند؟ در جواب مرحوم آية الله خوئى (قدس سرّه) فرموده‌اند: (سقط جنين جايز نمى‌باشد، مگر در صورتى كه زن به آن اضطرار پيدا نمايد) سؤال ما اين است كه آيا مراد مرحوم خوئى (قدس سرّه) كه فرموده‌اند قبل از ولوج روح در جنين، اگر مادر اضطرار پيدا نمايد، مى‌تواند سقط كند، آيا اضطرار به خاطر ترس از بى‌آبرويى و رسوايى مى‌باشد يا اينكه مراد ترس از مريضى و ابتلايى است كه جان مادر را به خطر اندازد؟ و بنابراين فرض كه شخص زانى با زنى كه باردار مى‌باشد، اتفاق كنند كه جنين را سقط نمايند و بعد از اين تصميم به پزشك متخصص رجوع نموده و جنين را سقط كنند، در اين فرض ديه بر چه كسى واجب مى‌شود و مقدار آن چقدر مى‌باشد با توجه به اينكه عمر جنين 6 يا 7 هفته مى‌باشد. و آيا فرقى بين ديه در حملى كه از زنا پيدا شده و حمل مشروع وجود دارد؟

بسمه تعالى: در حال اضطرار مانند ترس از خطر جانى در مادر يا ترس از بى‌آبرويى خانواده و رسوايى آنان قبل از آنكه روح به جنين دميده شده باشد، سقط جايز بوده و ديه‌ى آن 100 دينار مى‌باشد و كسى كه مباشر در اسقاط بوده مانند پزشك در مورد سؤال، بايد آن را بپردازد و بايد ديه را به حاكم شرع بدهد، والله العالم.

سؤال (674) مردى كه با زنى نامحرم زنا كرده و بر اثر اين آميزش زن باردار شده و تصميم به سقط جنين گرفته‌اند با توجه به اينكه عمر جنين دو ماه مى‌باشد و هر دوى آنان مباشر اسقاط بوده‌اند، آيا اين اسقاط جايز است؟ آيا حرج و سختى شديدى كه زن در اين باردارى مى‌بيند، مجوز سقط مى‌شود؟ آيا بعد از سقط كفاره بر زن و مرد واجب مى‌شود؟ آيا ديه هم بر آن دو


صفحه 278

واجب مى‌شود و بنابر وجوب ديه، ديه‌ى جنين دو ماهه چقدر مى‌باشد؟

بسمه تعالى: اسقاط جنين جايز نمى‌باشد و اگر جنين را اسقاط كرده‌اند ديه به گردن كسى است كه مباشر در اسقاط بوده است و اگر دو نفر با هم جنين را اسقاط كنند، ديه بر گردن هر دوى آنان مى‌باشد و بايد ديه را به حاكم شرع بدهند و مقدار ديه براى هر كدام از آن دو 40 دينار طلا مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (675) در صورتى كه زنى بعد از زنا حامله شده و بعد از آن بچه‌اش را سقط نموده است، آيا كفاره و ديه بر مادر واجب مى‌شود، در صورتى كه شخص ديگرى سبب سقط شده باشد؟ آيا ديه را بايد زن بدهد يا شخصى كه سبب بوده است؟

بسمه تعالى: ديه بر كسى واجب است كه مباشر در اسقاط حمل بوده است، ولى كفاره‌اى بر هيچكدام، چه شخصى كه اسقاط كرده و چه زن زنا داده نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (676) در صورتى كه زنى زنا داده و باردار شده است، شخصى آمده و او را به نزد پزشك برده تا جنين را ساقط نمايد. آيا بعد از انجام سقط، شخصى كه اين زن را به پزشك معالج برده و معرفى كرده، ضامن ديه مى‌باشد؟ يا اينكه فقط گناهكار مى‌باشد؟

خوئى (قدس سرّه): بله گناهكار مى‌باشد، ولى ديه به عهده‌ى كسى است كه مباشر اسقاط مى‌باشد و كفاره بر هيچكدام واجب نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (677) در صورتى كه زن از زنا باردار گردد، آيا به خاطر ترس از بى‌آبرويى و افتضاح مى‌تواند آن را بعد از چهار ماهگى سقط كند و در صورت اسقاط، آيا در اين صورت ديه واجب مى‌شود و بايد آن ديه را به چه كسى‌


صفحه 279

پرداخت كند؟

خوئى (قدس سرّه): سقط جنين جايز نيست، مگر در صورت اضطرار به آن و در صورت اسقاط ديه در صورتى كه خود زن مباشر در اسقاط بوده، بر او واجب مى‌شود و بايد ديه را هم به حاكم شرع بدهد، والله العالم.

تبريزى (قدس سرّه): آنچه در جواب گفته شده، در زمانى است كه هنوز روح دميده نشده است، اما در صورت دميده شدن روح، سقط جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (678) آيا اسقاط جنين در صورتى كه پيدايش آن از زنا باشد، جايز است. آيا در صورت حرجى بودن و سخت بودن بقاء حمل كه موجب بى‌آبرويى براى مادر مى‌باشد، سقط جايز مى‌شود و در فرض ذكر شده، ديه به عهده‌ى او مى‌باشد؟

بسمه تعالى: در صورتى كه حمل از زنا بوده و حفظ حرمت و آبروى زن متوقف بر سقط باشد، مثل اينكه نمى‌تواند به شهرهاى ديگر برود و در جاهاى ديگر زندگى كند، در صورتى كه هنوز روح به جنين دميده نشده، سقط جايز است.

سؤال (679) آيا زن شوهردار يا زنى كه شوهر ندارد، مى‌تواند جنين را سقط كند و همچنين آيا در جواز سقط، فرقى بين تولد از زنا يا غير آن مى‌باشد؟

بسمه تعالى: اسقاط جنين مطلقاً جايز نمى‌باشد، ولى در صورتى كه انعقاد جنين از زنا باشد و بقاء و نگهدارى جنين باعث حرج و سختى براى زن باشد، قبل از دميدن روح مى‌تواند آن را ساقط كند، ولى بعد از انعقاد روح مطلقاً اسقاط جايز نمى‌باشد و در اين حال زن مى‌تواند به شهر ديگرى رفته و در آنجا بچه را وضع حمل كند، والله العالم.


صفحه 280

سؤال (680) زنى كه از راه زنا باردار شده، ديه را به چه كسى پرداخت نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): بايد به حاكم شرع پرداخت شود.

احكام روابط جنسى بين زن و شوهر

سؤال (681) آيا زن و يا مرد مى‌توانند فقط با تماس بدنى، مانند ماليدن دست به بدن يكديگر بدون انجام نزديكى باعث خروج منى يكديگر شوند با توجه به اينكه در بعضى از موارد زن نمى‌تواند با شوهرش عمل نزديكى داشته باشد؟

بسمه تعالى: عمل ذكر شده در سؤال مانعى ندارد، هرچند موجب انزال منى شود، والله العالم.

سؤال (682) آيا جايز است كه مرد شهوت همسر خود را به وسيله‌ى ماليدن يك شى‌ء خارجى به عضو تناسلى او برانگيخته و موجب خروج منى از او شود؟

بسمه تعالى: مانعى ندارد و بر زن، در صورت انزال منى غسل لازم است، والله العالم.

سؤال (683) آيا استمناء با همسر با وجود مانعى بين جسم زن و مرد جايز است؟

بسمه تعالى: اگر به واسطه‌ى تماس دست زن و يا بدن او باشد، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (684) آيا زن و شوهر مى‌توانند با اجتماع در يك محل واحد و بدون تماس بدنى و فقط به مجرد نگاه به بدن يكديگر و با ماليدن بدن خود در هنگام نظر به ديگرى منى خود را خارج سازند؟

بسمه تعالى: استمناء حرام است، هرچند با نگاه به بدن زن و يا شوهر باشد، والله العالم.


صفحه 281

سؤال (685) اجزايى كه مرد نمى‌تواند در بدن زن به آن‌ها نگاه كند كدام اعضاء هستند؟ آيا زوجين مى‌توانند به شكل كاملًا برهنه با يكديگر تماس جنسى داشته باشند؟

بسمه تعالى: شوهر مى‌تواند به همه‌ى بدن همسرش نگاه كند و نزديكى به شكل كاملًا برهنه مانعى ندارد، هرچند مكروه مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (686) نزديكى از عقب زن در صورت رضايت او چه حكمى دارد؟

بسمه تعالى: بنابر احتياط واجب نزديكى از عقب زن مطلقاً جايز نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (687) آيا نزديكى با زن در حال باردارى جايز است؟

بسمه تعالى: مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (688) آيا نوشيدن شير از سينه‌ى زن در حال نزديكى جايز است؟

بسمه تعالى: مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (689) حكم نزديكى با زن در روزها و شب‌هاى عيد چه حكمى دارد؟

بسمه تعالى: نزديكى با همسر در ايام ذكر شده، مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (690) اگر مرد هنگام نزديكى با همسرش براى ازدياد قوه‌ى جنسى عسل بخورد، اشكالى دارد؟

بسمه تعالى: مانعى ندارد، والله العالم.

سؤال (691) آيا زن مى‌تواند هنگام نزديكى با شوهرش شهوت او را با ذكر اسامى زن‌هاى ديگر و اعمالى كه زن‌هاى فاحشه و يا معروفه به فساد انجام مى‌دهند، تحريك نمايد؟ آيا زن مى‌تواند هنگام نزديكى به شوهر بگويد فلان خواننده و يا فلان هنرپيشه‌ى معروف را ببوس و خود را به جاى او قرار دهد؟ آيا زن مى‌تواند در مقابل شوهر خود را با زن‌هاى ديگر مقايسه‌


صفحه 282

كرده و مثلًا بگويد موى من از موهاى فلان زن زيباتر است و امثال اين كلمات، آيا اين عمل جايز است؟

بسمه تعالى: تحريك شهوت شوهر به سوى اعمال حرام محل اشكال است، چنانچه براى شوهر سزاوار نمى‌باشد كه همسرش را با شهوت به حرام تحريك نمايد، والله العالم.

احكام نزاع زن و شوهر

سؤال (692) شخصى كه همسرش را در بين جمع متهم به خيانت نموده است و زن هم منزل شوهر را ترك كرده و به خانه‌ى پدرى خود رفته، بعد از مدتى شوهر براى برگرداندن او رفته، آيا برگشتن زن به خانه‌ى شوهر واجب است؟

خوئى (قدس سرّه): متهم نمودن زن به خيانت حق شوهر را در تمكين از گردن زن ساقط نمى‌كند، بله شوهر در اين مسئله مشمول حكم قذف مى‌گردد كه در رساله‌ى عمليه ذكر گرديده است.

تبريزى (قدس سرّه): حق قذف حق كسى كه مورد اتهام واقع شده، مى‌باشد و در فرض سؤال، زن مى‌تواند به مقتضاى حق خود بر عليه‌ى شوهر اقدام كند، چنانچه مى‌تواند شوهر را مورد عفو و بخشش قرار دهد.

سؤال (693) در مسئله‌ى سابق، اگر شوهر بخواهد همسر خود را در مكانى دور از خانواده‌ى زن ساكن كند، مثل اينكه زن اهل كويت بوده و مرد مى‌خواهد او را به عراق ببرد، آيا در صورتى كه زن اطمينان به مرد نداشته باشد، بايد به امر شوهر و خواسته‌ى او در اين مسئله عمل كند؟

خوئى (قدس سرّه): اختيار تعيين محل زندگى با شوهر مى‌باشد، مگر در صورتى كه‌


صفحه 283

زن احساس خطر نمايد كه در اين صورت مى‌تواند مكانى را انتخاب كند كه موجب رفع خطر از او گردد، والله العالم.

سؤال (694) در مسئله‌ى قبلى آيا زن مى‌تواند در صورت امتناع شوهر از خواسته‌ى زن، از او درخواست طلاق نمايد؟

خوئى (قدس سرّه): مجرد آنچه كه در سؤال ذكر شده، موجب الزام زوج و شوهر به طلاق نمى‌شود، بله اگر شوهر از دادن نفقه در صورت استحقاق زن امتناع نمود، حاكم شرع او را ملزم به دادن نفقه و يا طلاق مى‌نمايد و اگر شوهر از هر دو امتناع نمود، حاكم شرع زن را طلاق مى‌دهد و اين طلاق بائن بوده و شوهر در عدّه‌ى اين طلاق حق رجوع ندارد، والله العالم.

سؤال (695) در مسئله‌ى سابق، اگر شوهر را مجبور به طلاق كنند، آيا طلاق اجبارى صحيح است؟

خوئى (قدس سرّه): طلاقى كه از روى اجبار شوهر باشد، صحيح نمى‌باشد، مگر در موردى كه در مسئله‌ى قبلى گفته شد، والله العالم.

سؤال (696) زن و شوهرى به مدت چند ماه اختلاف شديد پيدا نموده‌اند و نتوانسته‌اند با هم تفاهم پيدا كنند. و خانواده‌ى طرفين و بزرگان آن‌ها هم نتوانسته‌اند بين آنان صلح و دوستى برقرار كنند، ولى اخيراً اين زن و شوهر براى رفع اختلاف يك گروه چهار نفرى را انتخاب نموده و همه امور خود را به آن‌ها تفويض نموده و حكم اين چهار نفر را بر خود نافذ دانسته‌اند و قراردادى را بين خود ترسيم نموده و امضاء كرده‌اند. اين گروه هم حكم خود را در مورد نزاع اين زن و شوهر گفته‌اند، آيا حكم اين گروه حجت شرعى مى‌باشد؟

بسمه تعالى: قراردادى كه اين گروه چهار نفرى در آن ذكر شده‌اند، هيچگونه‌