نجات اين زن مؤمنه از اين گرفتارى وجود دارد؟
خوئى (قدس سرّه): با توجه به اينكه حكم قاضى در نزد اهل سنت نافذ مىباشد طلاقى كه واقع شده صحيح و نافذ بوده و زن شيعه بعد از آن مىتواند با هر كه خواست ازدواج نمايد، والله العالم.
احكام طلاق بائن
سؤال (747) در صورتى كه زن در بين طلاق نهم با مرد ديگرى ازدواج دايم و يا موقت داشته و عمل نزديكى هم تحقق پيدا كرده است. آيا در فرض مذكور زن به شوهر قبلى حرام مؤبد مىشود؟ آيا در صورتى كه عمل نزديكى محقق نشده باشد، تأثيرى در مسئله دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه بين طلاق نهم ازدواج دايم يا موقتى با مرد ديگرى صورت گرفته باشد چه نزديكى شده يا نشده باشد، زن به همسر اولش حرام نمىشود البته بعد از تحقق سه طلاق نياز به محلل مىباشد و محلل هم بايد بعد از عقد دايم با زن نزديكى نمايد.
سؤال (748) مردى كه مقلّد مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) بوده و يا با اجازهى شما بر تقليد آن مرحوم باقى مانده است اين مرد زن خود را يك بار طلاق داده، سپس به او رجوع كرده و نزديكى نموده است براى مرتبهى دوم او را طلاق داده و بعد از آن رجوع نموده است ولى با زن نزديكى نكرده است و بعد از اين رجوع براى مرتبهى سوم طلاق داده است. آيا اين طلاق بائن محسوب مىشود يا اينكه به خاطر عدم تحقق نزديكى بعد از رجوع دوم، طلاق سوم باطل مىگردد؟
بسمه تعالى: زن به شوهرش حلال نمىشود مگر در صورتى كه مرد ديگرى با آن
ازدواج نمايد و در اين مسئله فرقى بين نظر ما و مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) وجود ندارد، مرحوم آقاى خوئى (قدس سرّه) در مسئلهسؤال سؤال (1437) به آنچه كه در جواب گفته شد در احكام طلاق به كلمهى (مطلقاً) اشاره فرمودهاند، والله العالم.
سؤال (749) در صورتى كه مرد سنّى همسر سنّى خود را دو مرتبه طلاق داده، سپس هر دو شيعه شدهاند سپس بعد از شيعه شدن براى مرتبهى سوم زن را طلاق داده است. آيا دو طلاقى كه قبل از شيعه شدن آن دو واقع شده، صحيح مىباشد. آيا با انعقاد طلاق سوم اين زن سه طلاقه شده و نياز به محلل مىباشد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه مرد همسرش را طلاق داده و در عدّه و يا بعد از آن به عقد جديد رجوع نموده است سپس براى مرتبهى ديگر طلاق داده و رجوع نموده است. در اين فرض دو طلاق محقق شده و اگر مجدداً اقدام به طلاق همسر نمايد زن سه طلاقه محسوب شده و در رجوع مجدد به او، نياز به محلل مىباشد ولى اگر زن را در يك مجلس دو مرتبه طلاق داده به اين شكل كه به زن بگويد (انت طالق مرتين) يك مرتبه محسوب شده و بعد از طلاق اخير نيازى به محلل نمىباشد، والله العالم.
احكام تحليل
سؤال (750) آيا در حلال شدن زن بعد از سه طلاقه شدن، بايد شخص محلل بعد از عقد به شكل كامل نزديكى نمايد يا اينكه اگر به اندازه گردى سر آلت هم دخول محقق شود تحليل محقق مىگردد. آيا در تحليل انزال هم اعتبار دارد؟
بسمه تعالى: دخول به اندازهى گردى سر آلت كافى است ولى بنابر احتياط
واجب بايد انزال محقق شود، والله العالم.
سؤال (751) آيا زن در صورت سه طلاقه شدن به طلاق خلع و يا مبارات براى حلال شدن به همسر طلاق دهنده نياز به محلل دارد؟
بسمه تعالى: در صورتى كه طلاق سه مرتبه محقق گرديده چه طلاق خلع و يا مبارات و يا رجعى باشد نياز به محلل بوده و مرد طلاق دهنده بدون محلل نمىتواند به آن زن رجوع نمايد، والله العالم.
سؤال (752) آيا زنى كه او را طلاق بائن دادهاند، مىتواند با مرد ديگرى اتفاق كند كه او اين زن را به نكاح دايم خود درآورده، سپس بعد از مدتى او را طلاق دهد تا اين زن بتواند با همسر اولش ازدواج نمايد؟
بسمه تعالى: در ازدواج شخص محلل بايد ازدواج دايم باشد و در صورتى كه شخص محلل زن را طلاق داد، مرد اول مىتواند بعد از گذشت عدّهى طلاق مرد محلل با همسر سابقش ازدواج كند. البته زن مىتواند در ضمن عقد ازدواج با مرد محلل شرط كند كه وكالت در طلاق خويش داشته باشد به اين معنى كه هر وقت خواست خودش را طلاق دهد، والله العالم.
احكام مهر زنى كه طلاق داده شده است
سؤال (753) در صورتى كه زنى را قبل از دخول و نزديكى طلاق دهند بر اساس قانون شرع مقدّس بايد نصف مهر را به او پرداخت نمايند. در صورتى كه مهريه از امورى باشد كه قابل تقسيم و تنصيف نمىباشد مانند تعليم سورهاى از قرآن و امثال آن، لطفاً بيان فرمائيد، كيفيت تنصيف در اينگونه از مهر چگونه است؟
بسمه تعالى: در صورتى كه همهى سوره را قبل از طلاق به زن آموخته باشد بعد
از طلاق مرد مىتواند نسبت به نصف اجرت تعليم سوره به زن مطلّقه رجوع نمايد و در صورتى كه قبل از طلاق سوره را به زن نياموخته باشد، بايد نصف سوره را به او تعليم دهد، والله العالم.
سؤال (754) آيا زنى كه شوهرش مىخواهد او را طلاق دهد مىتواند از او مهر المثل زنان هم نوع خود را در زمان طلاق مطالبه كند با توجه به اينكه مهرى كه در هنگام ازدواج قبلًا مشخص شده بوده، با گذشت زمان كم ارزش شده و اكنون چندان قيمتى ندارد؟
بسمه تعالى: اين عمل جايز نمىباشد، والله العالم.
سؤال (755) در بعضى از مناطق، شوهر هنگام عقد ازدواج علاوه بر تعيين مهر و برپايى مجلس عقد مقدارى طلا به همسرش تقديم مىكند، اكنون بعد از گذشت مدتى از مجلس عقد و تقديم هدايا مىخواهد زن را طلاق دهد. آيا مىتواند طلاهايى را كه به زن تقديم نموده، مطالبه نمايد. آيا مىتواند مخارجى را كه در برپايى مجلس عقد و يا عروسى متحمل شده، از خانوادهى زن مطالبه كند؟
بسمه تعالى: در صورتى كه طلاها را به اين شرط داده كه زوجيت و همسرى باقى بماند و زندگى متعارف تشكيل شود و اكنون اين شرط حاصل نگشته، مىتواند آنچه را كه هديه نموده در صورتى كه آن هدايا باقى مانده است مطالبه نمايد ولى نسبت به مخارج مجلس عقد و يا عروسى حقى نداشته و نمىتواند از خانوادهى دختر مطالبه نمايد، والله العالم.
عدّهى زن در ازدواج موقت
سؤال (756) در صورتى كه زن در عادت ماهيانهى خود داراى عادت منظمى نبوده به اين شكل كه برخى موارد تا چند ماه خون نمىبيند و در بعضى از موارد
در يك ماه دوبار خون مىبيند، تكليف اين زن نسبت به عدّه در ازدواج موقت چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه اين زن مضطربه باشد بايد به اندازهى گذشت دو حيض عدّه نگه دارد و در صورتى كه در بعضى از ماهها حيض ديده و در بعضى ديگر نمىبيند، بايد 45 روز عدّه نگه دارد، والله العالم.
سؤال (757) شخصى زنى را به مدت 15 دقيقه به عقد خود درآورده و بعد از گذشت 10 دقيقه به غرض خود از ازدواج رسيده است شخص ديگرى بلافاصله در پنج دقيقه بعد با اجراى عقد با اين زن نزديكى نموده است، اكنون با توجه به اينكه زن يائسه بوده، وظيفهى شخص دوم چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه مرد اول پنج دقيقه بعدى را به زن بخشيده باشد عقد دوم مانعى ندارد ولى در صورتى كه باقى مدت را نبخشيده باشد، عقد دوم باطل بوده و در صورت دخول و يا نزديكى مرد دوم با اين زن براى او حرام ابد مىشود، والله العالم.
سؤال (758) در صورتى كه مرد در ازدواج موقت دو ماه قبل از آنكه مدت ازدواج تمام شود باقى مدت را به زن ببخشد و زن هم بعد از گذشت زمان تعيين شده در عقد موقت عدّه نگه داشته و دو مرتبه حيض ديده است، سپس بعد از دو حيض به عقد مرد ديگرى درآمده است. آيا اين ازدواج اخير صحيح مىباشد؟ با توجه به اينكه زن نمىدانسته كه مرد بقيهى مدت عقد موقت را نبخشيده و به همين علت بعد از اتمام مدت عقد عدّه نگه داشته و اقدام به ازدواج با مرد ديگرى نموده است؟
بسمه تعالى: طبق فرضى كه در مسئله ذكر شده، ازدواج اخير صحيح مىباشد، زيرا عدّهى وطى به شبهه كه از گذشت آخرين نزديكى شروع مىشود، تمام شده بوده است، والله العالم.
سؤال (759) زنى بعد از آنكه يك حيض از ازدواج موقت قبلى او گذشته، به عقد منقطع مرد ديگرى در آمده است او بعد از آنكه مسئلهى شرعى را فهميده، فوراً از مرد دوم جدا شده است او بعد از گذشت دو حيض از آخرين نزديكى با مرد دوم، دوباره به عقد منقطع شوهر قبلىاش درآمده است. آيا شوهر قبلى بعد از گذشت دو حيض مىتواند به همسرش رجوع كند يا اينكه زن بايد عدّهى وطى به شبهه را از نزديكى مرد دوم نگه دارد. آيا همسر اول مىتواند به اين زن به طريق شرعى رجوع كند؟
بسمه تعالى: طبق آنچه كه در مسئله ذكر شده، زن به هر دو مرد در صورتى كه هر دو عقد خوانده و با زن نزديكى كرده باشند، حرام ابدى مىشود. زيرا ازدواج مرد دوم در زمان عدّهى شوهر قبلى زن بوده و عقد شوهر قبلى هم در زمان عدّهى وطى به شبهه مرد دوم واقع گرديده است، والله العالم.
سؤال (760) آيا در صورتى كه در ازدواج موقت نزديكى با زن از عقب محقق شده باشد، عدّه بر زن واجب است؟
بسمه تعالى: بله زن بايد با ديدن دو حيض عدّه نگه دارد، والله العالم.
سؤال (761) در صورتى كه زنى را به عقد موقت خود درآورده ولى با او نزديكى نكردهام، نيازى به عدّه براى ازدواج مجدد زن با مرد ديگرى مىباشد؟
بسمه تعالى: در فرض مذكور اگر با زن هرچند به اندازه گردى سر آلت نزديكى نشده باشد، عدّه واجب نمىباشد، والله العالم.
سؤال (762) در صورتى كه مردى زن را به عقد موقت خود درآورده و بقيهى مدت را بعد از دخول به زن ببخشد، سپس دوباره زن را در عدّه به عقد خود درآورده و بدون آنكه به او دخول نموده باشد، بقيهى مدت را به او بخشيده است، در فرض مذكور، آيا زن بايد عدّهى اول را كامل نمايد و يا
آنكه بايد عدّه را از سر بگيرد؟
بسمه تعالى: در فرض مذكور زن بايد عدّهى اول را تكميل نمايد و قبل از تكميل آن نمىتواند با مرد ديگرى ازدواج نمايد، والله العالم.
سؤال (763) در صورتى كه زن را به عقد موقت به مدت يك سال به عقد خويش درآورد سپس بعد از نزديكى با زن، بعد از گذشت يك ماه از مدت ذكر شده او را به مدت دو ماه رها كرده، سپس بقيهى مدت را به او بخشيده است و قبل از آن يعنى در مدت دو ماه فقط با زن تماس تلفنى داشته است. آيا زن در فرض مذكور براى ازدواج مجدد بايد عدّه نگه دارد؟
بسمه تعالى: بعد از آنكه مرد بقيهى مدت را به او بخشيد، زن بايد عدّه نگه دارد، والله العالم.
سؤال (764) در صورتى كه با زنى ازدواج موقت نموده و با او نزديكى كرده است سپس بقيهى مدت را به او بخشيده و براى مرتبهى دوم بعد از آنكه حيض اول زن وقتش رسيده، زن را به عقد خود درآورده و بدون نزديكى با او بعد از حيض دوم بقيهى مدت را بخشيده است، آيا زن بعد از ازدواج موقت دوم بايد عدّه نگه دارد؟
بسمه تعالى: در فرض مسئله زن بايد عدّهى ازدواج اول را تمام كند و بعد از آن مىتواند ازدواج كند، والله العالم.
سؤال (765) الف- زنى كه به عقد موقت مردى درآمده و بعد از گذشت مدت عقد عدّه نگه داشته و در روز پنجم حيض دوم، در حالى كه عادت او 7 روز بوده، اقدام به ازدواج موقت ديگرى نموده است و بعد از گذشت مدت عقد دوم و بعد از تحقق نزديكى براى مرتبهى دوم عدّه نگه داشته است. او بعد از آنكه دو حيض كامل را پشت سر گذاشته، اقدام به ازدواج
دايم با مرد سومى نموده است. آيا ازدواج سوم شرعاً صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: اين زن بر مرد دوم كه در عدّهى ازدواج موقت اقدام به عقد بر زن نموده، حرام ابدى مىشود و همچنين بر مرد سوم به خاطر ايجاد عقد در زمان عدّهى وطى به شبهه حرام ابدى مىشود و در اين مسئله فرق بين علم و يا جهل زن به مسئلهى شرعى نمىباشد، والله العالم.
ب- در صورتى كه شوهر دوم به زن بگويد كه دو ماه قبل از اتمام مدت ازدواج موقت او، بقيهى مدت را به زن بخشيده است و زن هم بعد از اتمام زمان به دو حيض كامل عدّه نگه داشته است سپس با مرد سومى در ماه چهارم عقد خوانده و با او ازدواج نموده است. آيا اين ازدواج سوم صحيح مىباشد؟
بسمه تعالى: طبق آنچه كه در مسئله فرض شده ازدواج او با مرد سوم صحيح مىباشد زيرا عدّهى وطى به شبهه كه بعد از آخرين نزديكى محقق شده پايان يافته است، والله العالم.
سؤال (766) اگر زنى را به مدت يك سال به ازدواج موقت خود درآورد سپس بعد از اولين نزديكى او را به مدت دو ماه ترك نمايد، سپس باقى مدت را به او بخشيده باشد آيا زن بايد عدّه نگه دارد؟
بسمه تعالى: بعد از بخشيده شدن باقى مدت، زن بايد عدّه نگه دارد، والله العالم.
عدّهى وطى به شبهه
سؤال (767) زنى كه اقدام به ازدواج موقت نموده، در حالى كه اين ازدواج باطل و فاقد شرايط صحت بوده است، زن با جهل به مسئله شرعى در 17 ماه رمضان با مرد عمل نزديكى داشته و در روز 10 شوال متوجهى باطل بودن