خوئى (قدس سرّه): آنچه كه در سؤال ذكر شده، مجوز ترك حقوق واجبهى شوهر توسط زن نمىشود و زن بايد به وظايف شرعيهى خود در قبال شوهر اقدام كند يا آنكه شوهر را راضى به طلاق نمايد، والله العالم.
احكام زنى كه شوهرش گم شده است
سؤال (787) آيا مدتى كه براى فحص و جستجو از شوهرى كه گم شده و تعيين گرديده، از زمان رجوع زن به حاكم شرع محسوب مىگردد چنانچه در رسالهى عمليه ذكر شده است، يا آنكه گذشت اين مدت يا بيشتر از آن هرچند بدون مراجعه به حاكم شرع باشد كفايت مىكند. با توجه به اينكه گذشت اين مدت بعداً در نزد حاكم ثابت شده است؟
خوئى (قدس سرّه): طبق آنچه كه در منهاج ذكر كردهايم بعيد نيست كه گذشت چهار سال از گم شدن شوهر و جستجو از او كفايت نمايد هرچند گذشت اين مدت به دستور حاكم شرع نبوده باشد ولى در فرض مورد سؤال، حاكم شرع دستور مىدهد مقدارى از شوهر جستجوى مجدد به عمل آمده سپس بعد از آنكه از او خبرى نشد او و يا وكيلش اقدام به طلاق دادن زن مىنمايد، والله العالم.
سؤال (788) شخصى با زنى ازدواج نموده و بعد از مدتى زن را رها كرده و هيچگونه خبرى از او نبوده است اين كيفيت به مدت 7 سال سپرى شده و بعد از مدتى، آن زن اقدام به ازدواج با برادر شوهرش نموده است بعد از گذشت مدتى از ازدواج، شوهر اولش پيدا شده و به زن مراجعه كرده، اكنون وظيفهى زن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): زن در صورتى كه شوهرش گم شده است و او نمىداند
شوهرش مرده و يا زنده است و نفقهاى هم براى زندگى نداشته باشد. ولى شرعى شوهر هم از مال شوهر يا مال خود نفقهى او را ندهد، بايد به حاكم شرع مراجعه كند در اين صورت حاكم زن را ملزم به جستجو از مرد به مدت چهار سال مىكند و بعد از اين مدت اگر جستجو نتيجهاى نداد حاكم ولى شرعى شوهر را مجبور مىكند كه زن را طلاق دهد اگر او از طلاق امتناع نمود. حاكم شرعى و يا وكيل او زن را طلاق مىدهد زن بعد از طلاق عدّه طلاق نگه داشته و بعد از اتمام عدّه، اگر شوهر اولش رجوع نمايد اثرى نخواهد داشت.
تبريزى (قدس سرّه): ولى در صورت ذكر شده در سؤال، بعد از مراجعهى شوهر اول چون زن به شوهر دوم بدون تحقق طلاق ازدواج كرده، عقد دوم باطل بوده و زن به برادر شوهرش حرام ابدى مىشود و زوجيت او نسبت به شوهر اول باقى مىباشد، والله العالم.
سؤال (789) الف: دختر عمهى من در عراق ازدواج كرده و داراى سه فرزند مىباشد، حكومت عراق او و سه فرزندنش را از عراق اخراج كرده و شوهرش را زندانى نموده است بعد از گذشت يك سال خبر زنده بودن شوهرش به او رسيده است ولى بعد از گذشت چهارده سال از آخرين خبر، هيچگونه خبرى از زنده بودن و يا مرده بودن شوهر ندارد. زن در جستجوى شوهر به عراق رفته و هيچگونه خبرى از شوهر به دست نياورده است او اكنون مىخواهد اقدام به ازدواج مجدد نمايد و شديداً به آن احتياج دارد. وظيفهى شرعى اين زن راجع به طلاق چيست؟
بسمه تعالى: بنابر احتياط واجب در صورتى كه زن كسى را دارد كه خرج زندگى او را بدهد بايد صبر كند تا مرگ شوهرش احراز شود، والله العالم.
ب: در صورتى كه اين زن مانند زنى باشد كه شوهرش مرده است، چگونه بايد عدّه نگه دارد و ابتداى شروع عدّهى او از چه زمانى محسوب مىگردد؟
بسمه تعالى: ازدواج اين زن با مرد ديگر بعد از گذشت عدّه محل اشكال است و بنابر احتياط اين زن بايد صبر كند تا آنكه اطمينان به مرگ شوهرش پيدا نموده و يا آنكه، كسى كه خبرش اعتبار شرعى دارد، خبر مرگ او را به زن بدهد، والله العالم.
سؤال (790) زنى در عراق ازدواج نموده و بعد از گذشت مدتى شوهرش گم شده و هيچگونه خبرى از او نبوده است. بعد از گذشت 10 سال، شوهرش را در يكى از كشورهاى اروپايى پيدا كرده و با تماس تلفنى به او گفته كه به زندگى خود برگشته و زن را از تنهايى نجات دهد. مرد از برگشت ممانعت كرده و از پرداخت نفقه هم امتناع مىكند. زن به همين جهت از مرد درخواست طلاق نموده و شوهر در جوابش گفته كه من مسيحى شدهام و در دين مسيح زن را طلاق نمىدهند مگر در صورتى كه اقدام به عمل منافى عفت كند. اكنون از اين مسئله 17 سال گذشته و اين مرد فقط براى دخترش ماهى 150 هزار تومان مىفرستد. آيا اين زن مىتواند خودش را طلاق داده يا آنكه بايد به حاكم شرع جامع الشرايط مراجعه نمايد؟
بسمه تعالى: بعد از آنكه ثابت شد كه مرد از پرداخت نفقه و يا طلاق دادن زن امتناع مىكند تنها حاكم شرع جامع الشرايط و يا وكيل او مىتواند اقدام به طلاق دادن زن نمايند و اگر در نزد حاكم شرع ثابت شود كه مرد خود را مسيحى خوانده است اين كلام امتناع از طلاق و نفقه محسوب گرديده
و در اين زمان حاكم شرع مىتواند زن را طلاق دهد، والله العالم.
سؤال (791) زنى كه شوهرش گم شده و او هرگز جستجويى از شوهرش ننموده و چهار سال هم صبر نكرده است. اين زن بدون مراجعه به حاكم شرعى و به خاطر جهل و نادانى به موضوع و حكم شرعى با مردى ازدواج نموده است با توجه به اينكه اين زن يقين دارد كه شوهرش در جنگ كشته شده است. حكم شرعى ازدواج اين زن را بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: ازدواج اين زن بعد از نگه داشتن عدّه محل اشكال است و بنابر احتياط اين زن بايد بقدرى صبر كند تا علم و يا اطمينان پيدا نموده و يا آنكه، كسى كه خبرش شرعاً معتبر است خبر مرگ شوهرش را به او بدهد، والله العالم.
سؤال (792) تكليف همسر شخصى كه به مدت 10 سال هيچگونه خبرى از او نمىباشد، در ازدواج مجدد چيست. آيا اين زن مانند زنى است كه شوهرش از دنيا رفته است با توجه به اينكه اين زن هيچگونه جستجوئى از شوهر گمشده خود نكرده است؟
خوئى (قدس سرّه): همسر اين مرد گم شده مانند زنى كه همسرش از دنيا رفته نمىباشد مگر آنكه بعد از گذشت 10 سال طلاق داده شود و در صورت وقوع طلاق عدّهى طلاق نگه داشته و از مرد گم شده جدا مىشود، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): بله اين زن حكم زنى را دارد كه همسرش مرده باشد البته اين حكم در صورتى است كه همسر او به مسافرتى رفته باشد كه دريائى محسوب شود اگرچه احتياط آن است كه از حاكم شرعى درخواست طلاق كند.
سؤال (793) من خواهرى دارم كه شوهرش 3 سال است گم شده است و اين زن فقط مىداند كه شوهرش مسافرت كرده و هيچگونه خبرى از او نمىباشد. اين زن اكنون در مشكلات متعددى به سر مىبرد. لطفاً وظيفهى شرعى اين زن را در اين مشكل و اقدام به ازدواج بيان فرمائيد؟
بسمه تعالى: بايد از شخصى كه گم شده، چهار سال در اماكنى كه احتمال وجود او مىرود، جستجو كند و اگر در خلال اين مدت خبرى از او نشد و معلوم نشد كه او زنده است يا مرده و كسى نبود كه نفقهى زن را پرداخت كند. حاكم شرع اين زن را طلاق مىدهد و بعد از طلاق و گذشت عدّه (كه همان عدّهى وفات مىباشد) مىتواند با مرد ديگرى ازدواج كند و اگر سه سال جستجو نمود، اين مدت از چهار سال محسوب گشته و بايد يك سال ديگر جستجو كند، والله العالم.
سؤال (794) زنى كه شوهرش مفقود گرديده و او هيچگونه جستجوئى از شوهرش نكرده و چهار سال هم صبر نكرده و به حاكم شرع هم مراجعه نداشته است و بخاطر جهل به مسايل شرعى با مردى ازدواج كرده است و بعد از گذشت مدتى پى به مسئله شرعى برده است. اكنون وظيفه شرعى اين زن با توجه اينكه ادعا مىكند، هنگام ازدواج يقين به مرگ شوهرش در جنگ داشته است، چيست؟
بسمه تعالى: در صورتى كه يقين به مرگ شوهرش داشته و ازدواجش بعد از گذشت عدّهى وفات كه بعد از يقين به مرگ شوهرش شروع مىشود تحقق پيدا كرده، ازدواجش صحيح مىباشد و در غير اين صورت عقد ازدواج باطل بوده و زن به مردى كه با او ازدواج نموده، حرام ابدى مىشود، والله العالم.
احكام زنى كه شوهرش زندانى مىباشد
سؤال (795) زنى كه از جهت مالى بىنياز مىباشد و شوهرش مدتى طولانى محكوم به زندان گرديده است. اين زن جهت نفقه مشكلى ندارد ولى از جهت تنها و دور بودن از شوهر به مشكلات ديگرى مبتلا شده است و امكان دارد كه مرتكب معصيت خدا شود. وظيفهى شرعى اين زن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض مذكور در سؤال، اين زن مىتواند از شوهرش درخواست طلاق نمايد و غير از طلاق گرفتن از شوهر راهى ندارد، والله العالم.
سؤال (796) زنانى كه شوهرانشان مدتى طولانى زندانى بوده و هيچ گونه خبرى دربارهى مرگ و يا زنده بودنشان در دست نمىباشد. آيا مانند زنانى هستند كه شوهرانشان در جنگ مفقود گرديده يا با آنان فرق دارند؟
بسمه تعالى: بله حكم اين گروه از زنان مانند زنانى است كه شوهرانشان گم شده باشد. اين گروه بايد بعد از مراجعه به حاكم شرع چهار سال از شوهر خود فحص و جستجو نمايند و اگر خبرى نسبت به مرگ و يا زندگى شوهر خود به دست نياوردند حاكم شرع و يا وكيل او در صورتى كه زن كسى را كه نفقهاش را بدهد نداشته باشد، او را طلاق مىدهد، والله العالم.
سؤال (797) آيا حاكم شرع و يا وكيل او مىتوانند زنى را كه شوهرش محكوم به حبس ابد بوده و قدرت پرداخت نفقه را نداشته و از طلاق دادن زن هم امتناع مىكند، طلاق دهند؟
خوئى (قدس سرّه): بله، در صورتى كه به طريق شرعى ثابت شود كه شوهر از طلاق دادن امتناع مىكند، مىتوانند زن را طلاق دهند، والله العالم.
طلاق توسط قاضى سنى
سؤال (798) اگر قاضى سنّى زنى را طلاق دهد بعد از آنكه زن با شوهرش اختلاف شديد داشته است. آيا اين طلاق صحيح است در صورتى كه مرد زن را رها كرده و از دادن نفقهى او هم امتناع مىكند و راضى به طلاق دادن زن هم نمىشود و اين زن ناچار است كه مدتى طولانى بدون شوهر و نفقه به سر برد و شوهر هم از طلاق دادن زن در نزد قاضى شيعه امتناع مىكند، اكنون وظيفهى شرعى اين زن چيست؟
خوئى (قدس سرّه): بايد طلاق را به شكل صحيح آن تكرار كرد و در صورتى كه شوهر از پرداخت نفقه و طلاق خوددارى مىكند، حاكم شرع او را ملزم به يكى از آن دو راه مىكند و در صورت امتناع شوهر، حاكم شرع و يا وكيل آن زن را طلاق مىدهند.
سؤال (799) زن شيعه مذهبى كه با عقد صحيح ازدواج كرده است، سپس بعد از مدتى با شوهرش اختلاف پيدا كرده و بعد از مراجعه به يك قاضى سنّى اقدام به طلاق كردهاند. قاضى سنّى هم طلاق را طبق مذهب خودش جارى ساخته است. اين زن بعد از طلاق با مرد شيعه مذهبى ازدواج كرده و مرد بعد از مدتى متوجه شده كه زن را قاضى سنّى طبق مذهبش طلاق داده است. اكنون مستدعى است با توجه به سؤال ذكر شده به موارد ذيل جواب عنايت فرمائيد؟
1- آيا طلاق در نزد قاضى سنّى صحيح مىباشد با توجه به اينكه طلاق فاقد شرايط شرعى در مذهب شيعه مىباشد؟
خوئى (قدس سرّه): طلاق ذكر شده باطل مىباشد و اثرى ندارد و هيچ مرد ديگرى نمىتواند با اين زن ازدواج كند.
2- آيا ازدواج دوم اين زن صحيح مىباشد با توجه به اينكه مرد شيعه هيچگونه التفات و توجهى به اين قضيه نداشته است؟
خوئى (قدس سرّه): هر زنى كه ادعا كند، شوهر ندارد و مرد هم او را نشناسد و علم به فساد ادعاى او نداشته باشد، مىتوان با او ازدواج كرد.
3- آيا واجب است كه شوهر دوم او را طلاق دهد يا آنكه بدون طلاق زن از مرد جدا مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): مرد بايد از زن جدا شود و اين زن به مرد شيعه حرام ابدى مىشود و در جدايى از زن نيازى به طلاق نمىباشد، زيرا اصل عقد واقع بر زن، باطل و بى اثر بوده است.
4- آيا واجب است كه شوهر اول براى بار ديگر زن را طلاق دهد تا آنكه مرد دوم بتواند زن را دوباره به عقد خويش درآورد؟
خوئى (قدس سرّه): اين زن در زوجيت مرد اول باقى مىباشد و همسر او محسوب مىگردد و واجب نيست كه شوهر اول دوباره او را طلاق دهد و مرد دوم هم نمىتواند با اين زن هرچند شوهر اول او را طلاق دهد، ازدواج كند، زيرا بر مرد دوم حرام ابدى شده است البته آنچه كه گفته شد در صورتى است كه مرد اول شيعه باشد ولى در صورتى كه شوهر اول سنّى بوده، طلاق اول صحيح بوده و شوهر دوم نيازى به جدايى از زن ندارد، والله العالم.
سؤال (800) زن شيعهاى كه شوهر شيعهى او اقدام به طلاق او را در محاكم سنّى نموده است. اين زن بعد از طلاق، اقدام به ازدواج با مرد شيعهى ديگرى نموده است ولى به شوهر دوم نگفته است كه طلاقش در محاكم سنّى و در نزد قاضى سنّى انجام گرفته است. شوهر دوم بعد از مدتى متوجهى اين