ازدواج زن شيعه با مرد سنى
سؤال (706) بعضى از دختران و زنان اقدام به ازدواج با جماعت اهل سنت مىنمايند با توجه به اينكه اگر اين ازدواج زياد شود باعث كم شدن شيعيان اهل بيت (عليهم السلام) شده و خود اين زنان و دختران هم در معرض انحراف از مكتب حق قرار مىگيرند، آيا اين ازدواج صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: اين ازدواج خالى از اشكال نمىباشد؛ زيرا اين زنان و همچنين فرزندان آنان در معرض انحراف قرار مىگيرند، والله العالم.
سؤال (707) مردى سنّى با زنى شيعه ازدواج نموده و در هنگام خواستگارى گفته، اگر چه من سنّى مىباشم ولى امامان و اهل بيت رسول خدا (ص) را دوست دارم. زن شيعه هم به اين خواستگارى جواب مثبت داده و عقد اجرا شده است، ولى بعد از مدتى زن متوجه شده كه اين مرد ناصبى و دشمن اهلبيت (عليهم السلام) پيامبر مىباشد. زن بعد از آنكه مطلب را متوجه شده از تمكين خود دارى نموده و درخواست طلاق نموده است. آيا عقدى كه به اين شكل جارى شده، صحيح بوده است؟ آيا بر فرض صحت، اين زن مىتواند با اين مرد مخالف و دشمن اهل بيت (عليهم السلام) زندگى كند.
خوئى (قدس سرّه): ازدواج با شخص سنّى مادامى كه دشمن اهل بيت (عليهم السلام) نبوده و ناصبى نباشد، اشكال ندارد و در اين صورت بايد از شخص سنّى در صورت جدايى با طلاق جدا شود ولى اگر معلوم شود كه شخص سنّى ناصبى بوده و دشمن اهل بيت (عليهم السلام) مىباشد، ازدواج صحيح نبوده و اگر بعد از عقد فهميده، عقد باطل است و احتياجى به طلاق ندارد، والله العالم.
سؤال (708) در صراط النجاة جلد سوم اينگونه آمده است: در صورتى كه شوهر سنّى باشد ولى پيروى از مذهب حقهى شيعه كند، ازدواج با او مانعى
ندارد ولى در صورتى كه زن سنّى باشد، هر چند موافق مذهب حق عمل نكند ازدواج با او اشكالى ندارد، لطفاً دليل اين تفصيل را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: فرق بين اين دو صورت به جهت حفظ تشيع و اعتقادات زوجه و فرزندانش مىباشد ولى در صورتى كه زن سنّى باشد ترسى از اين جهت براى مرد نمىباشد بخلاف عكس مسئله يعنى در صورتى كه زن شيعه و مرد سنّى باشد كه در اين صورت زن و فرزندانش در معرض خطر انحراف واقع مىشوند، والله العالم.
سؤال (709) در صورتى كه مرد از مخالفين و سنّى باشد آيا زن شيعه مىتواند با او ازدواج موقت نمايد و آيا مرد شيعه مىتواند با زن سنّى ازدواج موقت نمايد؟ آيا ازدواج دايم هم حكم ازدواج موقت را دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه زن شيعه با ازدواج موقت با مرد سنّى مورد اتهام به زنا واقع شود و يا اينكه مرد سنّى قصد ازدواج و عقد شرعى را نكرده، بلكه غرض او ايجاد ارتباط نامشروع و استفاده نامشروع از زن شيعه مىباشد، ازدواج موقت جايز نمىباشد، اما ازدواج موقت مرد شيعى با زن سنّى در صورتى كه از زن سنّى وكالت گرفته و يا خود زن عقد را واقع كند، مانعى ندارد اما ازدواج دايمى زن شيعه با مرد سنّى در صورتى كه دين و مذهب بچههاى او در معرض خطر باشد، محل اشكال بوده و در صورتى كه دين خود زن در معرض خطر باشد جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (710) بنابر مشهور علماء ازدواج زن شيعه با مرد سنّى مكروه مىباشد به همين جهت علماى خليج از اين امر خوددارى مىكنند تا اينكه دختران شيعه از اين امر منصرف شده و اقدام به آن نكنند ولى در بعضى از موارد
ديده مىشود كه زن و مرد به اين ازدواج اصرار داشته و ولى دختر مىگويد ازدواج بايد نزد يكى از علماى شيعه باشد و در اين اثناء خوددارى علماء از اجراى عقد باعث وقوع معصيت مىشود، لطفاً نظر مبارك را بيان نمائيد؟
بسمه تعالى: آنچه كه مشهور علماى شيعه فرمودهاند با ملاحظه حكم اولى مسئله است، ولى در صورتى كه عناوين ديگرى بر اين موضوع مترتب شود، ممكن است حكم اين مسئله از كراهت مبدل به حكم ديگرى شود، مثل اينكه ملاحظه فرزندان زن شيعه شود كه در اين ازدواج دين فرزندان و مذهب آنان به انحراف كشيده شده و باعث جدايى آنان از مذهب اهلبيت (عليهم السلام) مىشود، در اين فرض لازم است كه به امرى اقدام نكند كه باعث جدايى فرزندانش از اهل بيت (عليهم السلام) شود.
سؤال (711) مردى سنّى از زن شيعهاى كه از شوهرش طلاق گرفته، خواستگارى نموده و از او خواسته كه اقدام به ازدواج مسيار نمايند، اين ازدواج طبق آنچه كه خود اهل سنت مىگويند عبارت از اين است كه به توافق زن و مرد نامهاى نوشته شده و در محكمهى اهل سنت به قاضى و يا مسئول آن محكمه با حضور دو شاهد تحويل داده مىشود و ثبت مىگردد. اكنون اين زن و مرد در مسئلهى ما اقدام به اين ازدواج نموده، ولى دو نفر شاهد هنگام عقد را نگرفتهاند، بلكه يكى از دو شاهد برادر زن بوده و در مذهب اهل سنت هم شهادت برادر زن مقبول نمىباشد، اكنون سؤال اين است كه آيا اين ازدواج واقع شده است، آيا ازدواج زن شيعه با مرد سنّى جايز مىباشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه زن شيعه از شوهر شيعهاش طلاق گرفته و طلاق او
هم شرعى بوده است و يا اينكه از يك مرد سنّى طلاق صحيح گرفته است، مىتواند بعد از اتمام عدّه با مرد ديگرى ازدواج كند، ولى ازدواج بايد به عقد صحيح و با لفظ شرعى مخصوص انشاء شود و ازدواج زن شيعه با مرد سنى، هرچند عقد با الفاظ صحيح انشاء شود، محل اشكال است. اين نوع ازدواج عقايد زن را در خطر انحراف قرار مىدهد، والله الموفق.
سؤال (712) زنى كه در عدّهى ازدواج موقت بوده و در اثناء آن اقدام به ازدواج موقت ديگرى كرده است، مدت عقد دوم يك ماه بوده و شوهر گفته است كه بعد از يك ماه او را به عقد دايم خود درمىآورد، آنان به يك محكمه سنّى رفته، ولى قصد زن اجراء نكاح دايم نبوده است، اكنون سؤال اين است كه اگر عقد اجرا شده در محكمهى سنّى طبق موازين مذهب شيعه باشد، آيا اين زن شوهردار محسوب مىگردد؟
بسمه تعالى: در اجراء عقد شيعه بودن عاقد معتبر نمىباشد و چون مرد دومى كه قصد ازدواج با او را دارد، در اثناء عدّهى اول اقدام به ازدواج نموده و دخول هم محقق شده، زن بر مرد دوم حرام ابدى مىشود، والله العالم.
تعارض حق زن با پدر و مادر
سؤال (713) در مورد تعارض خواستهى زن با خواستهى پدر، خواستهى كدام مقدم مىباشد؟ مثلًا اگر زن از مرد بخواهد چيزى بخرد، ولى پدر از خريد آن مخالفت نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): اگر آنچه كه همسر از شوهرش مطالبه مىكند جزء نفقهى واجب او باشد يا اينكه از حقوق زن باشد، بايد خواستهى همسر را مقدم
بدارد و اگر از اين امور نباشد، نبايد پدر و مادر را غضبناك نمايد، والله العالم.
سؤال (714) اگر مادر به فرزندش بگويد بايد همسرت را طلاق بدهى، آيا اطاعت او در اين صورت واجب است و در صورتى كه بگويد اگر همسرت را طلاق ندهى، عاق من مىباشى، آيا وظيفه دارد كه طلاق بدهد؟
خوئى (قدس سرّه): اطاعت مادر در اين مسئله واجب نمىباشد و كلامى هم كه از مادر ذكر شده، اعتبارى ندارد، والله العالم.
سؤال (715) اگر مادر بگويد كه اگر همسرت را طلاق ندهى، شيرم بر تو حرام باشد، آيا وظيفهى شرعى به طلاق پيدا مىشود؟
بسمه تعالى: اطاعت مادر در اين امور لازم نمىباشد، والله العالم.
اجازهى پدر در خروج از منزل
سؤال (716) آيا بر دخترى كه هنوز ازدواج نكرده، لازم است در هنگام خروج از منزل از پدرش اجازه بگيرد؟
خوئى (قدس سرّه): اجازه گرفتن از پدر لازم نمىباشد، ولى اگر پدر تشخيص دهد كه خروج از منزل باعث فساد دختر مىشود، مىتواند از خارج شدن او بدون اجازه جلوگيرى كند، والله العالم.
احكام طلاق
طلاق بائن
شروط صحت طلاق
احكام طلاق
احكام عدّه
طلاق حاكم شرعى
رجوع و احكام آن
وكالت دادن در طلاق
مسايل متفرقه طلاق
طلاق خلعى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
طلاق بائن
سؤال (717) شخصى كه همسرش را بدون نزديكى با او طلاق داده است و بعد از مدتى گفته، طلاق داده شده باطل بوده و تو الآن همسر من هستى، ولى از باب احتياط يك بار ديگر با تو عقد ازدواج مىخوانم و براى بار ديگر عقد ازدواج خوانده، زن هم به خاطر سادگى و ساده لوحى قبول نموده، ولى بعداً متوجه شده كه مرد او را گول زده و مورد خدعه قرار داده است، آيا در اين فرض ازدواج دوم صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: عقد دوم صحيح بوده، ولى گول زدن و فريب دادن زن كار حرامى است و زن به خاطر عقد جديد مستحق مهر جديد مىباشد و در اين مسئله اگر مرد در عقد دوم در مهر چيز ناچيزى قرار داده و يا در عقد اول و دوم چيز ناچيزى قرار داده است، زن در عقد دوم مستحق مهرالمثل مىباشد نه آنچه كه در ضمن عقد دوم مهر قرار داده است، والله العالم.
سؤال (718) مردى كه دختر باكرهاى را به عقد خود درآورده، سپس با اختيار خودش قبل از آنكه با او نزديكى كرده باشد، او را طلاق داده است، ولى بعد از مدتى مىگويد تو الآن هم زن من مىباشى و طلاق من به خاطر عصبانيت باطل بوده است، ولى از باب احتياط يك بار ديگر مىخواهم تو را به عقد جديد خود درآورم، او مجدداً عقد را خوانده است بعد از اين واقعه برادر اين دختر متوجهى قضيه شده و بين اين دختر و همسرش نزاع