احكام طلاق
سؤال (739) آيا زن و شوهر به مجرد اينكه به همديگر علاقهاى پيدا نكردند مىتوانند اقدام به طلاق نمايند و به شكلى كلى طلاق در چه صورتى رجحان دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه نتوانند در زندگى توافق پيدا كرده و ديگران هم نتوانند آن دو را به توافق برسانند، مىتوانند اقدام به طلاق نمايند، والله العالم.
سؤال (740) خانمى بعد از آنكه اقدام به ازدواج نموده، بعد از گذشت دو هفته متوجه شده كه با شوهرش توافق لازم براى زندگى را ندارد، او درخواست طلاق نموده است مستدعى است بيان فرمائيد كه اين زن مستحق چه مقدار از مهر مىباشد و آيا مصارفى را كه زن براى مجلس عروسى پرداخت نموده، مىتواند از شوهر مطالبه كند؟
بسمه تعالى: اختيار طلاق به دست شوهر مىباشد و اگر زن از شوهر درخواست طلاق كند، مىتواند شوهر را با بخشيدن مهر و يا مبلغ بيشترى به طلاق راضى سازد و در صورت طلاق شوهر بايد نصف مهر را به زن پرداخته و نسبت به آنچه كه در عروسى مصرف شده، ضامن نمىباشد، والله العالم.
سؤال (741) در صورتى كه زنى را سه طلاقه نموده و بعد از مدتى شوهر ادعا كرد كه يكى از طلاقها فاقد شرط صحت بوده و طلاق باطل واقع شده است. البته زن هم مرد را در اين ادعا تصديق نموده است. آيا مرد مىتواند بعد از طلاق سوم به اين زن رجوع نمايد با توجه به اينكه زن هنگام وقوع طلاق، هر سه طلاق را صحيح مىدانسته است و بعد از آن شوهر را در باطل بودن يكى از سه طلاق تأييد نموده است؟
خوئى (قدس سرّه): در مفروض سؤال چون زن و شوهر هر دو اتفاق بر بقاى زوجيت دارند، اثرى براى اقرار قبلى نمىباشد.
سؤال (742) در صورتى كه طلاق به جهت فقدان يكى از شروط آن باطل باشد ولى زن مطلّقه بعد از تمام شدن عدّهى طلاق، دوباره با همسرش اقدام به خواندن عقد موقت نموده است و بعد از تمام شدن يك حيض به خاطر جهل به مسايل شرعى اقدام به ازدواج موقت با مرد ديگرى نموده و بعد از گذشت يك حيض با مرد سومى عقد موقت خوانده است و هر سه مرد با اين زن نزديكى كردهاند. آيا شوهر اين زن مىتواند دوباره اين زن را به عقد خويش درآورد. آيا مرد دوم و يا سوم مىتوانند با اين زن ازدواج شرعى داشته باشند؟
بسمه تعالى: با توجه به باطل بودن طلاق عقد موقتى كه بر زن واقع شده، چه توسط شوهر و يا مرد ديگر، باطل مىشود و اين خانم با توجه به باطل بودن طلاق، همسر شوهرش محسوب شده و در نكاح او باقى است و دو مرد ديگر در صورتى كه با او نزديكى كردهاند، زن بر آنان حرام ابدى مىشود هرچند در اين عمل جاهل به حكم شرعى بودهاند و مرد اول كه شوهر زن بوده، مىتواند بدون عقد به همسر خود رجوع نمايد البته مرد قبل از رجوع به همسرش بايد صبر كند تا آنكه عدّهى طلاق زن سپرى شود، والله العالم.
سؤال (743) در صورتى كه زن در محكمه، طلاق بائن و يا خلعى و يا مبارات داده شود. آيا شوهر در صورت رجوع به زن مطلّقه بايد عقد جديد بخواند؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه طلاق داراى شرايط شرعى بوده است. در صورت رجوع شوهر بايد قبل از آن اقدام به عقد نمايد، والله العالم.
طلاق در نزد مذاهب ديگر
سؤال (744) در صورتى كه شخص سنّى همسرش را سه طلاقه كرده و بعد از مدتى از روى قصد و اعتقاد يا براى آنكه بتواند به همسرش رجوع نمايد شيعه شده است، آيا در اين فرض با توجه به آنكه اين طلاق در مذهب شيعه باطل مىباشد، مىتواند به همسرش رجوع نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): بله در صورت ذكر شده مىتواند به همسرش رجوع نمايد، والله العالم.
سؤال (745) مردى سنّى همسرش را كه او هم سنّى بوده، سه طلاقه نموده است. قاضى سنّى با توجه به مذهبى كه دارند حكم به جدايى آن دو نموده و رجوع مجدد شوهر به همسرش را منوط به محلل دانسته است و اين زن و مرد هم اكنون شيعه شدهاند. آيا طلاقهايى كه واقع شده، باطل و بىاثر مىگردد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه حقيقتاً شيعه شدهاند و تشيّع آنان صورى و اسمى نباشد بر نكاح اولشان باقى بوده و در رجوع مرد به همسرش نيازى به عقد جديد نمىباشد البته اين مسئله در صورتى است كه طلاقهاى واقع شده جامع شروط طلاق در نزد شيعه نباشند، والله العالم.
سؤال (746) زن شيعهاى اقدام به ازدواج با مردى سنّى نموده و يكى از قاضيان سنّى عقد ازدواج را جارى ساخته است. اكنون اين مرد مدتى است كه زن شيعه را رها كرده و به شهر ديگرى رفته است. مدت سه سال است كه اين زن بىنفقه باقى مانده است بعد از اين مدت او به يك قاضى سنّى مراجعه نموده و درخواست طلاق داده است، قاضى هم طبق شروط مذهبشان زن شيعه را طلاق داده است. آيا اين طلاق صحيح مىباشد. آيا راهى براى
نجات اين زن مؤمنه از اين گرفتارى وجود دارد؟
خوئى (قدس سرّه): با توجه به اينكه حكم قاضى در نزد اهل سنت نافذ مىباشد طلاقى كه واقع شده صحيح و نافذ بوده و زن شيعه بعد از آن مىتواند با هر كه خواست ازدواج نمايد، والله العالم.
احكام طلاق بائن
سؤال (747) در صورتى كه زن در بين طلاق نهم با مرد ديگرى ازدواج دايم و يا موقت داشته و عمل نزديكى هم تحقق پيدا كرده است. آيا در فرض مذكور زن به شوهر قبلى حرام مؤبد مىشود؟ آيا در صورتى كه عمل نزديكى محقق نشده باشد، تأثيرى در مسئله دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه بين طلاق نهم ازدواج دايم يا موقتى با مرد ديگرى صورت گرفته باشد چه نزديكى شده يا نشده باشد، زن به همسر اولش حرام نمىشود البته بعد از تحقق سه طلاق نياز به محلل مىباشد و محلل هم بايد بعد از عقد دايم با زن نزديكى نمايد.
سؤال (748) مردى كه مقلّد مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) بوده و يا با اجازهى شما بر تقليد آن مرحوم باقى مانده است اين مرد زن خود را يك بار طلاق داده، سپس به او رجوع كرده و نزديكى نموده است براى مرتبهى دوم او را طلاق داده و بعد از آن رجوع نموده است ولى با زن نزديكى نكرده است و بعد از اين رجوع براى مرتبهى سوم طلاق داده است. آيا اين طلاق بائن محسوب مىشود يا اينكه به خاطر عدم تحقق نزديكى بعد از رجوع دوم، طلاق سوم باطل مىگردد؟
بسمه تعالى: زن به شوهرش حلال نمىشود مگر در صورتى كه مرد ديگرى با آن
ازدواج نمايد و در اين مسئله فرقى بين نظر ما و مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) وجود ندارد، مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) در مسئلهسؤال سؤال (1437) به آنچه كه در جواب گفته شد در احكام طلاق به كلمهى (مطلقاً) اشاره فرمودهاند، والله العالم.
سؤال (749) در صورتى كه مرد سنّى همسر سنّى خود را دو مرتبه طلاق داده، سپس هر دو شيعه شدهاند سپس بعد از شيعه شدن براى مرتبهى سوم زن را طلاق داده است. آيا دو طلاقى كه قبل از شيعه شدن آن دو واقع شده، صحيح مىباشد. آيا با انعقاد طلاق سوم اين زن سه طلاقه شده و نياز به محلل مىباشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه مرد همسرش را طلاق داده و در عدّه و يا بعد از آن به عقد جديد رجوع نموده است سپس براى مرتبهى ديگر طلاق داده و رجوع نموده است. در اين فرض دو طلاق محقق شده و اگر مجدداً اقدام به طلاق همسر نمايد زن سه طلاقه محسوب شده و در رجوع مجدد به او، نياز به محلل مىباشد ولى اگر زن را در يك مجلس دو مرتبه طلاق داده به اين شكل كه به زن بگويد (انت طالق مرتين) يك مرتبه محسوب شده و بعد از طلاق اخير نيازى به محلل نمىباشد، والله العالم.
احكام تحليل
سؤال (750) آيا در حلال شدن زن بعد از سه طلاقه شدن، بايد شخص محلل بعد از عقد به شكل كامل نزديكى نمايد يا اينكه اگر به اندازه گردى سر آلت هم دخول محقق شود تحليل محقق مىگردد. آيا در تحليل انزال هم اعتبار دارد؟
بسمه تعالى: دخول به اندازهى گردى سر آلت كافى است ولى بنابر احتياط
واجب بايد انزال محقق شود، والله العالم.
سؤال (751) آيا زن در صورت سه طلاقه شدن به طلاق خلع و يا مبارات براى حلال شدن به همسر طلاق دهنده نياز به محلل دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه طلاق سه مرتبه محقق گرديده چه طلاق خلع و يا مبارات و يا رجعى باشد نياز به محلل بوده و مرد طلاق دهنده بدون محلل نمىتواند به آن زن رجوع نمايد، والله العالم.
سؤال (752) آيا زنى كه او را طلاق بائن دادهاند، مىتواند با مرد ديگرى اتفاق كند كه او اين زن را به نكاح دايم خود درآورده، سپس بعد از مدتى او را طلاق دهد تا اين زن بتواند با همسر اولش ازدواج نمايد؟
بسمه تعالى: در ازدواج شخص محلل بايد ازدواج دايم باشد و در صورتى كه شخص محلل زن را طلاق داد، مرد اول مىتواند بعد از گذشت عدّهى طلاق مرد محلل با همسر سابقش ازدواج كند. البته زن مىتواند در ضمن عقد ازدواج با مرد محلل شرط كند كه وكالت در طلاق خويش داشته باشد به اين معنى كه هر وقت خواست خودش را طلاق دهد، والله العالم.
احكام مهر زنى كه طلاق داده شده است
سؤال (753) در صورتى كه زنى را قبل از دخول و نزديكى طلاق دهند بر اساس قانون شرع مقدّس بايد نصف مهر را به او پرداخت نمايند. در صورتى كه مهريه از امورى باشد كه قابل تقسيم و تنصيف نمىباشد مانند تعليم سورهاى از قرآن و امثال آن، لطفاً بيان فرمائيد، كيفيت تنصيف در اينگونه از مهر چگونه است؟
بسمه تعالى: در صورتى كه همهى سوره را قبل از طلاق به زن آموخته باشد بعد
از طلاق مرد مىتواند نسبت به نصف اجرت تعليم سوره به زن مطلّقه رجوع نمايد و در صورتى كه قبل از طلاق سوره را به زن نياموخته باشد، بايد نصف سوره را به او تعليم دهد، والله العالم.
سؤال (754) آيا زنى كه شوهرش مىخواهد او را طلاق دهد مىتواند از او مهر المثل زنان هم نوع خود را در زمان طلاق مطالبه كند با توجه به اينكه مهرى كه در هنگام ازدواج قبلًا مشخص شده بوده، با گذشت زمان كم ارزش شده و اكنون چندان قيمتى ندارد؟
بسمه تعالى: اين عمل جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (755) در بعضى از مناطق، شوهر هنگام عقد ازدواج علاوه بر تعيين مهر و برپايى مجلس عقد مقدارى طلا به همسرش تقديم مىكند، اكنون بعد از گذشت مدتى از مجلس عقد و تقديم هدايا مىخواهد زن را طلاق دهد. آيا مىتواند طلاهايى را كه به زن تقديم نموده، مطالبه نمايد. آيا مىتواند مخارجى را كه در برپايى مجلس عقد و يا عروسى متحمل شده، از خانوادهى زن مطالبه كند؟
بسمه تعالى: در صورتى كه طلاها را به اين شرط داده كه زوجيت و همسرى باقى بماند و زندگى متعارف تشكيل شود و اكنون اين شرط حاصل نگشته، مىتواند آنچه را كه هديه نموده در صورتى كه آن هدايا باقى مانده است مطالبه نمايد ولى نسبت به مخارج مجلس عقد و يا عروسى حقى نداشته و نمىتواند از خانوادهى دختر مطالبه نمايد، والله العالم.
عدّهى زن در ازدواج موقت
سؤال (756) در صورتى كه زن در عادت ماهيانهى خود داراى عادت منظمى نبوده به اين شكل كه برخى موارد تا چند ماه خون نمىبيند و در بعضى از موارد
در يك ماه دوبار خون مىبيند، تكليف اين زن نسبت به عدّه در ازدواج موقت چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه اين زن مضطربه باشد بايد به اندازهى گذشت دو حيض عدّه نگه دارد و در صورتى كه در بعضى از ماهها حيض ديده و در بعضى ديگر نمىبيند، بايد 45 روز عدّه نگه دارد، والله العالم.
سؤال (757) شخصى زنى را به مدت 15 دقيقه به عقد خود درآورده و بعد از گذشت 10 دقيقه به غرض خود از ازدواج رسيده است شخص ديگرى بلافاصله در پنج دقيقه بعد با اجراى عقد با اين زن نزديكى نموده است، اكنون با توجه به اينكه زن يائسه بوده، وظيفهى شخص دوم چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه مرد اول پنج دقيقه بعدى را به زن بخشيده باشد عقد دوم مانعى ندارد ولى در صورتى كه باقى مدت را نبخشيده باشد، عقد دوم باطل بوده و در صورت دخول و يا نزديكى مرد دوم با اين زن براى او حرام ابد مىشود، والله العالم.
سؤال (758) در صورتى كه مرد در ازدواج موقت دو ماه قبل از آنكه مدت ازدواج تمام شود باقى مدت را به زن ببخشد و زن هم بعد از گذشت زمان تعيين شده در عقد موقت عدّه نگه داشته و دو مرتبه حيض ديده است، سپس بعد از دو حيض به عقد مرد ديگرى درآمده است. آيا اين ازدواج اخير صحيح مىباشد؟ با توجه به اينكه زن نمىدانسته كه مرد بقيهى مدت عقد موقت را نبخشيده و به همين علت بعد از اتمام مدت عقد عدّه نگه داشته و اقدام به ازدواج با مرد ديگرى نموده است؟
بسمه تعالى: طبق فرضى كه در مسئله ذكر شده، ازدواج اخير صحيح مىباشد، زيرا عدّهى وطى به شبهه كه از گذشت آخرين نزديكى شروع مىشود، تمام شده بوده است، والله العالم.