اسلام مراجعه كرده و يكى از مسلمانان همسرش را طبق موازين اسلامى طلاق داده باشد اين طلاق صحيح مىباشد و يا آنكه خود مرد با توجه به شرايط معتبر در طلاق طبق آئين اسلام زنش را طلاق دهد در همهى اين موارد طلاق واقع شده صحيح مىباشد و در اين موارد زن بايد طبق آئين اسلام عدّهى طلاق نگه دارد يعنى اگر باردار است تا زمان وضع حمل صبر نمايد و اگر باردار نمىباشد به حسب ايام پاكى و يا گذشت ماهها عدّه نگه دارد و بعد از آن ازدواج كند، والله العالم.
تبريزى (قدس سرّه): در صحت طلاق مرد كتابى لازم نيست كه اعتقاد به مشروعيت طلاقى كه مىدهد داشته باشد بلكه اگر زنش را بر اساس آئين اسلام و شرايط معتبر در فقه شيعه طلاق بدهد هرچند احتمال صحت آن را بدهد، طلاق نافذ و صحيح مىباشد.
طلاق صورى و غير واقعى در اروپا
سؤال (820) زنى كه وكالت در فروش شراب را از شركتى گرفته و شوهرش هم اقدام به اخذ وكالت در امر ديگرى نموده است و طبق قوانين اين شركت دو وكالت به زن و شوهر داده نمىشود اكنون شركت اقدام به پس گرفتن يكى از وكالتها نموده و در صدد ابطال يكى از آن دو مىباشد ولى در صورتى كه زنى از شوهرش طلاق بگيرد وكالت مستقل او بلامانع مىباشد. آيا مرد مىتواند براى ابقاى وكالت زن اقدام به طلاق صورى و ظاهرى او نمايد و ظاهراً تنها ورقهاى را به عنوان طلاق امضاء كند؟
خوئى (قدس سرّه): دروغ حرام است و آنچه كه در سؤال ذكر شده مجوز كذب و دروغ نمىشود مضافاً به اينكه اقدام به آنچه كه در سؤال ذكر شده، باعث
بروز مفاسد و ضررهاى ديگرى هم مىشود.
تبريزى (قدس سرّه): وكالت گرفتن در فروش خمر و شراب باطل و و دروغ هم حرام است.
افشاء كردن عيوب مرد بعد از ازدواج
سؤال (821) مردى با زنى ازدواج نموده و زن قبل از تحقق عمل نزديكى متوجه شده كه مرد داراى بيمارى ضعف اعصاب بوده و داروى آرامش بخش مصرف مىكند البته مشكل عصبى او به حدّ جنون و ديوانگى نمىرسد تا زن اختيار فسخ عقد را داشته باشد. زن بعد از آگاهى از اين بيمارى مرد اقدام به درخواست طلاق نموده و مرد هم او را طلاق خلعى داده است. آيا زن مىتواند اين عيب و بيمارى مرد را بين مردم بازگو نمايد با توجه به اينكه اگر اين عيب در بين مردم فاش شود مردم گمان مىكنند كه آن مرد ديوانه است و اين امر به جايگاه مرد مذكور در جامعه لطمه مىزند؟
بسمه تعالى: افشاء عيب در بين مردم و در جامعه جايز نمىباشد ولى اگر زنى با اين خانم راجع به ازدواج به آن مرد مشورت نمود او مىتواند به آن زن بگويد كه ازدواج با مرد ذكر شده در سؤال به خاطر مريضى ذكر شده، به صلاح او نمىباشد، والله العالم.
منزل و مسكن زنى كه طلاق داده شده است
سؤال (822) آيا بر شوهر واجب است كه بعد از اتمام عدّهى طلاق رجعى براى زن مسكن و منزل تهيه نمايد با توجه به اينكه حضانت و نگهدارى فرزند با مادر بوده و فرزند نزد مادر زندگى مىكند. آيا مرد بايد وجهى در مقابل
تهيهى مسكن فرزند به زن در صورتى كه او با خانوادهاش زندگى مىكند، پرداخت نمايد؟
بسمه تعالى: تهيهى مسكن و منزل براى زن بعد از اتمام عدّهى طلاق رجعى بر شوهر واجب نمىباشد، والله العالم.
طلاق خلع
شرط بودن صيغه در صحت طلاق خلع
سؤال (823) در رسالهى عمليه صيغه و لفظ خاصى براى تحقق طلاق خلع ذكر فرمودهايد، اگر مردى صيغهى طلاق خلع را در مقابل بخشش مهريه از طرف زن جارى سازد. آيا اين صيغه ذكر شده صحيح و نافذ مىباشد و طلاق خلعى محقق مىگردد؟
خوئى (قدس سرّه): صيغهى ذكر شده صحيح مىباشد و بعد از تحقق بخشش مهر از طرف زن مانعى ندارد چنانچه تفضيل آن در رسالهى عمليه ذكر شده است، والله العالم.
سؤال (824) در صورتى كه مرد همسرش را به صيغهى «أنْتِ طالِقٌ» طلاق داده و بعد از آن معلوم شده كه طلاق از روى اكراه زن و بخشش او نسبت به مهرش بوده، آيا اين طلاق خُلعى محسوب مىگردد؟
خوئى (قدس سرّه): در فرض ذكر شده طلاق رجعى محسوب مىگردد.
سؤال (825) در صورتى كه مرد طلاق همسرش را با گفتن «أنْتِ طالِقٌ» ايجاد نموده ولى بعداً معلوم شده كه زن براى طلاق از مرد مهريهاش را بخشيده و كراهت تنها از طرف او بوده است، آيا اين طلاق رجعى محسوب مىشود يا خلعى، آيا اين طلاق كه بدون تصريح به خلع و بخشش زن بوده رجعى
محسوب مىشود يا آنكه از اساس باطل بوده و هيچگونه طلاقى محقق نشده است؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه صيغهى طلاق مشتمل بر كلمهى «على ما بذلت» نباشد، طلاق واقع شده رجعى محسوب مىگردد.
شرط بودن كراهت زوجه در طلاق خلعى
سؤال (826) در صورتى كه زن از رفتن به شهر و وطن همسرش امتناع مىكند و اقدام به درخواست طلاق و بخشيدن تمام مهر خود به مرد نموده است، شوهر به خاطر امتناع زن از رفتن به شهر و وطن او از زن كراهت داشته و در صورت نرفتن زن به وطن او، به او علاقهاى ندارد. آيا طلاقى كه بين اين دو واقع مىشود با توجه به اينكه كراهت آن دو نسبت به همديگر طرفينى مىباشد خلع محسوب مىگردد يا مبارات؟
بسمه تعالى: طلاق در فرض ذكر شده به خاطر عدم كراهت زن نسبت به شوهرش خلعى محسوب نمىگردد ولى زن مىتواند با مرد شرط كند كه او حق ندارد در زمان عدّه به او رجوع نمايد و اگر در آن زمان به زن رجوع نمود زن هم مىتواند به آنچه به مرد بخشيده رجوع نمايد، والله العالم.
سؤال (827) در صورتى كه زن از مرد، درخواست طلاق كند ولى اين درخواست به جهت كراهت زن نسبت به شوهرش نباشد، آيا مرد مىتواند در مقابل طلاق زن از او درخواست مالى نمايد و در صورت جايز بودن اين عمل، مرد به چه عنوانى مىتواند مال را از زن مطالبه نمايد؟
بسمه تعالى: در فرض ذكر شده طلاقى كه واقع مىشود خلعى نمىباشد و زن
مىتواند در مقابل پرداخت مال معينى به شوهر با او شرط طلاق نمايد، والله العالم.
سؤال (828) آيا در صحت طلاق خلع بايد كراهت زن نسبت به شوهر به اندازهاى باشد كه احتمال وقوع زن در حرام باشد؟
بسمه تعالى: مطلق كراهت زن نسبت به شوهرش مصحح طلاق خلع مىباشد هرچند به اندازهاى كه در مسئله ذكر شده نباشد، والله العالم.
طلاق مبارات
سؤال (829) در صورتى كه زن و شوهر نسبت به هم كراهت داشته و علاقهاى به هم نداشته باشند و زن به خاطر جدايى از شوهر بخواهد مهرش را به شوهر ببخشد و شوهر هم امتناعى از پرداخت مهريه او به شكل كامل در فرض تحقق طلاق نداشته باشد، چه نوعى از طلاق شرعاً واقع مىشود؟
خوئى (قدس سرّه): در صورتى كه زن مهر خود را به شوهر نبخشد و شوهر هم بخواهد مهرش را به شكل كامل به او پرداخت نمايد تحقق طلاق رجعى مانعى ندارد ولى اگر زن مهريهى خود را بخشيده و صيغهى طلاق را به عبارت «طالق على ما بذلت» واقع ساختند طلاق مبارات محقق مىشود، والله العالم.
سؤال (830) الف- در صورتى كه زنى تمام مهريهى خود يا بعضى از آن را به شوهر خود ببخشد به اين شرط كه شوهر اجازه دهد كه زن در زمان عدّه در خانهى پدرش باشد. آيا اين ابراء و بخشش صحيح مىباشد با توجه به اينكه شوهر بعد از چند روز از تحقق طلاق به همسرش رجوع نموده است؟
بسمه تعالى: اگر زنى كه طلاق داده شده بگويد مهريهام را به تو بخشيدم به اين شرط كه به اجازهاى كه دادى پايبند باشى، ابراء و بخشش باطل مىباشد، والله العالم.
ب- در مواردى كه زن و شوهر در اين مسئله كه زن به چه دليل از شوهرش كراهت داشته و از او بدش مىآيد اختلاف دارند آيا ظلم و ستم شوهر مىتواند سبب بيزارى و كراهت زن از شوهرش باشد تا آنكه طلاق خلعى محقق شود؟
بسمه تعالى: ملاك در طلاق خلعى آن است كه زن از مرد خوشش نيايد و اين كراهت و بيزارى لازم نيست كه از منشأ و علت خاص باشد، والله العالم.
احكام نذر و هبه
احكام نذر
احكام هبه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة